• او همیشه همین کار را می‌کند (تمرین مکالمه)

    angry

    عصبانی (اَنگری)

     

    angry means having a strong feeling of being upset or annoyed

    عصبانی یعنی داشتن احساس شدید ناراحتی یا دلخوری (اَنگری مینز هاوینگ اَ استرانگ فیلینگ آو بِیینگ آپسِت یا اَنویْد)

     

    cruise ship

    کشتی تفریحی (کروز شیپ)

     

    a cruise ship is a large ship that stops at different ports and carries passengers who are traveling for pleasure

    کشتی تفریحی یک کشتی بزرگ است که در بنادر مختلف توقف می‌کند و مسافرانی را که برای تفریح سفر می‌کنند حمل می‌کند (اَ کروز شیپ ایز اَ لارج شیپ دَت استاپس اَت دیفرِنت پورتس اَند کِرِیز پَسِنجِرز هو آر تِرَوِلینگ فور پِلِژر)

     

    desk

    میز (دِسک)

     

    a desk is a piece of furniture that is like a table and often has drawers

    میز یک قطعه مبلمان است که مانند یک میز است و اغلب کشو دارد (اَ دِسک ایز اَ پیس آو فِرنیچِر دَت ایز لایک اَ تِیبِل اَند آفِن هَز دراوِرز)

     

    duck

    اردک (داک)

     

    a duck is a bird that swims and has a flat beak, a short neck, a heavy body, short legs, and webbed feet

    اردک پرنده‌ای است که شنا می‌کند و منقار صاف، گردن کوتاه، بدن سنگین، پاهای کوتاه و پاهای پرده‌دار دارد (اَ داک ایز اَ بِرد دَت سویمز اَند هَز اَ فِلَت بیک، اَ شورت نِک، اَ هِوی بودی، شورت لِگز، اَند وِبْد فیت)

     

    duckling

    جوجه‌اردک (داکلینگ)

     

    a duckling is a young duck

    جوجه‌اردک یک اردک جوان است (اَ داکلینگ ایز اَ یانگ داک)

     

    fact

    واقعیت (فَکت)

     

    a fact is a true piece of information

    واقعیت یک قطعه اطلاعات درست است (اَ فَکت ایز اَ ترو پیس آو اینفورمِیشِن)

     

    feeling

    احساس (فیلینگ)

     

    a feeling is an emotional state or reaction

    احساس یک حالت یا واکنش عاطفی است (اَ فیلینگ ایز اَن ایموشِنَل اِستِیت یا ریاَکشِن)

     

    get

    فهمیدن (گِت)

     

    get means to understand something or someone

    فهمیدن یعنی چیزی یا کسی را درک کردن (گِت مینز تو اَندِرستَند سام‌سینگ اور سام‌وان)

     

    Indiana

    ایندیانا (ایندیانا)

     

    Indiana is the state of the U.S

    ایندیانا یکی از ایالت‌های آمریکا است (ایندیانا ایز دِ اِستِیت آو دِ یو.اِس)

     

    long

    طولانی (لانگ)

     

    long means lasting or continuing for a great amount of time

    طولانی یعنی برای مدت زمان زیادی ادامه داشتن (لانگ مینز لاستینگ یا کَنتینیوینگ فور اَ گریت اَماونت آو تایم)

     

    lost

    گم‌شده (لاست)

     

    lost means not knowing where you are or how to get to where you want to go

    گم‌شده یعنی ندانستن کجا هستی یا چگونه به جایی که می‌خواهی بروی برسی (لاست مینز نات نویینگ وِر یو آر یا هاو تو گِت تو وِر یو وانت تو گو)

     

    popular

    محبوب (پاپیولِر)

     

    popular means liked or enjoyed by many people

    محبوب یعنی مورد پسند یا لذت بسیاری از مردم بودن (پاپیولِر مینز لایکْد یا اِنجویْد بای مِنی پیپل)

