• تولدت مبارک ویلیام شکسپیر (تمرین مکالمه)

    band

    گروه موسیقی (بَند)

     

    a band is a usually small group of musicians who play popular music together

    گروه موسیقی معمولاً گروه کوچکی از نوازندگان است که با هم موسیقی محبوب می‌نوازند (اَ بَند ایز اَ یوژوالی اسمال گروپ آو میوزیشِنز هو پلی پاپیولر میوزیک توجِدَر)

     

    because

    چون، زیرا (بیکاز)

     

    because means for the reason that

    بیکاز یعنی به دلیلی که (بیکاز مینز فور دِ ریزِن دَت)

     

    birthday

    تولد (بِرثدی)

     

    a birthday is the day when someone was born or the anniversary of that day

    تولد روزی است که کسی به دنیا آمده یا سالروز آن روز (اَ بِرثدی ایز دِ دی وِن سام‌وان واز بورن اور دِ اَنیوِرسری آو دَت دی)

     

    bored

    کسل، خسته (بُرد)

     

    bored means tired and annoyed by too much of the same thing or not interested

    بُرد یعنی خسته و آزرده از زیادی یک چیز یا بی‌علاقه (بُرد مینز تایِرد اَند اَنویْد بای تو ماچ آو دِ سِیم تینگ اور نات اینترِستِد)

     

    drum

    طبل (درام)

     

    a drum is a musical instrument that is made with a thin layer of skin or plastic and played with sticks or with your hands

    طبل یک ساز موسیقی است که با لایه نازکی از پوست یا پلاستیک ساخته می‌شود و با چوب یا دست نواخته می‌شود (اَ درام ایز اَ میوزیکال اینسترومِنت دَت ایز مِید ویث اَ تین لِیِر آو اسکین اور پلَستیک اَند پلِید ویث اِستیکس اور ویث یور هَندز)

     

    exercise

    ورزش (اِکسرسایز)

     

    exercise means physical activity that is done in order to become stronger and healthier

    ورزش یعنی فعالیت بدنی که برای قوی‌تر و سالم‌تر شدن انجام می‌شود (اِکسرسایز مینز فیزیکال اَکتیویتی دَت ایز دَن این اُردِر تو بیکام استرانگِر اَند هِلثیر)

     

    fight

    جنگیدن، مبارزه کردن (فایت)

     

    fight means to use weapons or physical force to try to hurt someone

    فایت یعنی استفاده از سلاح یا نیروی بدنی برای آسیب زدن به کسی (فایت مینز تو یوز وِپَنز اور فیزیکال فورس تو تِرای تو هارت سام‌وان)

     

    party

    مهمانی (پارتی)

     

    party is a social event in which entertainment, food, and drinks are provided

    پارتی یک رویداد اجتماعی است که در آن سرگرمی، غذا و نوشیدنی فراهم می‌شود (پارتی ایز اَ سوشال ایوِنت این ویچ اِنتِرتِینمِنت، فود، اَند دِرینکس آر پراوایْدِد)

     

    politician

    سیاستمدار (پالیتیشِن)

     

    a politician is someone who is active in government usually as an elected official

    سیاستمدار کسی است که در دولت فعالیت می‌کند، معمولاً به عنوان یک مقام منتخب (اَ پالیتیشِن ایز سام‌وان هو ایز اَکتیو این گاورنمنت یوژوالی اَز اَن اِلِکتِد اَفیشَل)

     

    president

    رئیس‌جمهور (پِرِزیدِنت)

     

    a President is the head of the government in some countries

    رئیس‌جمهور رهبر دولت در برخی کشورها است (اَ پِرِزیدِنت ایز دِ هِد آو دِ گاورنمنت این سام کانتریز)

     

    puppet

    عروسک (پاپِت)

     

    a puppet is a doll that is moved by putting your hand inside it or by pulling strings or wires that are attached to it

    عروسک یک اسباب‌بازی است که با دست کردن داخل آن یا با کشیدن نخ‌ها یا سیم‌های متصل به آن حرکت داده می‌شود (اَ پاپِت ایز اَ دال دَت ایز مووْد بای پوتینگ یور هَند اینساید ایت اور بای پولینگ استرینگز اور وایِرز دَت آر اَتَچْد تو ایت)

     

    Queen

    ملکه (کوئین)

     

    a queen is a woman who rules a country and who usually inherits her position and rules for life

    ملکه زنی است که بر یک کشور حکومت می‌کند و معمولاً مقام خود را به ارث می‌برد و تا پایان عمر حکومت می‌کند (اَ کوئین ایز اَ وومن هو رولز اَ کانتری اَند هو یوژوالی اینهِریتس هِر پوزیشِن اَند رولز فور لایف)

     

    shop

    خرید کردن (شاپ)

     

    shop means to visit places where goods are sold in order to look at and buy things

    خرید کردن یعنی بازدید از مکان‌هایی که کالا فروخته می‌شود تا به چیزها نگاه کنی و بخری (شاپ مینز تو ویزیت پلیسیز وِر گودز آر سُلد این اُردِر تو لوک اَت اَند بای تینگز)

