• درس ۷۲ همیشه امیدوارم (روش حذف اضافه با متد رضا زمانی)

    We were in Iran last year

    (وی وَر این ایران لَست ییر)

    پارسال در ایران بودیم

    Your number was busy all the time

    (یور نَمْبِر واز بیزی آل د تایم)

    شماره تو تمام مدت مشغول بود

    I hope to see you again

    (آی هوپ تو سی یو اِگِن)

    امیدوارم دوباره ببینمت

    It was raining all the time

    (ایت واز رِینینگ آل د تایم)

    تمام مدت باران می‌آمد

    I don’t remember

    (آی دونْت ریمِمْبِر)

    یادم نمی‌آید

    They weren’t in Iran

    (دِی وَرنْت این ایران)

    آنها در ایران نبودند

    We were at the mall all day

    (وی وَر ات د مال آل دِی)

    ما تمام روز در پاساژ بودیم

    They were in Vancouver all week

    (دِی وَر این ونکوور آل ویک)

    آنها تمام هفته در ونکوور بودند

    My father’s always on time

    (مای فادِرز الوِیز آن تایم)

    پدرم همیشه سر وقت است

    Mina’s father’s an engineer

    (میناز فادِرز اَن اِنْجینِیر)

    پدر مینا مهندس است

    Her cousin’s a teacher

    (هِر کَزِنز ا تیچِر)

    پسرخاله‌اش معلم است

    Her cousin is a teacher

    (هِر کَزِن ایز ا تیچِر)

    پسرخاله‌اش معلم است

    I’m getting ready

    (آم گِتینگ رِدی)

    دارم آماده می‌شوم

    It’s getting cold

    (ایتس گِتینگ کولْد)

    دارد سرد می‌شود

    Dinner’s ready

    (دینِرز رِدی)

    شام حاضر است

    The food’s getting cold

    (د فودز گِتینگ کولْد)

    غذا دارد سرد می‌شود

    I’m getting tired

    (آم گِتینگ تایِرد)

    دارم خسته می‌شوم

    It takes two hours to fix your car

    (ایت تِیْکْس تو آوَرز تو فیکس یور کار)

    درست کردن ماشین شما دو ساعت طول می‌کشد

    Are you ready to order?

    (آر یو رِدی تو اُردِر)

    آیا آماده سفارش دادن هستید؟

    Not yet

    (نات یِت)

    هنوز نه

    We have a lot of food

    (وی هَو ا لات آو فود)

    یک عالمه غذا داریم

    I can’t eat all of it

    (آی کَنت ایت آل آو ایت)

    نمی‌توانم همه‌اش را بخورم

    You’re late

    (یور لِیت)

    دیر کردی

    Where have you been?

    (وِر هَو یو بِین)

    کجا بوده‌ای؟

    I was busy

    (آی واز بیزی)

    سرم شلوغ بود

    I was at the bank

    (آی واز ات د بَنک)

    در بانک بودم

    I wanted to deposit some money to my account

    (آی وانتِد تو دِپازیت سَم مانی تو مای اَکاونْت)

    می‌خواستم مقداری پول به حسابم واریز کنم

    I wanted to withdraw some money from my account

    (آی وانتِد تو ویت‌دْراو سَم مانی فرام مای اَکاونْت)

    می‌خواستم مقداری پول از حسابم برداشت کنم

    I wasn’t busy

    (آی وازنْت بیزی)

    سرم شلوغ نبود

    They were busy

    (دِی وَر بیزی)

    آنها مشغول بودند

    We were busy

    (وی وَر بیزی)

    ما مشغول بودیم

    We were in Tehran last year

    (وی وَر این تهران لَست ییر)

    پارسال در تهران بودیم

    Where were you?

    (وِر وَر یو)

    کجا بودی؟

    I was at home

    (آی واز ات هوم)

    در خانه بودم

    I tried to call you two hours ago

    (آی تراید تو کال یو تو آوَرز اِگو)

    دو ساعت پیش سعی کردم به تو زنگ بزنم

    It rains all the time

    (ایت رِینز آل د تایم)

    تمام مدت باران می‌آید

    Ali reads a book all the time

    (علی ریدز ا بوک آل د تایم)

    علی تمام مدت کتاب می‌خواند

    I can’t fix my car without your help

    (آی کَنت فیکس مای کار ویت‌آوت یور هِلپ)

    بدون کمک تو نمی‌توانم ماشینم را درست کنم

    What’s your daughter’s job?

