We had an apartment in Tehran
(وی هَد اَن اپارْتْمِنْت این تهران)
ما یک آپارتمان در تهران داشتیم
The pictures are in the closet
(د پیکچَرز آر این د کلاوزیت)
عکسها در کمد هستند
Your book is under the newspaper
(یور بوک ایز اَنْدَر د نیوزپِیپِر)
کتابت زیر روزنامه است
Excuse me, that was my seat
(ایکسکیوز می، دَت واز مای سیت)
ببخشید، آن جای من بود
Don’t use my cell phone
(دونْت یوز مای سِل فون)
از موبایلم استفاده نکن
Excuse me, can I use the restroom?
(ایکسکیوز می، کَن آی یوز د رِستروم)
ببخشید، میتوانم از دستشویی استفاده کنم؟
Let’s go inside
(لِتس گو اینساید)
بیا بریم داخل
Then let’s sit outside
(دِن لِتس سیت اوتساید)
پس بیا بیرون بنشینیم
When did you move to Tehran?
(وِن دید یو موو تو تهران)
کی به تهران نقل مکان کردی؟
I don’t remember
(آی دونْت ریمِمْبِر)
یادم نمیآید
It was a long time ago
(ایت واز ا لانگ تایم اِگو)
خیلی وقت پیش بود
We were in Shiraz for twenty-five years
(وی وَر این شیراز فور توِنی فایو ییرز)
بیست و پنج سال در شیراز بودیم
Don’t you miss Shiraz?
(دونْت یو میس شیراز)
مگه دلت برای شیراز تنگ نمیشود؟
I was there two months ago
(آی واز دِر تو مانْتْس اِگو)
دو ماه پیش آنجا بودم
We still have relatives there
(وی استیل هَو رِلِتیوز دِر)
هنوز آنجا قوم و خویش داریم
Did you live in a house?
(دید یو لیو این ا هاوس)
آیا در یک خانه زندگی میکردید؟
No, we couldn’t buy a house
(نو، وی کُدْنْت بای ا هاوس)
نه، نمیتوانستیم یک خانه بخریم
It was very expensive
(ایت واز وری اکسپِنسیو)
خیلی گران بود
But we had an apartment
(بات وی هَد اَن اپارْتْمِنْت)
اما یک آپارتمان داشتیم
Our living room wasn’t very big
(آوَر لیوینگ روم وازنْت وری بیگ)
اتاق نشیمن ما خیلی بزرگ نبود
But it was big enough for us
(بات ایت واز بیگ ایناف فور آس)
اما برای ما به اندازه کافی بزرگ بود
We had a big kitchen instead
(وی هَد ا بیگ کیچِن اینْسْتِد)
به جای آن یک آشپزخانه بزرگ داشتیم
We were only three people
(وی وَر اونلی ثری پیپل)
ما فقط سه نفر بودیم
We had a good time there
(وی هَد ا گود تایم دِر)
آنجا وقت خوبی داشتیم
Did you have a yard?
(دید یو هَو ا یارد)
آیا حیاط داشتید؟
No, apartments usually don’t have a yard
(نو، اپارْتْمِنْتس یوژوالی دونْت هَو ا یارد)
نه، آپارتمانها معمولاً حیاط ندارند
But most people like to have a yard
(بات موسْت پیپل لایک تو هَو ا یارد)
اما اکثر مردم دوست دارند حیاط داشته باشند
Did you fix my car?
(دید یو فیکس مای کار)
آیا ماشینم را درست کردی؟
Not yet
(نات یِت)
هنوز نه
It takes a long time to fix it
(ایت تِیْکْس ا لانگ تایم تو فیکس ایت)
درست کردنش وقت زیادی میخواهد
Close the door, please
(کلوْز د دور، پلیز)
لطفاً در را ببند
Is Ali’s office here?
(ایز علیز آفِس هییر)
آیا دفتر علی اینجاست؟
His office is next door
(هیز آفِس ایز نِکْسْت دور)
دفترش همانطرف دیوار است
Your car is in front of my car
(یور کار ایز این فرَنْت آو مای کار)
ماشینت جلوی ماشین من است
Can you move your car?
(کَن یو موو یور کار)
میتوانی ماشینت را جابهجا کنی؟
Why?
(وای)
چرا؟
Because your car is in front of my car
(بیکاز یور کار ایز این فرَنْت آو مای کار)
چون ماشینت جلوی ماشین من است
How was your trip to Iran?
(هاو واز یور تریپ تو ایران)
سفرت به ایران چطور بود؟
It was good
(ایت واز گود)
خوب بود
I had a good time there
(آی هَد ا گود تایم دِر)
آنجا به من خوش گذشت
Were you in Tehran all the time?
