• تابستان بعد… (تمرین مکالمه)

    amusement park

    شهربازی (اَمیوزمِنت پارک)

    an amusement park is a place that has many games and rides such as roller coasters and merry-go-rounds for entertainment

    شهربازی جایی است که بازی‌ها و وسایل سواری زیادی مانند قطار هوایی و چرخ‌وفلک برای سرگرمی دارد (اَن اَمیوزمِنت پارک ایز اَ پلیس دَت هَز مِنی گِیمز اَند رایدز ساچ اَز رولِرکاستِرز اَند مِری-گو-راوندز فور اِنتِرتِینمِنت)

    beach

    ساحل (بیچ)

    a beach is an area covered with sand or small rocks that is next to an ocean or lake

    ساحل منطقه‌ای است که با شن یا سنگ‌های کوچک پوشیده شده و در کنار اقیانوس یا دریاچه قرار دارد (اَ بیچ ایز اَ اِریا کاوِرد ویث سَند یا اسمال راکس دَت ایز نِکس تو اَن اوشِن یا لِیک)

    camping

    کمپینگ، اردوی تفریحی (کَمپینگ)

    camping is the activity of sleeping outdoors in a tent usually for enjoyment

    کمپینگ فعالیت خوابیدن در فضای باز در چادر است، معمولاً برای تفریح (کَمپینگ ایز دِ اَکتیویتی آو اسلِیپینگ اوتدورز این اَ تِنت یوژوالی فور اِنجویْمِنت)

    cotton candy

    پشمک (کاتِن کَندی)

    cotton candy is candy made from sugar that is boiled, spun into a soft material using a special machine, and then wound around a stick

    پشمک شیرینی‌ای است که از شکر درست می‌شود، جوشانده می‌شود، با دستگاه مخصوص به ماده‌ای نرم تبدیل می‌شود و سپس دور چوب پیچیده می‌شود (کاتِن کَندی ایز کَندی مِید فرام شوگَر دَت ایز بویلْد، اِسپَن اینتو اَ سافت مَتیریل یوزینگ اَ اسپِشَل مَشین، اَند دِن وَاونْد اَراوند اَ اِستیک)

    fishing

    ماهیگیری (فیشینگ)

    fishing is the sport or business of catching fish

    ماهیگیری ورزش یا کسب‌وکار صید ماهی است (فیشینگ ایز دِ اسپورت یا بیزْنِس آو کَچینگ فیش)

    guest

    مهمان (گِست)

    a guest is a usually well-known person who is invited to appear or perform on a program

    مهمان شخصی است که معمولاً معروف است و برای حضور یا اجرا در برنامه دعوت می‌شود (اَ گِست ایز اَ یوژوالی وِل-نون پرسن هو ایز اینوایتِد تو اَپیر یا پرفورم آن اَ پراگرَم)

    hiking

    کوهنوردی، پیاده‌روی طولانی (هایکینگ)

    hike means to walk a long distance especially for pleasure or exercise

    کوهنوردی یعنی مسافت طولانی را مخصوصاً برای تفریح یا ورزش پیاده رفتن (هایک مینز تو واک اَ لانگ دیستِنس اسپِشلی فور پِلِژر یا اِکسرسایز)

    immediately

    بلافاصله (ایمیدیتلی)

    immediately means without any delay

    بلافاصله یعنی بدون هیچ تأخیری (ایمیدیتلی مینز ویثآوت اِنی دیلِی)

    introduce

    معرفی کردن (اینترودوس)

    introduce means to speak briefly to an audience about something that is about to begin

    معرفی کردن یعنی به طور مختصر به مخاطبان درباره چیزی که قرار است شروع شود صحبت کردن (اینترودوس مینز تو اسپیک بریفلی تو اَن آدیِنس اَباوت سام‌سینگ دَت ایز اَباوت تو بیکین)

    kids

    بچه‌ها (کیدز)

    a kid is a young person

    بچه یعنی یک فرد جوان (اَ کید ایز اَ یانگ پرسن)

    outdoors

    فضای باز (اوتدورز)

    outdoors means outside a building or not inside a building

    فضای باز یعنی بیرون از ساختمان یا داخل ساختمان نبودن (اوتدورز مینز اوتساید اَ بیلدینگ یا نات اینساید اَ بیلدینگ)

    plan

    برنامه، نقشه (پلَن)

    a plan is a set of actions that have been thought of as a way to do or achieve something