    (واتس یور داتِرز جاب)

    شغل دختر شما چیست؟

    She’s an engineer

    (شیز اَن اِنْجینِیر)

    او مهندس است

    What does your son do?

    (وات داز یور سَن دو)

    پسر شما چه کار می‌کند؟

    He’s a teacher

    (هیز ا تیچِر)

    او معلم است

    It was raining yesterday

    (ایت واز رِینینگ یِستِردِی)

    دیروز باران می‌آمد

    It’s hard to find a job

    (ایتس هارد تو فایند ا جاب)

    پیدا کردن کار سخت است

    Did you fix the phone?

    (دید یو فیکس د فون)

    آیا تلفن را درست کردی؟

    No, I didn’t

    (نو، آی دیدنْت)

    نه

    Can you fix it tomorrow?

    (کَن یو فیکس ایت تومارو)

    آیا می‌توانی فردا آن را درست کنی؟

    Of course I can

    (آو کورس آی کَن)

    البته که می‌توانم

    When was the last time you were in Iran?

    (وِن واز د لَست تایم یو وَر این ایران)

    آخرین باری که در ایران بودی کی بود؟

    About six months ago

    (اَباوت سیکس مانْتْس اِگو)

    حدوداً شش ماه پیش

    Almost four years ago

    (آلْمُوسْت فور ییرز اِگو)

    تقریباً چهار سال پیش

    All my relatives live there

    (آل مای رِلِتیوز لیو دِر)

    همه فامیلم آنجا زندگی می‌کنند

    I hope to see them soon

    (آی هوپ تو سی دِم سون)

    امیدوارم به زودی آنها را ببینم

    I hope to see you again

    (آی هوپ تو سی یو اِگِن)

    امیدوارم دوباره ببینمت

    You’re a teacher

    (یور ا تیچِر)

    شما معلم هستید

    You’re not a teacher

    (یور نات ا تیچِر)

    شما معلم نیستید

    You were not home

    (یو وَر نات هوم)

    تو در خانه نبودی

    You weren’t home

    (یو وَرنْت هوم)

    تو در خانه نبودی

    We weren’t home

    (وی وَرنْت هوم)

    ما در خانه نبودیم

    Did Mina call?

    (دید مینا کال)

    آیا مینا تلفن کرد؟

    Yes, but you weren’t home

    (یِس، بات یو وَرنْت هوم)

    آره، اما تو در خانه نبودی

    I hope she calls again

    (آی هوپ شی کالز اِگِن)

    امیدوارم دوباره تلفن کند

    I have to call Mina

    (آی هَو تو کال مینا)

    باید به مینا تلفن کنم

    What’s her phone number?

    (واتس هِر فون نَمْبِر)

    شماره تلفن او چیست؟

    Let me think

    (لِت می تینک)

    بگذار فکر کنم

    I’m sorry, I can’t remember her number

    (آم ساری، آی کَنت ریمِمْبِر هِر نَمْبِر)

    متاسفم، شماره او را به خاطر نمی‌آورم

    What does “remember” mean?

    (وات داز ریمِمْبِر مین)

    “به خاطر آوردن” چه معنی می‌دهد؟

    I can’t remember her number

    (آی کَنت ریمِمْبِر هِر نَمْبِر)

    نمی‌توانم شماره او را به خاطر بیاورم

    Do you remember her address?

    (دو یو ریمِمْبِر هِر اَدْرِس)

    آیا آدرس او را به خاطر می‌آوری؟

    I don’t remember

    (آی دونْت ریمِمْبِر)

    یادم نمی‌آید

    Remember this number

    (ریمِمْبِر دیس نَمْبِر)

    این شماره را به خاطر داشته باش

    A few weeks ago

    (ا فیو ویکس اِگو)

    چند هفته پیش

    A few hours ago

    (ا فیو آوَرز اِگو)

    چند ساعت پیش

    What was the name of the insurance company?

    (وات واز د نِیم آو د اینشورنس کامپَنی)

    اسم شرکت بیمه چه بود؟

    I was very tired this morning

    (آی واز وری تایِرد دیس مورنینگ)

    امروز صبح خیلی خسته بودم

    Where are you?

    (وِر آر یو)

    کجایی؟

    Are you at the bank right now?

    (آر یو ات د بَنک رایت ناو)

    آیا همین الان در بانک هستی؟

    Yes, I am

    (یِس، آی اَم)

    بله

    Were you at the bank yesterday?

