The First Organ Transplant
(ذِ فِیرست اُرگَن تْرَنزپْلَنت)
اولین عمل پیوند عضو
In 1954, a man named Richard was dying of kidney disease.
(این ناینتین فِفتی فور، اِ مَن نِیمْد ریچَرد واز دایینگ آو کیدنی دیزیز)
در سال ۱۹۵۴، شخصی به نام ریچارد در اثر بیماری کلیه در حال مرگ بود.
He wouldn’t survive for long unless he got a new kidney right away.
(هی وودنْت سَروایو فُر لانگ آنْلِس هِی گات اِ نیو کیدنی رایت اَوِی)
او برای مدت طولانی زنده نمیماند، مگر اینکه بلافاصله کلیه جدیدی به دست میآورد.
Richard’s twin brother, Ronald, was willing to donate one of his kidneys to his dying brother.
(ریچَردز تْوین بَرَذِر، رانَلْد، واز ویلینگ تو دُونِیت وان آو هیز کیدنیز تو هیز دایینگ بَرَذِر)
برادر دوقلوی ریچارد، رونالد، مایل بود یکی از کلیههایش را به برادر در حال مرگ خود اهدا کند.
At the time, however, no doctor had ever performed a successful internal organ transplant.
(اَت ذِ تایم، هاوِوِر، نو داکْتَر هَد اِوِر پِرفورمْد اِ سَکْسِسفُل اینتِرْنَل اُرگَن تْرَنزپْلَنت)
با این حال، در آن زمان، هیچ پزشکی پیوند عضو داخلی را با موفقیت انجام نداده بود.
The idea of taking an organ out of one person and putting it into another was just a fantasy.
(ذی آیدیا آو تِیکینگ اَن اُرگَن اوت آو وان پِرْسِن اَند پوتینگ ایت اینتو اَنَذَر واز جاست اِ فَنْتَسی)
ایده بیرون آوردن عضوی از یک شخص و قرار دادن آن در شخص دیگر فقط یک خیال بود.
But the brothers decided to be brave and found a doctor who could make organ transplants a reality.
(بَت ذِ بَرَذِrz دِسایْدِد تو بی بِرِیو اَند فاوند اِ داکْتَر هو کُود مِیک اُرگَن تْرَنزپْلَنتس اِ ریَلیتی)
اما برادرها تصمیم گرفتند شجاع باشند و پزشکی پیدا کردند که بتواند پیوند اعضا را به واقعیت تبدیل کند.
Since Richard and Ronald were twins, their heredity was identical.
(سینس ریچَرد اَند رانَلْد وِر تْوینز، دِر هِرِدِتی واز آیدِنتیکَل)
از آنجا که ریچارد و رونالد دوقلو بودند، وراثت آنها یکسان بود.
They had the exact same biological traits.
(دِی هَد ذی اِگزَکْت سِیم بایالاجیکَل تِرِیتس)
صفات بیولوژیکی دقیقاً یکسانی داشتند.
Even their kidneys were identical on the cellular level.
(ایوِن دِر کیدنیز وِر آیدِنتیکَل آن ذِ سِلیولَر لِوِل)
حتی کلیههای آنها از نظر سلولی یکسان بود.
Therefore, Ronald’s working kidney could be substituted for Richard’s bad one.
(ذِرفور، رانَلْدز وَرکینگ کیدنی کُود بی سابْستیتوتِد فُر ریچَردز بَد وان)
بنابراین، کلیه در حال کار رونالد میتوانست جایگزین کلیه بد ریچارد شود.
Richard’s body could adapt to the new organ if the operation was done correctly.
(ریچَردز بادی کُود اَداپْت تو ذِ نیو اُرگَن اِف ذی آپِرِیشِن واز دان کِرِکتلی)
اگر عمل به درستی انجام میشد، بدن ریچارد میتوانست با اندام جدید سازگار شود.
The twins went to Dr. Murray, who was a pioneer of new surgical methods.
(ذِ تْوینز وِنت تو داکْتَر ماری، هو واز اِ پایَنیر آو نیو سِرْجیکَل مِتادز)
این دوقلوها نزد دکتر موری رفتند که پیشگام روشهای جراحی جدید بود.
His dynamic team of surgeons performed the transplant.
