Lesson 28 – For the Birds
درس ۲۸ – برای پرندگان
Oh, Anna, there you are
اوه، آنا، اینجایی
I am so glad we joined the Great City Bird Count
خیلی خوشحالم که به شمارش بزرگ پرندگان شهری پیوستیم
Aren’t you
مگه نه
No
نه
Today has been a bust a flop a bummer
امروز یک شکست، یک ناکامی، یک مایه دلخوری بوده است
I’m sensing a little disappointment
یک کمی ناامیدی حس میکنم
A little
یک کمی
My official bird-watching form is almost full
فرم رسمی پرندهنگری من تقریباً پر است
I’ve only seen pigeons
فقط کبوتر دیدهام
lots and lots of pigeons
تعداد زیادی کبوتر
But I did write down some other valuable information
اما اطلاعات ارزشمند دیگری را یادداشت کردم
Did you find a bird’s nest
آیا لانه پرنده پیدا کردی
No
نه
I found 10 ice cream trucks in this five-block area
۱۰ دستگاه بستنیفروشی در این محدوده پنج بلوکی پیدا کردم
Their music seems to follow me everywhere
به نظر میرسد موسیقیشان همه جا دنبال من میآید
We’re supposed to be counting birds, not ice cream trucks
قرار است پرندگان را بشماریم، نه بستنیفروشیها
This is important scientific work
این کار علمی مهمی است
Well, when you want ice cream, my data will be pretty important
خب، وقتی بستنی بخواهی، اطلاعات من خیلی مهم خواهد بود
Anna, birds are everywhere
آنا، پرندگان همه جا هستند
I’m sure you’ll find something
مطمئنم چیزی پیدا میکنی
Use your imagination
از تخیلت استفاده کن
But, make sure that you put it on the official form
اما مطمئن شو که آن را در فرم رسمی ثبت میکنی
Anna was supposed to find birds, but she didn’t
آنا قرار بود پرندگان را پیدا کند، اما پیدا نکرد
Kelly says, “We’re supposed to be counting birds, not ice cream trucks.”
کلی میگوید، “قرار است پرندگان را بشماریم، نه بستنیفروشیها.”
To be supposed to means you are expected to do something
To be supposed to یعنی از تو انتظار میرود کاری را انجام دهی
It’s different from have to and ought to
با have to و ought to متفاوت است
Have to means you must do something
Have to یعنی باید کاری را انجام دهی
And ought to means you should do it but you don’t have to
و ought to یعنی باید آن را انجام دهی اما مجبور نیستی
Keep watching for have to and ought to
به دنبال have to و ought to بگردید
No birds
هیچ پرندهای نیست
Oh wait, there’s another ice cream truck
اوه صبر کن، یک بستنیفروشی دیگر است
Anna, focus on birds
آنا، روی پرندگان تمرکز کن
Aw, but that truck has my favorite flavor
آه، اما آن دستگاه طعم مورد علاقه من را دارد
banana
موز
That man is in the way
آن مرد راه را بسته است
I can’t see the price
قیمت را نمیبینم
I wonder what flavor he’s getting
نمیدانم چه طعمی میخرد
Strawberry
توتفرنگی
He doesn’t seem like a strawberry kind of guy
به نظر نمیرسد از آن دسته افرادی باشد که توتفرنگی دوست دارند
In fact, he doesn’t seem like an ice cream truck kind of guy
در واقع، به نظر نمیرسد از آن دسته افرادی باشد که به بستنیفروشی مراجعه کنند
That suit looks expensive
آن کت و شلوار گران به نظر میرسد
Maybe he’s a spy
شاید او یک جاسوس است
You know what that means: The ice cream truck driver is a spy, too
میدانی این یعنی چه: راننده بستنیفروشی هم یک جاسوس است
Genius
نابغه
It’s a perfect disguise
یک پوشش عالی است
What
چی
The man in the suit left his briefcase at the ice cream truck
مرد کت و شلوار کیف خود را در بستنیفروشی جا گذاشت
I was right
درست میگفتم
He is a spy
او یک جاسوس است
And, he just dropped off top-secret information
و او تازه اطلاعات فوقمحرمانه را تحویل داده است
I ought to do something
باید کاری بکنم
Something needs to be done
باید کاری انجام شود
I need to do something
باید کاری بکنم
I did it
انجامش دادم
I took the spy’s briefcase
کیف جاسوس را برداشتم
What’s that
آن چیست
The ice cream truck it’s following me
بستنیفروشی دارد دنبال من میآید
It wants the case back
میخواهد کیف را پس بگیرد
I have to hide
باید قایم شوم
This is my life now running, scared, alone
این زندگی من است حالا دویدن، ترس، تنهایی
That awful music, it’s following me everywhere
آن موسیقی وحشتناک، همه جا دنبال من میآید
Hey
هی
You found my briefcase
کیف مرا پیدا کردی
You caught me
گرفتیام
I mean, I caught you
منظورم این است، من تو را گرفتم
Well, I just want my briefcase
خب، من فقط کیفم را میخواهم
All my poems are in there
همه شعرهایم در آن است
Poems
شعرها
You’re a poet
تو یک شاعر هستی
Well, I’m a lawyer
خب، من یک وکیل هستم
But I write poems, too
اما من هم شعر مینویسم
So, you’re not a spy
پس تو جاسوس نیستی
You look disappointed
به نظر ناامید میرسی
No, that’s okay
نه، اشکالی ندارد
It’s not your fault
تقصیر تو نیست
Poems are nice, too
شعرها هم خوب هستند
I guess
حدس میزنم
Well, would you like me to read my latest one
خب، دوست داری جدیدترین شعر مرا بخوانم
Why not
چرا که نه
On sunny day walks, my hand reaches for ice cream from fragaria
در پیادهروی روزهای آفتابی، دستم به سمت بستنی از فراگاریا میرود
I love your poem
عاشق شعرت هستم
I love ice cream
عاشق بستنی هستم
Me too
من هم همینطور
What’s your favorite flavor
طعم مورد علاقهات چیست
Banana
موز
Well, my favorite flavor is
خب، طعم مورد علاقه من
Strawberry
توتفرنگی
How did you know that
چطور این را میدانستی
A little bird told me
یک پرنده کوچک به من گفت