Celsius
سانتیگراد (سِلسیوس)
Celsius means relating to or having a scale for measuring temperature on which the boiling point of water is at 100 degrees and the freezing point of water is at 0 degrees
سانتیگراد یعنی مربوط به یا دارای مقیاسی برای اندازهگیری دما که نقطه جوش آب ۱۰۰ درجه و نقطه انجماد آب ۰ درجه است (سِلسیوس مینز ریلِیتینگ تو اور هاوینگ اَ اسکِیل فور مِژرینگ تِمپِرِچِر آن ویچ دِ بویلینگ پوینت آو واتِر ایز اَت وان هاندرِد دیگریز اَند دِ فریزینگ پوینت آو واتِر ایز اَت زیرو دیگریز)
change
تغییر کردن (چِینج)
change means to become different
تغییر کردن یعنی متفاوت شدن (چِینج مینز تو بیکام دیفرِنت)
check
چک کردن، بررسی کردن (چِک)
check means to get information by looking at something, asking about something, etc
چک کردن یعنی اطلاعات گرفتن با نگاه کردن به چیزی، پرسیدن درباره چیزی و غیره (چِک مینز تو گِت اینفورمِیشن بای لوکینگ اَت سامسینگ، اَسکینگ اَباوت سامسینگ، اِت سِترا)
cold
سرد (کُلد)
cold means having a very low temperature
سرد یعنی دمای بسیار پایین داشتن (کُلد مینز هاوینگ اَ وِری لو تِمپِرِچِر)
degree
درجه (دگری)
a degree is a unit for measuring temperature
درجه یک واحد برای اندازهگیری دما است (اَ دگری ایز اَ یونیت فور مِژرینگ تِمپِرِچِر)
Fahrenheit
فارنهایت (فَرِنهایت)
Fahrenheit means relating to or having a scale for measuring temperature on which the boiling point of water is at 212 degrees above zero and the freezing point is at 32 degrees above zero
فارنهایت یعنی مربوط به یا دارای مقیاسی برای اندازهگیری دما که نقطه جوش آب ۲۱۲ درجه بالای صفر و نقطه انجماد ۳۲ درجه بالای صفر است (فَرِنهایت مینز ریلِیتینگ تو اور هاوینگ اَ اسکِیل فور مِژرینگ تِمپِرِچِر آن ویچ دِ بویلینگ پوینت آو واتِر ایز اَت تو هاندرِد اَند توِلْو دیگریز اَباوْ زیرو اَند دِ فریزینگ پوینت ایز اَت سِرتی تو دیگریز اَباوْ زیرو)
forecast
پیشبینی هوا (فورکَست)
a forecast a statement about what you think is going to happen in the future
پیشبینی هوا یعنی گزارشی درباره آنچه فکر میکنید در آینده اتفاق میافتد (اَ فورکَست اَ استِیتْمِنت اَباوت وات یو تینک ایز گوینگ تو هَپِن این دِ فیوچِر)
phone
تلفن، گوشی (فون)
a phone is a device that is connected to a telephone system and that you use to listen or speak to someone who is somewhere else
تلفن وسیلهای است که به سیستم تلفن متصل است و برای گوش دادن یا صحبت با کسی که جای دیگری است استفاده میشود (اَ فون ایز اَ دیوایس دَت ایز کانِکتِد تو اَ تِلِفون سِیستِم اَند دَت یو یوز تو لیسِن اور اسپیک تو ساموان هو ایز ساموِر اِلس)
snowy
برفی (اسنویی)
snowy means having falling snow or covered with snow
برفی یعنی دارای برف در حال باریدن یا پوشیده از برف (اسنویی مینز هاوینگ فالینگ اسنو اور کاوِرد ویث اسنو)
sunny
آفتابی (سانی)
sunny means having plenty of bright sunlight
آفتابی یعنی دارای نور خورشید فراوان (سانی مینز هاوینگ پِلِنی آو برایت سانلایت)
temperature
دما (تِمپِرِچِر)
a temperature a measurement that indicates how hot or cold something is
دما اندازهای است که نشان میدهد چیزی چقدر گرم یا سرد است (اَ تِمپِرِچِر اَ مِژرْمِنت دَت ایندیکِیتس هاو هات اور کُلد سامسینگ ایز)
warm
گرم (وارم)
warm is somewhat hot; not cool or cold
