• بیوتکنولوژی جدید

    The New Bioco

    (ذِ نیو بایوکو)

    بیوکوی جدید

     

    Jack got a new job at a biotechnology company called Bioco.

    (جَک گات اِ نیو جاب اَت اِ بایوتِکنالَژی کامپَنی کالْد بایوکو)

    جک در یک شرکت بیوتکنولوژی به نام بیوکو شغل جدیدی پیدا کرد.

     

    Bioco manufactured drugs to treat diabetes and high cholesterol.

    (بایوکو مَنیوفَکچَرْد دْرَگز تو تریت دایَبیتیز اَند های کُلِسترال)

    بیوکو داروهایی برای درمان دیابت و کلسترول بالا تولید می‌کرد.

     

    Jack’s job was to use a tiny mechanism to get nectar from flowers.

    (جَکس جاب واز تو یوز اِ تاینی مِکَنیزَم تو گِت نِکتَر فرام فلاوَرز)

    کار جک استفاده از یک مکانیسم ریز برای گرفتن شهد از گل‌ها بود.

     

    The nectar was a main ingredient in the drugs.

    (ذِ نِکتَر واز اِ مِین اینگریدِیَنت این ذِ دْرَگز)

    شهد ماده‌ی اصلی تشکیل‌دهنده‌ی داروها بود.

     

    Jack liked his job, and he thought that Bioco was a caring company.

    (جَک لایکْد هیز جاب، اَند هِی تات ذَت بایوکو واز اِ کِیرینگ کامپَنی)

    جک شغلش را دوست داشت و فکر می‌کرد که بیوکو یک شرکت مراقبتی است.

     

    However, Jack soon learned that the company wasn’t as kind as he first thought.

    (هاوِوِر، جَک سون لِرْنْد ذَت ذِ کامپَنی وازِنْت اَز کایند اَز هِی فِیرست تات)

    با این حال، جک خیلی زود فهمید که این شرکت آن‌قدر که اول فکر می‌کرد مهربان نیست.

     

    Bioco’s motto was “Make the Earth a Better Place.”

    (بایوکوز مادو واز “مِیک ذی ارث اِ بِتَر پِلِیس”)

    شعار بیوکو، «زمین را به مکانی بهتر تبدیل کنید» بود.

     

    However, this motto was deceptive.

    (هاوِوِر، دِیس مادو واز دیسِپتیو)

    با این حال، این شعار فریبنده بود.

     

    The company actually did a number of really bad things to the environment.

    (ذِ کامپَنی اَکچوالی دِید اِ نامبِر آو رِیَلی بَد تینگز تو ذی اینوایْرَنمَنت)

    این شرکت در واقع یک سری کارهای واقعاً بد برای محیط‌زیست انجام می‌داد.

     

    The company produced a lot of smog and harmful acid.

    (ذِ کامپَنی پرودوسْت اِ لات آو اِسماگ اَند هارمفُل اَسید)

    شرکت مقدار زیادی دود (اسماگ) و اسید مضر تولید می‌کرد.

     

    Bioco poured the acid in a nearby river, which killed the fish.

    (بایوکو پورْد ذی اَسید این اِ نیربای ریوِر، ویچ کیلْد ذِ فیش)

    بیوکو این اسید را در رودخانه‌ای نزدیک ریخت که باعث کشته شدن ماهی‌ها شد.

     

    The waste from the factory also caused erosion of the river banks.

    (ذِ وِیست فرام ذِ فَکتِری اَلْسو کازْد ایروژِن آو ذِ ریوِر بَنگکْس)

    زباله‌های حاصل از کارخانه همچنین باعث فرسایش سواحل رودخانه شد.

     

    After a few weeks at the new job, Jack saw all the bad things Bioco was doing.

    (آفتَر اِ فیو ویکس اَت ذِ نیو جاب، جَک سات آل ذِ بَد تینگز بایوکو واز دوئینگ)

    بعد از چند هفته در کار جدید، جک تمام کارهای بدی را که بیوکو انجام می‌داد دید.

     

    He had always had strong ethics, and he knew he had to do something.

    (هی هَد اُلویز هَد اِسترانگ اِتِکس، اَند هِی نیو هِی هَد تو دو سامثینگ)

    او همیشه اصول اخلاقی محکمی داشت و می‌دانست که باید کاری بکند.

     

    One day, while the Bioco workers were eating in the cafeteria, Jack stood up and gave a speech.

