• ایمپرسیونیسم

    Impressionism
    (اِمپْرِشِنیزَم)
    امپرسیونیسم

    Impressionism is a movement that began in France in the late 19th century.
    (اِمپْرِشِنیزَم ایز اِ مووْمَنت ذَت بیگَن این فَرَنس این ذِ لِیت ناینتینْت سِنچری)
    امپرسیونیسم جنبشی است که در اواخر قرن نوزدهم در فرانسه آغاز شد.

    It is considered to be the first modern art movement, as it was seen as a departure from other art.
    (ایت ایز کانْسیدِرْد تو بی ذِ فیرست مادِرْن آرت مووْمَنت، اَز ایت واز سین اَز اِ دیپارچَر فرام اَذَر آرت)
    این جنبش به عنوان اولین جنبش هنر مدرن در نظر گرفته می‌شود، زیرا گسستی از هنرهای پیشین تلقی می‌گردید.

    This is because it violated the established rules of academic painting.
    (دِیس ایز بیکاز ایت وایَلِیتِد ذی اِستَبلیشْد رولز آو اَکادِمیک پِینتینگ)
    دلیل آن این است که قوانین تثبیت‌شدهٔ نقاشی آکادمیک را نقض می‌کرد.

    Unlike realistic academic paintings, impressionist paintings are characterized by the depiction of light on objects.
    (آنلایک رِیلیسْتِک اَکادِمیک پِینتینگز، اِمپْرِشِنِسْت پِینتینگز آر کَرَکتِرایزْد بای ذِ دِپیکشِن آو لایت آن آبجِکتس)
    برخلاف نقاشی‌های آکادمیک واقع‌گرا، نقاشی‌های امپرسیونیستی با به تصویر کشیدن نور روی اشیا مشخص می‌شوند.

    The artists aim to capture the light rather than the details in order to show an impression of time.
    (ذی آرتیستس اِیم تو کَپچَر ذِ لایت رَذَر دَن ذِ دیتِیلز این اُردِر تو شو اَن اِمپْرِشِن آو تایم)
    هنرمندان به جای جزئیات، به دنبال ثبت نور هستند تا برداشتی از زمان را نشان دهند.

    This distinctive quality is achieved by using two key techniques.
    (دِیس دیستینکتیو کوالِتی ایز اَچیوْد بای یوزینگ تو کی تِکنیکس)
    این ویژگی متمایز با استفاده از دو تکنیک کلیدی حاصل می‌شود.

    The first is a technique called impasto.
    (ذِ فِیرست ایز اِ تِکنیک کالْد اِمپَستو)
    اولی تکنیکی به نام ایمپاستو است.

    Impasto is an Italian word that means ‘mixture’.
    (اِمپَستو ایز اَن ایتالیَن وُرد ذَت مینز ‘میکسچَر’)
    ایمپاستو کلمه‌ای ایتالیایی به معنای «مخلوط» است.

    In painting, impasto describes short thick strokes.
    (این پِینتینگ، اِمپَستو دیسکرایبز شُورت تیک اِستروکْس)
    در نقاشی، ایمپاستو ضربه‌های کوتاه و ضخیم قلم‌مو را توصیف می‌کند.

    This technique allows the artist to control the reflection and movement of light on the canvas.
    (دِیس تِکنیک اَلاؤز ذی آرتیست تو کَنتْرول ذِ رِفلِکشِن اَند مووْمَنت آو لایت آن ذِ کَنوَس)
    این تکنیک به هنرمند اجازه می‌دهد بازتاب و حرکت نور روی بوم را کنترل کند.

    The artist can modify the width and direction of the paint strokes to convey texture and give the painting a three-dimensional quality.
    (ذی آرتیست کَن مادِفای ذِ ویدْث اَند دایرِکشِن آو ذِ پِینْت اِستروکْس تو کانوِی تِکْسچَر اَند گیو ذِ پِینتینگ اِ ثری-دایمِنشِنَل کوالِتی)
    هنرمند می‌تواند پهنای قلم و جهت ضربه‌های رنگ را برای انتقال بافت تغییر دهد و کیفیتی سه‌بعدی به نقاشی ببخشد.

    Also, the speed and strength of the strokes can convey the artist’s perception of the subject.
    (اَلْسو، ذِ اسپید اَند اِسترِنْکث آو ذِ اِستروکْس کَن کانوِی ذی آرتیستْز پِرْسِپشِن آو ذِ سابجِکت)
    همچنین سرعت و قدرت ضربه‌ها می‌تواند درک هنرمند از سوژه را منتقل کند.

    The second technique is optical mixing.
    (ذِ سِکَند تِکنیک ایز آپتیکَل میکسینگ)
    تکنیک دوم ترکیب نوری است.

    This involves the use of broken colors.
    (دِیس اینوالْوْز ذِ یوز آو بروکِن کالَرز)
    این شامل استفاده از رنگ‌های شکسته است.

