• کدینگ ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی – درس ۲۵

    لغات مترادف معنی مثال انگلیسی ترجمه کدینگ
    1. Architect(آرکیتکت)Engineer; designerمعمار؛ طراحEisenhower was the architect of victoryایزنهاور طراح پیروزی علیه نازی‌ها بودآرشیتکت
    2. Matrimony(مَترمونی)Marriage; wedlockازدواج؛ زناشوییLack of money soured their matrimonyکمبود پول شیرینی زندگی‌شان را تلخ کردباید خیلی money داشته باشی
    3. Baggage(بَگِج)Bag; luggageچمدان؛ بار و بنهShe checked her baggage at the stationچمدانش را در ایستگاه تحویل دادبا چمدونش زد تو سرم، گیج شدم
    4. Squander(اِسکوآندِر)Waste; misspendهدر دادن؛ بر باد دادنDon’t squander money on useless thingsپولت را برای چیزهای بی‌استفاده هدر ندهاسکندر سرمایه ملی را بر باد داد
    5. Abroad(اِبراد)Out of the countryدر خارج؛ به خارجMore people go abroad for vacationsافراد بیشتری برای تعطیلات به خارج می‌رونداین road به خارج می‌ره
    6. Fugitive(فیوجِتیو)Refugee; escapeeفراری؛ آوارهPaul was a fugitive from the slumsپاول از محله‌های فقیرنشین فراری بودتو GTA همیشه نقش فراری دارم
    7. Calamity(کَلَمیتی)Disaster; catastropheفاجعه؛ مصیبتFailure in one test isn’t a calamityشکست در یک امتحان فاجعه نیستمراقب کلامت باش
    8. Pauper(پاپِر)Poor personتهیدست؛ گداFire made Mr. Bloomson a pauperآتش‌سوزی او را تهیدست کردفقرا paper جمع می‌کنن
    9. Envy(اِنوِی)Jealousyحسادت؛ حسرتDon’t envy others’ wealthحسرت ثروت دیگران را نخوراون به بی‌ام‌و من حسودی می‌کنه
    10. Collapse(کُلاپس)Breakdown; fallفرو ریختن؛ خراب شدنThis creation will collapse easilyاین سازه با فشار کم فرو می‌ریزدکل اپ‌های گوشیم خراب شدن
    11. Prosecute(پراسیکیوت)Follow; sueتحت پیگرد قرار دادنCareless drivers should be prosecutedرانندگان بی‌احتیاط باید پیگرد شونداگه درخت قطع کنی، پیگرد می‌شی
    12. Bigamy(بیگِمی)Having two spousesدو همسریBigamy is seen as double troubleدو همسری مشکل مضاعف استآدم بی‌غمی دو تا همسر داره
    13. Imbibe(ایمبایب)Drink; absorbنوشیدن؛ جذب کردنHave you been imbibing again?دوباره داری آب می‌خوری؟این pipe مخصوص نوشیدنه
    14. Heterogeneous(هِتِروجنِیِس)Diverse; mixedناهمگن؛ متفاوتIran has heterogeneous ethnic groupsدر ایران گروه‌های قومی گوناگون وجود دارداز ریشه hetero یعنی متفاوت
    15. Fracas(فِرِکِس)Fight; brawlجنگ و دعوا؛ داد و قالPM joined the fracas over changesنخست‌وزیر وارد دعواهای تغییرات شدرفتی مغازه، گفت فِیک اس، دعوا شد