The History of Parachutes
(ذِ هیستری آو پَرَشوتس)
تاریخچهی چترهای نجات
Scientists who study archaeology say that there may be some evidence of prehistoric parachutes.
(سایِنتیستس هو اِتَدی آرکیالَژی سِی ذَت ذِر مِی بی سام اِوِدَنس آو پریهیستورِک پَرَشوتس)
دانشمندانی که باستانشناسی مطالعه میکنند میگویند ممکن است شواهدی از چترهای نجات پیش از تاریخ وجود داشته باشد.
But the first written history of the device comes from China about 2,100 years ago.
(بَت ذِ فِیرست ریتِن هیستری آو ذِ دیوایس کامز فرام چاینا اَباوت تو تائوزَند وان هاندرِد ییرز اَگو)
اما اولین تاریخ مکتوب این دستگاه، در حدود ۲۱۰۰ سال پیش، از چین آمده است.
Scientists cite an ancient book that describes parachutes.
(سایِنتیستس سایت اَن اِینشِنت بوک ذَت دیسکرایبز پَرَشوتس)
دانشمندان به یک کتاب باستانی استناد میکنند که چترهای نجات را توصیف میکند.
However, there is no archaeological evidence that proves that an actual parachute was ever made.
(هاوِوِر، ذِر ایز نو آرکیالاجیکَل اِوِدَنس ذَت پرووز ذَت اَن اَکچوال پَرَشوت واز اِوِر مِید)
با این حال، هیچ مدرک باستانشناسیای وجود ندارد که ثابت کند یک چتر نجات واقعی تاکنون ساخته شده است.
Later, people from northern Africa and Italy also had ideas about a similar invention.
(لِیتِر، پیپَل فرام نورذَرن آفریکا اَند ایتَلی اَلْسو هَد آیدیز اَباوت اِ سیمیلَر اینوِنشِن)
بعدها، مردم از شمال آفریقا و ایتالیا نیز ایدههایی دربارهٔ اختراع مشابهی داشتند.
In fact, a drawing by Leonardo da Vinci corresponds closely with the modern parachute design!
(این فَکت، اِ دْرائینگ بای لیوناردو داوینچی کُرِسپانْدْز کلوزلی ویذ ذِ مادِرْن پَرَشوت دیزاین!)
در واقع، یکی از نقاشیهای لئوناردو داوینچی با طراحی مدرن چتر نجات مطابقت دارد!
In 1783, French scientist Sebastian Lenormand invented the first modern parachute.
(این سِوِنْتین اِیتی ثری، فِرِنچ سایِنتیست سِبَستیَن لِنورماند اینوِنتِد ذِ فِیرست مادِرْن پَرَشوت)
در سال ۱۷۸۳، سباستین لنورمند، دانشمند فرانسوی، اولین چتر نجات مدرن را اختراع کرد.
Lenormand brainstormed with a team of other scientists to come up with a way to help people jump safely out of burning buildings.
(لِنورماند بِرِینْاِستورمْد ویذ اِ تیم آو اَذَر سایِنتیستس تو کَم آپ ویذ اِ وَی تو هِلپ پیپَل جامپ سِیفلی اوت آو بُرنینگ بیلدینگز)
لنورمند با تیمی از دانشمندان دیگر به تبادل نظر پرداخت تا راهی برای کمک به مردم برای پریدن ایمن از ساختمانهای در حال سوختن پیدا کند.
He thought the solution was to give people an object to restrict their speed while they fell toward the ground.
(هی تات ذِ سولوشِن واز تو گیو پیپَل اَن آبجِکت تو ریستریکت دِر اسپید وایل دِی فِل تووْرد ذِ گراند)
او فکر کرد که راهحل این است که به افراد شیئی داده شود تا سرعتشان را هنگام سقوط به سمت زمین محدود کند.
Many people thought that he was up to some kind of fraud, but Lenormand had a lot of integrity.
(مِنی پیپَل تات ذَت هِی واز آپ تو سام کایند آو فراد، بَت لِنورماند هَد اِ لات آو اینتِگریتی)
بسیاری از مردم تصور میکردند که او دست به نوعی کلاهبرداری میزند، اما لنورمند صداقت زیادی داشت.
