• درس ۷۵ وقت ملاقات (روش حذف اضافه با متد رضا زمانی)

    I made an appointment yesterday

    (آی مِید اَن اپوینْتْمِنْت یِستِردِی)

    دیروز وقت ملاقات گذاشتم

    Ali’s waiting for your call

    (علیز وِیتینگ فور یور کال)

    علی منتظر تلفن تو است

    Thanks for asking

    (تَنگکْس فور آسکینگ)

    مرسی که پرسیدی

    I thought my appointment was for today

    (آی تات مای اپوینْتْمِنْت واز فور تودی)

    فکر کردم وقت ملاقاتم برای امروز بود

    We should go tomorrow

    (وی شاد گو تومارو)

    ما بایستی فردا برویم

    My sister lives with me

    (مای سیسْتَر لیوز ویت می)

    خواهرم با من زندگی می‌کند

    My younger brother is an engineer

    (مای یانگِر بْرادَر ایز اَن اِنْجینِیر)

    برادر کوچکترم مهندس است

    I’m married

    (آم مَرید)

    متاهل هستم

    I’ve been married for fifteen years

    (آیْو بِین مَرید فور فیف‌تین ییرز)

    پانزده سال است که ازدواج کرده‌ام

    You could go by bus

    (یو کُد گو بای باس)

    می‌توانستی با اتوبوس بروی

    I couldn’t find Ali’s house

    (آی کُدْنْت فایند علیز هاوس)

    نتوانستم خانه علی را پیدا کنم

    Thanks for your call

    (تَنگکْس فور یور کال)

    مرسی برای تلفنت

    The doctor’s late today

    (د داکْتَرز لِیت تودی)

    دکتر امروز دیر کرده است

    He’s usually on time

    (هیز یوژوالی آن تایم)

    او معمولاً سر وقت است

    You have a fever

    (یو هَو ا فیوِر)

    تب داری

    You have to see a doctor

    (یو هَو تو سی ا داکْتَر)

    باید یک دکتر ببینی

    I have health insurance

    (آی هَو هِلْث اینشورنس)

    بیمه درمانی دارم

    I’ll call you tomorrow

    (آیل کال یو تومارو)

    فردا به تو تلفن خواهم کرد

    We feel well today

    (وی فیل وِل تودی)

    امروز حالمون خوب است

    You’ll feel better tomorrow

    (یول فیل بِتَر تومارو)

    فردا حالت بهتر خواهد بود

    But remember, you have to take your medicine on time

    (بات ریمِمْبِر، یو هَو تو تِیْک یور مِدِسِن آن تایم)

    اما یادت باشد، باید دارویت را سر وقت بخوری

    I want to see a doctor

    (آی وانت تو سی ا داکْتَر)

    می‌خواهم یک دکتر ببینم

    You can make an appointment for tomorrow

    (یو کَن مِیک اَن اپوینْتْمِنْت فور تومارو)

    می‌توانی برای فردا یک وقت ملاقات بگیری

    I already made an appointment for tomorrow

    (آی آْلْرِدی مِید اَن اپوینْتْمِنْت فور تومارو)

    قبلاً برای فردا یک وقت ملاقات گرفتم

    Oh, that’s right! I’m sorry

    (اوه، دَتس رایت! آم ساری)

    اوه، درست است! متاسفم

    When’s my next appointment?

    (وِنز مای نِکْسْت اپوینْتْمِنْت)

    وقت ملاقات بعدی من کی است؟

    It’s on Tuesday at ten o’clock

    (ایتس آن تیوزدِی ات تِن اِکلاک)

    روز سه‌شنبه ساعت ده است

    I’ll be at work at ten o’clock

    (آیل بی ات وُرْک ات تِن اِکلاک)

    ساعت ده سر کار خواهم بود

    Can I come after six o’clock?

    (کَن آی کَم آفتَر سیکس اِکلاک)

    آیا می‌توانم بعد از ساعت شش بیایم؟

    Try to be here before five o’clock

    (ترای تو بی هییر بیفور فایو اِکلاک)

    سعی کن قبل از ساعت پنج اینجا باشی

    We need your insurance card

    (وی نید یور اینشورنس کارد)

    کارت بیمه شما را نیاز داریم

    Is this medicine good for stomachache?

