aw
آه (آ)
aw is used to express mild disappointment or sympathy
آه برای ابراز ناامیدی یا همدردی ملایم استفاده میشود (آ ایز یوزد تو اِکسپرِس مایلد دیساپوینتمِنت یا سیمپَتی)
man
وای، مرد (مَن)
man is used to express frustration
مرد برای ابراز ناامیدی یا دلخوری استفاده میشود (مَن ایز یوزد تو اِکسپرِس فراستِریشِن)
oops
اوه، اوه (اوپس)
oops is used to express surprise or distress or to say in a mild way that you are sorry about having done or said something wrong
اوپس برای ابراز تعجب یا ناراحتی یا برای گفتن به روشی ملایم که از انجام یا گفتن کار اشتباهی پشیمان هستید استفاده میشود (اوپس ایز یوزد تو اِکسپرِس سَپرایز یا دیستْرِس یا تو سِی این اَ مایلد وَی دَت یو آر سوری اَباوت هاوینگ دَن یا سِد سامسینگ رانگ)
shhh
هیس (ش)
shhh is used to tell someone to be quiet
هیس برای گفتن به کسی که ساکت باشد استفاده میشود (ش ایز یوزد تو تِل ساموان تو بی کوایت)
whoa
وای (وُو)
whoa is used to tell someone to slow down or stop and think about something
وای برای گفتن به کسی که آهستهتر برود یا بایستد و به چیزی فکر کند استفاده میشود (وُو ایز یوزد تو تِل ساموان تو اسلو داون یا استاپ اَند تینک اَباوت سامسینگ)
woo-hoo
هوو-هوو (وو-هو)
woo-hoo is used to express excitement
هوو-هوو برای ابراز هیجان استفاده میشود (وو-هو ایز یوزد تو اِکسپرِس اِکسایتِمِنت)
answer
پاسخ (اَنسِر)
an answer is something you say or write when someone asks you a question
پاسخ چیزی است که وقتی کسی از شما سوال میپرسد میگویید یا مینویسید (اَن اَنسِر ایز سامسینگ یو سِی یا رایت وِن ساموان اَسکْز یو اَ کِسچِن)
device
دستگاه (دیوایس)
a device is an object, machine, or piece of equipment that has been made for some special purpose
دستگاه یک شی، ماشین یا قطعه تجهیزاتی است که برای هدف خاصی ساخته شده است (اَ دیوایس ایز اَن آبجِکت، مَشین، یا پیس آو ایکویپمِنت دَت هَز بِین مِید فور سام اسپِشَل پورپَس)
ending
پایان (اِندینگ)
an ending is the final part of something
پایان بخش نهایی یک چیز است (اَن اِندینگ ایز دِ فایِنَل پارت آو سامسینگ)
fix
تعمیر کردن (فیکس)
to fix is to make something whole or able to work properly again or to repair something
تعمیر کردن یعنی چیزی را کامل کردن یا دوباره به درستی کار کردن یا چیزی را تعمیر کردن (تو فیکس ایز تو مِیک سامسینگ هول یا ایبل تو وُرک پراپِرلی اَگین یا تو ریپِر سامسینگ)
information
اطلاعات (اینفورمِیشِن)
information is the knowledge that you get about someone or something such as facts or details about a subject
اطلاعات دانشی است که درباره کسی یا چیزی به دست میآورید مانند حقایق یا جزئیات درباره یک موضوع (اینفورمِیشِن ایز دِ نالِج دَت یو گِت اَباوت ساموان یا سامسینگ ساچ اَز فَکتس یا دیتِیلز اَباوت اَ سابجِکت)
massive
عظیم (مَسِو)
massive means very large and heavy
عظیم یعنی بسیار بزرگ و سنگین (مَسِو مینز وِری لارج اَند هِوی)
mountain
کوه (ماونتن)
a mountain is an area of land that rises very high above the land around it and that is higher than a hill
کوه منطقهای از زمین است که بسیار بلندتر از زمین اطراف خود است و از تپه بلندتر است (اَ ماونتن ایز اَ اِریا آو لَند دَت رایزیز وِری های اَباوْ دِ لَند اَراوند ایت اَند دَت ایز هایِر دَن اَ هیل)
navigation
ناوبری (نَویگِیشِن)
navigation is the act, activity, or process of finding the way to get to a place when you are traveling in a ship, airplane or car
