• صاحبخانه توانا

    The Resourceful Landlord

    (ذِ ریسورسفُل لَندلُرد)

    صاحب‌خانه‌ی توانا

     

    A kind landlord was afraid that he would lose his apartment building.

    (اِ کایند لَندلُرد واز اَفرِید ذَت هِی وود لوز هیز اَپارتمَنت بیلدینگ)

    صاحب‌خانه‌ای مهربان می‌ترسید که ساختمان آپارتمانش را از دست بدهد.

     

    He needed to make some mandatory repairs to the old building, or his tenants would have to leave by the end of the month.

    (هی نیدِد تو مِیک سام مَندَتوری ریپِیرز تو ذی اُولْد بیلدینگ، اَر هیز تِنَنتس وود هَو تو لیو بای ذی اِند آو ذِ مَنت)

    باید چند تعمیر اجباری در ساختمان قدیمی انجام می‌داد، وگرنه مستأجرانش مجبور بودند تا پایان ماه آنجا را ترک کنند.

     

    Without tenants to lease the rooms, the landlord would be unable to pay his mortgage.

    (ویتاوت تِنَنتس تو لیز ذِ رومز، ذِ لَندلُرد وود بی اَنِیبِل تو پِی هیز مورگیج)

    بدون مستأجران برای اجاره‌ی اتاق‌ها، صاحب‌خانه قادر به پرداخت وامش نیست.

     

    He’d be bankrupt, and the bank would take his building.

    (هِید بی بَنگکرَپْت، اَند ذِ بَنگک وود تِیک هیز بیلدینگ)

    او ورشکسته می‌شد و بانک ساختمان او را می‌گرفت.

     

    He got quotes for the repairs, but he didn’t have the money whereby he could employ the personnel needed to make them.

    (هی گات کووتس فُر ذِ ریپِیرز، بَت هِی دیدِنْت هَو ذِ مَنی وِرِبای هِی کُود اِمپْلُوی ذِ پِرْسِنِل نیدِد تو مِیک دِم)

    او قیمت‌هایی برای تعمیرات دریافت کرد، اما پولی نداشت که بتواند پرسنل موردنیاز برای انجام آن‌ها را به کار گیرد.

     

    It would seem like he did not want to conform to the city’s codes before the forthcoming inspection.

    (ایت وود سیم لایک هِی دید نات وانت تو کَنفورم تو ذِ سیتیز کُودز بیفور ذِ فورثکامین اینسْپِکشِن)

    به نظر می‌رسید که او قبل از بازرسیِ آینده نمی‌خواست از قوانین شهری پیروی کند.

     

    He had requested an extension, but it was denied by the city.

    (هی هَد ریکوِستِد اَن اِکْسْتِنشِن، بَت ایت واز دینایْد بای ذِ سیتی)

    او درخواست تمدید کرده بود، اما از طرف شهر رد شد.

     

    He held a meeting with his tenants and explained the unfortunate situation.

    (هی هِلْد اِ میتینگ ویذ هیز تِنَنتس اَند اِکسپِلِینْد ذی اَنفورچُنِت سیتیوِیشِن)

    او جلسه‌ای با مستأجرانش برگزار کرد و اوضاع ناخوشایند را توضیح داد.

     

    “If the building does not meet the appropriate standards for safety and hygiene,” he said, “the city will expel everyone.”

    (“اِف ذِ بیلدینگ داز نات میت ذی اَپروپریِت اِستَندَردز فُر سِیفتی اَند هایجین،” هِی سِد، “ذِ سیتی ویل اِکسپِل اِوریوان”)

    گفت: «اگر ساختمان استانداردهای مناسب ایمنی و بهداشت را نداشته باشد، شهر همه را بیرون می‌کند.»

     

    The tenants were all sad for the kind old man.

    (ذِ تِنَنتس وِر آل سَد فُر ذِ کایند اُولْد مَن)

    همه‌ی مستأجران برای پیرمرد مهربان ناراحت بودند.

     

    “Maybe we can help,” said the hairdresser who lived on the first floor.

    (“مِیبی وی کَن هِلپ،” سِد ذِ هِردرِسَر هو لیوْد آن ذِ فِیرست فلور)

    آرایشگری که در طبقه‌ی اول زندگی می‌کرد گفت: «شاید ما بتونیم کمک کنیم.»