    (ایز دیس مِدِسِن گود فور اِستامَکِیک)

    آیا این دارو برای شکم درد خوب است؟

    Yes, I used to take this medicine

    (یِس، آی یوزد تو تِیْک دیس مِدِسِن)

    آره، قبلاً این دارو را می‌خوردم

    It was very good for me

    (ایت واز وری گود فور می)

    برای من خیلی خوب بود

    I hope it works for you, too

    (آی هوپ ایت وُرْکس فور یو، تو)

    امیدوارم برای تو هم مؤثر باشد

    Do I need a prescription to buy it?

    (دو آی نید ا پِرِسکریپشِن تو بای ایت)

    آیا برای خرید آن به نسخه نیاز دارم؟

    Yes, you do

    (یِس، یو دو)

    بله

    Did you call Mina?

    (دید یو کال مینا)

    آیا به مینا تلفن کردی؟

    No, but I’ll call her

    (نو، بات آیل کال هِر)

    نه، اما به او تلفن خواهم کرد

    She’s waiting for your call

    (شیز وِیتینگ فور یور کال)

    او منتظر تلفن تو است

    I thought you called her

    (آی تات یو کالْد هِر)

    فکر کردم به او تلفن کردی

    I thought you wanted to fix my car

    (آی تات یو وانتِد تو فیکس مای کار)

    فکر کردم می‌خواستی ماشینم را درست کنی

    I’ll fix it for you

    (آیل فیکس ایت فور یو)

    آن را برایت درست خواهم کرد

    But not now

    (بات نات ناو)

    اما الان نه

    I thought my appointment was for today

    (آی تات مای اپوینْتْمِنْت واز فور تودی)

    فکر کردم وقت ملاقاتم برای امروز بود

    How long are you going to stay in Tehran?

    (هاو لانگ آر یو گویینگ تو اِستِی این تهران)

    چند وقت می‌خواهید در تهران بمانید؟

    Until tomorrow

    (آنتایل تومارو)

    تا فردا

    Really?

    (ریلی)

    واقعاً؟

    We thought you’ll stay for a week

    (وی تات یول اِستِی فور ا ویک)

    ما فکر کردیم شما یک هفته خواهید ماند

    No, we should go tomorrow

    (نو، وی شاد گو تومارو)

    نه، ما بایستی فردا برویم

    You should make an appointment

    (یو شاد مِیک اَن اپوینْتْمِنْت)

    تو بایستی یک وقت ملاقات بگیری

    I made an appointment this morning

    (آی مِید اَن اپوینْتْمِنْت دیس مورنینگ)

    امروز صبح یک وقت ملاقات گرفتم

    Let’s go. I’m late

    (لِتس گو. آیْم لِیت)

    برویم. دیرم شده

    I should be there at eight o’clock

    (آی شاد بی دِر ات ایت اِکلاک)

    بایستی ساعت هشت آنجا باشم

    What day is today?

    (وات دِی ایز تودی)

    امروز چند شنبه است؟

    It’s Tuesday

    (ایتس تیوزدِی)

    سه‌شنبه است

    I thought it was Monday

    (آی تات ایت واز مانْدِی)

    فکر کردم دوشنبه است

    You have a cold

    (یو هَو ا کولْد)

    تو سرما خوردی

    You have a fever, too

    (یو هَو ا فیوِر، تو)

    تب هم داری

    You should see a doctor

    (یو شاد سی ا داکْتَر)

    بایستی یک دکتر ببینی

    Have you ever been to Ramsar?

    (هَو یو اِوِر بِین تو رامسر)

    آیا هیچ وقت به رامسر بوده‌ای؟

    No, why?

    (نو، وای)

    نه، چرا؟

    You should go there

    (یو شاد گو دِر)

    بایستی به آنجا بروی

    It’s a beautiful city

    (ایتس ا بیوتِفُل سیتی)

    شهر قشنگی است

    Does your family live there?

    (داز یور فَمِلی لیو دِر)

    آیا خانواده‌ات آنجا زندگی می‌کند؟

    They used to live there

    (دِی یوزد تو لیو دِر)

    قبلاً آنجا زندگی می‌کردند

    They moved to Tehran a few years ago

    (دِی مووْد تو تهران ا فیو ییرز اِگو)

    چند سال پیش به تهران نقل مکان کردند

    But my sister still lives there

    (بات مای سیسْتَر استیل لیوز دِر)

    اما خواهرم هنوز آنجا زندگی می‌کند

    Sister

    (سیسْتَر)

    خواهر

    Does your sister live there alone?

