Osiris and the Nile
(اوسایریس اَند ذِ نایل)
ازیریس و نیل
Long ago, Osiris was the king of Egypt, and Isis was the queen.
(لانگ اَگو، اوسایریس واز ذِ کینگ آو ایجیپت، اَند آیسیس واز ذِ کوین)
مدتها پیش، ازیریس پادشاه مصر بود، و ایزیس ملکه.
They controlled the fertile land by the Nile River.
(دِی کَنتْرولْد ذِ فِرتل لَند بای ذِ نایل ریوِر)
آنها زمین حاصلخیز کنار رود نیل را کنترل میکردند.
They were not only interested in everyday things, because of their intelligence, they explored abstract ideas as well.
(دِی وِر نات اونلی اینترِستِد این اِوری دی تینگز، بیکاز آو دِر اینتِلِجِنس، دِی اِکسپلورْد اَبسترَکت آیدیز اَز وِل)
آنها نه تنها به چیزهای روزمره علاقه داشتند، بلکه به خاطر هوششان، ایدههای انتزاعی را نیز کاوش میکردند.
Osiris taught the Egyptians how to make wheels and furniture.
(اوسایریس تات ذی ایجیپشِنز ها تو مِیک ویلز اَند فورنیچَر)
ازیریس به مصریان آموخت که چگونه چرخ و مبلمان بسازند.
Isis taught them how to make things from clay and cloth.
(آیسیس تات دِم ها تو مِیک تینگز فرام کِلِی اَند کلات)
ایزیس به آنها آموخت که چگونه از گل رس و پارچه چیزهایی بسازند.
The people thought the king and queen deserved a gift.
(ذِ پیپَل تات ذِ کینگ اَند کوین دیزَروْد اِ گیفت)
مردم فکر میکردند پادشاه و ملکه سزاوار یک هدیه هستند.
So they built Osiris and Isis a pyramid.
(سو دِی بیلْت اوسایریس اَند آیسیس اِ پیرَمید)
بنابراین برای ازیریس و ایزیس یک هرم ساختند.
Everyone loved Osiris except his brother, Set.
(اِوریوان لاوْد اوسایریس اِکسِپت هیز بَرَذِر، سِت)
همه ازیریس را دوست داشتند به جز برادرش، ست.
Set wanted to be king.
(سِت وانتِد تو بی کینگ)
ست میخواست پادشاه شود.
Osiris made his annual trip around Egypt and led religious events.
(اوسایریس مِید هیز اَنیوال تریپ اِرآوند ایجیپت اَند لِد ریلِجَس ایوِنتس)
ازیریس سفر سالانهاش را به اطراف مصر انجام میداد و رویدادهای مذهبی را رهبری میکرد.
The people gave him beautiful shells and colorful feathers as gifts.
(ذِ پیپَل گِیو هیم بیوتیفُل شِلز اَند کالرفُل فِذَرز اَز گیفتس)
مردم صدفهای زیبا و پرهای رنگارنگ به عنوان هدیه به او میدادند.
When Osiris returned, Set brought a beautiful wooden box from behind a curtain.
(وِن اوسایریس ریترْنْد، سِت برات اِ بیوتیفُل وودِن باکس فرام بِهایند اِ کِرْتِن)
وقتی ازیریس بازگشت، ست یک جعبهٔ چوبی زیبا از پشت پرده آورد.
“If someone fits inside this box, I will give it to him or her,” Set said.
(اِف سَموان فیتس اینساید دِیس باکس، آی ویل گیو ایت تو هیم یا هِر،” سِت سِد)
ست گفت: «اگر کسی درون این جعبه جای بگیرد، آن را به او خواهم داد.»
Osiris got in it. It was an ideal fit!
(اوسایریس گات این ایت. ایت واز اَن آیدیال فیت!)
ازیریس داخل آن رفت. کاملاً اندازه بود!
Suddenly, Set closed the box and threw it into the river.
(سادِنلی، سِت کلوزْد ذِ باکس اَند ثرو ایت اینتو ذِ ریوِر)
ناگهان، ست جعبه را بست و آن را به رودخانه انداخت.
“Now I will be king,” Set said.
(ناو آی ویل بی کینگ،” سِت سِد)
ست گفت: «حالا من پادشاه خواهم شد.»
The box washed up on a foreign shore after a flood.
(ذِ باکس واشْد آپ آن اِ فورین شور آفتَر اِ فْلاد)
جعبه پس از سیل در ساحلی بیگانه به گل نشست.
Isis brought his body home and obtained a grave for him in Egypt.
(آیسیس برات هیز بادی هوم اَند اَبْتِینْد اِ گِرِیو فُر هیم این ایجیپت)
ایزیس جسد او را به خانه آورد و در مصر برایش قبری تهیه کرد.
The Egyptian gods thought Isis had done something very romantic.
(ذی ایجیپشِن گادز تات آیسیس هَد دان سامثینگ وِری رومانتیک)
خدایان مصر فکر میکردند ایزیس کار بسیار عاشقانهای انجام داده است.
Because of this love, the gods made Osiris the god of the underworld.
(بیکاز آو دِیس لاو، ذِ گادز مِید اوسایریس ذِ گاد آو ذی اَندروُرلد)
به خاطر این عشق، خدایان ازیریس را خدای جهان زیرین کردند.
And Osiris returned every spring to help the farmers.
(اَند اوسایریس ریترْنْد اِوری اسپرینگ تو هِلپ ذِ فارمِرز)
و ازیریس هر بهار برای کمک به کشاورزان بازمیگشت.
Even nowadays, people say Osiris keeps their crops alive.
(ایوِن ناودِیز، پیپَل سِی اوسایریس کیپس دِر کراپس اَلایو)
حتی امروزه، مردم میگویند ازیریس محصولاتشان را زنده نگه میدارد.