Janie and the Music Player
(جِینی اَند ذِ میوزیک پِلِیِر)
جینی و پخشکنندهٔ موسیقی
Janie had constant thoughts about getting a music player.
(جِینی هَد کانْسْتَنت تاتس اَباوت گِتینگ اِ میوزیک پِلِیِر)
جینی دائماً به گرفتن یک پخشکنندهٔ موسیقی فکر میکرد.
One day, she was late to class.
(وان دی، شی واز لِیت تو کْلاس)
یک روز، او دیر به کلاس رسید.
She hurried down the hall but halted when she saw a backpack on the floor.
(شی هارید داون ذِ هال بَت هالتِد وِن شی سات اِ بَکپَک آن ذِ فلور)
با عجله از راهرو عبور کرد، اما وقتی کولهپشتی را روی زمین دید، ایستاد.
She looked inside and found nothing but some books.
(شی لوکْد اینساید اَند فاوند ناتینگ بَت سام بوکس)
او به داخل نگاه کرد و چیزی جز چند کتاب نیافت.
She reached inside the bag and felt a small object at the bottom.
(شی ریچْد اینساید ذِ بَگ اَند فِلت اِ اسمال آبجِکت اَت ذِ باتَم)
دستش را به داخل کیف برد و شیء کوچکی را در ته آن لمس کرد.
It was a music player enclosed in a black case!
(ایت واز اِ میوزیک پِلِیِر اینکلوزْد این اِ بْلَک کِیس!)
یک پخشکنندهٔ موسیقی بود که درون یک قاب سیاه قرار داشت!
Janie tended to be honest, and she had no valid reason to take the device.
(جِینی تِندِد تو بی آنِست، اَند شی هَد نو وَلید ریزِن تو تِیک ذِ دیوایس)
جینی معمولاً صادق بود و هیچ دلیل موجهی برای برداشتن آن دستگاه نداشت.
However, her desire for the player influenced her decision.
(هاوِوِر، هِر دِزایِر فُر ذِ پِلِیِر اینفلوئنْسْت هِر دِسیژَن)
با این حال، علاقهٔ او به پخشکننده در تصمیمش تأثیر گذاشت.
She slyly put the device into her own backpack.
(شی سْلایلی پوت ذِ دیوایس اینتو هِر اون بَکپَک)
او مخفیانه دستگاه را در کولهپشتی خود گذاشت.
When she arrived at class, she gave her teacher the bag.
(وِن شی اَرایوْد اَت کْلاس، شی گِیو هِر تیچَر ذِ بَگ)
وقتی به کلاس رسید، کیف را به معلمش داد.
“I found this,” she said.
(“آی فاوند دِیس،” شی سِد)
گفت: «این را پیدا کردم.»
Ms. Johnson asked, “Does this backpack belong to anyone?”
(میز جانسَن اَسکْد، “داز دِیس بَکپَک بیلانگ تو اِنیوان؟”)
خانم جانسون پرسید: «این کولهپشتی مال کسی است؟»
A girl named Linda claimed the bag.
(اِ گِرل نِیمْد لیندا کِلِیمْد ذِ بَگ)
دختری به نام لیندا آن کیف را به عنوان مال خودش معرفی کرد.
Linda looked inside and yelled, “My music player is missing! Janie took it!”
(لیندا لوکْد اینساید اَند یِلْد، “مای میوزیک پِلِیِر ایز میسینگ! جِینی توک ایت!”)
لیندا به داخل نگاه کرد و فریاد زد: «پخشکنندهٔ موسیقی من گم شده است! جینی آن را برداشته است!»
Janie answered, “I did not.”
(جِینی آنْسَرْد، “آی دید نات”)
جینی پاسخ داد: «این کار را نکردم.»
Linda responded, “You were the only one that had access to it!
(لیندا ریسپانْدِد، “یو وِر ذِ اونلی وان ذَت هَد اَکسِس تو ایت!)
لیندا پاسخ داد: «تو تنها کسی بودی که به آن دسترسی داشتی!