    (وان دی، وایل ذِ بایوکو وَرکِرز وِر ایتینگ این ذِ کَفِیتیریə، جَک اِستود آپ اَند گِیو اِ اسپیچ)

    یک روز، در حالی که کارگران بیوکو در کافه‌تريا مشغول غذا خوردن بودند، جک برخاست و سخنرانی کرد.

     

    He said, “My fellow coworkers, I know you have all seen the evil things our company is doing.

    (هی سِد، “مای فِلو کواوُرکِرز، آی نُو یو هَو آل سین ذی ایوَل تینگز آوِر کامپَنی ایز دوئینگ)

    او گفت: «همکاران من، می‌دانم همهٔ شما کارهای شرورانه‌ی شرکت ما را دیده‌اید.

     

    I have a notion that we can fix them if we form a coalition.

    (آی هَو اِ نون ذَت وی کَن فیکس دِم اِف وی فورم اِ کوئَلِیشِن)

    من عقیده دارم که اگر ائتلافی تشکیل دهیم، می‌توانیم آن‌ها را برطرف کنیم.

     

    We can go to the administration and tell them we’ll quit if they don’t eliminate the problems.

    (وی کَن گو تو ذی اَدْمینیسْتْرِیشِن اَند تِل دِم ویل کوئیت اِف دِی دونْت الیمینِیت ذِ پرابْلَمز)

    می‌توانیم به اداره برویم و به آن‌ها بگوییم اگر مشکلات را برطرف نکنند، کار را ترک می‌کنیم.

     

    They’ll have no choice but to listen to us.”

    (دِیل هَو نو چویْس بَت تو لیسِن تو آس)

    آن‌ها چاره‌ای جز گوش دادن به ما نخواهند داشت.»

     

    Jack explained what they were to do.

    (جَک اِکسپِلِینْد وات دِی وِر تو دو)

    جک توضیح داد که آن‌ها چه کاری باید انجام دهند.

     

    His coworkers liked his explicit plan.

    (هِیز کواوُرکِرز لایکْد هیز اِکسپلیسِت پْلَن)

    همکاران او از طرح صریحش خوششان آمد.

     

    They went to the administrative offices and demanded that Bioco stop damaging the environment, or they all would quit.

    (دِی وِنت تو ذی اَدْمینیسْتْرَتیو آفِسِز اَند دیمانْدِد ذَت بایوکو اِستاپ دَمِجینگ ذی اینوایْرَنمَنت، اَر دِی آل وود کوئیت)

    آن‌ها به دفاتر اداری رفتند و خواستار توقف آسیب رساندن بیوکو به محیط‌زیست شدند، در غیر این صورت همه استعفا می‌دادند.

     

    One supervisor said to them, “Thank you for being straightforward about this issue.

    (وان سوپروایزَر سِد تو دِم، “ثَنگ یو فُر بیهینگ اِسترِیتفُروارد اَباوت دِیس ایشو)

    یکی از سرپرستان به آن‌ها گفت: «متشکرم که در این باره صریح بودید.

     

    Since I can’t afford to lose all of you workers, I guess we’ll just have to fix things.”

    (سینس آی کَنت اَفُرد تو لوز آل آو یو وَرکِرز، آی گِس ویل جاست هَو تو فیکس تینگز)

    از آنجایی که توانایی از دست دادن همهٔ شما کارگران را ندارم، حدس می‌زنم باید مسائل را برطرف کنیم.»

     

    Jack, his supervisor, and his coworkers spent the next month designing a new framework for the company.

    (جَک، هیز سوپروایزَر، اَند هیز کواوُرکِرز اِسپِنْت ذِ نِکست مَنت دیزاینینگ اِ نیو فِرِیموُرک فُر ذِ کامپَنی)

    جک، سرپرستش و همکارانش ماه بعد را صرف طراحی چارچوبی جدید برای شرکت کردند.

     

    They cleaned up the acid from the river and minimized the amount of air pollution the company released.

    (دِی کلینْد آپ ذی اَسید فرام ذِ ریوِر اَند مینیمایزْد ذی اَماونْت آو اِر پولوشِن ذِ کامپَنی ریلِیسْد)

    آن‌ها اسید رودخانه را پاکسازی کردند و میزان آلودگی هوایی را که شرکت آزاد می‌کرد به حداقل رساندند.

     

    At last, under this new regime, the company’s motto was more suitable.

    (اَت لَست، اَندِر دِیس نیو رِژیم، ذِ کامپَنیز مادو واز مور سوتَبِل)

    سرانجام، تحت این رژیم جدید، شعار شرکت مناسب‌تر بود.