ناوبری عمل، فعالیت یا فرآیند پیدا کردن راه برای رسیدن به یک مکان هنگام سفر با کشتی، هواپیما یا ماشین است (نَویگِیشِن ایز دِ اَکت، اَکتیویتی، یا پراسِس آو فایندینگ دِ وَی تو گِت تو اَ پلیس وِن یو آر تِراوِلینگ این اَ شیپ، اِرپِلِین یا کار)
partner
شریک (پارتنِر)
a partner is one of two or more people or businesses that work together or do business together
شریک یکی از دو یا چند نفر یا کسبوکار است که با هم کار میکنند یا با هم تجارت میکنند (اَ پارتنِر ایز وان آو تو یا مور پیپل یا بیزْنِسز دَت وُرک توجِدَر یا دو بیزْنِس توجِدَر)
shark
کوسه (شارک)
a shark is a large and often dangerous sea fish with very sharp teeth
کوسه یک ماهی دریایی بزرگ و اغلب خطرناک با دندانهای بسیار تیز است (اَ شارک ایز اَ لارج اَند آفِن دِینجِرَس سی فیش ویث وِری شارپ تیث)
ski
اسکی کردن (اسکی)
to ski means to move or glide on a pair of long narrow pieces of wood over snow or water
اسکی کردن یعنی روی یک جفت قطعه چوب بلند و باریک روی برف یا آب حرکت کردن یا سر خوردن (تو اسکی مینز تو موو یا گلاید آن اَ پِر آو لانگ نارو پیسیز آو وود اووِر اسنو یا واتِر)
surf
موجسواری کردن (سِرف)
surf means to ride on ocean waves using a special board called a surfboard
موجسواری کردن یعنی سوار شدن بر امواج اقیانوس با استفاده از تخته مخصوصی به نام تخته موجسواری (سِرف مینز تو راید آن اوشِن وِیوز یوزینگ اَ اسپِشَل بُرد کالْد اَ سِرفبُرد)
travel
سفر کردن (تِراوِل)
to travel means to go to a place that is far away
سفر کردن یعنی به مکانی دور رفتن (تو تِراوِل مینز تو گو تو اَ پلیس دَت ایز فار اَوِی)
treehouse
خانه درختی (تریهاوس)
a treehouse is a small house that is built among the branches of a tree for children to play in
خانه درختی خانه کوچکی است که بین شاخههای درخت برای بازی کودکان ساخته میشود (اَ تریهاوس ایز اَ اسمال هاوس دَت ایز بیلت اَمانگ دِ بَرَنجیز آو اَ تری فور چیلدرِن تو پلی این)
—
A DIRECT OBJECT is a noun, pronoun or noun phrase that names the person or thing that receives the action of a verb
مفعول مستقیم اسم، ضمیر یا عبارت اسمی است که شخص یا چیزی را که عمل فعل را دریافت میکند نام میبرد (اَ دایرِکت آبجِکت ایز اَ ناون، پروناون یا ناون فریز دَت نِیمز دِ پرسن یا تینگ دَت ریسِیوز دِ اَکشن آو اَ وُرب)
For example, MINDY says, “Anna, do not forget me”
به عنوان مثال، میندی میگوید: “آنا، من را فراموش نکن” (فور اِگزَمپل، میندی سِیز، “آنا، دو نات فورگِت می”)
In this example, “me” is the direct object because it is receiving the action of the verb “forget”
در این مثال، “می” مفعول مستقیم است چون عمل فعل “فراموش کردن” را دریافت میکند (این دیس اِگزَمپل، “می” ایز دِ دایرِکت آبجِکت بیکاز ایت ایز ریسِیوینگ دِ اَکشن آو دِ وُرب “فورگِت”)
Anna, do not forget me
آنا، من را فراموش نکن (آنا، دو نات فورگِت می)
An INDIRECT OBJECT is a noun, pronoun or noun phrase that occurs in addition to a direct object after some verbs
مفعول غیرمستقیم اسم، ضمیر یا عبارت اسمی است که علاوه بر مفعول مستقیم بعد از برخی افعال ظاهر میشود (اَن اِندایرِکت آبجِکت ایز اَ ناون، پروناون یا ناون فریز دَت اَکِرز این اَدیشِن تو اَ دایرِکت آبجِکت آفتر سام وُربز)
It names the person or thing that the action is done for or to
آن شخص یا چیزی را که عمل برای یا به آن انجام میشود نام میبرد (ایت نِیمز دِ پرسن یا تینگ دَت دِ اَکشن ایز دَن فور یا تو)
