Thucydides and the Plague of Athens
(ثوسیدیدیز اَند ذِ پِلِیگ آو اَثِنز)
توسیدید و طاعون آتن
Thucydides was the world’s first historian.
(ثوسیدیدیز واز ذِ وورلدْز فیرْسْت هیستوریَن)
توسیدید اولین مورخ جهان بود.
Presently, we get most of our knowledge about ancient Greece from his writing.
(پِرِزَنتلی، وی گِت مُوست آو آوِر نالِج اَباوت اِینشِنت گریس فرام هیز رایتینگ)
در حال حاضر، بیشتر دانش ما دربارهٔ یونان باستان از نوشتههای او به دست میآید.
But Thucydides didn’t just write about history; he lived through it.
(بَت ثوسیدیدیز دیدِنْت جاست رایت اَباوت هیستری؛ هِی لیوْد ترو ایت)
اما توسیدید فقط دربارهٔ تاریخ ننوشت، بلکه خود آن را تجربه کرد.
However, he almost didn’t survive one historical event: the Plague of Athens.
(هاوِوِر، هِی اُلموست دیدِنْت سَروایو وان هیستوریکَل ایوِنت: ذِ پِلِیگ آو اَثِنز)
با این حال، او تقریباً از یک رویداد تاریخی، طاعون آتن، جان سالم به در نبرد.
In 430 BCE, an army attacked the city of Athens, where Thucydides lived.
(این فور سِکْسْتین بی سی ای، اَن آرْمی اَتَکْت ذِ سیتی آو اَثِنز، وِر ثوسیدیدیز لیوْد)
در سال ۴۳۰ پیش از میلاد، ارتشی به شهر آتن، محل زندگی توسیدید، حمله کرد.
Thousands of people hid from the army behind Athens’ large walls.
(تائوزَندز آو پیپَل هید فرام ذی آرْمی بِهایند اَثِنز لارج والز)
هزاران نفر در پشت دیوارهای بزرگ آتن از ارتش پنهان شدند.
The city became very crowded as the population expanded.
(ذِ سیتی بیکِیم وِری کراودِد اَز ذِ پاپیولِیشِن اِکْسپَندِد)
با افزایش جمعیت، شهر بسیار شلوغ شد.
Then, a horrifying disease broke out.
(دِن، اِ هارِفایینگ دیزیز بْرُوک اوت)
سپس، بیماری وحشتناکی شیوع پیدا کرد.
People summoned doctors.
(پیپَل سامِنْد داکْتَرز)
مردم پزشکان را فراخواندند.
But it was to no avail, because no one understood how the disease spread.
(بَت ایت واز تو نو اَوِیل، بیکاز نو وان اَندِرْاِستود ها ذِ دیزیز اِسپرِد)
اما فایدهای نداشت، زیرا هیچکس نمیدانست بیماری چگونه منتشر میشود.
It seemed random.
(ایت سیمْد رَندَم)
تصادفی به نظر میرسید.
They didn’t know that it was an organism.
(دِی دیدِنْت نُو ذَت ایت واز اَن اُرگَنیزَم)
آنها نمیدانستند که عامل بیماری یک موجود زنده است.
Instead, they defined disease as a punishment from their gods.
(ایناستِد، دِی دیفایْنْد دیزیز اَز اِ پانیشمَنت فرام دِر گادز)
در عوض، بیماری را مجازاتی از سوی خدایان خود میدانستند.
Thucydides was incredulous that the gods caused the plague, but he explained why others believed it.
(ثوسیدیدیز واز اینکْرِدیولَس ذَت ذِ گادز کازْد ذِ پِلِیگ، بَت هِی اِکسپِلِینْد وای اَذَرز بیلِیوْد ایت)
توسیدید باور نداشت که خدایان باعث طاعون شدهاند، اما دلیل باور دیگران را توضیح داد.
There was an old, long verse which predicted the disease.
(ذِر واز اَن اُولْد، لانگ وُرس ویچ پری دیکتِد ذِ دیزیز)
شعری کهن و بلند وجود داشت که بیماری را پیشبینی میکرد.
To paraphrase it, the verse said the gods would send a disease during a war.