    برنامه مجموعه‌ای از اقدامات است که به عنوان راهی برای انجام یا رسیدن به چیزی در نظر گرفته شده است (اَ پلَن ایز اَ سِت آو اَکشنز دَت هَو بِین تات آو اَز اَ وَی تو دو یا اَچیو سام‌سینگ)

    planning

    برنامه‌ریزی (پلَنینگ)

    plan means to think about and arrange the parts or details of something before it happens or is made

    برنامه‌ریزی یعنی قبل از اینکه اتفاق بیفتد یا ساخته شود، به جزئیات و بخش‌های آن فکر کردن و مرتب کردن (پلَن مینز تو تینک اَباوت اَند اَرِینج دِ پارتس یا دیتِیلز آو سام‌سینگ بیفور ایت هَپِنز یا ایز مِید)

    right now

    همین الان (رایت ناو)

    right means in a direct course or manner

    رایت یعنی به صورت مستقیم (رایت مینز این اَ دایرِکت کورس یا مَنِر)

    right now means immediately

    همین الان یعنی بلافاصله (رایت ناو مینز ایمیدیتلی)

    roller coaster

    قطار هوایی (رولِرکاستِر)

    a roller coaster is a ride at an amusement park which is like a small, open train with tracks that are high off the ground and that have sharp curves and steep hills

    قطار هوایی وسیله‌ای در شهربازی است که مانند قطاری کوچک و باز با ریل‌هایی است که از زمین بلند هستند و پیچ‌های تند و تپه‌های شیب‌دار دارند (اَ رولِرکاستِر ایز اَ راید اَت اَن اَمیوزمِنت پارک ویچ ایز لایک اَ اسمال، اوپِن تِرِین ویث تِرَکس دَت آر های آف دِ گراوند اَند دَت هَو شارپ کِروز اَند استیپ هیلز)

    season

    فصل (سِیزِن)

    a season is one of the four periods into which the year is commonly divided

    فصل یکی از چهار دوره‌ای است که سال معمولاً به آنها تقسیم می‌شود (اَ سِیزِن ایز وان آو دِ فور پیریادز اینتو ویچ دِ ییر ایز کامنلی دیوایْدِد)

    subject

    موضوع (سابجِکت)

    a subject is the person or thing that is being discussed or described

    موضوع شخص یا چیزی است که در حال بحث یا توصیف است (اَ سابجِکت ایز دِ پرسن یا تینگ دَت ایز بِیینگ دیسکاست یا دِسکرایْبْد)

    swimming

    شنا (سویمینگ)

    swimming is the sport or activity of moving through water by moving your arms and legs

    شنا ورزش یا فعالیت حرکت در آب با حرکت دادن دست‌ها و پاها است (سویمینگ ایز دِ اسپورت یا اَکتیویتی آو مووینگ ثرو واتِر بای مووینگ یور آرْمز اَند لِگز)

    vacation

    تعطیلات (وِکِیشِن)

    a vacation is a period of time that a person spends away from home, school, or business usually in order to relax or travel

    تعطیلات دوره‌ای از زمان است که شخص دور از خانه، مدرسه یا کار می‌گذراند، معمولاً برای استراحت یا سفر (اَ وِکِیشِن ایز اَ پیریاد آو تایم دَت اَ پرسن اِسپِندز اَوِی فرام هوم، اسکول، یا بیزْنِس یوژوالی این اُردِر تو ریلَکس یا تِراوِل)

    here are the four seasons

    این‌ها چهار فصل هستند (هیر آر دِ فور سِیزِنز)

    spring

    بهار (اسپرینگ)

    spring is the season when plants and trees begin to grow

    بهار فصلی است که گیاهان و درختان شروع به رشد می‌کنند (اسپرینگ ایز دِ سِیزِن وِن پلَنتس اَند تریز بیکین تو گرو)

    summer

    تابستان (سامِر)

    summer is the warmest season of the year

    تابستان گرم‌ترین فصل سال است (سامِر ایز دِ وارمِست سِیزِن آو دِ ییر)

    autumn

    پاییز (آتام)

    autumn is the third season of the year, when crops and fruits are gathered and leaves fall

    پاییز سومین فصل سال است، زمانی که محصولات و میوه‌ها جمع‌آوری می‌شوند و برگ‌ها می‌ریزند (آتام ایز دِ ثِرد سِیزِن آو دِ ییر، وِن کراپس اَند فروتس آر گَدرِد اَند لیوز فال)

    winter

    زمستان (وینتَر)

    winter is the coldest season of the year

    زمستان سردترین فصل سال است (وینتَر ایز دِ کولْدِست سِیزِن آو دِ ییر)