The indirect object comes before the direct object with many verbs
مفعول غیرمستقیم با بسیاری از افعال قبل از مفعول مستقیم میآید (دِ اِندایرِکت آبجِکت کَمز بیفور دِ دایرِکت آبجِکت ویث مِنی وُربز)
With some verbs, the indirect objects must follow the direct object with a preposition between the two
با برخی افعال، مفعول غیرمستقیم باید بعد از مفعول مستقیم با حرف اضافه بین آنها بیاید (ویث سام وُربز، دِ اِندایرِکت آبجِکتس مَست فالو دِ دایرِکت آبجِکت ویث اَ پِرپوزیشِن بیتوین دِ تو)
The preposition is usually “to” or “for”
حرف اضافه معمولاً “تو” یا “فور” است (دِ پِرپوزیشِن ایز یوژوالی “تو” یا “فور”)
For example, MINDY says, “Layla asks us this question”
به عنوان مثال، میندی میگوید: “لیلا این سوال را از ما میپرسد” (فور اِگزَمپل، میندی سِیز، “لِیلا اَسکْز آس دیس کِسچِن”)
In this example, “us” is the indirect object and “this question” is the direct object
در این مثال، “آس” مفعول غیرمستقیم و “دیس کِسچِن” مفعول مستقیم است (این دیس اِگزَمپل، “آس” ایز دِ اِندایرِکت آبجِکت اَند “دیس کِسچِن” ایز دِ دایرِکت آبجِکت)
The meaning of this sentence is, “Layla asks this question to us”
معنی این جمله این است: “لیلا این سوال را از ما میپرسد” (دِ مینینگ آو دیس سِنتِنس ایز، “لِیلا اَسکْز دیس کِسچِن تو آس”)
When the indirect object comes after the direct object, we use a preposition, usually “to” or “for”
وقتی مفعول غیرمستقیم بعد از مفعول مستقیم میآید، از حرف اضافه استفاده میکنیم، معمولاً “تو” یا “فور” (وِن دِ اِندایرِکت آبجِکت کَمز آفتر دِ دایرِکت آبجِکت، وی یوز اَ پِرپوزیشِن، یوژوالی “تو” یا “فور”)
Notice the preposition “to” appears before the direct object “us”
توجه کن که حرف اضافه “تو” قبل از مفعول مستقیم “آس” ظاهر میشود (نوتیس دِ پِرپوزیشِن “تو” اَپیرز بیفور دِ دایرِکت آبجِکت “آس”)
“MINDY, what is our first question? Layla asks us this question. Hello, Anna! Hello, MINDY! I’d like to know how do you play baseball? That is a great question. MINDY, we need to find her an answer”
“میندی، اولین سوال ما چیست؟ لیلا این سوال را از ما میپرسد. سلام آنا! سلام میندی! دوست دارم بدانم بیسبال را چگونه بازی میکنید؟ این سوال بسیار خوبی است. میندی، باید پاسخ او را پیدا کنیم” (“میندی، وات ایز آور فِرست کِسچِن؟ لِیلا اَسکْز آس دیس کِسچِن. هلو، آنا! هلو، میندی! آید لایک تو نو هاو دو یو پلی بیسبال؟ دَت ایز اَ گریت کِسچِن. میندی، وی نید تو فایند هِر اَن اَنسِر”)
Anna’s sentence, “We need to find her an answer” also has direct and indirect objects
جمله آنا، “ما باید پاسخ او را پیدا کنیم” نیز دارای مفعول مستقیم و غیرمستقیم است (آنا سِنتِنس، “وی نید تو فایند هِر اَن اَنسِر” آلسو هَز دایرِکت اَند اِندایرِکت آبجِکتس)
It means, “We need to find an answer for her”
معنی آن این است: “ما باید یک پاسخ برای او پیدا کنیم” (ایت مینز، “وی نید تو فایند اَن اَنسِر فور هِر”)
Now, you try it
حالا تو امتحان کن (ناو، یو تِرای ایت)
Change the next sentence so that the indirect object comes before the direct object
جمله زیر را طوری تغییر بده که مفعول غیرمستقیم قبل از مفعول مستقیم بیاید (چِینج دِ نِکس سِنتِنس سُو دَت دِ اِندایرِکت آبجِکت کَمز بیفور دِ دایرِکت آبجِکت)
Throw the baseball to me
توپ بیسبال را به طرف من پرتاب کن (ثرو دِ بیسبال تو می)
Throw me the baseball
توپ بیسبال را به طرف من پرتاب کن (ثرو می دِ بیسبال)