“A Basket Case”
داغون و درمانده / از پا افتاده / پریشون و بیحال / عصبی و از خود بیخود
Welcome to English in a Minute!
به انگلیسی در یک دقیقه خوش اومدین!
Where we teach you all about idioms in American English.
جایی که همه چیز رو دربارهی اصطلاحات انگلیسی آمریکایی بهت یاد میدیم.
Sometimes American English doesn’t seem to make sense. Like this:
بعضی وقتها انگلیسی آمریکایی منطقی به نظر نمیاد. مثل این:
Gloria has a lot of things going on in her life right now.
گلوریا الان کلی گرفتاری تو زندگیش داره.
Yes, she does. Her parents are sick. Her car is not working. She’s building a new house and she got a new job.
آره، داره. پدر و مادرش مریضن. ماشینش کار نمیکنه. داره یه خونهی جدید میسازه و یه کار جدید هم گرفته.
Wow! That’s a lot of stress. One more thing and she’s going to be a basket case!
واو! این کلی استرسه. یه چیز دیگه هم اضافه بشه و اون دیگه داغون میشه!
Will Gloria really become a container for baskets? I don’t think so.
آیا گلوریا واقعاً تبدیل به یه سبد برای سبدها میشه؟ فکر نمیکنم.
If you experience a lot of stress or try to handle too many things at the same time, your life might become very difficult.
اگه استرس زیادی تجربه کنی یا سعی کنی همزمان کلی کار رو مدیریت کنی، زندگیت ممکنه خیلی سخت بشه.
The nervous strain or tension might wear you out and leave you with a sense of hopelessness. That’s what a basket case means.
فشار عصبی یا تنش ممکنه از پا درت بیاره و یه حس ناامیدی برات بذاره. «A basket case» یعنی همین.
And that’s English in a Minute!
و این بود انگلیسی در یک دقیقه!