     

    sword

    شمشیر (سُرد)

     

    a sword is a weapon with a long metal blade that has a sharp point and edge

    شمشیر یک سلاح با تیغه فلزی بلند است که نوک و لبه تیز دارد (اَ سُرد ایز اَ وِپَن ویث اَ لانگ مِتَل بِلِید دَت هَز اَ شارپ پوینت اَند اِج)

     

    unusual

    غیرمعمول، عجیب (اَن یوژوال)

     

    unusual means different or strange in a way that attracts attention

    غیرمعمول یعنی متفاوت یا عجیب به گونه‌ای که جلب توجه کند (اَن یوژوال مینز دیفرِنت اور استرِینج این اَ وَی دَت اَترَکتس اَتَنتِشن)

     

    usual

    معمولی (یوژوال)

     

    usual means done, found, or used most of the time or in most cases, or normal or regular

    معمولی یعنی انجام شده، پیدا شده یا استفاده شده در بیشتر مواقع یا در بیشتر موارد، یا نرمال و عادی (یوژوال مینز دَن، فایند، یا یوزد موست آو دِ تایم اور این موست کِیسِز، یا نرمال اور رِگیولَر)

     

    watch

    تماشا کردن (واچ)

     

    watch means to look at someone or something for an amount of time and pay attention to what is happening

    تماشا کردن یعنی به کسی یا چیزی برای مدتی نگاه کردن و توجه کردن به آنچه در حال رخ دادن است (واچ مینز تو لوک اَت سام‌وان اور سام‌سینگ فور اَ اَمَونت آو تایم اَند پِی اَتَنتِشن تو وات ایز هپنینگ)

     

     

    In the video, Anna says what she is doing today is different

    در ویدیو، آنا می‌گوید کاری که امروز انجام می‌دهد متفاوت است (این دِ ویدیو، آنا سِیز وات شی ایز دوئینگ تودی ایز دیفرِنت)

     

    Listen to Anna telling why she is doing different things

    به آنا گوش بده که می‌گوید چرا کارهای متفاوتی انجام می‌دهد (لیسِن تو آنا تِلینگ وای شی ایز دوئینگ دیفرِنت تینگز)

     

    This is a drum band

    این یک گروه طبل‌نوازی است (دیس ایز اَ درام بَند)

     

    I never listen to a drum band

    من هیچ‌وقت به گروه طبل‌نوازی گوش نمی‌دهم (آی نِوِر لیسِن تو اَ درام بَند)

     

    But today, I am listening to a drum band because it’s Shakespeare’s birthday

    اما امروز دارم به گروه طبل‌نوازی گوش می‌دهم چون تولد شکسپیر است (بات تودی، آی اَم لیسِنینگ تو اَ درام بَند بیکاز ایتس شِیکسپیرز بِرثدی)

     

    This is sword fighting

    این شمشیرزنی است (دیس ایز سُرد فایتینگ)

     

    I never sword fight

    من هیچ‌وقت شمشیر نمی‌زنم (آی نِوِر سُرد فایت)

     

    But today I am sword fighting because it’s Shakespeare’s birthday

    اما امروز دارم شمشیر می‌زنم چون تولد شکسپیر است (بات تودی آی اَم سُرد فایتینگ بیکاز ایتس شِیکسپیرز بِرثدی)

     

    There are many things to do in Washington, D.C, some usual, some unusual

    در واشنگتن دی‌سی کارهای زیادی برای انجام دادن هست، برخی معمولی، برخی غیرمعمول (دِر آر مِنی تینگز تو دو این واشینگتن دی سی، سام یوژوال، سام اَن یوژوال)

     

    I am not bored because it is William Shakespeare’s birthday

    امروز حوصله‌ام سر نرفته چون تولد ویلیام شکسپیر است (آی اَم نات بُرد بیکاز ایت ایز ویلیام شِیکسپیرز بِرثدی)

     

    These sentences show a cause and effect

    این جملات رابطه علت و معلولی را نشان می‌دهند (دیز سِنتِنسِز شو اَ کاز اَند اِفِکت)

     

    The cause is William Shakespeare’s birthday party

    علت، جشن تولد ویلیام شکسپیر است (دِ کاز ایز ویلیام شِیکسپیرز بِرثدی پارتی)

     

    The effects are listening to a drum band, sword fighting and not being bored

    نتایج آن گوش دادن به گروه طبل‌نوازی، شمشیرزنی و سر نرفتن حوصله است (دِ اِفِکتس آر لیسِنینگ تو اَ درام بَند، سُرد فایتینگ اَند نات بِیینگ بُرد)

     

    now you try it

    حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)

     

    Tell about a reason you are studying English

    درباره دلیلی که انگلیسی می‌خوانی بگو (تِل اَباوت اَ ریزِن یو آر اِستادیینگ اینگلیش)

     

    Why are you studying English

    چرا انگلیسی می‌خوانی (وای آر یو اِستادیینگ اینگلیش)