    (داز یور سیسْتَر لیو دِر الون)

    آیا خواهرت آنجا تنها زندگی می‌کند؟

    No, she lives with her family

    (نو، شی لیوز ویت هِر فَمِلی)

    نه، او با خانواده‌اش زندگی می‌کند

    She’s married

    (شیز مَرید)

    او متاهل است

    Married

    (مَرید)

    متاهل / ازدواج کرده

    I’m married

    (آم مَرید)

    متاهل هستم

    I have three children

    (آی هَو ثری چیلدرِن)

    سه تا بچه دارم

    Are you married?

    (آر یو مَرید)

    آیا تو متاهلی؟

    Not yet

    (نات یِت)

    هنوز نه

    My sister is married

    (مای سیسْتَر ایز مَرید)

    خواهرم متاهل است

    Tell me that your sister has been married for five years

    (تِل می دَت یور سیسْتَر هَز بِین مَرید فور فایو ییرز)

    به من بگو خواهرت پنج سال است ازدواج کرده

    My sister has been married for five years

    (مای سیسْتَر هَز بِین مَرید فور فایو ییرز)

    خواهرم پنج سال است ازدواج کرده

    She’s been married for five years

    (شیز بِین مَرید فور فایو ییرز)

    او پنج سال است ازدواج کرده

    I have been married for two years

    (آی هَو بِین مَرید فور تو ییرز)

    دو سال است ازدواج کرده‌ام

    I’ve been married for two years

    (آیْو بِین مَرید فور تو ییرز)

    دو سال است ازدواج کرده‌ام

    We live in Mashhad

    (وی لیو این مشهد)

    ما در مشهد زندگی می‌کنیم

    My younger brother lives with us

    (مای یانگِر بْرادَر لیوز ویت آس)

    برادر کوچکترم با ما زندگی می‌کند

    Brother

    (بْرادَر)

    برادر

    I have two brothers

    (آی هَو تو بْرادَرز)

    دو تا برادر دارم

    How many sisters do you have?

    (هاو مِنی سیسْتَرز دو یو هَو)

    چند تا خواهر داری؟

    I have three sisters

    (آی هَو ثری سیسْتَرز)

    سه تا خواهر دارم

    One of them lives with me

    (وان آو دِم لیوز ویت می)

    یکی از آنها با من زندگی می‌کند

    The older one is in Germany

    (د اولدِر وان ایز این جِرمانی)

    آن بزرگتر در آلمان است

    Will you be home late tonight?

    (ویل یو بی هوم لِیت تونایت)

    آیا امشب دیر وقت خانه خواهید بود؟

    I don’t think so

    (آی دونْت تینک سو)

    فکر نمی‌کنم

    I should be home at eight o’clock

    (آی شاد بی هوم ات ایت اِکلاک)

    بایستی ساعت هشت خانه باشم

    I have to be home at eight

    (آی هَو تو بی هوم ات ایت)

    باید ساعت هشت خانه باشم

    مکالمه (Dialogue)

    A: Mina, did you make an appointment with the doctor?

    (مینا، دید یو مِیک اَن اپوینْتْمِنْت ویت د داکْتَر)

    مینا، آیا با دکتر وقت ملاقات گرفتی؟

    B: Yes, I made an appointment for Monday.

    (یِس، آی مِید اَن اپوینْتْمِنْت فور مانْدِی)

    آره، برای دوشنبه یک وقت ملاقات گرفتم.

    A: We’re not here on Monday. You know that. We’ll be in Shiraz all week.

    (وئیر نات هییر آن مانْدِی. یو نو دَت. ویل بی این شیراز آل ویک)

    ما دوشنبه اینجا نیستیم. تو این را می‌دانی. تمام هفته در شیراز خواهیم بود.

    B: You’re right. I’ll call them back and make another appointment. Ali, is this the first time you’re going to Shiraz?

    (یور رایت. آیل کال دِم بَک اَند مِیک اَنَذَر اپوینْتْمِنْت. علی، ایز دیس د فِرست تایم یور گویینگ تو شیراز)

    درست می‌گویی. دوباره به آنها زنگ خواهم زد و یک وقت ملاقات دیگر می‌گیرم. علی، آیا این اولین بار است که به شیراز می‌روی؟

    A: No, I’ve been there a few times. I have a brother in Shiraz.

