band
گروه موسیقی (بَند)
a band is a usually small group of musicians who play popular music together
گروه موسیقی معمولاً گروه کوچکی از نوازندگان است که با هم موسیقی محبوب مینوازند (اَ بَند ایز اَ یوژوالی اسمال گروپ آو میوزیشِنز هو پلی پاپیولر میوزیک توجِدَر)
because
چون، زیرا (بیکاز)
because means for the reason that
بیکاز یعنی به دلیلی که (بیکاز مینز فور دِ ریزِن دَت)
birthday
تولد (بِرثدی)
a birthday is the day when someone was born or the anniversary of that day
تولد روزی است که کسی به دنیا آمده یا سالروز آن روز (اَ بِرثدی ایز دِ دی وِن ساموان واز بورن اور دِ اَنیوِرسری آو دَت دی)
bored
کسل، خسته (بُرد)
bored means tired and annoyed by too much of the same thing or not interested
بُرد یعنی خسته و آزرده از زیادی یک چیز یا بیعلاقه (بُرد مینز تایِرد اَند اَنویْد بای تو ماچ آو دِ سِیم تینگ اور نات اینترِستِد)
drum
طبل (درام)
a drum is a musical instrument that is made with a thin layer of skin or plastic and played with sticks or with your hands
طبل یک ساز موسیقی است که با لایه نازکی از پوست یا پلاستیک ساخته میشود و با چوب یا دست نواخته میشود (اَ درام ایز اَ میوزیکال اینسترومِنت دَت ایز مِید ویث اَ تین لِیِر آو اسکین اور پلَستیک اَند پلِید ویث اِستیکس اور ویث یور هَندز)
exercise
ورزش (اِکسرسایز)
exercise means physical activity that is done in order to become stronger and healthier
ورزش یعنی فعالیت بدنی که برای قویتر و سالمتر شدن انجام میشود (اِکسرسایز مینز فیزیکال اَکتیویتی دَت ایز دَن این اُردِر تو بیکام استرانگِر اَند هِلثیر)
fight
جنگیدن، مبارزه کردن (فایت)
fight means to use weapons or physical force to try to hurt someone
فایت یعنی استفاده از سلاح یا نیروی بدنی برای آسیب زدن به کسی (فایت مینز تو یوز وِپَنز اور فیزیکال فورس تو تِرای تو هارت ساموان)
party
مهمانی (پارتی)
party is a social event in which entertainment, food, and drinks are provided
پارتی یک رویداد اجتماعی است که در آن سرگرمی، غذا و نوشیدنی فراهم میشود (پارتی ایز اَ سوشال ایوِنت این ویچ اِنتِرتِینمِنت، فود، اَند دِرینکس آر پراوایْدِد)
politician
سیاستمدار (پالیتیشِن)
a politician is someone who is active in government usually as an elected official
سیاستمدار کسی است که در دولت فعالیت میکند، معمولاً به عنوان یک مقام منتخب (اَ پالیتیشِن ایز ساموان هو ایز اَکتیو این گاورنمنت یوژوالی اَز اَن اِلِکتِد اَفیشَل)
president
رئیسجمهور (پِرِزیدِنت)
a President is the head of the government in some countries
رئیسجمهور رهبر دولت در برخی کشورها است (اَ پِرِزیدِنت ایز دِ هِد آو دِ گاورنمنت این سام کانتریز)
puppet
عروسک (پاپِت)
a puppet is a doll that is moved by putting your hand inside it or by pulling strings or wires that are attached to it
عروسک یک اسباببازی است که با دست کردن داخل آن یا با کشیدن نخها یا سیمهای متصل به آن حرکت داده میشود (اَ پاپِت ایز اَ دال دَت ایز مووْد بای پوتینگ یور هَند اینساید ایت اور بای پولینگ استرینگز اور وایِرز دَت آر اَتَچْد تو ایت)
Queen
ملکه (کوئین)
a queen is a woman who rules a country and who usually inherits her position and rules for life
ملکه زنی است که بر یک کشور حکومت میکند و معمولاً مقام خود را به ارث میبرد و تا پایان عمر حکومت میکند (اَ کوئین ایز اَ وومن هو رولز اَ کانتری اَند هو یوژوالی اینهِریتس هِر پوزیشِن اَند رولز فور لایف)
shop
خرید کردن (شاپ)
shop means to visit places where goods are sold in order to look at and buy things
خرید کردن یعنی بازدید از مکانهایی که کالا فروخته میشود تا به چیزها نگاه کنی و بخری (شاپ مینز تو ویزیت پلیسیز وِر گودز آر سُلد این اُردِر تو لوک اَت اَند بای تینگز)
