• خانه ی یخی

    The Ice House

    (ذی آیس هاوس)

    خانهٔ یخی

     

    Last year, Erik constructed one of the world’s strangest houses in the glacial landscape of northern Sweden.

    (لَست ییر، اِرِیک کانستراکتِد وان آو ذِ وورلدْز اِسترِینْجِست هاوسِز این ذِ گِلِیشَل لَنداسکِیپ آو نورْذَرْن سویدِن)

    سال گذشته، اریک یکی از عجیب‌ترین خانه‌های جهان را در مناظر یخبندان شمال سوئد ساخت.

     

    He called it the Ice House: a house made entirely of ice and snow.

    (هی کالْد ایت ذی آیس هاوس: اِ هاوس مِید اِنتایَرلی آو آیس اَند اِسنو)

    او آن را خانهٔ یخی نامید: خانه‌ای کاملاً ساخته‌شده از یخ و برف.

     

    All of the beds, chairs, tables, and walls are cold, hard sculptures of ice.

    (آل آو ذِ بِدز، چِرز، تِیبَلز، اَند والز آر کُولْد، هارد اِسکالپچَرز آو آیس)

    همهٔ تخت‌ها، صندلی‌ها، میزها و دیوارها مجسمه‌های سرد و سخت یخی هستند.

     

    A group of architects and volunteers from all over the world traveled to the site of the Ice House and began its construction.

    (اِ گروپ آو آرکیتِکتس اَند والَنتیرز فرام آل اووِر ذِ وورلد تْرَوِلْد تو ذِ سایت آو ذی آیس هاوس اَند بیگَن ایتس کانستراکشِن)

    گروهی از معماران و داوطلبان از سراسر جهان به محل خانهٔ یخی سفر کردند و ساخت آن را آغاز نمودند.

     

    The multicultural group journeyed through storms and freezing temperatures to reach the site.

    (ذِ مالتیکالچَرَل گروپ جورْنید ترو اِستورمز اَند فریزینگ تِمپِرِیچَرز تو ریچ ذِ سایت)

    آن گروه چندفرهنگی از میان توفان‌ها و دمای یخبندان سفر کردند تا به آن مکان برسند.

     

    Once the builders arrived, there was an interchange of ideas, tasks were assigned and tools were allocated to each worker.

    (وانس ذِ بیلْدِرز اَرایوْد، ذِر واز اَن اینْتَرچِینْج آو آیدیز، تَسکْس وِر اَسایْنْد اَند تولز وِر اَلوکِیتِد تو ایچ وَرکِر)

    پس از ورود سازندگان، تبادل ایده‌ها رخ داد، وظایفی تعیین شد و ابزارها به هر کارگر اختصاص یافت.

     

    An expert was selected to oversee the building process to make sure there was no discord between the workers.

    (اَن اِکسپِرْت واز سِلِکتِد تو اووِرسی ذِ بیلدینگ پراسِس تو مِیک شُر ذِر واز نو دیسکُورد بیتوین ذِ وَرکِرز)

    یک متخصص برای نظارت بر روند ساخت و اطمینان از نبود اختلاف بین کارگران انتخاب شد.

     

    Once a plan was generated, the community of volunteers got right to work.

    (وانس اِ پْلَن واز جِنِرِیتِد، ذِ کَمیونِتی آو والَنتیرز گات رایت تو وَرک)

    پس از ایجاد طرح، گروه داوطلبان بلافاصله مشغول کار شدند.

     

    The design was very unique; the builders couldn’t copy the design from normal houses.

    (ذِ دیزاین واز وِری یونیک؛ ذِ بیلْدِرز کُودنْت کاپی ذِ دیزاین فرام نورْمَل هاوسِز)

    طراحی بسیار منحصربه‌فرد بود؛ سازندگان نمی‌توانستند طرح را از خانه‌های معمولی کپی کنند.

     

    The first step was to build the walls and ceiling.

    (ذِ فِیرْست اِسْتِپ واز تو بیلد ذِ والز اَند سیلینگ)

    اولین قدم ساخت دیوارها و سقف بود.

     

    The builders used a metal frame to help them build the structure.

    (ذِ بیلْدِرز یوزْد اِ مِتَل فِرِیم تو هِلپ دِم بیلد ذِ اِسْتراکچَر)

    سازندگان برای کمک به ساخت سازه از یک قاب فلزی استفاده کردند.

     

    After the ice was in place, the frame was removed.