    There are four seasons in each year

    هر سال چهار فصل وجود دارد (دِر آر فور سِیزِنز این ایچ ییر)

    They are Winter, Spring, Summer, and Autumn

    آنها عبارتند از زمستان، بهار، تابستان و پاییز (دی آر وینتَر، اسپرینگ، سامِر، اَند آتام)

    Sometimes you will hear the word Fall

    گاهی کلمه “فال” را خواهی شنید (سام‌تایمز یو ویل هیر دِ وُرد فال)

    Autumn is the same as Fall

    پاییز همان فال است (آتام ایز دِ سِیم اَز فال)

    You will often hear Americans talk about their favorite season

    اغلب خواهی شنید که آمریکایی‌ها درباره فصل مورد علاقه‌شان صحبت می‌کنند (یو ویل آفِن هیر اَمِریکَنز تالک اَباوت دِر فِیوِریت سِیزِن)

    They do this by using the phrase “My favorite season is”

    آنها این کار را با استفاده از عبارت “فصل مورد علاقه‌ام… است” انجام می‌دهند (دی دو دیس بای یوزینگ دِ فریز “مای فِیوِریت سِیزِن ایز”)

    Listen to Anna talk about her favorite season: “My favorite season is summer because of summer vacation”

    به آنا گوش بده که درباره فصل مورد علاقه‌اش صحبت می‌کند: “فصل مورد علاقه‌ام تابستان است به خاطر تعطیلات تابستانی” (لیسِن تو آنا تالک اَباوت هِر فِیوِریت سِیزِن: “مای فِیوِریت سِیزِن ایز سامِر بیکاز آو سامِر وِکِیشِن”)

    Now, you try it

    حالا تو امتحان کن (ناو، یو تِرای ایت)

    Talk about your favorite season

    درباره فصل مورد علاقه‌ات صحبت کن (تالک اَباوت یور فِیوِریت سِیزِن)

    My favorite season is spring

    فصل مورد علاقه‌ام بهار است (مای فِیوِریت سِیزِن ایز اسپرینگ)

    In America, there are many popular things to do on vacation

    در آمریکا، کارهای محبوب زیادی برای انجام در تعطیلات وجود دارد (این اَمِریکا، دِر آر مِنی پاپیولِر تینگز تو دو آن وِکِیشِن)

    Listen to Anna and Amelia talk about one popular thing to do on vacation: camping

    به آنا و امیلیا گوش بده که درباره یکی از کارهای محبوب در تعطیلات صحبت می‌کنند: کمپینگ (لیسِن تو آنا اَند امیلیا تالک اَباوت وان پاپیولِر تینگ تو دو آن وِکِیشِن: کَمپینگ)

    “Today we are going to take you on a summer vacation”

    “امروز قصد داریم شما را به یک تعطیلات تابستانی ببریم” (“تودی وی آر گوینگ تو تِیک یو آن اَ سامِر وِکِیشِن”)

    “You will see popular things to do on vacation”

    “خواهید دید که کارهای محبوبی که در تعطیلات انجام می‌دهید چیست” (“یو ویل سی پاپیولِر تینگز تو دو آن وِکِیشِن”)

    “One is camping”

    “یکی از آنها کمپینگ است” (“وان ایز کَمپینگ”)

    “When you go camping, you cook, sleep, and play outdoors”

    “وقتی به کمپینگ می‌روی، آشپزی می‌کنی، می‌خوابی و در فضای باز بازی می‌کنی” (“وِن یو گو کَمپینگ، یو کوک، اسلیپ، اَند پلی اوتدورز”)

    “When I go camping, Anna, I like to go hiking and fishing”

    “آنا، وقتی به کمپینگ می‌روم، کوهنوردی و ماهیگیری را دوست دارم” (“وِن آی گو کَمپینگ، آنا، آی لایک تو گو هایکینگ اَند فیشینگ”)

    “Me, too”

    “من هم همینطور” (“می، تو”)

    “Those are fun things to do when you go camping”

    “این‌ها کارهای سرگرم‌کننده‌ای هستند که وقتی به کمپینگ می‌روی انجام می‌دهی” (“دوز آر فان تینگز تو دو وِن یو گو کَمپینگ”)

    Now you try it

    حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)

    Talk about what you like to do on vacation

    درباره کارهایی که دوست داری در تعطیلات انجام دهی صحبت کن (تالک اَباوت وات یو لایک تو دو آن وِکِیشِن)