• دانش آموز خوب

    The Good Student

    (ذِ گود اِستیودِنت)

    دانش‌آموز خوب

     

    Sue left her dormitory early that morning.

    (سو لِفت هِر دورمیتوری اِرلی ذَت مورنینگ)

    سو آن روز صبح زود خوابگاه را ترک کرد.

     

    She had even washed her uniform the night before.

    (شی هَد ایوِن واشْد هِر یونیفورم ذِ نایت بیفور)

    حتی شب قبل یونیفرمش را شسته بود.

     

    She wanted to look nice for the day.

    (شی وانتِد تو لوک نایس فُر ذِ دی)

    می‌خواست برای آن روز خوب به نظر برسد.

     

    Sue was committed to learning, and she had a talent for getting good grades.

    (سو واز کَمیتِد تو لِرنینگ، اَند شی هَد اِ تَلَنت فُر گتینگ گود گِرِیدز)

    سو به یادگیری متعهد بود و استعداد گرفتن نمره‌های خوب را داشت.

     

    In fact, Sue didn’t sleep much.

    (این فَکت، سو دیدِنْت اسلیپ ماچ)

    در حقیقت، سو زیاد نمی‌خوابید.

     

    She calculated, however, that she only had enough time for a few hours of sleep.

    (شی کَلکیولِیتِد، هاوِوِر، ذَت شی اونلی هَد اینَف تایم فُر اِ فیو آوَرز آو اسلیپ)

    با این حال، او محاسبه کرده بود که فقط زمان کافی برای چند ساعت خواب دارد.

     

    She composed a paper and did some work on her thesis about the importance of greenhouses.

    (شی کَمپوزْد اِ پِیپِر اَند دِید سام وُرک آن هِر تیسیس اَباوت ذِ ایمپورتَنس آو گرینهاوسِز)

    او یک مقاله نوشت و روی پایان‌نامهٔ خود دربارهٔ اهمیت گلخانه‌ها کار کرد.

     

    She also studied for her physics test.

    (شی اَلْسو اِستادیِد فُر هِر فیزیکس تِست)

    همچنین برای امتحان فیزیکش درس خواند.

     

    Sue was already tired.

    (سو واز اَلرِدی تایِرْد)

    سو از قبل خسته بود.

     

    During the test, she felt sick.

    (دیورینگ ذِ تِست، شی فِلت سیک)

    در طول امتحان، حالش بد شد.

     

    Her face got hot, and her vision began to become unclear.

    (هِر فِیس گات هات، اَند هِر وِیژِن بیگَن تو بیکام اَنکلیر)

    صورتش داغ شد و دیدش شروع به تار شدن کرد.

     

    She was blind for a moment.

    (شی واز بلایند فُر اِ موومَنت)

    یک لحظه چیزی نمی‌دید.

     

    The teacher saw Sue’s apparent problem.

    (ذِ تیچَر سات سوز اَپَرَنت پرابْلَم)

    معلم مشکل آشکار سو را دید.

     

    He wanted to send her to the nurse.

    (هی وانتِد تو سِند هِر تو ذِ نُرس)

    خواست او را به پرستار مدرسه بفرستد.

     

    But she wouldn’t go.

    (بَت شی وودِنْت گو)

    اما سو نرفت.

     

    Sue still had a portion of the test to finish.

    (سو استیل هَد اِ پورْشِن آو ذِ تِست تو فینیش)

    سو هنوز بخشی از امتحان را باقی داشت تا تمام کند.

     

    After that, Sue went to the nurse.

    (آفتَر ذَت، سو وِنت تو ذِ نُرس)

    بعد از آن، سو پیش پرستار رفت.

     

    After seeing the secretary, she waited.

    (آفتَر سِیینگ ذِ سِکرِتِری، شی وِیتِد)

    بعد از دیدن منشی، منتظر ماند.

     

    A few minutes later, the nurse came in with a glass of juice and told Sue they needed to chat.

    (اِ فیو مینِتس لِیتِر، ذِ نُرس کِیم این ویذ اِ گْلَس آو جوس اَند تولْد سو دِی نیدِد تو چَت)

    چند دقیقه بعد، پرستار با لیوانی آبمیوه وارد شد و به سو گفت باید با هم صحبت کنند.

     

    “It is obvious that you have exhausted yourself,” the nurse said.

    (“ایت ایز اَبویَس ذَت یو هَو اگزاستِد یورسِلف،” ذِ نُرس سِد)

    پرستار گفت: «واضح است که خودت را خسته کرده‌ای.»

     

    “If you keep working so hard, it could have severe results.”

    (“اِف یو کیپ وَرکینگ سو هارد، ایت کُود هَو سِویر ریزالتس)

    «اگر به این سختی کار کردن ادامه دهی، ممکن است عواقب شدیدی داشته باشد.»

     

    “My parents tell me that all the time.

    (“مای پِرِنتس تِل می ذَت آل ذِ تایم)

    سو گفت: «پدر و مادرم همیشه این را به من می‌گویند.

     

    I guess I shouldn’t ignore them,” Sue said.

    (آی گِس آی شودِنْت ایگنور دِم،” سو سِد)

    «فکر کنم نباید نادیدهشان بگیرم.»

     

    “You have to remind yourself that it is OK to rest,” the nurse said.

    (“یو هَو تو ریمایند یورسِلف ذَت ایت ایز اوکِی تو رِست،” ذِ نُرس سِد)

    پرستار گفت: «باید به خودت یادآوری کنی که استراحت کردن اشکالی ندارد.»

     

    When Sue got back to her room, she went right to bed.

    (وِن سو گات بَک تو هِر روم، شی وِنت رایت تو بِد)

    وقتی سو به اتاقش برگشت، مستقیم به رختخواب رفت.

     

    She made sure she got enough rest every night after that.

    (شی مِید شُر شی گات اینَف رِست اِوری نایت آفتَر ذَت)

    او مطمئن شد که پس از آن هر شب به اندازهٔ کافی استراحت می‌کند.