• از زباله به گنج قسمت اول (تمرین مکالمه)

    Lesson 21 – Trash to Treasure, Part 1

    درس ۲۱ – از زباله تا گنج، قسمت ۱

    Anna: (on phone, to Pete) Got it. Pete, I promise. I won’t tell anyone

    آنا: (تلفنی، به پیت) متوجه شدم. پیت، قول می‌دهم. به هیچ‌کس نمی‌گویم

    (to herself) Bye. He is so strange

    (با خودش) خداحافظ. او خیلی عجیب است

    Ashley: Hey, Anna

    اشلی: سلام، آنا

    Anna: Hi, Ashley

    آنا: سلام، اشلی

    Ashley: Are you talking to yourself again

    اشلی: دوباره با خودت حرف می‌زنی

    Anna: No, not this time. I was talking to Pete

    آنا: نه، این بار نه. داشتم با پیت حرف می‌زدم

    Ashley: How’s he doing

    اشلی: اوضاعش چطور است

    Anna: Good. He has a birthday coming up

    آنا: خوب است. تولدش نزدیک است

    But he told me not to tell anyone

    اما به من گفت به هیچ‌کس نگو

    Ashley: Why

    اشلی: چرا

    Anna: Well, from the way he was speaking, I don’t think he likes cake or presents or fun

    آنا: خب، از طرز صحبتش، فکر نمی‌کنم کیک یا هدیه یا تفریح را دوست داشته باشد

    Ashley: That sounds like Pete

    اشلی: این شبیه پیت است

    Anna: Well, I don’t care. I’m getting him a present

    آنا: خب، برایم مهم نیست. برای او هدیه می‌خرم

    Do you know where I can buy something unique

    آیا می‌دانی کجا می‌توانم چیزی منحصر‌به‌فرد بخرم

    Ashley: I do — Tanglewood Works. You will definitely find something unique there

    اشلی: می‌دانم – Tanglewood Works. قطعاً چیزی منحصر‌به‌فرد آنجا پیدا خواهی کرد

    Anna: Great. I’ll go this weekend

    آنا: عالی است. این آخر هفته می‌روم

    Now, speaking of Pete’s birthday, what else should I do

    حالا، صحبت از تولد پیت شد، کار دیگری چه باید بکنم

    I know. I’ll rent him a clown

    می‌دانم. برای او یک دلقک کرایه می‌کنم

    Ashley: Yeah, he’ll never speak to you again

    اشلی: آره، او دیگر هرگز با تو حرف نخواهد زد

    Professor Bot: Did you hear Ashley and Anna using the words talk and speak

    پروفسور بات: آیا شنیدی که اشلی و آنا از کلمات talk و speak استفاده کردند

    Talk and speak both mean “to say words.”

    Talk و speak هر دو به معنای “کلمات گفتن” هستند

    And, many times, you can use either word without losing any meaning

    و در بسیاری از موارد، می‌توانی از هر دو کلمه بدون از دست دادن معنی استفاده کنی

    But there are some differences in when we use these words

    اما تفاوت‌هایی در زمان استفاده از این کلمات وجود دارد

    The word talk is usually used

    کلمه talk معمولاً استفاده می‌شود

    for conversations between two or more people

    برای مکالمات بین دو یا چند نفر

    and informal situations, such as between friends or family

    و موقعیت‌های غیررسمی، مانند بین دوستان یا خانواده

    For example, Ashley asks Anna: “Are you talking to yourself again?”

    به عنوان مثال، اشلی از آنا می‌پرسد: “دوباره با خودت حرف می‌زنی؟”

    Speak is usually used

    Speak معمولاً استفاده می‌شود

    for one-way communication, such as presentations

    برای ارتباط یک‌طرفه، مانند ارائه‌ها

    formal situations, such as a boss speaking with her workers

    موقعیت‌های رسمی، مانند صحبت رئیس با کارمندانش

    to talk about language ability

    برای صحبت درباره توانایی زبانی

    and in polite requests

    و در درخواست‌های مؤدبانه

    Keep watching, and listen for the words talk and speak

    به تماشا ادامه دهید و به کلمات talk و speak گوش دهید

    (Anna goes to Tanglewood Works)

    (آنا به Tanglewood Works می‌رود)

    Sue: Hey there. Welcome to Tanglewood Works

    سو: سلام. به Tanglewood Works خوش آمدید

    I’m Sue. How can I help you today

    من سو هستم. امروز چطور می‌توانم کمک کنم

    Anna: Hi Sue, I’m Anna. A friend told me about your store

    آنا: سلام سو، من آنا هستم. یک دوست درباره فروشگاهت به من گفت

    She said, “Anna, this place is really unique!”

