• درس ۳۹ همیشه و هیچ وقت(روش حذف اضافه با متد رضا زمانی)

    Always

    (الوِیز)

    همیشه

    Never

    (نِوِر)

    هیچ وقت

    Cousin

    (کَزِن)

    پسر یا دختر خاله، عمو، عمه یا دایی

    Ali is coming to visit his parents

    (علی ایز کامینگ تو ویزیت هیز پِرِنتس)

    علی دارد می‌آید تا پدر و مادرش را ببیند

    He’s coming to visit us

    (هیز کامینگ تو ویزیت آس)

    او دارد می‌آید تا ما را ببیند

    There is a Persian restaurant here

    (دِر ایز ا پرشن رستورانت هییر)

    یک رستوران ایرانی اینجا هست

    Nice to see you again

    (نایس تو سی یو اِگِن)

    خوشحالم که دوباره می‌بینمت

    How is it going?

    (هاو ایز ایت گویینگ)

    اوضاع چطور است؟

    Have a nice trip

    (هَو ا نایس تریپ)

    سفر خوبی داشته باشی

    Newspaper

    (نیوزپِیپِر)

    روزنامه

    Can I speak with Elham?

    (کَن آی اسپیک ویت الهام)

    آیا می‌توانم با الهام صحبت کنم؟

    Can I speak to Elham?

    (کَن آی اسپیک تو الهام)

    آیا می‌توانم با الهام صحبت کنم؟

    I’m sorry. She’s not here

    (آم ساری. شیز نات هییر)

    متاسفم. او اینجا نیست

    I’m sorry. She isn’t here

    (آم ساری. شی ایزنَت هییر)

    متاسفم. او اینجا نیست

    Did she go home?

    (دید شی گو هوم)

    آیا به خانه رفت؟

    I don’t know

    (آی دونْت نو)

    نمی‌دانم

    She didn’t say anything, did she?

    (شی دیدنْت سِی اِنیثینگ، دید شی)

    او هیچی نگفت، مگه نه؟

    No, she didn’t

    (نو، شی دیدنْت)

    نه

    Have you gone to Isfahan yet?

    (هَو یو گان تو اصفهان یِت)

    آیا تا حالا به اصفهان رفته‌ای؟

    You have to see it

    (یو هَو تو سی ایت)

    باید آن را ببینی

    It’s a very nice city

    (ایتس ا وری نایس سیتی)

    شهر بسیار خوبی است

    Have you seen my wallet?

    (هَو یو سین مای والِت)

    آیا کیف پولم را دیده‌ای؟

    No, I haven’t

    (نو، آی هَوِنْت)

    نه

    Why?

    (وای)

    چرا؟

    Because I can’t find it

    (بیکاز آی کَنت فایند ایت)

    چون نمی‌توانم آن را پیدا کنم

    Have you seen my book?

    (هَو یو سین مای بوک)

    آیا کتابم را دیده‌ای؟

    No, I don’t know where it is

    (نو، آی دونْت نو وِر ایت ایز)

    نه، نمی‌دانم کجاست

    Hi, Ali

    (های، علی)

    سلام، علی

    How’s it going?

    (هاوز ایت گویینگ)

    اوضاع چطور است؟

    Tell me it’s going good

    (تِل می ایتس گویینگ گود)

    به من بگو اوضاع خوب است

    It’s going good

    (ایتس گویینگ گود)

    اوضاع خوب است

    Ali, would you like to have a cup of tea?

    (علی، وود یو لایک تو هَو ا کاپ آو تی)

    علی، آیا یک فنجان چای میل داری؟

    Yes, I would

    (یِس، آی وود)

    بله

    No, thanks

    (نو، تَنگکْس)

    نه، مرسی

    Of course

    (آو کورس)

    البته

    Hi. How’s it going?

    (های. هاوْز ایت گویینگ)

    سلام. اوضاع چطور است؟

    Fine, thanks. And you?

    (فاین، تَنگکْس. اَند یو)

    خوب، مرسی. تو چطور؟

    I’m fine, too. Thanks

    (آیْم فاین، تو. تَنگکْس)

    من هم خوبم. مرسی

    Do you have time for a cup of tea?