    In other words, instead of the traditional practice of mixing an array of colors on a palette, artists paint different colors side by side.
    (این اَذَر وُردز، اِناستِد آو ذِ تْرَدیشِنَل پرَکتیس آو میکسینگ اَن اَرِی آو کالَرز آن اِ پَلِت، آرتیستس پِینْت دیفرَنت کالَرز ساید بای ساید)
    به عبارت دیگر، به جای روش سنتی ترکیب طیفی از رنگ‌ها روی پالت، هنرمندان رنگ‌های مختلف را کنار یکدیگر می‌زنند.

    Doing this adds texture and plays on light; and it creates the illusion of different colors.
    (دوئینگ دِیس اَدْز تِکْسچَر اَند پِلِیز آن لایت؛ اَند ایت کریِیتس ذی ایلوژِن آو دیفرَنت کالَرز)
    این کار بافت را افزایش می‌دهد و با نور بازی می‌کند و توهم رنگ‌های متفاوت را ایجاد می‌نماید.

    Another difference between impressionist paintings and traditional paintings is the subject matter.
    (اَنَذَر دیفرَنس بیتوین اِمپْرِشِنِسْت پِینتینگز اَند تْرَدیشِنَل پِینتینگز ایز ذِ سابجِکت مَتِر)
    تفاوت دیگر بین نقاشی‌های امپرسیونیستی و سنتی، موضوع (سوژه) است.

    During that time period, the accepted subjects were historical or literary themes.
    (دیورینگ ذَت تایم پیریاد، ذی اَکْسِپتِد سابجِکتس وِر هیستوریکَل یا لیتِرِری تیمز)
    در آن دوره، موضوعات پذیرفته‌شده، مضامین تاریخی یا ادبی بودند.

    They were often based on religious or mythological subjects.
    (دِی وِر آفِن بِیْسْد آن ریلِجَس یا میتالاجیکَل سابجِکتس)
    آنها اغلب بر پایهٔ موضوعات مذهبی یا اساطیری بودند.

    Impressionists, on the other hand, preferred landscapes and contemporary life.
    (اِمپْرِشِنِسْتس، آن ذِ اَذَر هَند، پریفِرْد لَنداسکِیپس اَند کَنتِمپُرِری لایف)
    از سوی دیگر، امپرسیونیست‌ها مناظر طبیعی و زندگی معاصر را ترجیح می‌دادند.

    They often painted outdoors, using the sunlight to depict a brighter style.
    (دِی آفِن پِینتِد اوتْدورز، یوزینگ ذِ سانلایت تو دِپیکت اِ برایتَر اِستایل)
    آنها اغلب در فضای باز نقاشی می‌کردند و از نور خورشید برای به تصویر کشیدن سبکی درخشان‌تر استفاده می‌نمودند.

    Even though photography was starting to become popular, impressionists avoided representing reality.
    (ایوِن تو فوتاگْرَفی واز استارْتینگ تو بیکام پاپیولَر، اِمپْرِشِنِسْتس اَویْدِد رِپْرِزِنتینگ ریَلیتی)
    اگرچه عکاسی کمکم داشت محبوب می‌شد، امپرسیونیست‌ها از به تصویر کشیدن واقعیت پرهیز می‌کردند.

    They demonstrated their individualism by playing with color and blurring the lines between the subject and the background.
    (دِی دِمانْسْتِیتِد دِر ایندیویجوالیزَم بای پِلِیینگ ویذ کالَر اَند بْلِرینگ ذِ لاینز بیتوین ذِ سابجِکت اَند ذِ بَکگراوند)
    آنها فردگرایی خود را با بازی با رنگ و محو کردن مرزهای بین سوژه و پس‌زمینه نشان دادند.

    In the mid-19th century, the middle class in Paris saw rapid growth.
    (این ذِ مید ناینتینْت سِنچری، ذِ میدِل کْلَس این پَرِس سات رَپید گروث)
    در اواسط قرن نوزدهم، طبقه متوسط در پاریس رشد سریعی یافت.

    The city saw an increase in cafes, cinemas, parks, and boutiques.
    (ذِ سیتی سات اَن اینکریس این کَفِیز، سینِمَز، پارکْس، اَند بوتیکْس)
    این شهر شاهد افزایش کافه‌ها، سینماها، پارک‌ها و بوتیک‌ها بود.

    Impressionists captured the daily lives of the middle class, which appealed to the wider public, and eventually led to the acceptance of impressionism into the art world.
    (اِمپْرِشِنِسْتس کَپچَرْد ذِ دِیلی لایوز آو ذِ میدِل کْلاس، ویچ اَپیلْد تو ذِ وایدَر پابلیک، اَند ایوِنچوالی لِد تو ذی اَکْسِپتَنس آو اِمپْرِشِنیزَم اینتو ذی آرت وورلد)
    امپرسیونیست‌ها زندگی روزمرهٔ طبقه متوسط را به تصویر کشیدند، که مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و سرانجام به پذیرش امپرسیونیسم در دنیای هنر انجامید.