    (وَر یو ات د بَنک یِستِردِی)

    آیا دیروز در بانک بودی؟

    Yes, I was

    (یِس، آی واز)

    بله

    I saw you there

    (آی سو یو دِر)

    آنجا تو را دیدم

    I was at the mall all day

    (آی واز ات د مال آل دِی)

    تمام روز در پاساژ بودم

    I was talking on the phone

    (آی واز تالکینگ آن د فون)

    داشتم با تلفن حرف می‌زدم

    I called you three times

    (آی کالْد یو ثری تایمز)

    سه بار به تو تلفن کردم

    I was talking to my father

    (آی واز تالکینگ تو مای فادِر)

    داشتم با پدرم حرف می‌زدم

    I hope to see him soon

    (آی هوپ تو سی هیم سون)

    امیدوارم به زودی او را ببینم

    I can’t remember Ali’s address

    (آی کَنت ریمِمْبِر علیز اَدْرِس)

    نمی‌توانم آدرس علی را به خاطر بیاورم

    Saman, why are you always late?

    (سامان، وای آر یو الوِیز لِیت)

    سامان، چرا همیشه دیر می‌کنی؟

    You’re never on time

    (یور نِوِر آن تایم)

    تو هیچ وقت سر وقت نیستی

    Ali’s always on time

    (علیز الوِیز آن تایم)

    علی همیشه سر وقت است

    He’s always on time

    (هیز الوِیز آن تایم)

    او همیشه سر وقت است

    I was on time this time

    (آی واز آن تایم دیس تایم)

    من این دفعه سر وقت بودم

    He arrived on time

    (هی ارایوْد آن تایم)

    او سر وقت رسید

    Ali works very hard

    (علی وُرْکس وری هارد)

    علی خیلی سخت کار می‌کند

    مکالمه (Dialogue)

    A: Mina, do you remember the name of Ali’s friend?

    (مینا، دو یو ریمِمْبِر د نِیم آو علیز فِرِند)

    مینا، آیا اسم دوست علی را به خاطر می‌آوری؟

    B: Which friend?

    (ویچ فِرِند)

    کدوم دوست؟

    A: Remember, we were at Ali’s house almost five months ago.

    (ریمِمْبِر، وی وَر ات علیز هاوس آلْمُوسْت فایو مانْتْس اِگو)

    یادت می‌آید، تقریباً پنج ماه پیش در خانه علی بودیم.

    B: Yes, I remember that.

    (یِس، آی ریمِمْبِر دَت)

    آره، آن را به خاطر می‌آورم.

    A: He was there, too. I was talking to him about getting a loan.

    (هی واز دِر، تو. آی واز تالکینگ تو هیم اَباوت گِتینگ ا لون)

    او هم آنجا بود. داشتم با او درباره گرفتن وام حرف می‌زدم.

    B: Oh, yes. You mean the young man with the blue jacket.

    (اوه، یِس. یو مین د یانگ مَن ویت د بلو جَکِت)

    اوه، آره. منظور آن مرد جوان با کت آبی است.

    A: That’s right. He works for a loan company.

    (دَتس رایت. هی وُرْکس فور ا لون کامپَنی)

    درست است. او برای یک شرکت وام کار می‌کند.

    B: What do you want from him?

    (وات دو یو وانت فرام هیم)

    از او چه می‌خواهی؟

    A: All I want to know is the name of the company he’s working for.

    (آل آی وانت تو نو ایز د نِیم آو د کامپَنی هیز وُرْکینگ فور)

    تمام چیزی که می‌خواهم بدانم، اسم شرکتی است که او در آن کار می‌کند.

    B: You can call Ali, and get the name and number from him.

    (یو کَن کال علی، اَند گِت د نِیم اَند نَمْبِر فرام هیم)

    می‌توانی به علی زنگ بزنی و اسم و شماره را از او بگیری.

    A: That’s a good idea. I just hope he’s still working there. I mean Ali’s friend.

    (دَتس ا گود آیدیا. آی جَست هوپ هیز استیل وُرْکینگ دِر. آی مین علیز فِرِند)

    فکر خوبی است. فقط امیدوارم او هنوز آنجا کار کند. منظور دوست علی است.

    B: Or you can call another loan company, and ask them any questions you have.

