• کدینگ ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی – درس ۳۹

    لغات مترادف معنی مثال انگلیسی ترجمه کدینگ
    1. Unearth(آن‌اِرث)Discover; dig upاز زیر خاک درآوردن؛ کشف کردنFarmers still unearth human bonesکشاورزان هنوز استخوان انسان کشف می‌کنندEarth یعنی زمین
    2. Depart(دیپارت)Leave; go awayحرکت کردن؛ رفتنWe arrived in morning and departed at nightصبح رسیدیم و شب حرکت کردیمدیشب به سمت پارتی رفتیم
    3. Coincide(کُوین‌ساید)Match; occur togetherهمزمان بودن؛ مصادف شدنMarriage day coincided with birthdayروز ازدواج با تولدش مصادف شداین coin‌ها همزمان ساخته شدن
    4. Cancel(کنسِل)Call off; annulلغو کردن؛ کنسل کردنOur fight was cancelledمبارزه ما لغو شدکنسل کردن
    5. Debtor(دِبتِر)Ower; borrowerبدهکارIf I borrow, I’m your debtorاگه قرض بگیرم، بدهکارتمبه خاطر تور بدهکارم
    6. Legible(لِجِبِل)Readable; clearخوانا؛ روشنHer handwriting was legibleدستخطش خوانا بوداگه خطت خوانا باشه، استاد لج نمی‌کنه
    7. Placard(پلاکارد)Poster; noticeاعلامیه رسمی؛ پلاکارتHuge placard says “Welcome to Iran”پلاکارت بزرگی نوشته: به ایران خوش آمدیدپلاکارت
    8. Contagious(کُنتِیجِس)Infectious; epidemicمسری؛ واگیردارIllness is still highly contagiousبیماری هنوز شدیداً مسری استاز طریق juice منتقل می‌شه
    9. Clergy(کِلِرجی)Priest; religious leaderروحانیFriar Tuck was clergy memberفریر تاک روحانی شوخ‌طبعی بودروحانی کرجی رو دیدم
    10. Customary(کاستِمِری)Usual; traditionalعادی؛ مرسومIt’s customary for bride to wear whiteمرسومه که عروس لباس سفید بپوشهاومدن customer عادیه
    11. Transparent(ترنسپَرِنت)Clear; see-throughشفافTransparent plastic containerظرف پلاستیکی شفافParentها آدم‌های شفافی هستن
    12. Scald(سکالد)Burn; steamسوزاندن با بخار یا آب داغDon’t scald yourself with kettleبا کتری نسوزی!وقتی تلفن call کرد
    13. Affluent(اَفلوئِنت)Rich; wealthyثروتمند؛ متمولNumber of affluent people is risingتعداد ثروتمندان رو به افزایش استبا فلوت زدن ثروتمند شد
    14. Alleviate(اَلیویِیت)Relieve; easeتسکین دادن؛ کاهش دادنSeeking drugs to alleviate painدنبال دارو برای تسکین درد هستندالویه‌ات رو بخور تا آروم شی
    15. Adage(اَدِج)Proverb; sayingضرب‌المثلAdage “haste makes waste” is trueضرب‌المثل «عجله کار شیطان است» حقیقت داردبرخلاف age کم، ضرب‌المثل بلدی