• کدینگ ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی – درس ۲۸

    لغات مترادف معنی مثال انگلیسی ترجمه کدینگ
    1. Outlaw(اوت‌لا)Criminal; exileقانون‌شکن؛ یاغیJesse James was a famous outlawجسی جیمز تبهکار معروف غرب آمریکا بودOut از law یعنی قانون‌شکنی
    2. Promote(پروموت)Advance; developارتقا دادن؛ پیشرفت کردنStudents will be promoted to next gradeدانشجویان به کلاس بعد ارتقا می‌یابندعلم درمان تومور ارتقا یافته
    3. Undernourished(آندِر ناریشت)Malnourishedسوء تغذیهThe child is undernourished due to povertyکودک به خاطر فقر دچار سوء تغذیه استNourish غذا دادن، under یعنی منفی
    4. Illustrate(ایلاستریت)Explain; showتوضیح دادن با مثال یا تصویرThe exhibit will illustrate atomic energy usesنمایشگاه کاربردهای انرژی اتمی را شرح می‌دهدبا رسم شکل توضیح میدی چرا لوستر خریدی؟
    5. Disclose(دیسکلوز)Reveal; uncoverفاش کردن؛ آشکار ساختنThe letter discloses the source of fortuneنامه منبع خوشبختی او را فاش می‌کنداین دیسک رازهای close رو فاش می‌کنه
    6. Excessive(اِکسِسیو)Immoderate; too muchمفرط؛ بیش از حدArizona residents aren’t used to excessive rainساکنین آریزونا به باران زیاد عادت ندارندسه سیب برای یک نفر زیادیه
    7. Disaster(دیزَستِر)Calamity; catastropheفاجعه؛ مصیبتHurricane brought disaster to coastal townطوفان برای شهر ساحلی فاجعه به بار آوردبرای sisterش فاجعه‌ای رخ داد
    8. Censor(سِنسِر)Edit; suppressسانسور کردنGovernments censor booksبرخی دولت‌ها کتاب‌ها را سانسور می‌کنندسانسور
    9. Culprit(کالپریت)Offender; guiltyمجرم؛ مقصرWho is the culprit who ate strawberries?چه کسی توت‌فرنگی‌ها را خورده؟اگه کبریت روشن کنی متهم می‌شی
    10. Juvenile(جووِنایل)Youth; youngsterنوجوان؛ جوانانهPaula still wears juvenile fashionsپائولا هنوز لباس‌های جوانانه می‌پوشدتو جوانی رود نیل رو دیدم
    11. Bait(بِیت)Lure; decoyطعمه؛ دامSuccess in fishing needs right baitبرای صید موفق باید طعمه مناسب داشتدر بیت ماهیگیران طعمه زیاده
    12. Insist(اِنسیست)Persist; emphasizeاصرار کردن؛ پافشاریShe insisted Saly wasn’t jealousاو پافشاری کرد که سالی حسود نیستدر سیستان اصرار کردن بیشتر بمونیم
    13. Emulate(اِمیولِیت)Imitate; followتقلید کردن؛ دنباله‌رویRulers wished to emulate Alexanderفرمانروایان می‌خواستند مثل اسکندر کبیر باشندصد بار گفتم یه املت ساده درست کن
    14. Egotist(ایگوتیست)Narcissist; boasterخودخواه؛ از خود راضیEgotists bore friends by talking about themselvesافراد خودخواه دوستانشان را خسته می‌کنندEgo یعنی خود؛ آدم خودخواه
    15. Fallacious(فَلِیشِس)Misleading; falseگمراه‌کننده؛ غلطHis argument is based on fallacious reasoningادعایش بر پایه دلایل غلط بودFall یعنی false؛ گمراه‌کننده