American Indian
سرخپوست آمریکایی (اَمِریکَن اِندیَن)
an American Indian is a member of any of the first groups of people living in North America or South America
سرخپوست آمریکایی عضوی از هر یک از اولین گروههای انسانی است که در آمریکای شمالی یا جنوبی زندگی میکردهاند
(اَن اَمِریکَن اِندیَن ایز اَ مِمبِر آو اِنی آو دِ فِرست گروپس آو پیپل لیوینگ این نورث اَمِریکا یا ساوث اَمِریکا)
The members of these nations are also called Native Americans or by the name of their tribal nation
اعضای این اقوام همچنین با نام بومیان آمریکا یا با نام قبیله خود شناخته میشوند
(دِ مِمبِرز آو دیز نِیشِنز آر آلسو کالْد نِیتیو اَمِریکَنز یا بای دِ نِیم آو دِر تِرایبَل نِیشِن)
as in “a member of the Navajo tribe”
به عنوان مثال “عضوی از قبیله ناواهو”
(اَز این “اَ مِمبِر آو دِ ناواهو تِرایب”)
animal
حیوان (اَنیمَل)
an animal is a living thing that is not a human being or plant
حیوان موجود زندهای است که انسان یا گیاه نباشد
(اَن اَنیمَل ایز اَ لیوینگ تینگ دَت ایز نات اَ هیومَن بِیینگ یا پلَنت)
U.S. Botanic Garden
باغ گیاهشناسی آمریکا (یو.اِس. بوتانیک گاردن)
the U.S. Botanic Garden is a large public garden in Washington, D.C. where plants are grown in order to be studied
باغ گیاهشناسی آمریکا یک باغ عمومی بزرگ در واشنگتن دیسی است که در آن گیاهان برای مطالعه پرورش داده میشوند
(دِ یو.اِس. بوتانیک گاردن ایز اَ لارج پابلیک گاردن این واشینگتن دی سی وِر پلَنتس آر گروْن این اُردِر تو بی اِستادید)
elephant
فیل (اِلِفَنت)
an elephant is a very large gray animal that has a long, flexible nose and two long tusks
فیل حیوانی بسیار بزرگ و خاکستری است که بینی بلند و انعطافپذیر و دو عاج بلند دارد
(اَن اِلِفَنت ایز اَ وِری لارج گِری اَنیمَل دَت هَز اَ لانگ، فِلِکسیبِل نوز اَند تو لانگ تاسکز)
lion
شیر (لایَن)
a lion is a large wild cat that has golden brown fur and that lives mainly in Africa
شیر گربهسان بزرگی است که خز قهوهای طلایی دارد و عمدتاً در آفریقا زندگی میکند
(اَ لایَن ایز اَ لارج وایلد کَت دَت هَز گولْدِن براون فِر اَند دَت لیوز مِینلی این آفریکا)
majestic
باشکوه (مَجِستیک)
majestic means large and impressively beautiful
باشکوه یعنی بزرگ و به طرز چشمگیری زیبا
(مَجِستیک مینز لارج اَند ایمپْرِسیولی بیوتیفُل)
own
مالک بودن (اون)
to own means to have something as property or to legally possess something
مالک بودن یعنی چیزی را به عنوان دارایی داشتن یا به طور قانونی در اختیار داشتن
(تو اون مینز تو هَو سامسینگ اَز پراپِرتی یا تو لِیگَلی پازِس سامسینگ)
plant
گیاه (پلَنت)
a plant is a living thing that grows in the ground, usually has leaves or flowers, and needs sun and water to survive
گیاه موجود زندهای است که در زمین رشد میکند، معمولاً برگ یا گل دارد و برای زنده ماندن به آفتاب و آب نیاز دارد
(اَ پلَنت ایز اَ لیوینگ تینگ دَت گروز این دِ گراوند، یوژوالی هَز لیوز یا فلاوِرز، اَند نیدز سان اَند واتِر تو سَروایو)
science
علم، دانش (سایِنس)
science is knowledge about or study of the natural world based on facts learned through experiments and observation
علم دانش یا مطالعه درباره جهان طبیعی است که بر اساس حقایق به دست آمده از آزمایشها و مشاهده است
(سایِنس ایز نالِج اَباوت یا اِستادی آو دِ نَچرَل وُرلد بِیزْد آن فَکتس لِرْنْد ثرو اِکسپِریمِنتس اَند آبزَروِیشِن)
sculpture
مجسمه (اِسکَپچِر)
sculpture is a piece of art that is made by carving or molding clay, stone, wood or metal
مجسمه یک اثر هنری است که با تراشیدن یا قالبزنی گل، سنگ، چوب یا فلز ساخته میشود
(اِسکَپچِر ایز اَ پیس آو آرت دَت ایز مِید بای کاروینگ یا مولْدینگ کِلِی، استون، وود یا مِتَل)
suggestion
پیشنهاد (ساجِسچِن)
a suggestion is an idea about what someone should do or how someone should behave
پیشنهاد ایدهای است درباره اینکه کسی چه کاری باید انجام دهد یا چگونه رفتار کند
