Anna the Babysitter
(آنا ذِ بِیبیسیتِر)
آنا پرستار بچه
Since her parents got a divorce, Anna has had to help her mother.
(سینس هِر پِرِنتس گات اِ دیوورس، آنا هَز هَد تو هِلپ هِر مَذَر)
از وقتی پدر و مادرش طلاق گرفتند، آنا مجبور بوده به مادرش کمک کند.
In her mother’s absence, Anna takes care of Grace, the baby.
(این هِر مَذَرز اَبسِنس، آنا تِیکس کِیر آو گِرِیس، ذِ بِیبی)
در غیاب مادرش، آنا از گریس، نوزاد، مراقبت میکند.
At first, Anna thought it was an easy job.
(اَت فِیرست، آنا تات ایت واز اَن ایزی جاب)
اول، آنا فکر میکرد کار سادهای است.
One afternoon, Anna played with Grace.
(وان آفتَرنون، آنا پِلِید ویذ گِرِیس)
یک بعدازظهر، آنا با گریس بازی کرد.
She meowed like a cat and Grace imitated her.
(شی میائود لایک اِ کَت اَند گِرِیس ایمیتِیتِد هِر)
مثل گربه میومیو کرد و گریس از او تقلید میکرد.
In fact, Grace reproduced every sound that Anna made.
(این فَکت، گِرِیس ریپْرودوسْت اِوری ساوند ذَت آنا مِید)
در واقع، گریس هر صدایی که آنا درمیآورد را تکرار میکرد.
Anna then took her sister outside.
(آنا دِن توک هِر سیسْتَر اوتساید)
بعد آنا خواهرش را بیرون برد.
She put Grace in the wagon, but there was nowhere for them to go.
(شی پوت گِرِیس این ذِ واگِن، بَت ذِر واز نوهِر فُر دِم تو گو)
او گریس را در چرخدستی گذاشت، اما جایی برای رفتن نداشتند.
So they went back inside.
(سو دِی وِنت بَک اینساید)
پس به داخل برگشتند.
Anna put the infant on the floor and went into her room.
(آنا پوت ذی اینفَنت آن ذِ فلور اَند وِنت اینتو هِر روم)
آنا نوزاد را روی زمین گذاشت و به اتاقش رفت.
But when she came back, Grace had vanished!
(بَت وِن شی کِیم بَک، گِرِیس هَد وَنیشْد)
اما وقتی برگشت، گریس ناپدید شده بود!
Anna looked everywhere, but she could not find her sister.
(آنا لوکْد اِوریوِر، بَت شی کُود نات فایند هِر سیسْتَر)
آنا همه جا را گشت اما نتوانست خواهرش را پیدا کند.
Maybe the baby had been kidnapped!
(مِیبی ذِ بِیبی هَد بِین کیدْنَپْد!)
شاید بچه دزدیده شده بود!
“Where are you?” Anna called aloud.
(“وِر آر یو؟” آنا کالْد اَلَود)
آنا با صدای بلند گفت: «کجایی؟»
The situation was becoming urgent.
(ذِ سیتیوِیشِن واز بیکامین اُرْجَنت)
وضعیت داشت اضطراری میشد.
She wanted to call her mom, but she didn’t want her to think Anna couldn’t do the job.
(شی وانتِد تو کال هِر مام، بَت شی دیدِنْت وانت هِر تو تینک آنا کُودنْت دو ذِ جاب)
میخواست به مامانش زنگ بزند، اما نمیخواست مادرش فکر کند آنا نمیتواند از پس کار بربیاید.
Anna sat down.
(آنا سَت داون)
آنا نشست.
What was she going to do?
(وات واز شی گوئینگ تو دو؟)
چه کار میخواست بکند؟
But then, Anna heard something.
(بَت دِن، آنا هِرد سامثینگ)
اما بعد، آنا صدایی شنید.
It was coming from her room.
(ایت واز کامینگ فرام هِر روم)
از اتاقش میآمد.
“Grace?” She got down on her knees and looked under the bed.
(“گِرِیس؟” شی گات داون آن هِر نیز اَند لوکْد اَندِر ذِ بِد)
«گریس؟» زانو زد و زیر تخت را نگاه کرد.
She could see Grace’s bald head.
(شی کُود سی گِرِیسز بالد هِد)
میتوانست سر کچل گریس را ببیند.
Grace had followed Anna into her room and crept under the bed.
(گِرِیس هَد فالود آنا اینتو هِر روم اَند کْرِپْت اَندِر ذِ بِد)
گریس دنبال آنا به اتاقش آمده بود و زیر تخت خزیده بود.
“What a relief!” Anna cried.
(“وات اِ ریلِیف!” آنا کرایْد)
آنا فریاد زد: «خیالم راحت شد!»
She picked up her sister and patted her on the head.
(شی پیکْد آپ هِر سیسْتَر اَند پَتِد هِر آن ذِ هِد)
خواهرش را برداشت و بر سرش دست کشید.
Her head was soft and had no wrinkles.
(هِر هِد واز سافت اَند هَد نو رینکِلز)
سرش نرم بود و هیچ چروکی نداشت.
Grace was sucking on her thumb and looked tired.
(گِرِیس واز ساکینگ آن هِر ثام اَند لوکْد تایِرْد)
گریس انگشت شستش را میمکید و خسته به نظر میرسید.
So, Anna wrapped her in a blanket and sang rhymes for her.
(سو، آنا رَپْت هِر این اِ بْلَنکِت اَند سانگ رایمز فُر هِر)
به همین خاطر، آنا او را در پتو پیچید و برایش شعر خواند.
Then she put Grace in bed for a nap.
(دِن شی پوت گِرِیس این بِد فُر اِ نَپ)
بعد گریس را برای چرت زدن در رختخواب گذاشت.
After that afternoon, Anna knew that taking care of Grace was not an easy job.
(آفتَر ذَت آفتَرنون، آنا نیو ذَت تِیکینگ کِیر آو گِرِیس واز نات اَن ایزی جاب)
بعد از آن بعدازظهر، آنا فهمید که مراقبت از گریس کار آسانی نیست.
It is a lot of work to take care of a baby!
(ایت ایز اِ لات آو وَرک تو تِیک کِیر آو اِ بِیبی!)
مراقبت از بچه زحمت زیادی میخواهد!