• ژن ها و سرطان (واژگان)

    Unit 21

     

    Vocabulary

     

    واژگان

     

    Unit 21

     

    بخش ۲۱

     

    Word list

     

    لیست کلمات

     

     

    1. attack (اَتَک): حمله کردن [فعل]

    تجزیه: attack = at (به سمت) + tack (زدن) → به سمت چیزی زدن

    کدینگ: «اَتَک» = «اَ» + «تَک» → «تَک» (تک) حمله!

    ریشه‌یابی: از ایتالیایی attaccare (چسباندن، متصل کردن) که بعداً به معنی «حمله کردن» تغییر کرد.

     

    1. To attack something is to hurt or damage it.

    (تو اَتَک سامْثینگ ایز تو هَرْت اُر دَمِج ایت.)

    حمله به چیزی یعنی آسیب زدن یا تخریب آن.

    2. She watched the lizard attack its prey.

    (شی واچْت دِ لیزِرْد اَتَک ایتْس پْرِی.)

    او مارمولک را دید که به طعمه‌اش حمله کرد.

     

     

    2. breast (بْرِسْت): پستان، سینه [اسم]

    تجزیه: breast = br + east → شبیه «برست» که بخشی از بدن است

    کدینگ: «بْرِسْت» = «بر» + «ست» → «ست» (ست) سینه!

    ریشه‌یابی: از انگلیسی باستان breost که با آلمانی Brust (سینه) مرتبط است.

     

    1. A breast is one of the two soft parts on a woman’s chest.

    (ا بْرِسْت ایز وان آو دِ تو سافْت پارْتْس آن ا وومِنْز چِسْت.)

    پستان یکی از دو قسمت نرم روی سینه‌ی زن است.

    2. She was diagnosed with breast cancer.

    (شی واز دایَگْنوزْد ویت بْرِسْت کانْسِر.)

    او مبتلا به سرطان سینه شده بود.

     

     

    3. cancer (کانْسِر): سرطان [اسم]

    تجزیه: cancer = can + cer → شبیه «کانسر» که بیماری سلولی است

    کدینگ: «کانْسِر» = «کان» + «سر» → «سر» (سر) سرطان!

    ریشه‌یابی: از لاتین cancer (خرچنگ) که به دلیل شکل رگ‌های متورم اطراف تومور به آن تشبیه شده است.

     

    1. Cancer is a serious disease that causes cells to grow abnormally.

    (کانْسِر ایز ا سیرِیَس دیزیز دَت کازِز سِلْز تو گْرو اَبْنورْمَلی.)

    سرطان یک بیماری جدی است که باعث رشد غیرطبیعی سلول‌ها می‌شود.

    2. He was a leading scientist in finding a cure for cancer.

    (هی واز ا لیدینگ سایِنْتیسْت این فایْندینگ ا کْیور فُر کانْسِر.)

    او یک دانشمند پیشرو در یافتن درمان سرطان بود.

     

     

    4. cancerous (کانْسِرَس): سرطانی [صفت]

    تجزیه: cancerous = cancer (سرطان) + ous → مربوط به سرطان

    کدینگ: «کانْسِرَس» = «کان» + «سرس» → «سرس» (سرس) سرطانی!

    ریشه‌یابی: از cancer (سرطان) + -ous (پسوند صفت) به معنی «مربوط به سرطان» گرفته شده است.

     

    1. Cancerous cells are the result of cancer.

    (کانْسِرَس سِلْز آر دِ ریزالْت آو کانْسِر.)

    سلول‌های سرطانی نتیجه‌ی سرطان هستند.

    2. The exam found cancerous cells in the patient’s blood.

    (دِی اِگزَم فاوند کانْسِرَس سِلْز این دِ پِیشِنْتْز بْلاد.)

    این معاینه، سلول‌های سرطانی در خون بیمار یافت.

     

     

    5. cell (سِل): سلول [اسم]

    تجزیه: cell = ce + ll → شبیه «سل» که واحد سازنده‌ی بدن است

    کدینگ: «سِل» = «س» + «ل» → «ل» (ل) سلول!

    ریشه‌یابی: از لاتین cella (اتاقک، سلول) که به دلیل شکل کوچک سلول‌ها به این نام خوانده شده است.

     

    1. A cell is the smallest part of a living thing that can live by itself.

    (ا سِل ایز دِ اِسمالِسْت پارْت آو ا لیوینگ تینگ دَت کَن لیو بای ایتْسِلْف.)

    سلول کوچک‌ترین قسمت موجود زنده است که می‌تواند به تنهایی زندگی کند.

    2. A red blood cell carries oxygen.

    (ا رِد بْلاد سِل کِریز آکْسیجِن.)