sword
شمشیر (سُرد)
a sword is a weapon with a long metal blade that has a sharp point and edge
شمشیر یک سلاح با تیغه فلزی بلند است که نوک و لبه تیز دارد (اَ سُرد ایز اَ وِپَن ویث اَ لانگ مِتَل بِلِید دَت هَز اَ شارپ پوینت اَند اِج)
unusual
غیرمعمول، عجیب (اَن یوژوال)
unusual means different or strange in a way that attracts attention
غیرمعمول یعنی متفاوت یا عجیب به گونهای که جلب توجه کند (اَن یوژوال مینز دیفرِنت اور استرِینج این اَ وَی دَت اَترَکتس اَتَنتِشن)
usual
معمولی (یوژوال)
usual means done, found, or used most of the time or in most cases, or normal or regular
معمولی یعنی انجام شده، پیدا شده یا استفاده شده در بیشتر مواقع یا در بیشتر موارد، یا نرمال و عادی (یوژوال مینز دَن، فایند، یا یوزد موست آو دِ تایم اور این موست کِیسِز، یا نرمال اور رِگیولَر)
watch
تماشا کردن (واچ)
watch means to look at someone or something for an amount of time and pay attention to what is happening
تماشا کردن یعنی به کسی یا چیزی برای مدتی نگاه کردن و توجه کردن به آنچه در حال رخ دادن است (واچ مینز تو لوک اَت ساموان اور سامسینگ فور اَ اَمَونت آو تایم اَند پِی اَتَنتِشن تو وات ایز هپنینگ)
—
In the video, Anna says what she is doing today is different
در ویدیو، آنا میگوید کاری که امروز انجام میدهد متفاوت است (این دِ ویدیو، آنا سِیز وات شی ایز دوئینگ تودی ایز دیفرِنت)
Listen to Anna telling why she is doing different things
به آنا گوش بده که میگوید چرا کارهای متفاوتی انجام میدهد (لیسِن تو آنا تِلینگ وای شی ایز دوئینگ دیفرِنت تینگز)
This is a drum band
این یک گروه طبلنوازی است (دیس ایز اَ درام بَند)
I never listen to a drum band
من هیچوقت به گروه طبلنوازی گوش نمیدهم (آی نِوِر لیسِن تو اَ درام بَند)
But today, I am listening to a drum band because it’s Shakespeare’s birthday
اما امروز دارم به گروه طبلنوازی گوش میدهم چون تولد شکسپیر است (بات تودی، آی اَم لیسِنینگ تو اَ درام بَند بیکاز ایتس شِیکسپیرز بِرثدی)
This is sword fighting
این شمشیرزنی است (دیس ایز سُرد فایتینگ)
I never sword fight
من هیچوقت شمشیر نمیزنم (آی نِوِر سُرد فایت)
But today I am sword fighting because it’s Shakespeare’s birthday
اما امروز دارم شمشیر میزنم چون تولد شکسپیر است (بات تودی آی اَم سُرد فایتینگ بیکاز ایتس شِیکسپیرز بِرثدی)
There are many things to do in Washington, D.C, some usual, some unusual
در واشنگتن دیسی کارهای زیادی برای انجام دادن هست، برخی معمولی، برخی غیرمعمول (دِر آر مِنی تینگز تو دو این واشینگتن دی سی، سام یوژوال، سام اَن یوژوال)
I am not bored because it is William Shakespeare’s birthday
امروز حوصلهام سر نرفته چون تولد ویلیام شکسپیر است (آی اَم نات بُرد بیکاز ایت ایز ویلیام شِیکسپیرز بِرثدی)
These sentences show a cause and effect
این جملات رابطه علت و معلولی را نشان میدهند (دیز سِنتِنسِز شو اَ کاز اَند اِفِکت)
The cause is William Shakespeare’s birthday party
علت، جشن تولد ویلیام شکسپیر است (دِ کاز ایز ویلیام شِیکسپیرز بِرثدی پارتی)
The effects are listening to a drum band, sword fighting and not being bored
نتایج آن گوش دادن به گروه طبلنوازی، شمشیرزنی و سر نرفتن حوصله است (دِ اِفِکتس آر لیسِنینگ تو اَ درام بَند، سُرد فایتینگ اَند نات بِیینگ بُرد)
now you try it
حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)
Tell about a reason you are studying English
درباره دلیلی که انگلیسی میخوانی بگو (تِل اَباوت اَ ریزِن یو آر اِستادیینگ اینگلیش)
Why are you studying English
چرا انگلیسی میخوانی (وای آر یو اِستادیینگ اینگلیش)