     

    The other tenants agreed.

    (ذی اَذَر تِنَنتس اَگرید)

    مستأجران دیگر نیز موافقت کردند.

     

    One tenant had worked for the city’s utilities.

    (وان تِنَنت هَد وَرکْت فُر ذِ سیتیز یوتیلیتیز)

    یک مستأجر برای خدمات شهری کار کرده بود.

     

    He knew a lot about plumbing, so that’s how he helped.

    (هی نو اِ لات اَباوت پلامینگ، سو ذَاتس ها هِی هِلپْد)

    او چیزهای زیادی درباره‌ی لوله‌کشی می‌دانست، پس این‌طور کمک کرد.

     

    Another tenant was a carpenter; he mended the holes in the floor and walls.

    (اَنَذَر تِنَنت واز اِ کارپِنْتَر؛ هِی مِندِد ذِ هولز این ذِ فلور اَند والز)

    مستأجر دیگر نجار بود؛ او سوراخ‌های کف و دیوارها را تعمیر کرد.

     

    Others cleaned the building from top to bottom so that it was more hygienic.

    (اَذَرز کلینْد ذِ بیلدینگ فرام تاپ تو باتَم سو ذَت ایت واز مور هایجینیک)

    دیگران ساختمان را از بالا به پایین تمیز کردند تا بهداشت بیشتری داشته باشد.

     

    They even furnished some of the apartments with new beds, dressers, and chairs.

    (دِی ایوِن فورْنیشْد سَم آو ذی اَپارتمَنتس ویذ نیو بِدز، دِرِسِرز، اَند چِرز)

    آن‌ها حتی بعضی از آپارتمان‌ها را با تخت، کمد و صندلی جدید مبله کردند.

     

    When they were done, all of the people went to their apartments, and the landlord went home to rest.

    (وِن دِی وِر دان، آل آو ذِ پیپَل وِنت تو دِر اَپارتمَنتس، اَند ذِ لَندلُرد وِنت هوم تو رِست)

    وقتی کارشان تمام شد، همه‌ی مردم به آپارتمان‌هایشان رفتند و صاحب‌خانه برای استراحت به خانه رفت.

     

    When the deadline of the inspection arrived, the apartment building was hygienic and safe.

    (وِن ذِ دِدلاین آو ذی اینسْپِکشِن اَرایوْد، ذی اَپارتمَنت بیلدینگ واز هایجینیک اَند سِیف)

    وقتی مهلت بازرسی فرارسید، ساختمان آپارتمان بهداشتی و ایمن بود.

     

    The landlord couldn’t believe it.

    (ذِ لَندلُرد کُودنْت بیلِیو ایت)

    صاحب‌خانه باور نمی‌کرد.

     

    His old building now looked like one of the nicest buildings in town.

    (هِیز اُولْد بیلدینگ ناو لوکْد لایک وان آو ذِ نایسِست بیلدینگز این تاؤن)

    ساختمان قدیمی‌اش حالا انگار یکی از زیباترین ساختمان‌های شهر بود.

     

    The building passed its inspection, and the landlord and the tenants had a big party.

    (ذِ بیلدینگ پَست ایتس اینسْپِکشِن، اَند ذِ لَندلُرد اَند ذِ تِنَنتس هَد اِ بیگ پارتی)

    ساختمان بازرسی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت و صاحب‌خانه و مستأجران مهمانی بزرگی گرفتند.

     

    “Thank you all so much,” the landlord said during the party.

    (“ثَنگ یو آل سو ماچ،” ذِ لَندلُرد سِد دیورینگ ذِ پارتی)

    صاحب‌خانه در مهمانی گفت: «از همه‌ی شما بسیار ممنونم.»

     

    “I could never have done it by myself.

    (“آی کُود نِوِر هَو دان ایت بای مایسِلف)

    «من هرگز نمی‌توانستم این کار را خودم انجام دهم.

     

    But by working together, we now all have a beautiful place to live.”

    (بَت بای وَرکینگ توگِذَر، وی ناو آل هَو اِ بیوتیفُل پِلِیس تو لیو)

    اما با همکاری هم، حالا همه‌ی ما جای زیبایی برای زندگی داریم.»