    هر گلبول قرمز خون حامل اکسیژن است.

     

     

    6. cigarette (سِیگِرِت): سیگار [اسم]

    تجزیه: cigarette = cigar (سیگار) + ette (پسوند کوچک) → سیگار کوچک

    کدینگ: «سِیگِرِت» = «سی» + «گرت» → «گرت» (گرت) سیگار!

    ریشه‌یابی: از اسپانیایی cigarro (سیگار) + -ette (پسوند کوچک‌کننده) به معنی «سیگار کوچک» گرفته شده است.

     

    1. A cigarette is a thinly wrapped paper tube filled with tobacco that is smoked.

    (ا سِیگِرِت ایز ا تینْلی رَپْت پِیپِر تیوب فیلْد ویت تَباکو دَت ایز اِسْموکْت.)

    سیگار لوله‌ی نازک کاغذی پر از تنباکو است که دود می‌شود.

    2. Cigarette smoking is terrible for your health.

    (سِیگِرِت اِسْموکینگ ایز تِرِبِل فُر یور هِلْت.)

    کشیدن سیگار برای سلامتی‌ات وحشتناک است.

     

     

    7. code (کُود): کد [اسم]

    تجزیه: code = co + de → شبیه «کود» که مجموعه‌ای از نشانه‌هاست

    کدینگ: «کُود» = «کو» + «د» → «د» (د) کد!

    ریشه‌یابی: از فرانسوی code که از لاتین codex (کتاب، مجموعه قوانین) گرفته شده است.

     

    1. A code is a set of symbols used to hide or read a message.

    (ا کُود ایز ا سِت آو سیمْبِلْز یوزْد تو هایْد اُر رید ا مِسِج.)

    کد مجموعه‌ای از نمادها است که برای پنهان کردن یا خواندن یک پیغام استفاده می‌شود.

    2. She used the code to solve the puzzle.

    (شی یوزْد دِ کُود تو سالْو دِ پازِل.)

    او از این کد برای حل معما استفاده کرد.

     

     

    8. cure (کْیور): درمان [اسم]

    تجزیه: cure = cu + re → شبیه «کیور» که بهبود بیماری است

    کدینگ: «کْیور» = «کی» + «ور» → «ور» (ور) درمان!

    ریشه‌یابی: از لاتinus cura (مراقبت، درمان) که با انگلیسی cure (درمان) مرتبط است.

     

    1. A cure is a medical treatment to make a sickness go away.

    (ا کْیور ایز ا مِدیکِل تْرِیتْمِنْت تو مِیک ا سیکْنِس گو اِوِی.)

    درمان، درمان پزشکی برای از بین بردن بیماری است.

    2. Scientists are still working on finding a cure for diabetes.

    (سایِنْتیسْتْس آر اِسْتیل وَرْکینگ آن فایْندینگ ا کْیور فُر دایَبیز.)

    دانشمندان هنوز در تلاشند تا درمانی برای دیابت پیدا کنند.

     

     

    9. destruction (دیسْتْرَکْشِن): تخریب [اسم]

    تجزیه: destruction = de (پایین) + struct (ساختن) + ion → ساختن را پایین آوردن

    کدینگ: «دیسْتْرَکْشِن» = «دیس» + «ترکشن» → «ترکشن» (ترک) تخریب!

    ریشه‌یابی: از لاتinus destructio که از destruere از de- (پایین) + struere (ساختن) به معنی «ساختن را از بین بردن» گرفته شده است.

     

    1. To damage something is to cause its destruction.

    (تو دَمِج سامْثینگ ایز تو کاز ایتْس دیسْتْرَکْشِن.)

    تخریبِ چیزی یعنی باعث نابودی آن شدن.

    2. The wildfires left the forest in a state of destruction.

    (دِ وایْلْدْفایِرْز لِفْت دِ فورِسْت این ا اِسْتِیت آو دیسْتْرَکْشِن.)

    آتش‌سوزی جنگل را در معرض تخریب قرار داد.

     

     

    10. DNA (دی اِن اِی): DNA [اسم]

    تجزیه: DNA = Deoxyribonucleic Acid → مخفف اسید دئوکسی‌ریبونوکلئیک

    کدینگ: «دی اِن اِی» = مخففِ ماده‌ی ژنتیکی!

    ریشه‌یابی: مخفف Deoxyribonucleic Acid که در سال ۱۸۶۹ توسط فردریش میشر کشف شد.

     

    1. DNA is the short form of deoxyribonucleic acid.

    (دی اِن اِی ایز دِ شورْت فورْم آو دیاکْسی رایْبونوکلِیک اَسید.)

    DNA فرم کوتاه اسید دئوکسی‌ریبونوکلئیک است.

