• آموختن ورزش‌های آمریکایی(تمرین مکالمه)

    bat
    چوب بیسبال، زدن (بَت)

    to bat means to hit something, such as a ball with a bat or club
    زدن یعنی به چیزی مانند توپ با چوب یا گرز ضربه زدن (تو بَت مینز تو هیت سام‌سینگ، ساچ اَز اَ بال ویث اَ بَت یا کلاَب)

    batter
    توپ‌زن (باتِر)

    a batter is a player who is trying to hit the ball
    توپ‌زن بازیکنی است که سعی می‌کند به توپ ضربه بزند (اَ باتِر ایز اَ پِلِیِر هو ایز تِرایینگ تو هیت دِ بال)

    catch
    گرفتن (کَچ)

    to catch means to use your hands to stop and hold an object that is moving through the air
    گرفتن یعنی با دست‌های خود جسمی را که در هوا در حال حرکت است متوقف و نگه‌داری کردن (تو کَچ مینز تو یوز یور هَندز تو استاپ اَند هولد اَن آبجِکت دَت ایز مووینگ ثرو دِ ایر)

    field
    مهار کردن، زمین (فیلد)

    to field means to catch or stop and throw a ball
    مهار کردن یعنی توپ را گرفتن یا متوقف و پرتاب کردن (تو فیلد مینز تو کَچ یا استاپ اَند ثرو اَ بال)

    fielder
    بازیکن میانی (فیلدِر)

    a fielder is a player who is in the field while the opposing team is batting
    بازیکن میانی بازیکنی است که در زمین است در حالی که تیم مقابل در حال توپ‌زنی است (اَ فیلدِر ایز اَ پِلِیِر هو ایز این دِ فیلد وایل دِ آپوزینگ تیم ایز باتینگ)

    glove
    دستکش (گلاو)

    a glove is a padded leather covering for the hand that is used to catch the ball and that has individual thumb and finger sections
    دستکش پوشش چرمی ضخیمی برای دست است که برای گرفتن توپ استفاده می‌شود و دارای بخش‌های جداگانه برای انگشت شست و انگشتان است (اَ گلاو ایز اَ پَدِد لِدِر کاوِرینگ فور دِ هَند دَت ایز یوزد تو کَچ دِ بال اَند دَت هَز اِندیویدوال ثام اَند فینگِر سِکشِنز)

    harder
    سخت‌تر (هاردر)

    harder means working or doing something with more energy
    سخت‌تر یعنی با انرژی بیشتر کار کردن یا کاری انجام دادن (هاردر مینز وُرکینگ یا دوئینگ سام‌سینگ ویث مور اِنِرجی)

    inning
    اینینگ، راند (اینینگ)

    an inning is one of the usually nine parts of a game in which each team bats until three outs are made
    اینینگ یکی از معمولاً ۹ بخش یک بازی است که در آن هر تیم توپ‌زنی می‌کند تا زمانی که سه اوت ثبت شود (اَن اینینگ ایز وان آو دِ یوژوالی ناین پارتس آو اَ گِیم این ویچ ایچ تیم بتس اَنتیل تری اوتس آر مِید)

    mound
    تپه، جایگاه پرتاب‌کننده (ماوند)

    a mound is the slightly raised area of ground on which a baseball pitcher stands
    تپه منطقه کمی برآمده از زمین است که پرتاب‌کننده بیسبال روی آن می‌ایستد (اَ ماوند ایز دِ اسلایتلی رِیزْد اِریا آو گراوند آن ویچ اَ بیسبال پیچِر اِستَندز)

    out
    اخراج، خارج (اوت)

    out means no longer batting or on a base because of a play made by the other team
    خارج یعنی دیگر توپ‌نزن یا در بیس نبودن به دلیل یک حرکت انجام شده توسط تیم دیگر (اوت مینز نو لانگِر باتینگ یا آن اَ بِیس بیکاز آو اَ پلی مِید بای دِ اَدر تیم)

