Ali goes to college
(علی گوز تو کالِج)
علی به دانشگاه میرود
That’s interesting
(دَتس اینْترِستینگ)
چه جالب است / جالب است
My best friend
(مای بِست فِرِند)
بهترین دوست من
Stamp
(استَمپ)
تمبر
Post office
(پوست آفِس)
اداره پست
I have to call my mother
(آی هَو تو کال مای مادِر)
باید به مادرم تلفن کنم
Do you know her number?
(دو یو نو هِر نَمْبِر)
آیا شماره او را میدانی؟
Phone
(فون)
تلفن
Phone number
(فون نَمْبِر)
شماره تلفن
Ali moved to Tehran
(علی مووْد تو تهران)
علی به تهران نقل مکان کرد
But Mina’s not going to move there
(بات میناز نات گویینگ تو موو دِر)
ولی مینا نمیخواهد به آنجا نقل مکان کند
Was Mina at your house yesterday?
(واز مینا ات یور هاوس یِستِردِی)
آیا مینا دیروز در خانه شما بود؟
No, she wasn’t here
(نو، شی وازنْت هییر)
نه، او اینجا نبود
Then where was she?
(دِن وِر واز شی)
پس کجا بود؟
She was at her friend’s house
(شی واز ات هِر فِرِندز هاوس)
او در خانه دوستش بود
Why did Mina move to Tehran?
(وای دید مینا موو تو تهران)
چرا مینا به تهران نقل مکان کرد؟
She goes to college there
(شی گوز تو کالِج دِر)
او آنجا به دانشگاه میرود
How old is your son?
(هاو اولْد ایز یور سَن)
پسرتان چند سالش است؟
He’s twenty-one
(هیز توِنی وان)
بیست و یک سالش است
He’s twenty-one years old
(هیز توِنی وان ییرز اولْد)
بیست و یک سال دارد
What does he do?
(وات داز هی دو)
او چه کار میکند؟
He goes to Pierce College
(هی گوز تو پیرس کالِج)
او به دانشگاه پیرس میرود
My cousin goes there, too
(مای کَزِن گوز دِر، تو)
پسرخالم هم آنجا میرود
Really?
(ریلی)
واقعاً؟
That’s interesting
(دَتس اینْترِستینگ)
چه جالب است
My son has an interesting job
(مای سَن هَز اَن اینْترِستینگ جاب)
پسرم یک شغل جالب دارد
Your job
(یور جاب)
شغل تو
Your new job
(یور نیو جاب)
شغل جدید تو
Do you like your new job?
(دو یو لایک یور نیو جاب)
از شغل جدیدت خوشت میآید؟
Yes, my new job is very interesting
(یِس، مای نیو جاب ایز وری اینْترِستینگ)
آره، شغل جدیدم خیلی جالب است
It’s very interesting
(ایتس وری اینْترِستینگ)
خیلی جالب است
I used to go to college
(آی یوزد تو گو تو کالِج)
قبلاً به دانشگاه میرفتم
Do you know Omid?
(دو یو نو امید)
آیا امید را میشناسی؟
No, who is he?
(نو، هو ایز هی)
نه، او کیست؟
He’s my best friend
(هیز مای بِست فِرِند)
او بهترین دوست من است
My best friend
(مای بِست فِرِند)
بهترین دوست من
The best restaurant
(د بِست رستورانت)
بهترین رستوران
This restaurant is the best restaurant in Tehran
(دیس رستورانت ایز د بِست رستورانت این تهران)
این رستوران بهترین رستوران در تهران است
This restaurant’s the best in Tehran
(دیس رستورانتس د بِست این تهران)
این رستوران بهترین در تهران است
Leila’s house
(لیلاز هاوس)
خانه لیلا
Leila’s new house
(لیلاز نیو هاوس)
خانه جدید لیلا
Have you seen Leila’s new house?
(هَو یو سین لیلاز نیو هاوس)
آیا خانه جدید لیلا را دیدهای؟
I didn’t know
(آی دیدنْت نو)
نمیدانستم
That Leila bought a house
(دَت لیلا بات ا هاوس)
که لیلا یک خانه خرید
I didn’t know that she bought a house
(آی دیدنْت نو دَت شی بات ا هاوس)
نمیدانستم که او یک خانه خرید
I didn’t know she bought a house
(آی دیدنْت نو شی بات ا هاوس)
نمیدانستم او یک خانه خرید
Did you find Azar’s letter?
(دید یو فایند آذرز لِتَر)
آیا نامه آذر را پیدا کردی؟
Yes, it was in the drawer
(یِس، ایت واز این د دراوِر)
آره، در کشو بود
Which drawer?