    (دو یو هَو تایم فور ا کاپ آو تی)

    آیا برای یک فنجان چای وقت داری؟

    I fortunately have some time now

    (آی فورچُنِتلی هَو سَم تایم ناو)

    خوشبختانه الان کمی وقت دارم

    Fortunately, I have some time now

    (فورچُنِتلی، آی هَو سَم تایم ناو)

    خوشبختانه، الان کمی وقت دارم

    Where’s my wife?

    (وِرز مای وایف)

    همسرم کجاست؟

    Have you seen her?

    (هَو یو سین هِر)

    آیا او را دیده‌ای؟

    Not today

    (نات تودی)

    امروز نه

    But I saw her yesterday

    (بات آی سو هِر یِستِردِی)

    ولی دیروز او را دیدم

    Yes, I just saw her

    (یِس، آی جَست سو هِر)

    آره، همین الان او را دیدم

    Would you like some pizza?

    (وود یو لایک سَم پیتزا)

    آیا کمی پیتزا میل داری؟

    I never eat pizza

    (آی نِوِر ایت پیتزا)

    من هیچ وقت پیتزا نمی‌خورم

    I always eat Persian food

    (آی الوِیز ایت پرشن فود)

    من همیشه غذای ایرانی می‌خورم

    Because I like Persian food

    (بیکاز آی لایک پرشن فود)

    چون غذای ایرانی دوست دارم

    Always

    (الوِیز)

    همیشه

    Never

    (نِوِر)

    هیچ وقت

    I always eat Italian food

    (آی الوِیز ایت ایتالین فود)

    من همیشه غذای ایتالیایی می‌خورم

    I never drink coffee

    (آی نِوِر درینک کافی)

    من هیچ وقت قهوه نمی‌خورم

    I always drink tea

    (آی الوِیز درینک تی)

    من همیشه چای می‌خورم

    We can’t go to the library today

    (وی کَنت گو تو د لایبْرِری تودی)

    امروز نمی‌توانیم به کتابخانه برویم

    I don’t have time

    (آی دونْت هَو تایم)

    وقت ندارم

    You never have time for the library

    (یو نِوِر هَو تایم فور د لایبْرِری)

    تو هیچ وقت برای کتابخانه وقت نداری

    For a few days

    (فور ا فیو دِیز)

    برای چند روز

    Mina’s coming to Atlanta for a few days

    (میناز کامینگ تو آتلانتا فور ا فیو دِیز)

    مینا برای چند روز به آتلانتا می‌آید

    She’s coming to visit her parents

    (شیز کامینگ تو ویزیت هِر پِرِنتس)

    او دارد می‌آید تا پدر و مادرش را ببیند

    Visit

    (ویزیت)

    دیدار کردن / ملاقات کردن

    I’m coming

    (آم کامینگ)

    من دارم می‌آیم

    They’re coming

    (دِر کامینگ)

    آنها دارند می‌آیند

    They’re coming to visit us

    (دِر کامینگ تو ویزیت آس)

    آنها دارند می‌آیند تا ما را ببینند

    How many are they?

    (هاو مِنی آر دِی)

    چند نفر هستند؟

    Just two

    (جَست تو)

    فقط دو نفر

    My friend, Ali

    (مای فِرِند، علی)

    دوست من، علی

    And my cousin, Behnam

    (اَند مای کَزِن، بهنام)

    و پسرعمویم، بهنام

    My cousin

    (مای کَزِن)

    پسرخاله / پسرعمو / دخترخاله / دخترعمه (من)

    Your cousin

    (یور کَزِن)

    پسرخاله / پسرعمو / دخترخاله / دخترعمه (تو)

    Our cousins

    (آوَر کَزِنز)

    پسرخاله‌ها / پسرعموهای ما

    My cousins

    (مای کَزِنز)

    پسرخاله‌ها / پسرعموهای من

    My cousin is coming to visit

    (مای کَزِن ایز کامینگ تو ویزیت)

    پسرعمویم دارد می‌آید تا ملاقات کند

    My cousin’s coming to visit

    (مای کَزِنز کامینگ تو ویزیت)

    پسرعمویم دارد می‌آید تا ملاقات کند

    When is he coming?