    او گفت، “آنا، این مکان واقعاً منحصر‌به‌فرد است!”

    Sue: We are

    سو: همینطور است

    Here at Tanglewood Works, we focus on things that are handmade, reclaimed and recycled

    اینجا در Tanglewood Works، ما روی چیزهایی تمرکز می‌کنیم که دست‌ساز، بازیافتی و قابل بازیافت هستند

    Anna: Wow

    آنا: وای

    That is really good for the environment

    این واقعاً برای محیط زیست خوب است

    Sue: It’s good for you too

    سو: برای تو هم خوب است

    Local artists made all of these one-of-a-kind pieces

    هنرمندان محلی همه این قطعات منحصر‌به‌فرد را ساخته‌اند

    And I paint most of the furniture

    و من بیشتر مبلمان را رنگ می‌زنم

    Anna: Can I look around

    آنا: می‌توانم نگاه کنم

    Sue: Oh, please do

    سو: اوه، حتماً

    (Anna walks around the store)

    (آنا در فروشگاه قدم می‌زند)

    Sue: So, Anna, do you like to make things

    سو: خب، آنا، آیا دوست داری چیزها را درست کنی

    Anna: Me

    آنا: من

    Oh, no

    اوه، نه

    Every time I try to make something, something goes wrong

    هر بار که سعی می‌کنم چیزی درست کنم، یک چیزی خراب می‌شود

    (She knocks down many things)

    (او很多东西 را می‌اندازد)

    Anna: Oh, sorry. Sorry

    آنا: اوه، متاسفم. متاسفم

    Sue: It’s okay. Anna, everybody can make something

    سو: اشکالی ندارد. آنا، همه می‌توانند چیزی درست کنند

    Anna: Sue, this piece is very interesting

    آنا: سو، این قطعه بسیار جالب است

    Sue: You know, when I found these pieces, they were broken and in a dumpster

    سو: می‌دانی، وقتی این قطعات را پیدا کردم، شکسته بودند و در یک سطل زباله بودند

    But they spoke to me

    اما آنها با من حرف زدند

    And they said, “Save me, Sue! Save me!”

    و گفتند، “من را نجات بده، سو! من را نجات بده!”

    Anna: Sue, what do you mean they “spoke” to you

    آنا: سو، منظورت از اینکه آنها با تو “حرف زدند” چیست

    Sue: When I see something special that someone has thrown away, I can almost hear it talk

    سو: وقتی چیزی خاص را می‌بینم که کسی دور انداخته است، تقریباً می‌توانم صدای صحبت آن را بشنوم

    Anna: It’s not saying anything

    آنا: چیزی نمی‌گوید

    Sue: Anna, it’s not easy to see the treasure in trash

    سو: آنا، دیدن گنج در زباله آسان نیست

    Anna: Or hear it talk

    آنا: یا شنیدن صحبت آن

    Sue: But you can learn. In fact, I teach private classes

    سو: اما می‌توانی یاد بگیری. در واقع، من کلاس‌های خصوصی برگزار می‌کنم

    And one is called Turning Trash to Treasure

    و یکی از آنها “تبدیل زباله به گنج” نام دارد

    Sue: Next week, bring in some trash and we’ll turn it into treasure

    سو: هفته آینده، مقداری زباله بیاور و ما آن را به گنج تبدیل می‌کنیم

    Just remember – pick some trash that “speaks” to you

    فقط به یاد داشته باش – زباله‌ای را انتخاب کن که با تو “حرف بزند”

    Anna: Got it

    آنا: متوجه شدم

    I’ll see you next week

    هفته آینده می‌بینمت

    Professor Bot: Will Anna find trash that “speaks” to her

    پروفسور بات: آیا آنا زباله‌ای پیدا می‌کند که با او “حرف بزند”

    What will it say

    چه خواهد گفت

    We’ll find out next week

    هفته آینده خواهیم فهمید