If your version of the story is true, you’ll let Ms. Johnson check your bag.”
(اِف یور وِرژِن آو ذِ استوری ایز ترو، یول لِت میز جانسَن چِک یور بَگ)
اگر روایت تو از داستان درست باشد، میگذاری خانم جانسون کیف تو را چک کند.»
Janie started to perspire as she realized the impending trouble she was in.
(جِینی استارْتِد تو پِراسپایَر اَز شی رِیَلایزْد ذی ایمپِندینگ ترابِل شی واز این)
جینی وقتی متوجه دردسر پیشرو شد، شروع به عرق کردن کرد.
She gripped her bag tightly.
(شی گْریپْت هِر بَگ تایتلی)
کیفش را محکم گرفت.
Ms. Johnson took the bag from Janie.
(میز جانسَن توک ذِ بَگ فرام جِینی)
خانم جانسون کیف را از جینی گرفت.
Inside, she found the player.
(اینساید، شی فاوند ذِ پِلِیِر)
داخل آن، پخشکننده را پیدا کرد.
“Janie, I never expected this kind of conduct from you,” she said.
(“جِینی، آی نِوِر اِکسپِکتِد دِیس کایند آو کانداکْت فرام یو،” شی سِد)
خانم جانسون گفت: «جینی، هرگز انتظار چنین رفتاری را از تو نداشتم.»
“You’ve always been such a good student!”
(“یوو اُلویز بِین سَچ اِ گود اِستیودَنت!”)
«تو همیشه دانشآموز خوبی بودهای!»
Ms. Johnson gave Linda the player.
(میز جانسَن گِیو لیندا ذِ پِلِیِر)
خانم جانسون پخشکننده را به لیندا داد.
Linda said, “Ms. Johnson, look!”
(لیندا سِد، “میز جانسَن، لوک!”)
لیندا گفت: «خانم جانسون، نگاه کنید!»
“There was a crack along one side.”
(“ذِر واز اِ کْرَک اِلانگ وان ساید”)
«یک طرف آن ترک برداشته بود.»
She turned it to the ‘on’ mode, but it wouldn’t work.
(شی تِرْنْد ایت تو ذی ‘آن’ مود، بَت ایت وودنْت وَرک)
او آن را روی حالت «روشن» گذاشت، اما کار نکرد.
It must’ve snapped while Janie was holding onto the bag so tightly.
(ایت مَستَو اِسْنَپْت وایل جِینی واز هُولْدینگ آنتو ذِ بَگ سو تایتلی)
حتماً وقتی جینی کیف را آنقدر محکم گرفته بود، شکسته بود.
Ms. Johnson called Janie’s parents.
(میز جانسَن کالْد جِینیز پِرِنتس)
خانم جانسون با والدین جینی تماس گرفت.
They were very upset.
(دِی وِر وِری آپسِت)
آنها بسیار ناراحت بودند.
“Stealing is illegal.
(“اِستیلینگ ایز ایلیگَل)
«دزدی غیرقانونی است.
You have no respect for the law whatsoever,” they said.
(یو هَو نو ریسْپِکت فُر ذِ لاو واتسوِوِر،” دِی سِد)
«تو هیچ احترامی برای قانون قائل نیستی،» گفتند.
“We bought you a music player, but we’re giving it to Linda.
(“وی بات یو اِ میوزیک پِلِیِر، بَت ویر گیوینگ ایت تو لیندا)
«ما برای تو یک پخشکنندهٔ موسیقی خریده بودیم، اما آن را به لیندا میدهیم.
It will replace the one you broke.”
(ایت ویل ریپِلِیس ذِ وان یو بروک)
«این جایگزین دستگاهی میشود که تو شکستی.»
In the end, Janie’s bad behavior left her with nothing at all.
(این ذی اِند، جِینیز بَد بیهِیویَر لِفت هِر ویذ ناتینگ اَت آل)
در پایان، رفتار بد جینی باعث شد که او هیچچیزی برای خود نداشته باشد.