    (وِن ایز هی کامینگ)

    کی دارد می‌آید؟

    He’s coming in a few days

    (هیز کامینگ این ا فیو دِیز)

    ظرف چند روز دارد می‌آید

    How long is he going to stay here?

    (هاو لانگ ایز هی گویینگ تو اِستِی هییر)

    چند وقت می‌خواهد اینجا بماند؟

    For a few days

    (فور ا فیو دِیز)

    برای چند روز

    Have I seen your cousin?

    (هَو آی سین یور کَزِن)

    آیا پسرعمویت را دیده‌ام؟

    Yes, you saw him last year

    (یِس، یو سو هیم لَست ییر)

    آره، پارسال او را دیدی

    I don’t think so

    (آی دونْت تینک سو)

    فکر نمی‌کنم

    I’m sure you’ve seen him

    (آیْم شور یوْو سین هیم)

    مطمئنم او را دیده‌ای

    Where do you want to go with him?

    (وِر دو یو وانت تو گو ویت هیم)

    می‌خواهی با او کجا بروی؟

    He’d like to see the city

    (هید لایک تو سی د سیتی)

    او دوست دارد شهر را ببیند

    We want to go to a Persian restaurant

    (وی وانت تو گو تو ا پرشن رستورانت)

    می‌خواهیم به یک رستوران ایرانی برویم

    There are a lot of Persian restaurants here

    (دِر آر ا لات آو پرشن رستورانتس هییر)

    یک عالمه رستوران ایرانی اینجا هست

    There’s a Persian restaurant on Bundy Avenue

    (دِرز ا پرشن رستورانت آن باندی آونو)

    یک رستوران ایرانی در خیابان باندی هست

    I always go there

    (آی الوِیز گو دِر)

    من همیشه به آنجا می‌روم

    There’s a big library here

    (دِرز ا بیگ لایبْرِری هییر)

    یک کتابخانه بزرگ اینجا هست

    What does your cousin do?

    (وات داز یور کَزِن دو)

    پسرعمویت چه کار می‌کند؟

    I don’t know

    (آی دونْت نو)

    نمی‌دانم

    For a few years

    (فور ا فیو ییرز)

    برای چند سال

    I haven’t seen my cousin for a few years

    (آی هَوِنْت سین مای کَزِن فور ا فیو ییرز)

    چند سال است پسرعمویم را ندیده‌ام

    Would you like some coffee?

    (وود یو لایک سَم کافی)

    آیا کمی قهوه میل داری؟

    I never drink coffee

    (آی نِوِر درینک کافی)

    من هیچ وقت قهوه نمی‌خورم

    And tea?

    (اَند تی)

    و چای؟

    I like tea

    (آی لایک تی)

    چای دوست دارم

    Do you want a cup of tea?

    (دو یو وانت ا کاپ آو تی)

    آیا یک فنجان چای می‌خواهی؟

    Yes, please

    (یِس، پلیز)

    آره، لطفاً

    No, not now. Thanks

    (نو، نات ناو. تَنگکْس)

    نه، الان نه. مرسی

    Where’s Ali?

    (وِرز علی)

    علی کجاست؟

    He just went to the gas station

    (هی جَست وِنْت تو د گَس اِیشِن)

    همین الان به پمپ بنزین رفت

    He wanted to buy a newspaper

    (هی وانتِد تو بای ا نیوزپِیپِر)

    می‌خواست یک روزنامه بخرد

    Newspaper

    (نیوزپِیپِر)

    روزنامه

    Have you seen the newspaper?

    (هَو یو سین د نیوزپِیپِر)

    آیا روزنامه را دیده‌ای؟

    No, why?

    (نو، وای)

    نه، چرا؟

    There’s a new mall on Bundy Avenue

    (دِرز ا نیو مال آن باندی آونو)

    یک پاساژ جدید در خیابان باندی هست

    Really?

    (ریلی)

    واقعاً؟

    I saw it in the newspaper

    (آی سو ایت این د نیوزپِیپِر)

    آن را در روزنامه دیدم

    Hi, Ali. How’s it going?

