can
قوطی، قوطی فلزی (کَن)
a can is a closed metal container that is usually shaped like a cylinder and that holds food, drink, or other liquids
قوطی یک ظرف فلزی بسته است که معمولاً به شکل استوانه است و غذا، نوشیدنی یا مایعات دیگر را در خود نگه میدارد (اَ کَن ایز اَ کلوزد مِتَل کَنتِینِر دَت ایز یوژوالی شِیپْد لایک اَ سیلِندِر اَند دَت هولْدز فود، دِرینک، یا اَدر لیکویدز)
—
delivery
مرسوله، تحویل (دِلِیوری)
a delivery is something that is taken to a person or place or something that is delivered
مرسوله چیزی است که به شخص یا مکانی برده میشود یا تحویل داده میشود (اَ دِلِیوری ایز سامسینگ دَت ایز تِیکِن تو اَ پرسن یا پلیس یا سامسینگ دَت ایز دِلِیوِرد)
—
dishonest
غیرصادق، نادرست (دیسآنِست)
dishonest means not honest such as saying or likely to say things that are untrue
غیرصادق یعنی صادق نبودن مانند گفتن یا احتمال گفتن چیزهایی که نادرست هستند (دیسآنِست مینز نات آنِست ساچ اَز سِیینگ یا لایکلی تو سِی تینگز دَت آر آنترو)
—
imperfect
ناقص، بینقص (ایمپِرفِکت)
imperfect means having mistakes or problems or not perfect
ناقص یعنی داشتن اشتباه یا مشکل یا کامل نبودن (ایمپِرفِکت مینز هاوینگ میستیکز یا پرابلمز یا نات پِرفِکت)
—
inexpensive
ارزان (اینیکسپِنسِو)
inexpensive means low in price or not expensive
ارزان یعنی قیمت پایین یا گران نبودن (اینیکسپِنسِو مینز لو این پرایس یا نات اِکسپِنسِو)
—
order
سفارش دادن (اُردِر)
to order means to place an order for something such as to request something from a company
سفارش دادن یعنی درخواست چیزی از یک شرکت کردن (تو اُردِر مینز تو پلیس اَن اُردِر فور سامسینگ ساچ اَز تو ریکِوست سامسینگ فرام اَ کامپَنی)
—
product
محصول (پراداکت)
a product is something that is made or grown to be sold or used
محصول چیزی است که برای فروش یا استفاده ساخته یا پرورش داده میشود (اَ پراداکت ایز سامسینگ دَت ایز مِید یا گروْن تو بی سُلد یا یوزد)
—
spray
اسپری کردن (اِسپری)
spray means put a stream of small drops of liquid on someone or something
اسپری کردن یعنی جریانی از قطرات کوچک مایع را روی کسی یا چیزی پاشیدن (اِسپری مینز پوت اَ استریم آو اسمال دراپس آو لیکوید آن ساموان یا سامسینگ)
—
tidy
مرتب (تایدی)
tidy means clean and organized or not messy
مرتب یعنی تمیز و سازمانیافته یا نامرتب نبودن (تایدی مینز کلین اَند اورگنایزْد یا نات مِسی)
—
towel
حوله (تاوِل)
a towel is a piece of cloth used for drying things
حوله یک تکه پارچه است که برای خشک کردن چیزها استفاده میشود (اَ تاوِل ایز اَ پیس آو کلاَث یوزد فور درایینگ تینگز)
—
unbelievable
باورنکردنی (آنبِلِیوَبِل)
unbelievable means difficult or impossible to believe
باورنکردنی یعنی دشوار یا غیرممکن برای باور کردن (آنبِلِیوَبِل مینز دیفیکَلت یا ایمپاسِبِل تو بِلِیو)
—
uncomfortable
ناراحتکننده (آنکامفِرتِبِل)
uncomfortable means causing a feeling of physical or mental discomfort
ناراحتکننده یعنی ایجاد کننده احساس ناراحتی جسمی یا روحی (آنکامفِرتِبِل مینز کازینگ اَ فیلینگ آو فیزیکَل یا مِنتَل دیسکامفِرت)
—
untidy
نامرتب (آنتایدی)
untidy means not neat or clean
نامرتب یعنی مرتب یا تمیز نبودن (آنتایدی مینز نات نیت یا کلین)
—
wrap
پیچیدن (رَپ)
to wrap means to cover something by winding or folding a piece of material around it
پیچیدن یعنی چیزی را با پیچیدن یا تا کردن یک تکه پارچه دور آن پوشاندن (تو رَپ مینز تو کاوِر سامسینگ بای وایندینگ یا فولدینگ اَ پیس آو مَتیریل اَراوند ایت)
—
in this lesson, you hear Anna uses adjectives with negative prefixes
در این درس، میشنوی که آنا از صفتهایی با پیشوندهای منفی استفاده میکند
(این دیس لِسِن، یو هیر آنا یوزیز اَدیِکتیوز ویث نِگِتیو پریفیکسز)
Prefixes come before a word and change its meaning
پیشوندها قبل از کلمه میآیند و معنی آن را تغییر میدهند
(پریفیکسز کَم بیفور اَ وُرد اَند چِینج ایتس مینینگ)
The prefixes in this lesson are in-, un-, dis- and im-
