banana
موز (بَنانا)
a banana is a long curved fruit with a thick peel that is yellow when it is ripe
موز میوهای بلند و خمیده با پوست ضخیم است که وقتی رسیده زرد میشود (اَ بَنانا ایز اَ لانگ کِروْد فروت ویث اَ تیک پیل دَت ایز یلو وِن ایت ایز رایپ)
bought
خرید (بات)
bought is the past tense of buy which means to get something by paying money for it
بات زمان گذشته فعل بای است که به معنای به دست آوردن چیزی با پرداخت پول است (بات ایز دِ پَست تِنس آو بای ویچ مینز تو گِت سامسینگ بای پِیینگ مانی فور ایت)
box
جعبه، بسته (باکس)
a box is a container that is made of a hard material such as wood, metal, or cardboard and that usually has four straight sides
جعبه ظرفی است که از مواد سخت مانند چوب، فلز یا مقوا ساخته شده است و معمولاً چهار ضلع مستقیم دارد (اَ باکس ایز اَ کَنتِینِر دَت ایز مِید آو اَ هارد مَتیریل ساچ اَز وود، مِتَل، یا کاردبُرد اَند دَت یوژوالی هَز فور اِسترِیت سایدز)
bread
نان (بِرِد)
bread is a baked food made from a mixture of flour and water
نان یک غذای پخته است که از مخلوط آرد و آب درست میشود (بِرِد ایز اَ بیکْد فود مِید فرام اَ میکسچِر آو فلاوِر اَند واتِر)
bunch
دسته (بَنج)
a bunch is a group of things of the same kind that are held or tied together or that grow together
دسته گروهی از چیزهای مشابه است که به هم بسته شدهاند یا با هم رشد میکنند (اَ بَنج ایز اَ گروپ آو تینگز آو دِ سِیم کایند دَت آر هِلد یا تایْد توجِدَر یا دَت گرو توجِدَر)
counter
پیشخوان، کانتر (کانْتِر)
a counter is a long, flat surface on which food is prepared in a kitchen
پیشخوان سطحی بلند و صاف است که در آشپزخانه برای آمادهسازی غذا استفاده میشود (اَ کانْتِر ایز اَ لانگ، فِلَت سَرفِیس آن ویچ فود ایز پریپِیرْد این اَ کیچِن)
floor
زمین، کف (فلور)
the floor is the part of a room on which you stand
کف بخشی از اتاق است که روی آن میایستی (دِ فلور ایز دِ پارت آو اَ روم آن ویچ یو اِستَند)
ingredient
مواد اولیه، ماده تشکیلدهنده (اینگریدینت)
an ingredient is one of the things that are used to make a food or product
ماده اولیه یکی از چیزهایی است که برای تهیه غذا یا محصول استفاده میشود (اَن اینگریدینت ایز وان آو دِ تینگز دَت آر یوزد تو مِیک اَ فود یا پراداکت)
jar
شیشه (جار)
a jar is a glass container that has a wide opening and usually a lid
شیشه ظرف شیشهای است که دهانهای پهن و معمولاً درپوش دارد (اَ جار ایز اَ گِلاس کَنتِینِر دَت هَز اَ واید اوپنینگ اَند یوژوالی اَ لید)
loaf
قرص نان (لوف)
a loaf is an amount of bread that has been baked in a long, round, or square shape. the plural of loaf is loaves
قرص نان مقداری نان است که به شکل بلند، گرد یا مربع پخته شده است. جمع آن loaves است (اَ لوف ایز اَ اَماونت آو بِرِد دَت هَز بِین بیکْد این اَ لانگ، راوند، یا اسکوئِر شِیپ. دِ پلورال آو لوف ایز لوفز)
mix
مخلوط (میکس)
a mix is a dry mixture of ingredients that is sold in one package and used for making something such as a type of food
مخلوط ترکیبی خشک از مواد اولیه است که در یک بسته فروخته میشود و برای تهیه چیزی مانند یک نوع غذا استفاده میشود (اَ میکس ایز اَ درای میکسچِر آو اینگریدینتس دَت ایز سُلد این وان پَکِج اَند یوزد فور مِیکینگ سامسینگ ساچ اَز اَ تایپ آو فود)
pancake
پنکیک (پَنکِیک)
a pancake is a thin, flat, round cake that is made by cooking batter on both sides in a frying pan or on a hot surface
پنکیک کیک نازک، صاف و گردی است که با پختن خمیر از دو طرف در تابه یا روی سطح داغ درست میشود (اَ پَنکِیک ایز اَ تین، فِلَت، راوند کِیک دَت ایز مِید بای کوکینگ باتِر آن باث سایدز این اَ فرایینگ پَن یا آن اَ هات سَرفِیس)
peanut butter
کره بادام زمینی (پینَت باتِر)
peanut butter is a creamy food made from peanuts
کره بادام زمینی یک خوراکی خامهای است که از بادام زمینی درست میشود (پینَت باتِر ایز اَ کریمِی فود مِید فرام پینَتس)
shopping list
لیست خرید (شاپینگ لِست)
a shopping list is a list of things to be bought at a shop or store
لیست خرید فهرستی از چیزهایی است که باید از فروشگاه خریداری شوند (اَ شاپینگ لِست ایز اَ لِست آو تینگز تو بی بات اَت اَ شاپ یا استور)
told
گفت (تولد)
told is the past tense of tell which means to give information to someone by speaking or writing
تولد زمان گذشته فعل تِل است که به معنای دادن اطلاعات به کسی با صحبت یا نوشتن است (تولد ایز دِ پَست تِنس آو تِل ویچ مینز تو گیو اینفورمِیشِن تو ساموان بای اسپیکینگ یا رایتینگ)
—
To talk about noncount nouns in English, we need to use another word, called a “measure word”
برای صحبت درباره اسمهای غیرشمارشی در انگلیسی، باید از کلمه دیگری به نام “کلمه اندازه” استفاده کنیم (تو تالک اَباوت نانکانْت ناونز این اینگلیش، وی نید تو یوز اَنَدر وُرد، کالْد اَ “مِژر وُرد”)
In this lesson, you hear Anna and Marsha use measure words to talk about food
در این درس، میشنوی که آنا و مارشا از کلمات اندازه برای صحبت درباره غذا استفاده میکنند (این دیس لِسِن، یو هیر آنا اَند مارشا یوز مِژر وُردز تو تالک اَباوت فود)
Let me see
بگذار ببینم (لَت می سی)
You bought a bunch of bananas, a box of pancake mix, a bag of coffee
یک دسته موز، یک بسته مخلوط پنکیک، یک بسته قهوه خریدی (یو بات اَ بَنج آو بَنانَز، اَ باکس آو پَنکِیک میکس، اَ بَگ آو کافی)
Anna, this is all wrong
آنا، همه اینها اشتباه است (آنا، دیس ایز اول رانگ)
Now you try it
حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)
Use a measure word for these foods: peanut butter (a jar) and bread (a loaf)
برای این مواد غذایی از کلمه اندازه استفاده کن: کره بادام زمینی (یک شیشه) و نان (یک قرص) (یوز اَ مِژر وُرد فور دیز فودز: پینَت باتِر (اَ جار) اَند بِرِد (اَ لوف))
What did you buy
چه چیزی خریدی (وات دِد یو بای)
I bought a jar of peanut butter and a loaf of bread
یک شیشه کره بادام زمینی و یک قرص نان خریدم (آی بات اَ جار آو پینَت باتِر اَند اَ لوف آو بِرِد)