    (های، علی. هاوْز ایت گویینگ)

    سلام، علی. اوضاع چطور است؟

    Nice to see you again

    (نایس تو سی یو اِگِن)

    خوشحالم که دوباره می‌بینمت

    Nice to meet you

    (نایس تو میت یو)

    از ملاقات شما خوشبختم

    Nice to meet you, Ali

    (نایس تو میت یو، علی)

    از ملاقات شما خوشبختم، علی

    When did you arrive?

    (وِن دید یو ارایو)

    کی رسیدی؟

    I arrived this morning

    (آی ارایوْد دیس مورنینگ)

    امروز صبح رسیدم

    What time did you arrive?

    (وات تایم دید یو ارایو)

    ساعت چند رسیدی؟

    I arrived at eight o’clock

    (آی ارایوْد ات ایت اِکلاک)

    ساعت هشت رسیدم

    What did you do today?

    (وات دید یو دو تودی)

    امروز چه کار کردی؟

    We went to a museum

    (وی وِنْت تو ا میوزیام)

    به یک موزه رفتیم

    Did you like the museum?

    (دید یو لایک د میوزیام)

    از موزه خوشت آمد؟

    Yes, I did

    (یِس، آی دید)

    بله

    There’s a good restaurant there

    (دِرز ا گود رستورانت دِر)

    یک رستوران خوب آنجاست

    I haven’t been there yet

    (آی هَوِنْت بِین دِر یِت)

    هنوز آنجا نبوده‌ام

    I haven’t gone there yet

    (آی هَوِنْت گان دِر یِت)

    هنوز به آنجا نرفته‌ام

    I want to go to the mall today

    (آی وانت تو گو تو د مال تودی)

    می‌خواهم امروز به پاساژ بروم

    Which mall?

    (ویچ مال)

    کدوم پاساژ؟

    The one on Main Street

    (د وان آن مین استریت)

    اون یکی در خیابان مین

    There’s a good restaurant on Ocean Avenue

    (دِرز ا گود رستورانت آن اوشن آونو)

    یک رستوران خوب در خیابان اوشن هست

    There is one on Ocean Avenue

    (دِر ایز وان آن اوشن آونو)

    یکی در خیابان اوشن هست

    I have never been there

    (آی هَو نِوِر بِین دِر)

    من هیچ وقت آنجا نبوده‌ام

    I’ve never been there

    (آیْو نِوِر بِین دِر)

    هیچ وقت آنجا نبوده‌ام

    I always go there

    (آی الوِیز گو دِر)

    من همیشه به آنجا می‌روم

    We’re going to Canada tomorrow

    (وئیر گویینگ تو کَنِدا تومارو)

    فردا به کانادا می‌رویم

    Really?

    (ریلی)

    واقعاً؟

    Yes, my daughters live there

    (یِس، مای داتِرز لیو دِر)

    آره، دخترانم آنجا زندگی می‌کنند

    Have a nice trip

    (هَو ا نایس تریپ)

    سفر خوبی داشته باشی

    Trip

    (تریپ)

    سفر

    How is it?

    (هاو ایز ایت)

    چطور است؟

    How’s it?

    (هاوز ایت)

    چطور است؟

    How’s it going?

    (هاوز ایت گویینگ)

    اوضاع چطور است؟

    Never

    (نِوِر)

    هیچ وقت

    Always

    (الوِیز)

    همیشه

    Visit

    (ویزیت)

    دیدار کردن

    Cousin

    (کَزِن)

    پسرخاله / دخترخاله / پسرعمو / دخترعمه

    There

    (دِر)

    آنجا

    There is

    (دِر ایز)

    هست / وجود دارد

    There’s a restaurant here

    (دِرز ا رستورانت هییر)

    یک رستوران اینجاست

    Newspaper

    (نیوزپِیپِر)

    روزنامه

    Trip

    (تریپ)

    سفر

    Have a nice trip

    (هَو ا نایس تریپ)

    سفر خوبی داشته باشی

    I bought a newspaper

    (آی بات ا نیوزپِیپِر)

    یک روزنامه خریدم

    What did you say?

