Hi Ashley
سلام اشلی
Hey, Anna
سلام آنا
How was your weekend
آخر هفتهات چطور بود
It was great
عالی بود
I went to the D.C. State Fair
به نمایشگاه ایالتی دیسی رفتم
I would have gone, but I was busy
میرفتم، اما سرم شلوغ بود
How was it
چطور بود
It was awesome
فوقالعاده بود
I won first place in a pet contest
در یک مسابقه حیوانات خانگی مقام اول را کسب کردم
But, you don’t have a pet, do you
اما، تو حیوان خانگی نداری، نه
Yes and no
بله و نه
What do you mean by “pet”
منظورت از “حیوان خانگی” چیست
A pet is an animal that lives with you
حیوان خانگی حیوانی است که با تو زندگی میکند
People love their pets
مردم حیوانات خانگی خود را دوست دارند
Ashley said, you don’t have a pet, do you
اشلی گفت، تو حیوان خانگی نداری، نه
She used a tag question, a small question at the end of a sentence
او از یک سوال تگ استفاده کرد، یک سوال کوچک در انتهای جمله
Let’s look for more of them
بیایید به دنبال موارد بیشتری بگردیم
Look, a pet
نگاه کن، یک حیوان خانگی
Who’s this cute little dog
این سگ کوچک ناز کیست
Oh, right
اوه، درست است
You haven’t met my dog, have you
تو با سگ من آشنا نشدهای، نه
This is Dublin
این دوبلین است
Hi, Dublin
سلام دوبلین
Nice to meet you
از آشنایی با تو خوشحالم
He’s so cute
او خیلی ناز است
Thanks
مرسی
So, tell me about the state fair
خب، درباره نمایشگاه ایالتی به من بگو
Oh, there were the usual things — fair food, cute babies, music
اوه، چیزهای معمولی وجود داشت — غذای نمایشگاه، بچههای ناز، موسیقی
But there must have been a dozen different contests
اما حتماً یک دوجین مسابقه مختلف وجود داشت
And some were pretty strange
و بعضیها کاملاً عجیب بودند
There was a contest to see who could spit a watermelon seed the farthest
مسابقهای بود برای دیدن اینکه چه کسی میتواند یک دانه هندوانه را دورتر تف کند
You should have seen all the people who wanted to spit a watermelon seed
باید همه افرادی را که میخواستند دانه هندوانه تف کنند میدیدید
And, it was pretty fun to watch
و تماشای آن بسیار سرگرمکننده بود
But Ashley, the pet contests were the best
اما اشلی، مسابقات حیوانات خانگی بهترین بودند
There was a pet parade
یک رژه حیوانات خانگی وجود داشت
Lots of people walked with their dogs
بسیاری از مردم با سگهای خود راه میرفتند
That sounds so fun
به نظر خیلی سرگرمکننده است
But Anna, tell me, how did you win a pet contest without a pet
اما آنا، به من بگو، چطور بدون حیوان خانگی در مسابقه حیوانات خانگی برنده شدی
Okay, the closest thing I have is my pet rock
خب، نزدیکترین چیزی که دارم سنگ حیوان خانگی من است
I know it’s silly, but I’ve had it since I was a little girl
میدانم احمقانه است، اما از وقتی که دختر کوچکی بودم آن را داشتهام
So, for a joke, I brought it to the fair
بنابراین، به شوخی، آن را به نمایشگاه بردم
But then I was invited to enter the “One-of-Kind Pet” contest
اما بعد من به مسابقه “حیوان خانگی منحصربهفرد” دعوت شدم
And I won
و برنده شدم
(holds up first place ribbon)
(روبان مقام اول را بالا میگیرد)
Anna, only you could have won a pet contest with a pet rock
آنا، فقط تو میتوانستی با یک سنگ حیوان خانگی در مسابقه حیوانات خانگی برنده شوی
I should have brought Dublin
باید دوبلین را میآوردم
He would’ve won a contest
او برنده یک مسابقه میشد
It’s not very easy to win one of these
برنده شدن یکی از اینها خیلی آسان نیست
(shows her the blue ribbon) Does he have a costume
(روبان آبی را به او نشان میدهد) آیا او لباس مخصوص دارد
They had a costume contest
آنها یک مسابقه لباس مخصوص داشتند
You should have seen this little girl
باید این دختر کوچک را میدیدید
She and her dog wore matching princess costumes
او و سگش لباسهای پرنسسی هماهنگ پوشیده بودند
Dublin doesn’t wear costumes
دوبلین لباس مخصوص نمیپوشد
Does he know any tricks
آیا او هیچ ترفندی بلد است
Come this way
از این طرف بیا
Now, watch this
حالا، این را تماشا کن
(Dublin chases a toy)
(دوبلین یک اسباببازی را تعقیب میکند)
You caught it, Dublin
گرفتیش، دوبلین
And you killed it
و کشتیش
Good dog
سگ خوب
Ashley, he could have won the Best Catch contest
اشلی، او میتوانست در مسابقه بهترین گرفتن برنده شود
Aw, good boy
آه، پسر خوب
Ashley, pets are fun, aren’t they
اشلی، حیوانات خانگی سرگرمکننده هستند، نه
Yes
بله
And they become part of your family
و آنها بخشی از خانواده تو میشوند
(she drinks from her Dublin mug)
(او از لیوان دوبلین خود مینوشد)
Ashley, I think I want a dog
اشلی، فکر میکنم یک سگ میخواهم
No
نه
I know I want a dog
میدانم که یک سگ میخواهم
It’s a big responsibility
این یک مسئولیت بزرگ است
You may want to spend time with a dog first
ممکن است بخواهی اول با یک سگ وقت بگذرانی
That is a great idea
این ایده عالی است
But where can I find a dog
اما کجا میتوانم یک سگ پیدا کنم
You know, Anna, I have some shopping to do
میدانی، آنا، من چند خرید دارم
Do you want to watch Dublin for a couple of hours
آیا میخواهی چند ساعت مراقب دوبلین باشی
Yes
بله
I would
دوست دارم
I will take very good care of him
خیلی خوب از او مراقبت خواهم کرد
I know you will
میدانم که میکنی
Here’s his leash
این قلاده اوست
Thank you
مرسی
(to Dublin) Okay, I’ll miss you
(به دوبلین) باشه، دلم برایت تنگ میشود
Aw
آه
I don’t want you to be lonely
نمیخواهم تنها باشی
Here, Rocky can stay with you
بفرما، راکی میتواند با تو بماند
(puts pet rock on wall)
(سنگ حیوان خانگی را روی دیوار میگذارد)
Anna, I really don’t need … Okay
آنا، من واقعاً نیاز ندارم… باشه
Thanks, Anna
مرسی، آنا
Sure
حتماً
Bye, Ashley
خداحافظ، اشلی
(to Dublin) Come on, Dublin
(به دوبلین) بیا، دوبلین
Bye, Rocky
خداحافظ، راکی
Bye
خداحافظ
Anna’s rock is cute, isn’t it
سنگ آنا ناز است، نه
Oh, there is another tag question
اوه، یک سوال تگ دیگر وجود دارد
You found some more, didn’t you
چند مورد دیگر پیدا کردی، نه
You haven’t met my dog, have you
تو با سگ من آشنا نشدهای، نه