Lesson 3 – He Said – She Said
درس ۳ – او گفت، او گفت
Anna: Today, Pete and I are meeting with a consultant who will help us with our new show
آنا: امروز، من و پیت با یک مشاور ملاقات داریم که به ما در برنامه جدیدمان کمک خواهد کرد
Yesterday, Pete had promised to meet me here at 8:00 am
دیروز، پیت قول داده بود که ساعت ۸ صبح اینجا با من ملاقات کند
but he did not come on time
اما او سر وقت نیامد
Prof Bot: Uh-oh. It’s bad to be late for a business meeting
پروفسور بات: اوه-اوه. دیر رسیدن به جلسه کاری بد است
But while we wait for Pete, let’s talk about a new verb tense — past perfect
اما در حالی که منتظر پیت هستیم، بیایید درباره یک زمان فعل جدید صحبت کنیم — گذشته کامل
You know the past tense, right
زمان گذشته را میدانی، نه
Like, “Pete promised to meet me here at 8:00 a.m.”
مثل “پیت قول داد ساعت ۸ صبح اینجا با من ملاقات کند”
Past perfect is a little different
گذشته کامل کمی متفاوت است
When we talk about two things in the past, we can use the past perfect for the first event
وقتی درباره دو چیز در گذشته صحبت میکنیم، میتوانیم از گذشته کامل برای رویداد اول استفاده کنیم
Put “had” before the past participle
“had” را قبل از شکل گذشته فعل قرار دهید
“Pete had promised he would meet Anna.”
“پیت قول داده بود که با آنا ملاقات خواهد کرد.”
Here’s your assignment: find sentences with the past perfect tense
این وظیفه شماست: جملاتی با زمان گذشته کامل پیدا کنید
Remember, look for “had”
به یاد داشته باشید، به دنبال “had” بگردید
Kelly: You two are late — exactly 43 minutes late
کلی: شما دو نفر دیر کردید — دقیقاً ۴۳ دقیقه دیر
What happened
چه شد
Anna: He had to get his “special” coffee — SPECIAL coffee
آنا: او باید قهوه “خاص” خود را میگرفت — قهوه SPECIAL
Pete: She had to feed her birds — HER birds
پیت: او باید به پرندههایش غذا میداد — پرندههای HER
Kelly: Okay, I can see already that you need my help
کلی: خب، از الان میتوانم ببینم که به کمک من نیاز دارید
You can’t both talk at the same time
نمیتوانید هر دو همزمان صحبت کنید
You have to take turns
باید نوبت بگیرید
Alright, Anna, you go first
خب، آنا، اول تو بگو
Anna: Sure
آنا: حتماً
Kelly, see, Pete and I live in the same building
کلی، ببین، من و پیت در یک ساختمان زندگی میکنیم
So, we decided to meet at 8:00 a.m. to come to work together
بنابراین، تصمیم گرفتیم ساعت ۸ صبح برای رفتن به کار با هم ملاقات کنیم
I had waited 15 minutes when Pete arrived
۱۵ دقیقه منتظر مانده بودم که پیت رسید
After Pete had wasted time waiting for coffee, we were late
بعد از اینکه پیت وقت را برای قهوه تلف کرد، ما دیر کردیم
I left you a message
به تو پیام گذاشتم
Kelly: Hum. I didn’t get that message
کلی: هوم. آن پیام را دریافت نکردم
Anna: Oh. Sorry
آنا: اوه. متاسفم
Kelly: Pete
کلی: پیت
Prof. Bot: Anna left a message. That’s the right thing to do
پروفسور بات: آنا پیام گذاشته بود. این کار درستی است
Did you find some examples of the past perfect sentences
آیا چند مثال از جملات گذشته کامل پیدا کردی
I did
پیدا کردم
Anna said
آنا گفت
“After Pete had wasted time waiting for coffee, we were late.”
“بعد از اینکه پیت وقت را برای قهوه تلف کرد، ما دیر کردیم.”
Look at that coffee
به آن قهوه نگاه کن
It looks more like dessert
بیشتر شبیه دسر است
Okay, keep watching for past perfect
خب، به دنبال گذشته کامل بگردید
Pete: Yeah, that’s not why we’re late
پیت: آره، این دلیل دیر کردن ما نیست
This is why we’re late: I had arrived on time at 8:00 a.m. but didn’t see Anna
دلیل دیر کردن ما این است: من ساعت ۸ صبح سر وقت رسیده بودم اما آنا را ندیدم
She was standing behind a tree
او پشت یک درخت ایستاده بود
I think she was hugging it
فکر کنم داشت آن را بغل میکرد
I always walk to work
من همیشه پیاده به سر کار میروم
But she said that would take too long and that a scooter would be much faster
اما او گفت که این کار خیلی طول میکشد و اسکوتری بسیار سریعتر خواهد بود
It was awful
وحشتناک بود
I hated it
از آن متنفر بودم
And it added too much time to our commute
و زمان زیادی به رفتوآمد ما اضافه کرد
Then Anna stopped by a pond to feed the birds
سپس آنا کنار یک برکه توقف کرد تا به پرندهها غذا بدهد
She had named them after characters from books and yelled the names out loud
او آنها را به نام شخصیتهای کتاب نامگذاری کرده بود و نامها را با صدای بلند صدا میزد
Romeo
رومئو
Juliet
ژولیت
Sherlock
شرلوک
By the time she had fed all the birds, we were late
تا وقتی که به همه پرندهها غذا داد، ما دیر شده بودیم
Kelly: This is what I think
کلی: نظر من این است
You two see the same event very differently
شما دو نفر یک رویداد را بسیار متفاوت میبینید
Does this happen often with you two
آیا این اتفاق اغلب برای شما دو نفر میافتد
Pete: Yes
پیت: بله
Anna: No
آنا: نه
Pete: No
پیت: نه
Anna: Yes
آنا: بله
Kelly: Okay. This is good. This is good
کلی: باشه. این خوب است. این خوب است
It’s good to see things differently
متفاوت دیدن چیزها خوب است
I have an idea: we will call the show “He Said, She Said.”
یک ایده دارم: برنامه را “او گفت، او گفت” نام میگذاریم
For every story, you tell a different point of view
برای هر داستان، شما یک دیدگاه متفاوت را روایت میکنید
Anna: That is a great idea, Kelly
آنا: این ایده عالی است، کلی
Pete, we are different
پیت، ما متفاوت هستیم
That’s why I thought of you for this job
به همین دلیل است که برای این کار به تو فکر کردم
Kelly: I think you two understand perfectly
کلی: فکر میکنم شما دو نفر کاملاً متوجه شدهاید
Anna: Let’s get to work
آنا: برویم سر کار
Kelly: She named the birds
کلی: او پرندهها را نامگذاری کرد
Really
واقعاً
Pete: Yeah
پیت: آره