    (وات دید یو سِی)

    چه گفتی؟

    I said I bought a newspaper

    (آی سِد آی بات ا نیوزپِیپِر)

    گفتم یک روزنامه خریدم

    I saw Behrooz this morning

    (آی سو بهروز دیس مورنینگ)

    امروز صبح بهروز را دیدم

    I spoke with my husband yesterday

    (آی اسپوک ویت مای هازبَند یِستِردِی)

    دیروز با شوهرم صحبت کردم

    I spoke to my husband yesterday

    (آی اسپوک تو مای هازبَند یِستِردِی)

    دیروز با شوهرم صحبت کردم

    I bought this book this afternoon

    (آی بات دیس بوک دیس آفتِرنون)

    این کتاب را امروز بعد از ظهر خریدم

    I went to the supermarket last night

    (آی وِنْت تو د سوپرمارکت لَست نایت)

    دیشب به سوپرمارکت رفتم

    I ate my lunch at two o’clock

    (آی اِیت مای لانچ ات تو اِکلاک)

    ناهارم را ساعت دو خوردم

    I worked a lot yesterday

    (آی وُرْکت ا لات یِستِردِی)

    دیروز خیلی کار کردم

    We stayed there for five days

    (وی اِستِید دِر فور فایو دِیز)

    پنج روز آنجا ماندیم

    We arrived last night

    (وی ارایوْد لَست نایت)

    دیشب رسیدیم

    I tried to speak with Kamran

    (آی تراید تو اسپیک ویت کامران)

    سعی کردم با کامران صحبت کنم

    I asked him a few questions

    (آی آسکت هیم ا فیو کِسچِنز)

    چند تا سوال از او پرسیدم

    I always wanted to buy this book

    (آی الوِیز وانتِد تو بای دیس بوک)

    من همیشه می‌خواستم این کتاب را بخرم

    I haven’t seen Nasim since yesterday

    (آی هَوِنْت سین نسیم سینس یِستِردِی)

    از دیروز نسیم را ندیده‌ام

    I haven’t been to London yet

    (آی هَوِنْت بِین تو لندن یِت)

    هنوز به لندن نبوده‌ام

    I haven’t gone to Oslo yet

    (آی هَوِنْت گان تو اسلو یِت)

    هنوز به اسلو نرفته‌ام

    مکالمه (Dialogue) اول

    A: Hi, Farhad. How’s it going?

    (های، فرهاد. هاوْز ایت گویینگ)

    سلام، فرهاد. اوضاع چطور است؟

    B: It’s going very well. And you?

    (ایتس گویینگ وری وِل. اَند یو)

    اوضاع خیلی خوب است. تو چطور؟

    A: Not bad. Have you seen the new library?

    (نات بَد. هَو یو سین د نیو لایبْرِری)

    بد نیستم. کتابخانه جدید را دیده‌ای؟

    B: No, where’s the new library? Where is it?

    (نو، وِرز د نیو لایبْرِری؟ وِر ایز ایت)

    نه، کتابخانه جدید کجاست؟ کجاست؟

    A: It’s on Bundy Avenue.

    (ایتس آن باندی آونو)

    در خیابان باندی است.

    B: I haven’t gone there yet. I always go to the library on Main Street.

    (آی هَوِنْت گان دِر یِت. آی الوِیز گو تو د لایبْرِری آن مین استریت)

    هنوز به آنجا نرفته‌ام. من همیشه به کتابخانه در خیابان مین می‌روم.

    A: I’ve never been to that library. I always go to the one on Washington Street. The new library is much bigger. They have a lot of books. Maybe we can go there today.

    (آیْو نِوِر بِین تو دَت لایبْرِری. آی الوِیز گو تو د وان آن واشینگتن استریت. د نیو لایبْرِری ایز ماچ بیگِر. دِی هَو ا لات آو بوکس. مِیبی وی کَن گو دِر تودی)

    من هیچ وقت به آن کتابخانه نرفته‌ام. من همیشه به آن یکی در خیابان واشنگتن می‌روم. کتابخانه جدید خیلی بزرگ‌تر است. آنها یک عالمه کتاب دارند. شاید امروز بتوانیم به آنجا برویم.