    (نو، آیْو بِین دِر ا فیو تایمز. آی هَو ا بْرادَر این شیراز)

    نه، چند بار آنجا بوده‌ام. یک برادر در شیراز دارم.

    B: You talked about him before. Is he married?

    (یو تالکْت اَباوت هیم بیفور. ایز هی مَرید)

    قبلاً درباره او با من حرف زدی. آیا او ازدواج کرده است؟

    A: No, he’s too young to be married.

    (نو، هیز تو یانگ تو بی مَرید)

    نه، او برای ازدواج کردن خیلی جوان است.

    B: How old is he?

    (هاو اولْد ایز هی)

    چند سالش است؟

    A: He’s sixteen. He lives with my sister.

    (هیز سیکستین. هی لیوز ویت مای سیسْتَر)

    شانزده سالش است. او با خواهرم زندگی می‌کند.

    B: I thought you were older. But your sister is married, isn’t she?

    (آی تات یو وَر اولدِر. بات یور سیسْتَر ایز مَرید، ایزنَت شی)

    فکر کردم تو بزرگتر بودی. اما خواهرت ازدواج کرده، مگه نه؟

    A: Yes, she is. She’s been married for almost ten years.

    (یِس، شی ایز. شیز بِین مَرید فور آلْمُوسْت تِن ییرز)

    آره. او تقریباً ده سال است ازدواج کرده است.

    B: Do they know that we’re going to visit them next week?

    (دو دِی نو دَت وئیر گویینگ تو ویزیت دِم نِکْسْت ویک)

    آیا آنها می‌دانند که هفته آینده به دیدارشان می‌رویم؟

    A: No, they don’t. Do you think we should call them and let them know?

    (نو، دِی دونْت. دو یو تینک وی شاد کال دِم اَند لِت دِم نو)

    نه، نمی‌دانند. آیا فکر می‌کنی بایستی به آنها زنگ بزنیم و بگذاریم بدانند؟

    B: I think we should.

    (آی تینک وی شاد)

    فکر می‌کنم بایستی.

    A: Okay. Then let’s do it now.

    (اوکی. دِن لِتس دو ایت ناو)

    اوکی. پس بیا الآن انجامش دهیم.

    جملات نمونه (Sample Sentences)

    Thought

    (تات)

    فکر کرد (گذشته think)

    Think

    (تینک)

    فکر کردن

    Bought

    (بات)

    خرید (گذشته buy)

    Should

    (شاد)

    بایستی

    Could

    (کُد)

    می‌توانستم (گذشته can)

    Sister

    (سیسْتَر)

    خواهر

    Brother

    (بْرادَر)

    برادر

    Married

    (مَرید)

    متاهل

    I’m married

    (آم مَرید)

    متاهل هستم

    Say

    (سِی)

    گفتن

    The meeting starts at eleven o’clock

    (د میتینگ استارتس ات ایلِوِن اِکلاک)

    جلسه ساعت یازده شروع می‌شود

    Why are you going now? It’s too early

    (وای آر یو گویینگ ناو؟ ایتس تو ارلی)

    چرا الآن می‌روی؟ خیلی زود است

    I want to be there on time

    (آی وانت تو بی دِر آن تایم)

    می‌خواهم سر وقت آنجا باشم

    That’s why I’m going earlier

    (دَتس وای آیْم گویینگ ارلیِر)

    به همین خاطر است که زودتر می‌روم

    I couldn’t find Ali’s house

    (آی کُدْنْت فایند علیز هاوس)

    نتوانستم خانه علی را پیدا کنم

    Could you find Ali’s number?

    (کُد یو فایند علیز نَمْبِر)

    توانستی شماره علی را پیدا کنی؟

    No, I couldn’t

    (نو، آی کُدْنْت)

    نه، نتوانستم

    Yes, I could

    (یِس، آی کُد)

    بله، توانستم

    You should ask Mina

    (یو شاد آسک مینا)

    بایستی از مینا بپرسی

    I’m waiting for Ali’s call

    (آم وِیتینگ فور علیز کال)

    منتظر تلفن علی هستم

    Thanks for your help

    (تَنگکْس فور یور هِلپ)

    مرسی برای کمکت

    Are you married?

    (آر یو مَرید)

    آیا تو متاهلی؟

    No, I’m not

    (نو، آیْم نات)

    نه