Hi, Kaveh, let’s go to lunch
سلام، کاوه، برویم ناهار
Ooh, I know a great place, when I first started working here, I would go every day
اوه، یک جای عالی میشناسم، وقتی اول شروع به کار کردم، هر روز میرفتم
Great, Oh, no
عالی، اوه، نه
What’s wrong
چی شده
I lost my key, I just had it this morning
کلیدم را گم کردم، همین امروز صبح داشتمش
You should check the Lost & Found office
باید دفتر اشیاء گمشده را چک کنی
Great idea
ایده خوبی است
Where is it
کجاست
Oh, it used to be across from the cafeteria, but now it’s down in the basement next to the elevators
اوه، قبلاً روبروی کافهتریا بود، اما الان در زیرزمین کنار آسانسورهاست
it’s really hard to find
پیدا کردنش واقعاً سخت است
The Lost & Found is hard to find, that’s funny
دفتر اشیاء گمشده سخت پیدا میشود، این خندهدار است
It is
همینطور است
I hope Anna can find the Lost & Found office
امیدوارم آنا بتواند دفتر اشیاء گمشده را پیدا کند
Used to and would describe something that happened repeatedly in the past
Used to و would چیزی را توصیف میکنند که در گذشته به طور مکرر اتفاق میافتاد
Kaveh uses would when he says, “When I first started working here, I would go every day”
کاوه وقتی میگوید “وقتی اول شروع به کار کردم، هر روز میرفتم” از would استفاده میکند
There are two differences between used to and would
دو تفاوت بین used to و would وجود دارد
Number 1: We use would only when we say the time period first
شماره ۱: ما فقط زمانی از would استفاده میکنیم که ابتدا بازه زمانی را بگوییم
Number 2: For verbs like be, think, feel, see and understand, we can only use used to
شماره ۲: برای افعالی مانند be، think، feel، see و understand، فقط میتوانیم از used to استفاده کنیم
Kaveh says, “It used to be across from the cafeteria”
کاوه میگوید: “قبلاً روبروی کافهتریا بود”
Keep listening for more
به گوش دادن ادامه دهید
These signs are wrong, there, that’s better
این تابلوها اشتباه هستند، اینجا، بهتر شد
Come in
وارد شوید
I am Serenity
من سرنیتی هستم
Hi, Serenity, I’m Anna
سلام، سرنیتی، من آنا هستم
Please, sit down
لطفاً بنشین
How can I help you
چطور میتوانم کمک کنم
I lost something very important
چیزی بسیار مهم را گم کردهام
Shh, I already know, you need help
هیس، از قبل میدانم، به کمک نیاز داری
Yes, I need help finding the key
بله، برای پیدا کردن کلید به کمک نیاز دارم
Shh, you need to find the key, the key that will give you happiness
هیس، باید کلید را پیدا کنی، کلیدی که به تو خوشبختی میدهد
Yes, Finding this key will make me very happy
بله، پیدا کردن این کلید مرا بسیار خوشحال خواهد کرد
First, Anna, let me tell you a little bit about myself
اول، آنا، بگذار کمی درباره خودم به تو بگویم
Okay
باشه
I used to be a very important person with a very important job
من قبلاً یک فرد بسیار مهم با شغلی بسیار مهم بودم
I made a lot of money I mean a lot
پول زیادی در میآوردم، یعنی خیلی زیاد
Wow, good for you
وای، به نفع تو
No, no, it was bad for me
نه، نه، برای من بد بود
I lost the most important thing, the key
مهمترین چیز را گم کردم، کلید
You’ve lost it too, haven’t you, Anna
تو هم آن را گم کردهای، نه، آنا
Haven’t you
نه
I guess, so, how does this work
حدس میزنم، خب، این چطور کار میکند
Do I have to fill out a form or something
آیا باید فرمی پر کنم یا چیزی
No, no forms, just answer this one question
نه، هیچ فرمی، فقط به این یک سوال پاسخ بده
As a child, what did you use to do to feel happy
وقتی بچه بودی، برای احساس شادی چه کار میکردی
When I was little, I used to sing all the time with my family, those were good times
وقتی کوچک بودم، همیشه با خانوادهام آواز میخواندم، آن زمانها خوب بود
Singing is so joyful, I used to sing
آواز خواندن بسیار شادیبخش است، من هم قبلاً آواز میخواندم
But now that I’ve started my business, I’ve just been too busy
اما حالا که کسبوکارم را شروع کردهام، خیلی سرم شلوغ بوده است
Too busy, Anna, why don’t you sing again
خیلی شلوغ، آنا، چرا دوباره آواز نمیخوانی
I sing everywhere, I sing in the office, I sing on the metro, I sing in the elevators
هر جایی آواز میخوانم، در دفتر آواز میخوانم، در مترو آواز میخوانم، در آسانسورها آواز میخوانم
I sing on the escalators, I sing in the bathroom
در پلهبرقی آواز میخوانم، در دستشویی آواز میخوانم
Serenity, Serenity, I really need to find my key, yeah
سرنیتی، سرنیتی، من واقعاً نیاز دارم کلیدم را پیدا کنم، آره
Yes, we need to find the key, the key to happiness
بله، باید کلید را پیدا کنیم، کلید خوشبختی
No, no, I just need to find the key to my apartment
نه، نه، من فقط باید کلید آپارتمانم را پیدا کنم
I used to know, But now I don’t
قبلاً میدانستم، اما الان نمیدانم
Do you, Anna
آیا میدانی، آنا
I don’t know, I think I left it in the ladies’ room
نمیدانم، فکر کنم در دستشویی زنان گذاشتم
You know, this isn’t the Lost & Found, is it
میدانی، این دفتر اشیاء گمشده نیست، نه
It could be the Lost & Found I’m lost and I used to find joy for people
میتواند دفتر اشیاء گمشده باشد، من گم شدهام و قبلاً برای مردم شادی پیدا میکردم
I used to find joy
قبلاً شادی پیدا میکردم
You know, this is a bad time for you I’ll find the Lost & Found myself, bye, thanks
میدانی، این وقت بدی برای توست، خودم دفتر اشیاء گمشده را پیدا میکنم، خداحافظ، مرسی
I used to find joy
قبلاً شادی پیدا میکردم
I used to find joy, I used to find joy
قبلاً شادی پیدا میکردم، قبلاً شادی پیدا میکردم
Ah, I found my key
آه، کلیدم را پیدا کردم
I used to find joy
قبلاً شادی پیدا میکردم
Oh no, Serenity lost her joy
وای نه، سرنیتی شادی خود را گم کرد
But at least Anna found her key
اما حداقل آنا کلیدش را پیدا کرد
Check out our website for more
برای اطلاعات بیشتر به وبسایت ما مراجعه کنید