• فصل ۱۴ (unit14)-کتاب جادویی-واژگان

    Vocabulary

    واژگان

    Unit 14

    بخش ۱۴

    Word list

    لیست کلمات

    coach

    مربی

    n.

    اسم.

    A coach is a person who teaches sports.

    مربی کسی است که ورزش یاد می‌دهد.

    My coach gets very excited during games.

    مربی من در طول بازی‌ها خیلی هیجان‌زده می‌شود.

    control

    کنترل کردن

    v.

    فعل.

    To control something is to make it do what you want.

    کنترل کردن چیزی یعنی آن را وادار کنید کاری را انجام دهد که می‌خواهید.

    To control the TVjust push the buttons.

    برای کنترل کردن تلویزیون، فقط دکمه‌ها را فشار بدهید.

    description

    توصیف

    n.

    اسم.

    A description of someone or something says what they are like.

    توصیف کسی یا چیزی می‌گوید که او چگونه است.

    I gave a description of the man with the gun and hat to the police.

    من توصیف مشخصات مرد با تفنگ و کلاه را برای پلیس گفتم.

    direct

    مستقیم

    adj.

    صفت.

    If something is directit goes straight between two places.

    اگر چیزی مستقیم باشد، مستقیماً بین دو مکان قرار می گیرد.

    The green path is a direct route to my house.

    مسیر سبز راه مستقیمی به خانه‌ی من است.

    exam

    امتحان

    n.

    اسم.

    An exam is a test.

    exam یعنی امتحان.

    I did some practice questions for the math exam on the board.

    من چند سؤال تمرینی برای امتحان ریاضی روی تخته حل کردم.

    example

    مثال

    n.

    اسم.

    An example of something is a thing that is typical of it.

    مثال یک چیز، نوع عادی‌ای از آن است.

    Cola is an example of a soft drink.

    کولا مثالی از نوشیدنی غیرالکلی است.

    limit

    حد

    n.

    اسم.

    A limit is the largest or smallest amount of something that you allow.

    حد بزرگ‌ترین یا کوچک‌ترین مقدار چیزی است که شما امکان می‌دهید.

    My mother put a limit on how much I could use the phone.

    مادرم برای میزان استفاده از موبایلم برای من حدی قرار داد.

    local

    محلی

    adj.

    صفت.

    If something is localit is nearby.

    اگر چیزی محلی باشد، نزدیک است.

    The local market in my neighborhood sells all the food we need.

    بازار محلی در همسایگی من تمام غذایی که نیاز داریم را می‌فروشد.

    magical

    جادویی

    adj.

    صفت.

    Magical describes a quality that makes someone or something special.

    جادویی کیفیتی را توصیف می‌کند که کسی یا چیزی را خاص می‌کند.

    The fireworks made the night sky look so magical.

    آتیش‌بازی‌ها آسمان شب را جادویی کردند.

    mail

    پست

    n.

    اسم.

    Mail is letters and other things sent to people.

    mail نامه‌ها و چیزهای دیگری هستند که به افراد فرستاده می‌شود.

    I get a lot of mailbecause I have friends all over the world.

    من نامه‌ها و مرسوله‌های زیادی می‌گیرم، چون در تمام دنیا دوست دارم.

    novel

    رمان

    n.

    اسم.

    A novel is a book that tells a story.

    رمان کتابی است که داستانی را می‌گوید.

    He wrote a great novel about ancient China.

    او رمان عالی‌ای درباره‌ی چین باستان نوشت.

    outline

    طرح کلی

    n.

    اسم.

    An outline is the plan for a story or essay.

    outline الگوی داستان یا انشاست.

    Before I wrote my essayl made an outline.

    قبل از اینکه انشایم را بنویسم، طرح کلی‌ای درست کردم.

    poet

    شاعر

    n.

    اسم.

    A poet is a person who writes poems.

    شاعر کسی است که شعر می‌نویسد.

    William Shakespeare was one of the greatest poets.

    ویلیام شکسپیر یکی از بزرگ‌ترین شاعران بود.

    print

    چاپ کردن

    v.

    فعل.

    To print something is to put it onto paper.

    چاپ کردن چیزی یعنی قرار دادن آن روی کاغذ.

    Make sure that you print your name clearly.

    مطمئن شو که اسمت را واضح چاپ می‌کنی.

    scene

    صحنه

    n.

    اسم.

    A scene is one part of a book or movie.

    صحنه قسمتی از کتاب یا فیلم است.

    A movie is made up of many short pieces or scenes.

    فیلم از قسمت‌ها یا صحنه‌های کوتاه زیادی ساخته شده‌است.

    sheet

    برگه

    n.

    اسم.

    A sheet is a thin flat piece of paper.

    برگه تکه‌ی باریک و تختی از کاغذ است.

    l only needed a single sheet of paper to do my homework.

    من فقط به یک برگه نیاز دارم تا تکالیفم را انجام دهم.

    silly

    احمقانه

    adj.

    صفت.

    People who are silly show a lack of serious thought.

    افرادی که silly هستند، تفکر جدی ندارند.

    I made a silly mistake of dropping mom‘s vase.

    من اشتباه احمقانه‌ای کردم که گلدان مادرم را انداختم.

    store

    فروشگاه

    n.

    اسم.

    A store is a place where you can buy things.

    فروشگاه جایی است که می‌توانید چیزهایی را بخرید.

    I picked up a few things at the grocery store.

    من چند چیز از فروشگاه مواد غذایی خریدم.

    suffer

    رنج کشیدن

    v.

    فعل.

    To suffer is to feel pain.

    رنج کشیدن یعنی احساس درد کردن.

    Her headache made her suffer all day.

    سردردش باعث شد تمام روز رنج بکشد.

    technology

    فناوری

    n.

    اسم.

    Technology is new things made by using science.

    فناوری یعنی چیزهای جدیدی که با استفاده از علم ساخته شده‌اند.

    He loves technologysuch as laptop computers.

    او عاشق فناوری، مثل لپ‌تاپ‌ها است.