(ویچ دراوِر)
کدوم کشو؟
The drawer in the kitchen
(د دراوِر این د کیچِن)
کشوی آشپزخانه
The top drawer?
(د تاپ دراوِر)
کشوی بالایی؟
No, the bottom drawer
(نو، د باتِم دراوِر)
نه، کشوی پایینی
Are you going to answer her letter?
(آر یو گویینگ تو آنْسِر هِر لِتَر)
آیا میخواهی به نامه او جواب بدهی؟
Yes, but I need stamps
(یِس، بات آی نید استَمپس)
آره، اما تمبر نیاز دارم
I need stamps
(آی نید استَمپس)
تمبر نیاز دارم
Two stamps
(تو استَمپس)
دو تا تمبر
One stamp
(وان استَمپ)
یک تمبر
There are some stamps in the top drawer
(دِر آر سَم استَمپس این د تاپ دراوِر)
چند تمبر در کشوی بالایی هست
How many dollars do you need?
(هاو مِنی دالِرز دو یو نید)
چند دلار نیاز داری؟
How many stamps do you need?
(هاو مِنی استَمپس دو یو نید)
چند تا تمبر نیاز داری؟
I don’t know
(آی دونْت نو)
نمیدانم
How much is a stamp?
(هاو ماچ ایز ا استَمپ)
یک تمبر چقدر است؟
You can ask that at the post office
(یو کَن آسک دَت ات د پوست آفِس)
میتوانی آن را در اداره پست بپرسی
I miss my mother very much
(آی میس مای مادِر وری ماچ)
دلم برای مادرم خیلی تنگ شده
I miss her a lot
(آی میس هِر ا لات)
دلم برای او خیلی تنگ شده
I have to call her
(آی هَو تو کال هِر)
باید به او زنگ بزنم
I have to call my mother
(آی هَو تو کال مای مادِر)
باید به مادرم زنگ بزنم
Did you speak with your son?
(دید یو اسپیک ویت یور سَن)
آیا با پسرت صحبت کردی؟
Did you call your son?
(دید یو کال یور سَن)
آیا به پسرت زنگ زدی؟
No, I didn’t
(نو، آی دیدنْت)
نه
I was very busy
(آی واز وری بیزی)
خیلی سرم شلوغ بود
My son is still waiting for my call
(مای سَن ایز استیل وِیتینگ فور مای کال)
پسرم هنوز منتظر زنگ من است
Do you know his number?
(دو یو نو هیز نَمْبِر)
آیا شماره او را میدانی؟
Yes, I can give you his number
(یِس، آی کَن گیو یو هیز نَمْبِر)
آره، میتوانم شماره او را به تو بدهم
Yes, I can give you his phone number
(یِس، آی کَن گیو یو هیز فون نَمْبِر)
آره، میتوانم شماره تلفن او را به تو بدهم
What does the word “phone number” mean?
(وات داز د وُرد فون نَمْبِر مین)
کلمهی “شماره تلفن” چه معنی میدهد؟
What’s the meaning of phone number?
(واتس د مینینگ آو فون نَمْبِر)
معنی “شماره تلفن” چیست؟
Meaning
(مینینگ)
معنی
The meaning of that word
(د مینینگ آو دَت وُرد)
معنی آن کلمه
What’s the meaning of phone number?
(واتس د مینینگ آو فون نَمْبِر)
معنی شماره تلفن چیست؟
The meaning of phone number is…
(د مینینگ آو فون نَمْبِر ایز)
معنی شماره تلفن این است…
Phone number
(فون نَمْبِر)
شماره تلفن
Number
(نَمْبِر)
شماره
Phone
(فون)
تلفن
Telephone
(تِلِفون)
تلفن
Excuse me. Where’s the phone?
(ایکسکیوز می. وِرز د فون)
ببخشید. تلفن کجاست؟
The phone’s over there
(د فونز اوور دِر)
تلفن آنجاست
Can I call my friend?
(کَن آی کال مای فِرِند)
آیا میتوانم به دوستم زنگ بزنم؟
Of course you can
(آو کورس یو کَن)
البته که میتوانی
Is the Persian restaurant open now?
(ایز د پرشن رستورانت اوپِن ناو)
آیا رستوران ایرانی الان باز است؟
I don’t know. You can call them
(آی دونْت نو. یو کَن کال دِم)
نمیدانم. میتوانی به آنها زنگ بزنی
Do you have their number?
(دو یو هَو دِر نَمْبِر)
آیا شماره آنها را داری؟
Do you have their phone number?