    pitch
    پرتاب کردن (پیچ)

    pitch means to throw a baseball to a batter
    پرتاب کردن یعنی توپ بیسبال را به سمت توپ‌زن پرتاب کردن (پیچ مینز تو ثرو اَ بیسبال تو اَ باتِر)

    pitcher
    پرتاب‌کننده (پیچِر)

    a pitcher is the player who throws the ball to the batter in baseball
    پرتاب‌کننده بازیکنی است که توپ را به سمت توپ‌زن در بیسبال پرتاب می‌کند (اَ پیچِر ایز دِ پِلِیِر هو ثروز دِ بال تو دِ باتِر این بیسبال)

    player
    بازیکن (پِلِیِر)

    a player is a person who plays a sport or game
    بازیکن شخصی است که یک ورزش یا بازی را انجام می‌دهد (اَ پِلِیِر ایز اَ پرسن هو پلیز اَ اسپورت یا گِیم)

    runner
    دونده (رانِر)

    a runner is a player who is on base or is trying to reach a base
    دونده بازیکنی است که در بیس است یا سعی می‌کند به بیس برسد (اَ رانِر ایز اَ پِلِیِر هو ایز آن بِیس یا ایز تِرایینگ تو ریچ اَ بِیس)

    Agent nouns are nouns that indicate someone or something that performs the action of a verb
    اسامی فاعلی اسم‌هایی هستند که نشان‌دهنده کسی یا چیزی هستند که عمل فعل را انجام می‌دهد (اِیجِنت ناونز آر ناونز دَت ایندیکِیت سام‌وان یا سام‌سینگ دَت پرفورمز دِ اَکشن آو اَ وُرب)

    Usually, they end in -er
    معمولاً به -er ختم می‌شوند (یوژوالی، دی اِند این -ِر)

    For example, Anna says, “These baseball players are playing baseball”
    به عنوان مثال، آنا می‌گوید: “این بازیکنان بیسبال در حال بازی بیسبال هستند” (فور اِگزَمپل، آنا سِیز، “دیز بیسبال پِلِیِرز آر پلِیینگ بیسبال”)

    In this example, “are playing” is the verb “to play,” and the players are the people, or nouns, doing the action of playing baseball
    در این مثال، “آر پلِیینگ” فعل “بازی کردن” است و بازیکنان افراد یا اسامی هستند که عمل بازی بیسبال را انجام می‌دهند (این دیس اِگزَمپل، “آر پلِیینگ” ایز دِ وُرب “تو پلی”، اَند دِ پِلِیِرز آر دِ پیپل، یا ناونز، دوئینگ دِ اَکشن آو پلِیینگ بیسبال)

    So this means, “the players” are the agent noun in this sentence
    پس این یعنی “بازیکنان” اسم فاعل در این جمله هستند (سو دیس مینز، “دِ پِلِیِرز” آر دِ اِیجِنت ناون این دیس سِنتِنس)

    Each team has many players
    هر تیم بازیکنان زیادی دارد (ایچ تیم هَز مِنی پِلِیِرز)

    Pitchers pitch the ball
    پرتاب‌کننده‌ها توپ را پرتاب می‌کنند (پیچِرز پیچ دِ بال)

    Catchers catch the ball
    گیرنده‌ها توپ را می‌گیرند (کَچِرز کَچ دِ بال)

    Batters bat the ball
    توپ‌زن‌ها به توپ ضربه می‌زنند (باتِرز بَت دِ بال)

    Runners run the bases
    دونده‌ها در بیس‌ها می‌دوند (رانِرز ران دِ بِیسز)

    Fielders field the ball
    بازیکنان میانی توپ را مهار می‌کنند (فیلدِرز فیلد دِ بال)

    Now, you try it
    حالا تو امتحان کن (ناو، یو تِرای ایت)

    Runners run the bases
    دونده‌ها در بیس‌ها می‌دوند (رانِرز ران دِ بِیسز)