    2. The police sometimes use DNA to solve crime.

    (دِ پَلیس سامْتایْمْز یوز دی اِن اِی تو سالْو کرایْم.)

    پلیس بعضاً برای حل جرم از DNA استفاده می‌کند.

     

     

    11. extensive (اِکْسْتِنْسیو): گسترده [صفت]

    تجزیه: extensive = ex (بیرون) + tens (کشیدن) + ive → به بیرون کشیده شده

    کدینگ: «اِکْسْتِنْسیو» = «اکس» + «تِنسیو» → «تِنسیو» (تنش) گسترده!

    ریشه‌یابی: از لاتinus extensivus که از extendere از ex- (بیرون) + tendere (کشیدن) به معنی «گسترده» گرفته شده است.

     

    1. Extensive means large in size or amount.

    (اِکْسْتِنْسیو میِنْز لارْج این سایْز اُر اَماونْت.)

    گسترده به معنای بزرگ به لحاظ اندازه یا مقدار است.

    2. The game drew extensive media coverage.

    (دِ گِیم دْرو اِکْسْتِنْسیو میدیا کاوِرِج.)

    این بازی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت.

     

     

    12. female (فیمِیل): زن، مونث [صفت]

    تجزیه: female = fe + male → شبیه «فیمیل» که جنس مؤنث است

    کدینگ: «فیمِیل» = «فی» + «میل» → «میل» (میل) زن!

    ریشه‌یابی: از فرانسوی باستان femelle که از لاتinus femella (دختر، زن جوان) از femina (زن) گرفته شده است.

     

    1. Female refers to women or girls.

    (فیمِیل رِیفِرْز تو ویمِن اُر گِرلْز.)

    female اشاره به زنان یا دختران دارد.

    2. She is the only female student in her class with short hair.

    (شی ایز دِ اونْلی فیمِیل اِستودِنْت این هِر کْلاس ویت شورْت هیر.)

    او تنها دختر دانش‌آموز در کلاسش با موهای کوتاه است.

     

     

    13. furthermore (فِرْذِرْمور): به‌علاوه، علاوه بر این [قید]

    تجزیه: furthermore = further (بیشتر) + more (بیشتر) → بیش از این

    کدینگ: «فِرْذِرْمور» = «فِرذر» + «مور» → «مور» (بیشتر) اضافه کن!

    ریشه‌یابی: از ترکیب further (بیشتر، دورتر) + more (بیشتر) در انگلیسی به معنی «به‌علاوه» گرفته شده است.

     

    1. Furthermore means more information will be added.

    (فِرْذِرْمور میِنْز مور اینْفورْمِیشِن ویل بی اَدِد.)

    furthermore به این معنی است که اطلاعات بیشتری نیز اضافه خواهد شد.

    2. She’s clever, and furthermore, she is not afraid of work.

    (شیز کْلِوِر، اَند فِرْذِرْمور، شی ایز نات اَفْرِید آو وَرْک.)

    او باهوش است و به‌علاوه از کار نمی‌ترسد.

     

     

    14. gene (جین): ژن [اسم]

    تجزیه: gene = ge + ne → شبیه «جین» که واحد وراثت است

    کدینگ: «جین» = «جی» + «ن» → «ن» (ن) ژن!

    ریشه‌یابی: از یونانی genos (نژاد، تولد) که با انگلیسی gene (ژن) مرتبط است.

     

    1. A gene controls what an organism looks like, how it grows, and how it develops.

    (ا جین کَنْترولْز وات اَن اورگَنیزِم لوکْس لایْک، هاو ایت گْروز، اَند هاو ایت دیوِلَپْز.)

    ژن شکل ظاهری، نحوه‌ی رشد ارگانیسم و رشد آن را کنترل می‌کند.

    2. Gene therapy is sometimes used to treat an illness.

    (جین ثِرَپی ایز سامْتایْمْز یوزْد تو تْرِیت اَن ایلْنِس.)

    از ژن‌درمانی گاهی برای درمان بیماری استفاده می‌شود.

     

     

    15. inherit (اینْهِرِت): به ارث بردن [فعل]

    تجزیه: inherit = in (درون) + herit (وارث) → درون چیزی به ارث بردن

    کدینگ: «اینْهِرِت» = «این» + «هریت» → «هریت» (میراث)!

    ریشه‌یابی: از فرانسوی باستان enheriter که از لاتinus hereditare از heres (وارث) به معنی «به ارث بردن» گرفته شده است.

     

    1. To inherit is to receive something that is passed down from a relative.

    (تو اینْهِرِت ایز تو رِسیو سامْثینگ دَت ایز پاسْت داون فرام ا رِلِتیو.)

    to inherit یعنی دریافت چیزی که از خویشاوندی به ارث می‌رسد.

