Vocabulary
واژگان
Unit 1
بخش ۱
Word list.
فهرست لغت.
Agree
موافق
v.
فعل.
- تجزیه:
“Agree” = A (پیشوندی که میتواند نشاندهندهٔ تاکید یا جهت باشد) + gree (مثل بله در فارسی و یا معنی موافقت میده)
To agree is to have the same opinion or belief as another person.
to agree یعنی عقیده یا باور یکسان داشتن با شخص دیگر.
The students agree they have too much homework.
دانشآموزان موافقند که بیش از حد تکلیف دارند.
Alcohol
الکل
n.
اسم.
- تجزیه:
نیازی به تجزیه نداره Alcohol همون الکل هستش.
Alcohol is a type of drink that can make people drunk.
الکل نوعی نوشیدنی است که میتواند افراد را مست کند.
A person should not drive a car after he or she has been drinking alcohol.
بعد از نوشیدن الکل، شخص نباید با اتومبیل رانندگی کند.
arrive
رسیدن
v.
فعل.
- تجزیه
Arrive = Ar + rive
این واژه شبیه واژه river به معنی رودخانه می باشد.
To arrive is to get somewhere.
to arrive یعنی رسیدن به جایی.
They arrived at school at 7 a.m.
آنها ساعت ۷ صبح به مدرسه رسیدند.
August
آگوست
n.
اسم.
- تجزیه:
نیازی به تجزیه نداره August همون آگوست هستش.
August is the eighth month of the year.
آگوست هشتمین ماه سال است.
Is your birthday in August?
تولدت در ماه آگوست است؟
Boat
قایق
n.
اسم.
تجزیه
Boat: Bo(که شبیه واژه bow به معنی جلوی قایق هستش)+at
A boat is a vehicle that moves across water.
قایق وسیلهای است که در سراسر آب حرکت میکند.
There is a small boat on the lake.
قایق کوچکی روی دریاچه است.
breakfast
صبحانه
n.
اسم.
- تجزیه:
Breakfast: Break (به معنی شکستن و یا پایان دادن گرسنگی می تونه باشه) + fast (می تونه به معنی با عجله یا به سرعت باشه)
Breakfast is the morning meal.
صبحانه وعدهی صبح است.
I ate eggs for breakfast.
من صبحانه تخممرغ خوردم
camer
a
دوربین
n.
اسم.
A camera is a piece of equipment that takes pictures.
دوربین وسیلهای است که عکس میگیرد.
l brought my camera on my vacation.
من در تعطیلاتم دوربینم را آوردم
capital
پایتخت
n.
اسم.
A capital is a city where a country‘s government is based.
پایتخت شهری است که دولت کشور در آن مستقر است.
The capital of the United States is Washington, D.C.
پایتخت ایالات متحده واشینگتن، دی.سی است.
catch
گرفتن
v.
فعل.
To catch is to grab or get something.
to catch یعنی گرفتن چیزی.
Did you catch the ball during the baseball game?
آیا در طول بازی بیسبال توپ را گرفتی؟
duck
اردک
n.
اسم.
A duck is a small water bird.
اردک پرندهی کوچک آبی است.
People feed ducks at the lake.
مردم در دریاچه به اردکها غذا میدهند.
enjoy
لذت بردن
v.
فعل.
To enjoy is to like something.
لذت بردن یعنی دوست داشتن چیزی.
The woman enjoys riding her bicycle.
آن زن از دوچرخهسواری لذت میبرد.
Invite
دعوت کردن
v.
فعل.
To invite is to ask someone to come to a place or event.
دعوت کردن یعنی از کسی بخواهید به جایی یا رویدادی بیاید.
I will invite my friends to my birthday party.
من دوستانم را به جشن تولدم دعوت خواهم کرد
love
عشق ورزیدن
v.
فعل.
To love is to like something or someone a lot.
عشق ورزیدن یعنی خیلی دوست داشتن چیزی یا کسی.
I love my family very much.
من خانوادهام را خیلی دوست دارم
month
ماه
n.
اسم.
A month is one of 12 periods of time in one year.
یک ماه یکی از ۱۲ دورهی زمانی در یک سال است.
January is the first month of the year.
ژانویه اولین ماه سال است
travel
سفر کردن
v.
فعل.
To travel is to go to a faraway place on vacation or business.
سفر کردن یعنی رفتن به مکانی دوردست برای تعطیلات یا کار.
They will travel to Argentina this summer.
آنها تابستان امسال به آرژانتین سفر خواهند کرد
typical
معمول
adj.
صفت.
If something is typical, it is normal or something that usually happens.
اگر چیزی معمولی باشد، طبیعی است یا چیزی است که معمولاً اتفاق میافتد.
My typical breakfast is toast and eggs.
صبحانهی معمولی من نان تست و تخممرغ است
visit
بازدید کردن
v.
فعل.
To visit is to go and spend time in another place or see another person.
بازدید کردن یعنی رفتن و گذراندن وقت در مکانی دیگر یا دیدن شخصی دیگر.
She wants to visit her grandmother.
او میخواهد به دیدار مادربزرگش برود
weather
آبوهوا
n.
اسم.
Weather is the temperature and the state of the outdoors.
آبوهوا دما و وضعیت فضای باز است.
Today‘s weather is rainy and cloudy.
هوای امروز بارانی و ابری است
week
هفته
n.
اسم.
A week is a period of time that is seven days long.
هفته یک دورهی زمانی است که هفت روز طول میکشد.
What are you doing next week?
هفتهی بعد چه کار میکن
wine
شراب
n.
اسم.
Wine is an alcoholic drink made from grapes.
شراب نوشیدنی الکلی است که از انگور تهیه میشود.
The store carried both red and white wine.
فروشگاه شراب قرمز و سفید داشت.