(اَ ساجِسچِن ایز اَن آیدیا اَباوت وات ساموان شاد دو یا هاو ساموان شاد بیهِیو)
zebra
گورخر (زیبرَ)
a zebra is an African animal that looks like a horse and has black and white stripes covering its body
گورخر حیوانی آفریقایی است که شبیه اسب است و بدنش با نوارهای سیاه و سفید پوشیده شده است
(اَ زیبرَ ایز اَن اَفریکَن اَنیمَل دَت لوکس لایک اَ هورس اَند هَز بِلَک اَند وایت اِستِرایپس کاوِرینگ ایتس بودی)
zoo
باغوحش (زو)
a zoo is a place where many kinds of animals are kept so that people can see them
باغوحش مکانی است که در آن انواع حیوانات نگهداری میشوند تا مردم بتوانند آنها را ببینند
(اَ زو ایز اَ پلیس وِر مِنی کایندز آو اَنیمَلز آر کِپْت سُو دَت پیپل کَن سی دِم)
—
do, done
انجام دادن، انجام شده (دو، دَن)
meet, met
ملاقات کردن، ملاقات شده (میت، مِت)
fly, flown
پرواز کردن، پرواز شده (فِلای، فلون)
see, seen
دیدن، دیده (سی، سین)
be, been
بودن، بوده (بی، بِین)
know, known
دانستن، دانسته (نو، نون)
write, written
نوشتن، نوشته (رایت، ریتِن)
—
In this lesson you hear Anna and Jean using the present perfect verb tense
در این درس میشنوی که آنا و جین از زمان حال کامل استفاده میکنند
(این دیس لِسِن یو هیر آنا اَند جین یوزینگ دِ پِرِزِنت پِرفِکت وُرب تِنس)
Listen to Anna talking about living in Washington, D.C
به آنا گوش بده که درباره زندگی در واشنگتن دیسی صحبت میکند
(لیسِن تو آنا تالکینگ اَباوت لیوینگ این واشینگتن دی سی)
I have lived in Washington, D.C. for a long time now
مدت زیادی است که در واشنگتن دیسی زندگی کردهام
(آی هَو لیوْد این واشینگتن دی سی فور اَ لانگ تایم ناو)
The present perfect tense uses two verbs – a main verb and an auxiliary verb
زمان حال کامل از دو فعل استفاده میکند – فعل اصلی و فعل کمکی
(دِ پِرِزِنت پِرفِکت تِنس یوزز تو وُربز – اَ مِین وُرب اَند اَن آگزیلیِری وُرب)
The auxiliary verb is HAVE or HAS and the main verb is in something we call the past participle form
فعل کمکی HAVE یا HAS است و فعل اصلی به صورت قسمتی است که به آن شکل گذشته (past participle) میگوییم
(دِ آگزیلیِری وُرب ایز هَو یا هَز اَند دِ مِین وُرب ایز این سامسینگ وی کال دِ پَست پارتیسِپِل فورم)
For regular verbs, that means you add “d” or “ed” to the base form of the verb
برای افعال منظم، یعنی شما “d” یا “ed” به شکل ساده فعل اضافه میکنید
(فور رِگیولِر وُربز، دَت مینز یو اَد “دی” یا “اید” تو دِ بِیس فورم آو دِ وُرب)
When do we use the present perfect
چه زمانی از حال کامل استفاده میکنیم
(وِن دو وی یوز دِ پِرِزِنت پِرفِکت)
To talk about an action in the past that is important in the present
برای صحبت درباره عملی در گذشته که در زمان حال مهم است
(تو تالک اَباوت اَن اَکشن این دِ پَست دَت ایز ایمپورتَنت این دِ پِرِزِنت)
I’ve just flown in from Boston
تازه از بوستون آمدهام
(آیو جاست فلون این فرام باسْتِن)
The present perfect may confuse you because we use it to talk about a past action
ممکن است زمان حال کامل شما را گیج کند زیرا از آن برای صحبت درباره یک عمل گذشته استفاده میکنیم
(دِ پِرِزِنت پِرفِکت مِی کانفیوز یو بیکاز وی یوز ایت تو تالک اَباوت اَ پَست اَکشن)
It is called “present perfect” because speakers use it to stress the importance of a past event in the present
به آن “حال کامل” میگویند زیرا گویندگان از آن برای تأکید بر اهمیت یک رویداد گذشته در زمان حال استفاده میکنند
(ایت ایز کالْد “پِرِزِنت پِرفِکت” بیکاز اسپیکِرز یوز ایت تو اِسترِس دِ ایمپورتَنس آو اَ پَست ایوِنت این دِ پِرِزِنت)
The sentence, “I’ve just flown in from Boston” stresses the present effect of a past event travel from Boston
جمله “تازه از بوستون آمدهام” بر تأثیر حال حاضر یک رویداد گذشته یعنی سفر از بوستون تأکید دارد
(دِ سِنتِنس، “آیو جاست فلون این فرام باسْتِن” اِسترِسز دِ پِرِزِنت اِفِکت آو اَ پَست ایوِنت تِراوِل فرام باسْتِن)