(هِیز داینامیک تیم آو سِرْجِنز پِرفورمْد ذِ تْرَنزپْلَنت)
تیم پویای جراحی او پیوند را انجام دادند.
Dr. Murray made sure his surgeons followed a rigid sequence of directions so that no mistakes were made.
(داکْتَر ماری مِید شُر هیز سِرْجِنز فالود اِ ریجید سیکْوِنس آو دایرِکشِنز سو ذَت نو میستِیکس وِر مِید)
دکتر موری مطمئن شد که جراحان او یک توالی دقیق از دستورالعملها را دنبال میکنند تا اشتباهی صورت نگیرد.
First, they made a minimal cut in Richard’s side and removed the bad kidney.
(فِیرست، دِی مِید اِ مینیمَل کات این ریچَردز ساید اَند ریمووْد ذِ بَد کیدنی)
ابتدا، آنها برش کوچکی در پهلوی ریچارد ایجاد کردند و کلیه بیمار را برداشتند.
Then, they made another small cut in Ronald’s side, removed his kidney, and transferred it into Richard’s body.
(دِن، دِی مِید اَنَذَر اسمال کات این رانَلْدز ساید، ریمووْد هیز کیدنی، اَند تْرَنزفِرْد ایت اینتو ریچَردز بادی)
سپس، برش کوچک دیگری در پهلوی رونالد ایجاد کردند، کلیه او را خارج کردند و به بدن ریچارد منتقل کردند.
Finally, they sewed up the respective cuts.
(فاینَلی، دِی سود آپ ذِ ریسْپکتیو کاتس)
سرانجام، برشهای مربوطه را بخیه زدند.
The entire operation only took about one hour.
(ذی اِنتایَر آپِرِیشِن اونلی توک اَباوت وان آوَر)
کل عملیات فقط حدود یک ساعت طول کشید.
After the surgery, it was clear that both brothers were going to be OK.
(آفتَر ذِ سِرْجری، ایت واز کلیر ذَت بوت بَرَذِrz وِر گوئینگ تو بی اوکِی)
بعد از جراحی، مشخص شد که حال هر دو برادر خوب خواهد بود.
The operation was confirmed a success.
(ذی آپِرِیشِن واز کَنفیرْمْد اِ سَکْسِس)
این عملیات با موفقیت تأیید شد.
Richard’s new kidney worked great!
(ریچَردز نیو کیدنی وَرکْد گِرِیت!)
کلیه جدید ریچارد عالی کار کرد!
Doctors prescribed medicine for the pain caused by the surgery.
(داکْتَرز پریسکرایْبْد مِدسِن فُر ذِ پِین کازْد بای ذِ سِرْجری)
پزشکان برای درد ناشی از جراحی دارو تجویز کردند.
Since Richard was still weak, he used physical therapy to rebuild his strength.
(سینس ریچَرد واز اِستیل ویک، هِی یوزْد فیزیکَل تِرَپی تو ریبیلْد هیز اِسترِنکث)
از آنجا که ریچارد هنوز ضعیف بود، از فیزیوتراپی برای بازسازی قدرتش استفاده کرد.
At last, Richard’s transition into a healthy, happy person was complete.
(اَت لَست، ریچَردز تْرَنزیشِن اینتو اِ هِلثی، هَپی پِرْسِن واز کَمپلیت)
سرانجام، تبدیل ریچارد به یک فرد سالم و شاد کامل انجام شد.
Dr. Murray became a hero in the medical world.
(داکْتَر ماری بیکِیم اِ هیرو این ذِ مِدیکَل وورلد)
دکتر موری در دنیای پزشکی قهرمان شد.
His success gave other doctors confidence to try organ transplants themselves.
(هِیز سَکْسِس گِیو اَذَر داکْتَرز کانفیدَنس تو ترای اُرگَن تْرَنزپْلَنتس دِمْسِلْوز)
موفقیت او به پزشکان دیگر اطمینان داد که پیوند اعضا را خودشان امتحان کنند.
Now, doctors perform similar life-saving transplants and surgeries every day.
(ناو، داکْتَرز پِرفورم سیمیلَر لایف-سِیوینگ تْرَنزپْلَنتس اَند سِرْجریز اِوری دی)
اکنون، پزشکان هر روز پیوندها و جراحیهای زندگیبخش مشابهی را انجام میدهند.