(تو پَرَفْرِیز ایت، ذِ وُرس سِد ذِ گادز وود سِند اِ دیزیز دیورینگ اِ وار)
به بیان دیگر، آن شعر میگفت که خدایان در زمان جنگ بیماری میفرستند.
As a result, large crowds gathered at shrines to ask the gods to stop the plague.
(اَز اِ ریزالت، لارج کراودز گَذِرْد اَت شْراینز تو اَسک ذِ گادز تو اِستاپ ذِ پِلِیگ)
در نتیجه، جمعیت زیادی در زیارتگاهها گرد آمدند تا از خدایان بخواهند طاعون را متوقف کنند.
But the situation only worsened, because these people were so close to each other they became sick.
(بَت ذِ سیتیوِیشِن اونلی وُرسِنْد، بیکاز دیز پیپَل وِر سو کلوز تو ایچ اَذَر دِی بیکِیم سیک)
اما اوضاع فقط بدتر شد، زیرا این افراد به هم نزدیک بودند و بیمار میشدند.
That’s how they learned a fundamental lesson about the plague: it spread from person to person.
(ذاتس ها دِی لِرْنْد اِ فاندامِنتَل لِسِن اَباوت ذِ پِلِیگ: ایت اِسپرِد فرام پِرْسِن تو پِرْسِن)
به این ترتیب، آنها درس اساسی دربارهٔ طاعون آموختند که از فردی به فرد دیگر منتقل میشود.
People wanted to leave the crowded city, but they dreaded what the army outside would do to them.
(پیپَل وانتِد تو لیو ذِ کراودِد سیتی، بَت دِی دْرِدِد وات ذی آرْمی اوتساید وود دو تو دِم)
مردم میخواستند شهر شلوغ را ترک کنند، اما از اینکه ارتش در بیرون با آنها چه خواهد کرد وحشت داشتند.
At this time, Thucydides got sick, too.
(اَت دِیس تایم، ثوسیدیدیز گات سیک، تو)
در این زمان، توسیدید نیز بیمار شد.
He quickly scribbled down notes because he thought he would soon die.
(هی کویکلی اِسکریبِلْد داون نوتس بیکاز هِی تات هِی وود سون دای)
او به سرعت یادداشتهایی نوشت، زیرا فکر میکرد به زودی خواهد مرد.
His writing shows the stark contrast between people’s behavior before and during the plague.
(هِیز رایتینگ شوز ذِ اِستارک کانترَست بیتوین پیپَلز بیهِیویَر بیفور اَند دیورینگ ذِ پِلِیگ)
نوشتههای او تضاد آشکاری را میان رفتار مردم پیش از طاعون و در زمان آن نشان میدهد.
There were riots, and people ignored laws.
(ذِر وِر رایَتَس، اَند پیپَل ایگنورْد لاز)
شورشهایی روی داد و مردم قوانین را نادیده گرفتند.
They didn’t think they’d live long enough to be punished.
(دِی دیدِنْت تینک دِید لیو لانگ اینَف تو بی پانیشْد)
آنها فکر نمیکردند آنقدر زنده بمانند که مجازات شوند.
Many sick people were left to die in solitude, because no one wanted to be near them.
(مِنی سیک پیپَل وِر لِفت تو دای این سَالیتود، بیکاز نو وان وانتِد تو بی نیر دِم)
بسیاری از بیماران تنها رها شدند تا بمیرند، زیرا هیچکس نمیخواست در کنار آنها باشد.
The plague lingered for two years.
(ذِ پِلِیگ لینگْگِرْد فُر تو ییرز)
طاعون دو سال ادامه یافت.
But luckily, Thucydides survived.
(بَت لَکیلی، ثوسیدیدیز سَروایوْد)
اما خوشبختانه، توسیدید زنده ماند.
Without his writing, we would know much less about ancient Greece and the Plague of Athens.
(ویتاوت هیز رایتینگ، وی وود نُو ماچ لِس اَباوت اِینشِنت گریس اَند ذِ پِلِیگ آو اَثِنز)
بدون نوشتههای او، ما بسیار کمتر دربارهٔ یونان باستان و طاعون آتن میدانستیم.