The exact time of the travel is not important
زمان دقیق سفر مهم نیست
(دِ اِگزَکت تایم آو دِ تِراوِل ایز نات ایمپورتَنت)
To talk about repeated action
برای صحبت درباره عمل تکراری
(تو تالک اَباوت ریپیتِد اَکشن)
The present perfect can also tell about a repeated action
حال کامل همچنین میتواند درباره یک عمل تکراری بگوید
(دِ پِرِزِنت پِرفِکت کَن آلسو تِل اَباوت اَ ریپیتِد اَکشن)
When an action happens more than one time in the past, use the present perfect
وقتی عملی بیش از یک بار در گذشته اتفاق میافتد، از حال کامل استفاده کنید
(وِن اَن اَکشن هَپِنز مور دَن وان تایم این دِ پَست، یوز دِ پِرِزِنت پِرفِکت)
For example
به عنوان مثال
(فور اِگزَمپل)
I’ve visited that museum many times
بارها از آن موزه بازدید کردهام
(آیو ویزیتِد دَت میوزیوم مِنی تایمز)
With the proposition “for” or “since”
با حرف اضافه “for” یا “since”
(ویث دِ پراپوزیشِن “فور” یا “سینس”)
It is also common to use the present perfect with the words “for” and “since”
همچنین استفاده از حال کامل با کلمات “for” و “since” رایج است
(ایت ایز آلسو کامِن تو یوز دِ پِرِزِنت پِرفِکت ویث دِ وُردز “فور” اَند “سینس”)
Well, I have lived here for over a year
خب، بیش از یک سال است که اینجا زندگی کردهام
(وِل، آی هَو لیوْد هیر فور اووِر اَ ییر)
With the adverbs “ever” and “never”
با قیدهای “ever” و “never”
(ویث دِ اَدوِربز “اِوِر” اَند “نِوِر”)
Questions with “ever” use the present perfect
سوالات با “ever” از حال کامل استفاده میکنند
(کِسچِنز ویث “اِوِر” یوز دِ پِرِزِنت پِرفِکت)
Have you ever seen sculptures in a garden
آیا تا به حال مجسمههایی در باغ دیدهای
(هَو یو اِوِر سین اِسکَپچِرز این اَ گاردن)
We often use the present perfect with the negative adverb “never”
ما اغلب از حال کامل با قید منفی “never” استفاده میکنیم
(وی آفِن یوز دِ پِرِزِنت پِرفِکت ویث دِ نِگِتیو اَدوِرب “نِوِر”)
Anna and Jean both use it with “never”
آنا و جین هر دو از آن با “never” استفاده میکنند
(آنا اَند جین باث یوز ایت ویث “نِوِر”)
I’ve never been to D.C.’s zoo
هیچوقت به باغوحش دیسی نرفتهام
(آیو نِوِر بِین تو دی سیز زو)
I’ve never been to any zoos
هیچوقت به هیچ باغوحشی نرفتهام
(آیو نِوِر بِین تو اِنی زوز)
You have never seen zoo animals
هرگز حیوانات باغوحش را ندیدهای
(یو هَو نِوِر سین زو اَنیمَلز)
—
Unlike regular verbs, irregular verbs take many different endings in their past participle form
برخلاف افعال منظم، افعال بیقاعده در شکل گذشته خود پایانههای متفاوتی دارند
(آنلایک رِگیولِر وُربز، ایرِگیولِر وُربز تِیک مِنی دیفرِنت اِندینگز این دِر پَست پارتیسِپِل فورم)
or sometimes they don’t change at all
یا گاهی اصلاً تغییر نمیکنند
(اور سامتایمز دی دونت چِینج اَت اول)
The irregular past participle verbs in this lesson are done, met, flown, seen, been, known, and written
افعال بیقاعده گذشته در این درس عبارتند از done، met، flown، seen، been، known و written
(دِ ایرِگیولِر پَست پارتیسِپِل وُربز این دیس لِسِن آر دَن، مِت، فلون، سین، بِین، نون اَند ریتِن)
For example you hear Anna say
به عنوان مثال میشنوی که آنا میگوید
(فور اِگزَمپل یو هیر آنا سِی)
Wait, have we met before
صبر کن، آیا قبلاً همدیگر را دیدهایم
(ویت، هَو وی مِت بیفور)
—
Answer this question with a present perfect verb
به این سوال با یک فعل حال کامل پاسخ بده
(اَنسِر دیس کِسچِن ویث اَ پِرِزِنت پِرفِکت وُرب)
Have you ever flown in an airplane
آیا تا به حال با هواپیما پرواز کردهای
(هَو یو اِوِر فلون این اَن اِرپِلِین)
Speak
بگو
(اسپیک)
Yes, I have flown in an airplane
بله، با هواپیما پرواز کردهام
(یس، آی هَو فلون این اَن اِرپِلِین)
No, I have never flown in an airplane
نه، هیچوقت با هواپیما پرواز نکردهام
(نُو، آی هَو نِوِر فلون این اَن اِرپِلِین)