(دو یو هَو دِر فون نَمْبِر)
آیا شماره تلفن آنها را داری؟
Yes, I do
(یِس، آی دو)
بله
I’m very busy
(آم وری بیزی)
سرم خیلی شلوغ است
Busy
(بیزی)
مشغول
Did you call them?
(دید یو کال دِم)
آیا به آنها زنگ زدی؟
Yes, but it was busy
(یِس، بات ایت واز بیزی)
آره، اما مشغول بود
Tell me
(تِل می)
به من بگو
Call me
(کال می)
به من زنگ بزن
Call them
(کال دِم)
به آنها زنگ بزن
Call Omid
(کال امید)
به امید زنگ بزن
Call them again
(کال دِم اِگِن)
دوباره به آنها زنگ بزن
Call me tomorrow
(کال می تومارو)
فردا به من زنگ بزن
I need their phone number
(آی نید دِر فون نَمْبِر)
شماره تلفن آنها را نیاز دارم
I need Ali’s number
(آی نید علیز نَمْبِر)
شماره علی را نیاز دارم
Excuse me. Where’s the post office?
(ایکسکیوز می. وِرز د پوست آفِس)
ببخشید. اداره پست کجاست؟
Go straight ahead
(گو استریت اِهد)
مستقیم بروید
Then turn right
(دِن تَرْن رایت)
بعد بپیچید راست
The post office is on your left
(د پوست آفِس ایز آن یور لِفت)
اداره پست سمت چپ شماست
College
(کالِج)
دانشگاه / کالج
Interesting
(اینْترِستینگ)
جالب
That’s interesting
(دَتس اینْترِستینگ)
جالب است
Stamp
(استَمپ)
تمبر
Store
(استور)
فروشگاه
Stay
(اِستِی)
ماندن
Post
(پوست)
پست
Post office
(پوست آفِس)
اداره پست
Call
(کال)
زنگ زدن / تماس گرفتن
Call me tomorrow
(کال می تومارو)
فردا به من زنگ بزن
Number
(نَمْبِر)
شماره
Better
(بِتَر)
بهتر
Phone number
(فون نَمْبِر)
شماره تلفن
مکالمه (Dialogue) اول
A: Behnam, why do we have to move to Shiraz?
(بهنام، وای دو وی هَو تو موو تو شیراز)
بهنام، چرا باید به شیراز نقل مکان کنیم؟
B: Because I have a better job there.
(بیکاز آی هَو ا بِتَر جاب دِر)
چون من یک شغل بهتر آنجا دارم.
A: You have a good job here, too.
(یو هَو ا گود جاب هییر، تو)
تو اینجا هم یک شغل خوب داری.
B: I know, but the job there is more interesting.
(آی نو، بات د جاب دِر ایز مور اینْترِستینگ)
میدانم، اما کار آنجا جالبتر است.
A: But Behnam, our best friends live here. Our daughter goes to college here.
(بات بهنام، آوَر بِست فِرِندز لیو هییر. آوَر داتِر گوز تو کالِج هییر)
اما بهنام، بهترین دوستانمان اینجا زندگی میکنند. دخترمان اینجا به دانشگاه میرود.
B: That’s right, but we’re only going to stay there for a year.
(دَتس رایت، بات وئیر اونلی گویینگ تو اِستِی دِر فور ا ییر)
درست است، اما ما فقط برای یک سال آنجا میمانیم.
مکالمه (Dialogue) دوم
A: Next, please.
(نِکْسْت، پلیز)
بعدی، لطفاً.
B: Hi, it’s my turn, I think. I’m next.
(های، ایتس مای تَرْن، آی تینک. آیْم نِکْسْت)
سلام، فکر میکنم نوبت من است. من بعدی هستم.
A: Hi, what can I do for you?
(های، وات کَن آی دو فور یو)
سلام، چه کاری میتوانم برای شما انجام دهم؟
B: How much is a letter to Iran?
(هاو ماچ ایز ا لِتَر تو ایران)
یک نامه به ایران چقدر است؟
A: Can I see your letter?
(کَن آی سی یور لِتَر)
آیا میتوانم نامه شما را ببینم؟
B: Yes, here you are.
(یِس، هیر یو آر)
آره، بفرمایید.
A: That’s a small letter. Let me see… It’s only two dollars.
(دَتس ا اسمال لِتَر. لِت می سی… ایتس اونلی تو دالِرز)
نامه کوچکی است. بگذار ببینم… فقط دو دلار است.
B: Okay. Here’s two dollars.
(اوکی. هیرز تو دالِرز)
اوکی. بفرمایید دو دلار.