    (اور یو کَن کال اَنَذَر لون کامپَنی، اَند آسک دِم اِنی کِسچِنز یو هَو)

    یا می‌توانی به یک شرکت وام دیگر زنگ بزنی و هر سوالی داری از آنها بپرسی.

    A: I know, but my parents used to have a mortgage with his company, and they were very happy with it.

    (آی نو، بات مای پِرِنتس یوزد تو هَو ا مورگیج ویت هیز کامپَنی، اَند دِی وَر وری هَپی ویت ایت)

    می‌دانم، اما پدر و مادرم قبلاً با شرکت او یک وام مسکن داشتند، و خیلی از آن راضی بودند.

    B: Then call your parents and get his number.

    (دِن کال یور پِرِنتس اَند گِت هیز نَمْبِر)

    پس به پدر و مادرت زنگ بزن و شماره او را بگیر.

    A: They’re on vacation right now.

    (دِر آن وِکِیشِن رایت ناو)

    آنها الان در مرخصی هستند.

    جملات نمونه (Sample Sentences)

    Were

    (وَر)

    بودند (گذشته are)

    We were

    (وی وَر)

    ما بودیم

    Transfer

    (تْرَنسفِر)

    انتقال دادن

    We were not

    (وی وَر نات)

    ما نبودیم

    We weren’t

    (وی وَرنْت)

    ما نبودیم

    Time

    (تایم)

    زمان

    All the time

    (آل د تایم)

    تمام مدت

    On time

    (آن تایم)

    سر وقت

    Hope

    (هوپ)

    امیدوار بودن

    Remember

    (ریمِمْبِر)

    به خاطر آوردن

    I remember now

    (آی ریمِمْبِر ناو)

    الان یادم آمد

    The meeting started at six o’clock

    (د میتینگ استارْتِد ات سیکس اِکلاک)

    جلسه ساعت شش شروع شد

    Did the meeting start on time?

    (دید د میتینگ استارت آن تایم)

    آیا جلسه سر وقت شروع شد؟

    What time did Mina arrive?

    (وات تایم دید مینا ارایو)

    مینا چه ساعتی رسید؟

    I really don’t remember

    (آی ریلی دونْت ریمِمْبِر)

    واقعاً یادم نمی‌آید

    What was Sahar’s number?

    (وات واز سحرز نَمْبِر)

    شماره سحر چه بود؟

    I can’t remember her cell phone number

    (آی کَنت ریمِمْبِر هِر سِل فون نَمْبِر)

    نمی‌توانم شماره موبایل او را به خاطر بیاورم

    Did you talk to Ali about his trip?

    (دید یو تالک تو علی اَباوت هیز تریپ)

    آیا با علی درباره سفرش حرف زدی؟

    Yes, I was talking to him all day

    (یِس، آی واز تالکینگ تو هیم آل دِی)

    آره، تمام روز داشتم با او حرف می‌زدم

    How was the weather in Germany?

    (هاو واز د وِدَر این جِرمانی)

    هوا در آلمان چطور بود؟

    It was rainy all the time

    (ایت واز رِینی آل د تایم)

    تمام مدت بارانی بود

    But I still like Germany

    (بات آی استیل لایک جِرمانی)

    اما هنوز هم آلمان را دوست دارم

    I hope you find a good job soon

    (آی هوپ یو فایند ا گود جاب سون)

    امیدوارم به زودی یک کار خوب پیدا کنی

    Ali’s never late

    (علیز نِوِر لِیت)

    علی هیچ وقت دیر نمی‌کند

    He’s always on time

    (هیز الوِیز آن تایم)

    او همیشه سر وقت است

    They’re from Iran

    (دِر فرام ایران)

    آنها اهل ایران هستند

    Were they from Iran?

    (وَر دِی فرام ایران)

    آیا آنها اهل ایران بودند؟

    We’re almost ready

    (وئیر آلْمُوسْت رِدی)

    ما تقریباً آماده هستیم

    The food’s getting cold

    (د فودز گِتینگ کولْد)

    غذا دارد سرد می‌شود

    How old is your daughter?

    (هاو اولْد ایز یور داتِر)

    دختر شما چند سالش است؟

    She’s almost ten

    (شیز آلْمُوسْت تِن)

    تقریباً ده سالش است

    Were you at the post office this morning?

    (وَر یو ات د پوست آفِس دیس مورنینگ)

    آیا امروز صبح در اداره پست بودی؟

    I don’t remember

    (آی دونْت ریمِمْبِر)

    یادم نمی‌آید