گرم یعنی نسبتاً داغ؛ نه خنک و نه سرد (وارم ایز ساموات هات؛ نات کول اور کُلد)
weather
هوا (وِدِر)
weather is the temperature and other outside conditions (such as rain, cloudiness, etc) at a particular time and place
هوا دما و سایر شرایط بیرونی مثل باران، ابری و غیره در یک زمان و مکان خاص است (وِدِر ایز دِ تِمپِرِچِر اَند اَدر اوتساید کاندیشِنز ساچ اَز رِین، کلودینِس، اِت سِترا اَت اَ پَرتیکیولر تایم اَند پلیس)
windy
بادی (ویندی)
windy means having a lot of wind
بادی یعنی دارای باد زیاد (ویندی مینز هاوینگ اَ لات آو ویند)
Americans often make sounds, also called interjections, that have many different meanings
آمریکاییها اغلب صداهایی تولید میکنند که به آنها “اینترجکشن” یا صداهای عاطفی هم گفته میشود و معانی مختلفی دارند (اَمِریکَنز آفِن مِیک ساوندز، آلسو کالْد اینتِرجِکشِنز، دَت هَو مِنی دیفرِنت مینینگز)
Interjections can convey different feelings depending on the intonation of the speaker’s voice
صداهای عاطفی میتوانند احساسات متفاوتی را بسته به لحن صدای گوینده منتقل کنند (اینتِرجِکشِنز کَن کَنتِی دیفرِنت فیلینگز دیپِندینگ آن دِ اینتوناِیشن آو دِ اسپیکِرز وویس)
One example is “Oh”
یک مثال “او” است (وان اِگزَمپل ایز “او”)
In the video, you hear Anna say “Oh” twice
در ویدیو، میشنوی که آنا دو بار “او” میگوید (این دِ ویدیو، یو هیر آنا سِی “او” توایس)
The first time she says “Oh” is at the beginning of the video
اولین بار که “او” میگوید در ابتدای ویدیو است (دِ فِرست تایم شی سِیز “او” ایز اَت دِ بیکینینگ آو دِ ویدیو)
Oh! Hi, everyone
اوه! سلام به همه (او! های، اِوریوان)
In this case, “oh” means that Anna is surprised by something
در این حالت، “او” یعنی آنا از چیزی متعجب شده است (این دیس کِیس، “او” مینز دَت آنا ایز سَپرایز بای سامسینگ)
Notice her voice goes up when she says “oh”
توجه کن که صدایش موقع گفتن “او” بالا میرود (نوتیس هِر وویس گوز آپ وِن شی سِیز “او”)
Oh! Hi, everyone
اوه! سلام به همه (او! های، اِوریوان)
The second time you hear Anna say “oh” is at the end of the video, when she says
دفعه دوم که میشنوی آنا “او” میگوید در انتهای ویدیو است، وقتی میگوید (دِ سِکَند تایم یو هیر آنا سِی “او” ایز اَت دِ اِند آو دِ ویدیو، وِن شی سِیز)
Oh. I see. Mexico
اوه، فهمیدم، مکزیک (او، آی سی، مِکسیکو)
In this case, “oh” means that Anna understands a statement, and she does not like it
در این حالت، “او” یعنی آنا جمله را میفهمد و از آن خوشش نمیآید (این دیس کِیس، “او” مینز دَت آنا اَندِرستَندز اَ استِیتْمِنت، اَند شی داز نات لایک ایت)
notice that her voice goes down this time
توجه کن که صدایش این بار پایین میرود (نوتیس دَت هِر وویس گوز داون دیس تایم)
Oh. I see. Mexico
اوه، فهمیدم، مکزیک (او، آی سی، مِکسیکو)
Here are two examples
این دو مثال است (هیر آر تو اِگزَمپلز)
Listen
گوش بده (لیسِن)
Oh! Hello
اوه! سلام (او! هلو)
Now you try it
حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)
Make your voice go up
صدایت را بالا ببر (مِیک یور وویس گو آپ)
Listen
گوش بده (لیسِن)
Oh. The weather is bad today
اوه، هوا امروز بد است (او، دِ وِدِر ایز بَد تودی)
Now make your voice go down
حالا صدایت را پایین بیاور (ناو مِیک یور وویس گو داون)