     

    race car

    ماشین مسابقه‌ای (رِیس کار)

     

    a race car is a very fast car that is used in professional auto racing

    ماشین مسابقه‌ای یک ماشین بسیار سریع است که در مسابقات حرفه‌ای اتومبیل‌رانی استفاده می‌شود (اَ رِیس کار ایز اَ وِری فَست کار دَت ایز یوزد این پروفِشنَل آتو رِیسینگ)

     

    rarely

    به ندرت (رِرلی)

     

    rarely means not very often

    به ندرت یعنی نه خیلی اوقات (رِرلی مینز نات وِری آفِن)

     

    repeat

    تکرار کردن (ریپیت)

     

    repeat means to say something again

    تکرار کردن یعنی دوباره چیزی را گفتن (ریپیت مینز تو سِی سام‌سینگ اَگین)

     

    sad

    غمگین (سَد)

     

    sad means not happy

    غمگین یعنی خوشحال نبودن (سَد مینز نات هَپی)

     

    story

    داستان، گزارش (استوری)

     

    a story is a description of how something happened

    داستان شرحی است از اینکه چگونه چیزی اتفاق افتاده است (اَ استوری ایز اَ دِسکرِپشِن آو هاو سام‌سینگ هَپِنْد)

     

    throw

    پرتاب کردن (ثرُو)

     

    throw means to cause something to move out of your hand and through the air by quickly moving your arm forward

    پرتاب کردن یعنی با حرکت سریع بازو به جلو، چیزی را از دست خود به هوا حرکت دادن (ثرُو مینز تو کاز سام‌سینگ تو موو اوت آو یور هَند اَند ثرو دِ اِر بای کوئیکلی مووینگ یور آرم فوروِرد)

     

    win

    بردن (وین)

     

    win means to achieve victory in a fight, contest, game, etc

    بردن یعنی به پیروزی در یک مبارزه، مسابقه، بازی و غیره دست یافتن (وین مینز تو اَچیو ویکتری این اَ فایت، کانتَست، گِیم، اِت سِترا)

     

     

    We often say we understand by using GET + an object

    ما اغلب با استفاده از “گِت + یک مفعول” می‌گوییم که متوجه شده‌ایم (وی آفِن سِی وی اَندِرستَند بای یوزینگ “گِت + اَن آبجِکت”)

     

    Listen to Anna tell Caty she understands

    به آنا گوش بده که به کتی می‌گوید متوجه شده است (لیسِن تو آنا تِل کیتی شی اَندِرستَندز)

     

    This is the News

    این اخبار است (دیس ایز دِ نیوز)

     

    Happy and sad are feelings

    خوشحالی و غم احساسات هستند (هَپی اَند سَد آر فیلینگز)

     

    You can’t have them in the News

    نمی‌توانی آنها را در اخبار داشته باشی (یو کَنَت هَو دِم این دِ نیوز)

     

    Okay

    باشه (اوکی)

     

    I got it

    متوجه شدم (آی گات ایت)

     

    Later, Caty says that Anna understands how to read the news

    بعداً، کتی می‌گوید که آنا نحوه خواندن اخبار را فهمیده است (لِیتِر، کیتی سِیز دَت آنا اَندِرستَندز هاو تو رید دِ نیوز)

     

    Yes

    بله (یس)

     

    Yes

    بله (یس)

     

    That’s right

    درست است (دَتس رایت)

     

    Now you’ve got it

    حالا متوجه شدی (ناو یو گات ایت)

     

    Now, you try it

    حالا تو امتحان کن (ناو، یو تِرای ایت)

     

    Do you understand the difference between facts and feelings

    آیا تفاوت بین حقایق و احساسات را می‌فهمی (دو یو اَندِرستَند دِ دیفرِنس بیتوین فَکتس اَند فیلینگز)

     

    Yes, I’ve got it

    بله، متوجه شدم (یس، آیو گات ایت)