    (آفتَر ذی آیس واز این پِلِیس، ذِ فِرِیم واز ریمووْد)

    پس از قرار گرفتن یخ در جای خود، قاب برداشته شد.

     

    The builders then created furniture and art pieces.

    (ذِ بیلْدِرز دِن کریِیتِد فورنیچَر اَند آرْت پیسِز)

    سپس سازندگان مبلمان و قطعات هنری را خلق کردند.

     

    Designs were carved into each item.

    (دیزاینز وِر کاروْد اینتو ایچ آیتِم)

    طرح‌ها بر روی هر قطعه حک شد.

     

    One worker carved big wavy lines, and another made tiny clockwise, concentric circles.

    (وان وَرکِر کاروْد بیگ وِیوی لاینز، اَند اَنَذَر مِید تاینی کلاک وایز، کانْسِنْتریک سِرکَلز)

    یک کارگر خطوط موج‌دار بزرگی تراشید و دیگری دایره‌های کوچک هم‌مرکز در جهت عقربه‌های ساعت ایجاد کرد.

     

    Finally, the workers carved small cavities in the roof and inserted colored lights.

    (فاینَلی، ذِ وَرکِرز کاروْد اسمال کَوِتیز این ذِ روف اَند اینسَرْتِد کالَرْد لایتس)

    سرانجام، کارگران حفره‌های کوچکی در سقف تراشیدند و چراغ‌های رنگی در آن‌ها قرار دادند.

     

    When the work was finished, the beautiful house was a visual masterpiece ready for a resident to enjoy.

    (وِن ذِ وَرک واز فینیشْد، ذِ بیوتیفُل هاوس واز اِ وِیژوال مَستَرسیز رِدی فُر اِ رِزیدَنت تو اِنجوی)

    وقتی کار به پایان رسید، خانهٔ زیبا شاهکار بصری بود که برای لذت بردن یک ساکن آماده شده بود.

     

    Living in the Ice House is an experience like no other.

    (لیوینگ این ذی آیس هاوس ایز اَن اِکسپیریِنس لایک نو اَذَر)

    زندگی در خانهٔ یخی تجربه‌ای است بی‌نظیر.

     

    Erik stores his belongings in an ice-covered closet and lays out a sleeping bag on his ice bed.

    (اِرِیک اِستورز هیز بیلانگینگز این اَن آیس-کاوِرْد کْلازِت اَند لِیز اوت اِ اسلیپینگ بَگ آن هیز آیس بِد)

    اریک وسایل خود را در کمد یخی نگه می‌دارد و کیسه خواب را روی تخت یخی‌اش پهن می‌کند.

     

    At dinner, he dines on a delicious salad with crisp toppings.

    (اَت دینِر، هِی داینز آن اِ دِلِیشَس سَلاد ویذ کْرِسْپ تاپینگز)

    هنگام شام، از سالاد خوشمزه‌ای با رویه‌های ترد می‌خورد.

     

    And for the main course, he enjoys appetizing fish caught from a nearby river.

    (اَند فُر ذِ مِین کورس، هِی اِنجویز اَپِتایزینگ فیش کات فرام اِ نیربای ریوِر)

    و برای غذای اصلی، از ماهی‌های اشتهاآوری که از رودخانه‌ای نزدیک صید شده‌اند لذت می‌برد.

     

    The fish are pierced with icicles and served on ice plates.

    (ذِ فیش آر پیرسْت ویذ آیسایکَلز اَند سِروْد آن آیس پِلِیتس)

    ماهی‌ها با قندیل‌های یخ سوراخ می‌شوند و روی بشقاب‌های یخی سرو می‌گردند.

     

    After dinner, he gets ready for a cold night.

    (آفتَر دینِر، هِی گِتْس رِدی فُر اِ کُولْد نایت)

    بعد از شام، او برای یک شب سرد آماده می‌شود.

     

    The omission of heaters can be too much for his visitors sometimes.

    (ذی اومیشِن آو هیتِرز کَن بی تو ماچ فُر هیز ویزیتَرز سامتایمز)

    نبود بخاری‌ها گاهی برای بازدیدکنندگانش غیرقابل تحمل است.

     

    Luckily, there are warm rooms nearby, as a courtesy to people who get too cold.

    (لَکیلی، ذِر آر وارْم رومز نیربای، اَز اِ کِرْتِسی تو پیپَل هو گِت تو کُولْد)

    خوشبختانه، به احترام افرادی که بیش از حد سردشان می‌شود، اتاق‌های گرمی در همان نزدیکی وجود دارد.