A: Do you need any stamps today?
(دو یو نید اِنی استَمپس تودی)
آیا امروز تمبری نیاز داری؟
B: No, thank you. How long does it take for my letter to arrive in Iran?
(نو، تَنگک یو. هاو لانگ داز ایت تِیْک فور مای لِتَر تو ارایو این ایران)
نه، متشکرم. چقدر طول میکشد تا نامه من به ایران برسد؟
A: It usually takes a week, but sometimes it arrives there in less than a week.
(ایت یوژوالی تِیْکْس ا ویک، بات سَمتایمز ایت ارایوز دِر این لِس دَن ا ویک)
معمولاً یک هفته طول میکشد، اما گاهی اوقات کمتر از یک هفته به آنجا میرسد.
B: Thanks a lot, sir.
(تَنگکْس ا لات، سِر)
خیلی متشکرم، آقا.
A: You’re welcome. Is that all?
(یور وِلکَم. ایز دَت آلیک)
خواهش میکنم. همهاش همین است؟
B: Yes, that’s all for today. Thanks.
(یِس، دَتس آلیک فور تودی. تَنگکْس)
آره، برای امروز همین است. مرسی.
جملات نمونه (Sample Sentences)
The city of Tehran
(د سیتی آو تهران)
شهر تهران
What do you need?
(وات دو یو نید)
چه چیزی نیاز داری؟
I need a plate
(آی نید ا پلیت)
یک بشقاب نیاز دارم
The plates are in the top drawer
(د پلیتس آر این د تاپ دراوِر)
بشقابها در کشوی بالایی هستند
But the spoons are in the bottom drawer
(بات د اسپونز آر این د باتِم دراوِر)
ولی قاشقها در کشوی پایینی هستند
I didn’t see my wallet yesterday
(آی دیدنْت سی مای والِت یِستِردِی)
دیروز کیف پولم را ندیدم
It wasn’t in the drawer
(ایت وازنْت این د دراوِر)
در کشو نبود
I have to go now
(آی هَو تو گو ناو)
باید الان بروم
Okay. Take care
(اوکی. تِیْک کِر)
اوکی. مراقب باش
I miss my mother very much
(آی میس مای مادِر وری ماچ)
دلم برای مادرم خیلی تنگ شده
I miss her a lot
(آی میس هِر ا لات)
دلم برای او خیلی تنگ شده
I have to call her
(آی هَو تو کال هِر)
باید به او زنگ بزنم
Did you call your son?
(دید یو کال یور سَن)
آیا به پسرت زنگ زدی؟
No, I didn’t
(نو، آی دیدنْت)
نه
I was very busy
(آی واز وری بیزی)
خیلی سرم شلوغ بود
My son is still waiting for my call
(مای سَن ایز استیل وِیتینگ فور مای کال)
پسرم هنوز منتظر زنگ من است
Do you know his number?
(دو یو نو هیز نَمْبِر)
آیا شماره او را میدانی؟
Yes, I can give you his phone number
(یِس، آی کَن گیو یو هیز فون نَمْبِر)
آره، میتوانم شماره تلفن او را به تو بدهم
Excuse me. Where’s the phone?
(ایکسکیوز می. وِرز د فون)
ببخشید. تلفن کجاست؟
The phone’s over there
(د فونز اوور دِر)
تلفن آنجاست
Can I call my friend?
(کَن آی کال مای فِرِند)
آیا میتوانم به دوستم زنگ بزنم؟
Of course you can
(آو کورس یو کَن)
البته که میتوانی
Is the Persian restaurant open now?
(ایز د پرشن رستورانت اوپِن ناو)
آیا رستوران ایرانی الان باز است؟
I don’t know. You can call them
(آی دونْت نو. یو کَن کال دِم)
نمیدانم. میتوانی به آنها زنگ بزنی
Do you have their phone number?
(دو یو هَو دِر فون نَمْبِر)
آیا شماره تلفن آنها را داری؟
Yes, I do
(یِس، آی دو)
بله
I’m very busy
(آم وری بیزی)
سرم خیلی شلوغ است
Did you call them?
(دید یو کال دِم)
آیا به آنها زنگ زدی؟
Yes, but it was busy
(یِس، بات ایت واز بیزی)
آره، اما مشغول بود
Call me tomorrow
(کال می تومارو)
فردا به من زنگ بزن
I need their phone number
(آی نید دِر فون نَمْبِر)
شماره تلفن آنها را نیاز دارم
I need Ali’s number
(آی نید علیز نَمْبِر)
شماره علی را نیاز دارم
Excuse me. Where’s the post office?