    2. All the girls in my family inherit red hair from my great-grandmother.

    (آل دِ گِرلْز این مای فامِلی اینْهِرِت رِد هیر فرام مای گْرِیت-گْرانْدْمَذِر.)

    تمام دختران خانواده‌ام موهای قرمز را از مادربزرگ بزرگم به ارث می‌برند.

     

     

    16. link (لینْک): پیوند [اسم]

    تجزیه: link = lin + k → شبیه «لینک» که اتصال است

    کدینگ: «لینْک» = «لین» + «ک» → «ک» (ک) پیوند!

    ریشه‌یابی: از انگلیسی باستان hlinc که با آلمانی Gelenk (مفصل، پیوند) مرتبط است.

     

    1. A link is a connection to something else.

    (ا لینْک ایز ا کَنِکْشِن تو سامْثینگ اِلْس.)

    پیوند یعنی اتصال به چیز دیگری.

    2. The two lines in the poem share a common link.

    (دِ تو لاینْز این دِ پُوِم شِیر ا کامِن لینْک.)

    دو خط در این شعر پیوند مشترک دارند.

     

     

    17. male (مِیل): مرد، مذکر [صفت]

    تجزیه: male = ma + le → شبیه «میل» که جنس مذکر است

    کدینگ: «مِیل» = «می» + «ل» → «ل» (ل) مرد!

    ریشه‌یابی: از فرانسوی باستان masle که از لاتinus masculus (نر، مذکر) از mas (نر) گرفته شده است.

     

    1. Male refers to men or boys.

    (مِیل رِیفِرْز تو مِن اُر بویْز.)

    male به مردان یا پسران اطلاق می‌شود.

    2. He was the only male in the store.

    (هی واز دِ اونْلی مِیل این دِ استور.)

    او تنها مرد در فروشگاه بود.

     

     

    18. population (پاپْیولِیشِن): جمعیت [اسم]

    تجزیه: population = popul (مردم) + ation → مجموعه‌ی مردم

    کدینگ: «پاپْیولِیشِن» = «پاپیو» + «لِیشن» → «لِیشن» (مردم)!

    ریشه‌یابی: از لاتinus populatio که از populus (مردم) به معنی «جمعیت» گرفته شده است.

     

    1. A population is all the people living in an area.

    (ا پاپْیولِیشِن ایز آل دِ پیپَل لیوینگ این اَن اِریا.)

    جمعیت کلیه‌ی افرادی است که در یک منطقه زندگی می‌کنند.

    2. The population of our city is steadily growing.

    (دِ پاپْیولِیشِن آو آوِر سیتی ایز اِسْتِدلی گْروینگ.)

    جمعیت شهر ما به‌طور مداوم در حال افزایش است.

     

     

    19. result (ریزالْت): نتیجه [اسم]

    تجزیه: result = re (برگشت) + sult (پریدن) → چیزی که برمی‌گردد

    کدینگ: «ریزالْت» = «ری» + «زالْت» → «زالْت» (زال) نتیجه!

    ریشه‌یابی: از لاتinus resultare که از re- (برگشت) + saltare (پریدن) به معنی «نتیجه دادن» گرفته شده است.

     

    1. A result happens because of something else.

    (ا ریزالْت هَپِنْز بیکاز آو سامْثینگ اِلْس.)

    نتیجه به‌دلیل چیز دیگری اتفاق می‌افتد.

    2. The result of her experiment was surprising.

    (دِ ریزالْت آو هِر اِکْسْپِریمِنْت واز سَرْپْرایْزینگ.)

    نتیجه‌ی آزمایش او تعجب‌آور بود.

     

     

    20. sugar (شوگَر): شکر [اسم]

    تجزیه: sugar = su + gar → شبیه «شوگر» که شیرین‌کننده است

    کدینگ: «شوگَر» = «شو» + «گَر» → «گَر» (گر) شیرین!

    ریشه‌یابی: از فرانسوی باستان sucre که از عربی sukkar و سانسکریت sharkara (شن، شکر) گرفته شده است.

     

    1. Sugar comes from plants and is used to make food taste sweet.

    (شوگَر کامْز فرام پْلانْتْس اَند ایز یوزْد تو مِیک فود تِیسْت اِسْویت.)

    شکر از گیاهان می‌آید و برای شیرین شدن طعم غذا از آن استفاده می‌شود.

    2. She added extra sugar to her tea.

    (شی اَدِد اِکْسْتْرا شوگَر تو هِر تی.)

    او شکر اضافی به چایش اضافه کرد.

     

     

    تموم شد. اگر بازم لغت داری بفرست.