• 4000 واژه ضروری انگلیسی کتاب 1 – فصل سوم-واژگان

    Vocabulary

    واژگان

    Unit 3

    بخش ۳

    Word list

    لیست کلمات

    alien

    آدم‌فضایی

    n.

    اسم.

    An alien is a creature from a different world.

    alien موجودی از دنیای دیگر است.

    The alien came in peace.

    آدم‌فضایی با نیت صلح پیش آمد.

    among

    میان

    prep.

    حرف اضافه.

    If you are among certain thingsthey are all around you.

    اگر در میان چیزهای خاصی باشید، یعنی آن‌ها دوروبرتان هستند.

    There was a red apple among the green ones.

    سیب قرمزی میان سیب‌های سبز بود.

    chart

    جدول

    n.

    اسم.

    A chart is a list of information.

    chart لیستی از اطلاعات است.

    We used a chart to see how we had improved.

    ما از جدولی برای دیدن میزان پیشرفتمان استفاده کردیم.

    cloud

    ابر

    n.

    اسم.

    A cloud is a group of water drops in the sky.

    ابر گروهی از قطره‌های آب در آسمان است.

    The sky was filled with white clouds.

    آسمان پر از ابرهای سفید بود.

    describe

    توصیف کردن

    v.

    فعل.

    To describe is to say or write what someone or something is like.

    توصیف کردن یعنی گفتن یا نوشتن اینکه کسی یا چیزی چگونه است.

    They described their tree as colorfulwith gold ribbon and a star.

    آن‌ها درختشان را رنگارنگ، با روبان طلایی و ستاره توصیف کردند.

    ever

    همیشه

    adv.

    قید.

    Ever means at any time.

    ever یعنی هر زمان.

    Going skiing last winter was the most fun I‘ve ever had.

    اسکی زمستان پیش بهترین تفریحی بود که تا به حال داشته‌ام.

    fail

    شکست خوردن / رد شدن

    v.

    فعل.

    To fail means you do not succeed in what you try to do.

    to fail یعنی در کاری که سعی می‌کنید انجام دهید موفق نمی‌شوید.

    Since he failed to get the jobhe was sad.

    از وقتی که نتوانست کار را بگیرد، ناراحت بود.

    grade

    نمره

    n.

    اسم.

    A grade is a score or mark given to someone‘s work.

    grade نمره‌ای است که به کار کسی داده می‌شود.

    I managed to get good grades on my report card.

    من توانستم نمرات خوبی در کارنامه‌ام بگیرم.

    Instead

    به‌جای

    adv.

    قید.

    Instead means in place of.

    instead یعنی به‌جای

    He ate the carrot instead of the icecream.

    او به‌جای بستنی هویج را خورد.

    library

    کتاب‌خانه

    n.

    اسم.

    A library is a place where you go to read books.

    کتاب‌خانه جایی است که برای خواندن کتاب می‌روید.

    The library at school is full of books.

    کتاب‌خانه‌ی مدرسه پر از کتاب است.

    photograph

    عکس

    n.

    اسم.

    I like taking photographs.

    من عکس گرفتن را دوست دارم.

    I took this photograph with my cell phone.

    من این عکس را با موبایلم گرفتم.

    planet

    سیاره

    n.

    اسم.

    A planet is a large round thing in space.

    سیاره چیز بزرگ گردی است که در فضاست.

    Saturn is the planet with the ring around it.

    زحل سیاره‌ای است که حلقه‌ای به‌دورش دارد.

    report

    گزارش

    n.

    اسم.

    A report is something someone writes for school or work.

    گزارش چیزی است که کسی برای مدرسه یا کار می‌نویسد.

    Karen had trouble writing her report.

    کارن برای نوشتن گزارشش مشکل داشت.

    several

    چند

    adj.

    صفت.

    Several is more than two but not many.

    several بیشتر از دو تاست اما خیلی نیست.

    He had to read several books for class.

    او باید چند کتاب را برای کلاس می‌خواند.

    shape

    شکل

    n.

    اسم.

    An object‘s shape is the arrangement of its sides and surfaces.

    شکل شیء چینش کناره‌ها و سطوح آن است.

    Even with your eyes closed you can feel the shape of it.

    حتی با چشم‌های بسته هم می‌توانی شکلش را حس کنی.

    solve

    حل کردن

    v.

    فعل.

    To solve something is to find an answer to it.

    حل کردن چیزی یعنی پیدا کردن جواب برایش است.

    All the students could easily solve the math problem.

    تمام دانش‌آموزان می‌توانستند به‌راحتی مسئله را حل کنند.

    suddenly

    ناگهان

    adv.

    قید.

    If something happens suddenlyit happens quickly and unexpectedly.

    اگر چیزی ناگهان اتفاق بیفتد، یعنی سریع و غیرمنتظره اتفاق می‌افتد.

    I was surprised when my friends suddenly shouted, “Happy birthday!

    وقتی دوستانم ناگهان فریاد زدند «تولدت مبارک» شوکه شدم.

    suppose

    فرض/فکر کردن

    v.

    فعل.

    To suppose is to guess.

    to suppose یعنی حدس زدن.

    I supposeI should go home now.

    فکر کنم باید الان به خانه برم.

    understand

    فهمیدن

    v.

    فعل.

    To understand something you need to know what it means.

    برای فهمیدن چیزی باید بدانید چه معنی‌ای می‌دهد.

    Henry could not understand the message.

    هنری نمی‌توانست پیام را متوجه شود.

    view

    نگاه کردن

    v.

    فعل.

    To view is to look at something.

    to view یعنی نگاه کردن به چیزی.

    Michael likes to view himself in the mirror.

    مایکل دوست دارد به خودش در آینه نگاه کند.