(ایکسکیوز می. وِرز د پوست آفِس)
ببخشید. اداره پست کجاست؟
Go straight ahead
(گو استریت اِهد)
مستقیم بروید
Then turn right
(دِن تَرْن رایت)
بعد بپیچید راست
The post office is on your left
(د پوست آفِس ایز آن یور لِفت)
اداره پست سمت چپ شماست
I bought a new book
(آی بات ا نیو بوک)
یک کتاب جدید خریدم
Really? Can I see it?
(ریلی؟ کَن آی سی ایت)
واقعاً؟ میتوانم آن را ببینم؟
Sure, here you are
(شور، هیر یو آر)
حتماً، بفرمایید
That’s interesting
(دَتس اینْترِستینگ)
چه جالب است
Why?
(وای)
چرا؟
My father has this book, too
(مای فادِر هَز دیس بوک، تو)
پدرم هم این کتاب را دارد
Did you call Mahin’s parents?
(دید یو کال مهینز پِرِنتس)
آیا به والدین مهین زنگ زدی؟
Yes, I did
(یِس، آی دید)
بله
What did they say?
(وات دید دِی سِی)
آنها چه گفتند؟
I didn’t speak with them
(آی دیدنْت اسپیک ویت دِم)
با آنها صحبت نکردم
Their number was busy
(دِر نَمْبِر واز بیزی)
شماره آنها مشغول بود
It was busy
(ایت واز بیزی)
مشغول بود
It’s busy
(ایتس بیزی)
مشغول است
Can you buy a few stamps for me?
(کَن یو بای ا فیو استَمپس فور می)
آیا میتوانی چند تا تمبر برایم بخری؟
Can you buy me a few stamps?
(کَن یو بای می ا فیو استَمپس)
آیا میتوانی چند تا تمبر برایم بخری؟
Of course I can
(آو کورس آی کَن)
البته که میتوانم
I’m going to the post office anyway
(آم گویینگ تو د پوست آفِس اِنیوی)
به هر حال به اداره پست میروم
Have you seen the new stamps?
(هَو یو سین د نیو استَمپس)
تمبرهای جدید را دیدهای؟
No, why?
(نو، وای)
نه، چرا؟
They’re very beautiful
(دِر وری بیوتِفُل)
خیلی قشنگ هستند
I used to work at a post office
(آی یوزد تو وُرْک ات ا پوست آفِس)
قبلاً در یک اداره پست کار میکردم
Did you like your job?
(دید یو لایک یور جاب)
آیا از کارت خوشت میآمد؟
Yes, but I was very busy there
(یِس، بات آی واز وری بیزی دِر)
آره، اما آنجا خیلی سرم شلوغ بود
My best friend moved to Canada
(مای بِست فِرِند مووْد تو کَنِدا)
بهترین دوستم به کانادا نقل مکان کرد
They have the best food
(دِی هَو د بِست فود)
آنها بهترین غذا را دارند
Do you have their number?
(دو یو هَو دِر نَمْبِر)
آیا شماره آنها را داری؟
Yes, I do
(یِس، آی دو)
بله
Did you see Ali at the post office?
(دید یو سی علی ات د پوست آفِس)
آیا علی را در اداره پست دیدی؟
No, I didn’t see him there
(نو، آی دیدنْت سی هیم دِر)
نه، او را آنجا ندیدم
He wasn’t there
(هی وازنْت دِر)
او آنجا نبود
He moved to Shiraz last week
(هی مووْد تو شیراز لَست ویک)
هفته پیش به شیراز نقل مکان کرد
Mina’s moving to Isfahan
(میناز مووینگ تو اصفهان)
مینا دارد به اصفهان نقل مکان میکند
What’s Omid’s number?
(واتس امیدز نَمْبِر)
شماره امید چنده؟
I don’t have it with me
(آی دونْت هَو ایت ویت می)
آن را همراه ندارم
Let’s go to the library
(لِتس گو تو د لایبْرِری)
بیا بریم کتابخانه
Let’s go to the mall instead
(لِتس گو تو د مال اینْسْتِد)
بیا به جای آن بریم پاساژ
Let’s visit Omid
(لِتس ویزیت امید)
بیا به دیدار امید برویم
Instead of going to the mall
(اینْسْتِد آو گویینگ تو د مال)
به جای رفتن به پاساژ
Let’s visit Omid instead of going to the mall
(لِتس ویزیت امید اینْسْتِد آو گویینگ تو د مال)
بیا به جای رفتن به پاساژ، به دیدار امید برویم
Okay. Let’s go
(اوکی. لِتس گو)
اوکی. برویم