پیشوندهای این درس عبارتند از in-، un-، dis- و im-
(دِ پریفیکسز این دیس لِسِن آر این-، آن-، دیس- اَند ایم-)
These prefixes give the opposite meaning to an adjective
این پیشوندها معنی مخالف به یک صفت میدهند
(دیز پریفیکسز گیو دِ آپوزیت مینینگ تو اَن اَدیِکتیو)
—
In this lesson, Anna tells Pete that the product in his advertisement does not work
در این درس، آنا به پیت میگوید که محصول موجود در تبلیغات او کار نمیکند
(این دیس لِسِن، آنا تِلز پیت دَت دِ پراداکت این هیز اَدوِرتیزمِنت داز نات وُرک)
Yes. I bought it
بله، خریدمش (یس، آی بات ایت)
You said in your ad it was a perfect product
در تبلیغاتت گفتی محصولی عالی است
(یو سِد این یور اَد ایت واز اَ پِرفِکت پراداکت)
This is not perfect. This is imperfect
این عالی نیست. این ناقص است
(دیس ایز نات پِرفِکت. دیس ایز ایمپِرفِکت)
In this example, “imperfect” means the opposite of “perfect”
در این مثال، “ایمپِرفِکت” به معنای مخالف “پِرفِکت” است
(این دیس اِگزَمپل، “ایمپِرفِکت” مینز دِ آپوزیت آو “پِرفِکت”)
The prefix is -im
پیشوند -im است (دِ پریفیکس ایز -ایم)
—
Why are there so many prefixes to make the meaning opposite
چرا این همه پیشوند برای ایجاد معنی مخالف وجود دارد
(وای آر دِر سُو مِنی پریفیکسز تو مِیک دِ مینینگ آپوزیت)
One reason is that English has words from several different languages
یکی از دلایل این است که انگلیسی دارای کلماتی از چندین زبان مختلف است
(وان ریزِن ایز دَت اینگلیش هَز وُردز فرام سِوِرَل دیفرِنت لَنگویجیز)
Words from German use the prefix un but words from Latin use the prefix in-
کلمات آلمانی از پیشوند un استفاده میکنند اما کلمات لاتین از پیشوند in- استفاده میکنند
(وُردز فرام جِرمن یوز دِ پریفیکس آن بات وُردز فرام لَتِن یوز دِ پریفیکس این-)
—
The prefix in- changes to im- before adjectives that begin with p, b and m
پیشوند in- قبل از صفتهایی که با p، b و m شروع میشوند به im- تغییر میکند
(دِ پریفیکس این- چِینجیز تو ایم- بیفور اَدیِکتیوز دَت بیکین ویث پی، بی اَند ام)
as in “impossible” and “imperfect”
مانند “ایمپاسِبِل” و “ایمپِرفِکت”
(اَز این “ایمپاسِبِل” اَند “ایمپِرفِکت”)
The prefix in- changes to il- before l, as in “illiterate” or not able to read
پیشوند in- قبل از l به il- تغییر میکند، مانند “ایلِتِرِیت” یا ناتوان در خواندن
(دِ پریفیکس این- چِینجیز تو ایل- بیفور ال، اَز این “ایلِتِرِیت” یا نات ایبل تو رید)
In- changes to ir- before words that begin with r, as in “irresponsible” or careless
پیشوند in- قبل از کلماتی که با r شروع میشوند به ir- تغییر میکند، مانند “ایرِسپانسیبِل” یا بیمسئولیت
(این- چِینجیز تو ایر- بیفور وُردز دَت بیکین ویث آر، اَز این “ایرِسپانسیبِل” یا کِرلِس)
—
Now, you try it
حالا تو امتحان کن (ناو، یو تِرای ایت)
Make the adjectives in this sentence have the opposite meaning by using prefixes
با استفاده از پیشوندها، صفتهای این جمله را به معنی مخالف تبدیل کن
(مِیک دِ اَدیِکتیوز این دیس سِنتِنس هَو دِ آپوزیت مینینگ بای یوزینگ پریفیکسز)
My English is imperfect, but I study with an unpaid course, Let’s Learn English
انگلیسی من ناقص است، اما با یک دوره رایگان به نام Let’s Learn English مطالعه میکنم
(مای اینگلیش ایز ایمپِرفِکت، بات آی اِستادی ویث اَن آنپِید کورس، لَتس لِرن اینگلیش)
so, soon I will not be uncomfortable speaking English
بنابراین به زودی در صحبت کردن به انگلیسی احساس ناراحتی نخواهم کرد
(سُو، سون آی ویل نات بی آنکامفِرتِبِل اسپیکینگ اینگلیش)
—
My English is perfect, but I study with a paid course, Let’s Learn English
انگلیسی من کامل است، اما با یک دوره پولی به نام Let’s Learn English مطالعه میکنم
(مای اینگلیش ایز پِرفِکت، بات آی اِستادی ویث اَ پِید کورس، لَتس لِرن اینگلیش)
so, soon I will be comfortable speaking English
بنابراین به زودی در صحبت کردن به انگلیسی احساس راحتی خواهم کرد
(سُو، سون آی ویل بی کامفِرتِبِل اسپیکینگ اینگلیش)