    B: I don’t have time today. I have a lot to do. Can we go tomorrow?

    (آی دونْت هَو تایم تودی. آی هَو ا لات تو دو. کَن وی گو تومارو)

    امروز وقت ندارم. کارهای زیادی دارم. آیا می‌توانیم فردا برویم؟

    A: You never have time.

    (یو نِوِر هَو تایم)

    تو هیچ وقت وقت نداری.

    B: I never said that. I just can’t go today.

    (آی نِوِر سِد دَت. آی جَست کَنت گو تودی)

    من هیچ وقت این را نگفتم. فقط امروز نمی‌توانم بروم.

    A: Okay, then. At what time would you like to go tomorrow?

    (اوکی، دِن. ات وات تایم وود یو لایک تو گو تومارو)

    اوکی، پس. فردا چه ساعتی دوست داری بروی؟

    B: You tell me. I don’t have anything to do tomorrow.

    (یو تِل می. آی دونْت هَو اِنیثینگ تو دو تومارو)

    تو به من بگو. فردا هیچ کاری ندارم که انجام دهم.

    A: Is nine o’clock in the morning okay with you?

    (ایز ناین اِکلاک این د مورنینگ اوکی ویت یو)

    ساعت نه صبح برای تو خوب است؟

    B: Of course.

    (آو کورس)

    البته.

    A: That’s great. See you later, Farhad.

    (دَتس گِرِیت. سی یو لِیتِر، فرهاد)

    عالیه. بعداً می‌بینمت، فرهاد.

    B: Goodbye.

    (گودبای)

    خداحافظ.

    A: Bye.

    (بای)

    خداحافظ.

    جملات نمونه (Sample Sentences)

    I bought a newspaper

    (آی بات ا نیوزپِیپِر)

    یک روزنامه خریدم

    What did you say?

    (وات دید یو سِی)

    چه گفتی؟

    I said I bought a newspaper

    (آی سِد آی بات ا نیوزپِیپِر)

    گفتم یک روزنامه خریدم

    I saw Behrooz this morning

    (آی سو بهروز دیس مورنینگ)

    امروز صبح بهروز را دیدم

    I spoke with my husband yesterday

    (آی اسپوک ویت مای هازبَند یِستِردِی)

    دیروز با شوهرم صحبت کردم

    I spoke to my husband yesterday

    (آی اسپوک تو مای هازبَند یِستِردِی)

    دیروز با شوهرم صحبت کردم

    I bought this book this afternoon

    (آی بات دیس بوک دیس آفتِرنون)

    این کتاب را امروز بعد از ظهر خریدم

    I went to the supermarket last night

    (آی وِنْت تو د سوپرمارکت لَست نایت)

    دیشب به سوپرمارکت رفتم

    I ate my lunch at two o’clock

    (آی اِیت مای لانچ ات تو اِکلاک)

    ناهارم را ساعت دو خوردم

    I worked a lot yesterday

    (آی وُرْکت ا لات یِستِردِی)

    دیروز خیلی کار کردم

    We stayed there for five days

    (وی اِستِید دِر فور فایو دِیز)

    پنج روز آنجا ماندیم

    We arrived last night

    (وی ارایوْد لَست نایت)

    دیشب رسیدیم

    I tried to speak with Kamran

    (آی تراید تو اسپیک ویت کامران)

    سعی کردم با کامران صحبت کنم

    I asked him a few questions

    (آی آسکت هیم ا فیو کِسچِنز)

    چند تا سوال از او پرسیدم

    I always wanted to buy this book

    (آی الوِیز وانتِد تو بای دیس بوک)

    من همیشه می‌خواستم این کتاب را بخرم

    I haven’t seen Nasim since yesterday

    (آی هَوِنْت سین نسیم سینس یِستِردِی)

    از دیروز نسیم را ندیده‌ام

    I haven’t been to London yet

    (آی هَوِنْت بِین تو لندن یِت)

    هنوز به لندن نبوده‌ام

    I haven’t gone to Oslo yet

    (آی هَوِنْت گان تو اسلو یِت)

    هنوز به اسلو نرفته‌ام