His budget was limited, so he first tested his theory by using two umbrellas.
(هِیز باجِت واز لیمیتِد، سو هِی فِیرست تِستِد هیز تیئری بای یوزینگ تو اَمبِرِلَز)
بودجهٔ او محدود بود، بنابراین ابتدا نظریهاش را با استفاده از دو چتر معمولی آزمایش کرد.
He jumped out of a tree and found that the umbrellas worked.
(هی جامپْد اوت آو اِ تری اَند فاوند ذَت ذی اَمبِرِلَز وَرکْد)
او از درخت پرید و متوجه شد که چترها کار میکنند.
Next, he refined his invention.
(نِکست، هِی رِفایْنْد هیز اینوِنشِن)
بعد، اختراعش را اصلاح کرد.
Rather than using umbrellas, he made a large parachute.
(رَذَر دَن یوزینگ اَمبِرِلَز، هِی مِید اِ لارج پَرَشوت)
بهجای استفاده از چترهای معمولی، چتر نجات بزرگی ساخت.
Finally, he jumped off a tall building on a French estate and landed safely in the courtyard.
(فاینَلی، هِی جامپْد آف اِ تال بیلدینگ آن اِ فِرِنچ اِستِیت اَند لَندِد سِیفلی این ذِ کُورتیارد)
سرانجام، او از ساختمان بلندی در یک ملک فرانسوی پرید و با خیال راحت در حیاط فرود آمد.
Lenormand’s work gave another man an idea.
(لِنورماندز وَرک گِیو اَنَذَر مَن اَن آیدیا)
کارهای لنورمند ایدهای به مرد دیگری داد.
Jean-Pierre Blanchard had a different outlook than Lenormand.
(ژان پیر بْلَنشار هَد اِ دیفرَنت اوتلوک دَن لِنورماند)
ژان پیر بلانچارد دیدگاهی متفاوت از لنورمند داشت.
He was a hot air balloon addict.
(هی واز اِ هات اِر بَلون اَدیکت)
او معتاد بالون هوای گرم بود.
He was one of the first people to ride in a hot air balloon powered by hydrogen gas.
(هی واز وان آو ذِ فِیرست پیپَل تو راید این اِ هات اِر بَلون پاوئِرْد بای هایدْرُجِن گَس)
یکی از اولین افرادی بود که سوار بالون هوای گرمی شد که با گاز هیدروژن نیرو میگرفت.
He was a proponent of using parachutes to exit from hot air balloons.
(هی واز اِ پراپونَنت آو یوزینگ پَرَشوتس تو اِگزیت فرام هات اِر بَلونز)
او طرفدار استفاده از چترهای نجات برای خروج از بالونهای هوای گرم بود.
Starting in 1785, he used his dog to show that animals could land safely from hot air balloons by using parachutes.
(اِستارْتینگ این سِوِنْتین اِیتی فایو، هِی یوزْد هیز داگ تو شو ذَت اَنیمَلز کُود لَند سِیفلی فرام هات اِر بَلونز بای یوزینگ پَرَشوتس)
او از سال ۱۷۸۵، با سگش نشان داد که حیوانات میتوانند با استفاده از چتر نجات از بالونهای هوای گرم به سلامت فرود بیایند.
Then, in 1793, he was faced with a chaotic experience.
(دِن، این سِوِنْتین نایْتی ثری، هِی واز فِیسْد ویذ اِ کِیآتیک اِکسپیریِنس)
سپس، در سال ۱۷۹۳، با تجربهٔ آشفتهای روبهرو شد.
The hot air balloon he was riding in burst and started to fall.
(ذِ هات اِر بَلون هِی واز رایدینگ این بُرْست اَند اِستارْتِد تو فال)
بالون هوای گرمی که او سوار آن بود ترکید و شروع به سقوط کرد.
He was forced to use a parachute himself.
(هی واز فورْسْت تو یوز اِ پَرَشوت هیمسِلف)
او مجبور شد خودش از چتر نجات استفاده کند.
And much to his relief, it saved his life!
(اَند ماچ تو هیز ریلِیف، ایت سِیوْد هیز لایف)
و با کمال آسودگی، زندگی او را نجات داد!