• کدینگ ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی – درس ۳۷

    لغات مترادف معنی مثال انگلیسی ترجمه کدینگ
    1. Heir(اِر)Successor; inheritorوارث؛ جانشینLocate the rightful heir at onceوارث قانونی را فوراً مشخص کنیداو وارث یک تار مو هم نشد
    2. Majestic(مَجِستیک)Grand; royalباشکوه؛ سلطنتیWe were amazed by the majestic decorاز دکور باشکوه خانه شگفت‌زده شدیممجارستان کشور باشکوهیه
    3. Dwindle(دوویندِل)Decrease; shrinkتدریجاً کاهش یافتنWater supply has dwindledذخیره آب کاهش یافته استدر ماه‌های گرم wind کاهش می‌یابد
    4. Surplus(سِرپلاس)Excess; extraمازاد؛ اضافیBank keeps surplus money in reserveبانک پول مازاد را ذخیره می‌کندPlus یعنی اضافه
    5. Traitor(تِرِیتِر)Betrayer; defectorخیانت‌کارThis man was a traitor to the armyاو در ارتش خیانت‌کار بوداون خیانت‌کار تراکتور منو دزدید
    6. Deliberate(دِلیبِرِیت)Intentional; plannedعمدی؛ آگاهانهRico’s excuse was a deliberate lieبهانه ریکو دروغ عمدی بودبا دلت انجام بدی، آگاهانه نیست
    7. Vandal(وَندَل)Destroyer; saboteurخرابکارVandals wrecked the cafeteriaخرابکاران کافه‌تریا را خراب کردندونداد با ون خرابکاری می‌کنه
    8. Drought(دراوت)Dryness; lack of rainخشکسالیCrops become scorched in droughtمحصولات در خشکسالی خشک می‌شوندخشکسالی امسال دروغ نیست؟
    9. Abide(اِباید)Obey; endureاطاعت کردن؛ تحمل کردنI will abide by their directionsاز دستوراتشان اطاعت خواهم کردعبادت یعنی اطاعت
    10. Unify(یونیفای)Unite; mergeمتحد شدنCountry unified after civil warکشور پس از جنگ داخلی متحد شدیاد United States بیفت
    11. Summit(سامیت)Peak; topقله؛ اوجDon’t underestimate Ruth’s summit ambitionآرزوی رسیدن به اوج را دست کم نگیرسامی به اوج رسید
    12. Heed(هید)Pay attention; noticeتوجه کردن؛ دقت کردنFlorence paid no heed to signsفلورانس به علائم توجه نکردوقتی head تکون می‌دی یعنی گوش می‌کنی
    13. Belligerent(بِلیجِرِنت)Aggressive; hostileجنگ‌طلب؛ متخاصمGuests were belligerent about warمهمانان جنگ‌طلب طرفدار جنگ بودندبیلی جنگجو!
    14. Avid(اَوید)Enthusiastic; eagerمشتاق؛ علاقمندCandidate had avid desire for powerکاندیدا اشتیاق زیادی به قدرت داشتنوید به ویدا علاقه‌منده
    15. Atheist(اِیتیِست)Infidel; non-believerملحد؛ منکر خداAtheist differs from agnosticملحد با تجاهل‌گرا فرق داردآتییست