(وَر یو این تهران آل د تایم)
آیا تمام مدت در تهران بودید؟
No, we went to Mashhad, too
(نو، وی وِنْت تو مشهد، تو)
نه، به مشهد هم رفتیم
We were in Tehran most of the time
(وی وَر این تهران موسْت آو د تایم)
اکثر وقت را در تهران بودیم
We watch TV most of the time
(وی واچ تی وی موسْت آو د تایم)
اکثر وقت تلویزیون تماشا میکنیم
Let’s sit in the front
(لِتس سیت این د فرَنْت)
بیا جلو بنشینیم
Most of my friends are from Iran
(موسْت آو مای فِرِندز آر فرام ایران)
اکثر دوستانم اهل ایران هستند
Most of us went to the same college
(موسْت آو آس وِنْت تو د سِیم کالِج)
اکثر ما به یک دانشگاه رفتیم
They teach in college now
(دِی تیچ این کالِج ناو)
آنها الان در دانشگاه درس میدهند
But one of them is a manager
(بات وان آو دِم ایز ا مَنِجِر)
اما یکی از آنها مدیر است
He’s a manager at a phone company
(هیز ا مَنِجِر ات ا فون کامپَنی)
او مدیر یک شرکت تلفن است
Let me show you some pictures
(لِت می شو یو سَم پیکچَرز)
بگذار چند عکس به تو نشان بدهم
What are you looking for?
(وات آر یو لوکینگ فور)
دنبال چه میگردی؟
I’m looking for the pictures
(آم لوکینگ فور د پیکچَرز)
دنبال عکسها میگردم
They’re in the closet
(دِر این د کلاوزیت)
آنها در کمد هستند
Which closet?
(ویچ کلاوزیت)
کدوم کمد؟
The closet next to the TV
(د کلاوزیت نِکْسْت تو د تی وی)
کمد کنار تلویزیون
On the map
(آن د مَپ)
روی نقشه
The address on the letter was wrong
(د اَدْرِس آن د لِتَر واز رَانگ)
آدرس روی نامه اشتباه بود
You have the wrong number
(یو هَو د رَانگ نَمْبِر)
شماره اشتباهی گرفتهاید
Who was it?
(هو واز ایت)
کی بود؟
They had the wrong number
(دِی هَد د رَانگ نَمْبِر)
آنها شماره اشتباهی گرفته بودند
The pictures aren’t in the closet
(د پیکچَرز آرنْت این د کلاوزیت)
عکسها در کمد نیستند
They’re not in the closet
(دِر نات این د کلاوزیت)
آنها در کمد نیستند
Maybe they’re in the drawer
(مِیبی دِر این د دراوِر)
شاید در کشو هستند
Next to the books
(نِکْسْت تو د بوکس)
کنار کتابها
Under the letters
(اَنْدَر د لِتَرز)
زیر نامهها
Your book is in front of the TV
(یور بوک ایز این فرَنْت آو د تی وی)
کتابت جلوی تلویزیون است
You can’t watch this movie
(یو کَنت واچ دیس مووی)
نمیتوانی این فیلم را تماشا کنی
Why not?
(وای نات)
چرا نه؟
Because you’re under thirteen
(بیکاز یور اَنْدَر ثِرْتین)
چون زیر سیزده سال هستی
Why don’t you go to the living room?
(وای دونْت یو گو تو د لیوینگ روم)
چرا به اتاق نشیمن نمیروی؟
Can I stay here?
(کَن آی اِستِی هییر)
آیا میتوانم اینجا بمانم؟
Yes, you can
(یِس، یو کَن)
بله، میتوانی
Why don’t you sit?
(وای دونْت یو سیت)
چرا نمینشینی؟
Sit here
(سیت هییر)
اینجا بنشین
Sit there
(سیت دِر)
آنجا بنشین
That was my seat
(دَت واز مای سیت)
آن جای من بود
I tried to call Sahar three times
(آی تراید تو کال سحر ثری تایمز)
سه بار سعی کردم به سحر تلفن کنم
But she didn’t answer
(بات شی دیدنْت آنْسِر)
اما جواب نداد
Maybe she’s moved from there
(مِیبی شیز مووْد فرام دِر)
شاید از آنجا نقل مکان کرده باشد
No, she still lives there
(نو، شی استیل لیوز دِر)
نه، او هنوز آنجا زندگی میکند
She has a new number
(شی هَز ا نیو نَمْبِر)
او یک شماره جدید دارد
Can you give me her number?
(کَن یو گیو می هِر نَمْبِر)
میتوانی شماره او را به من بدهی؟
Of course I can
(آو کورس آی کَن)
البته که میتوانم
Have you seen my car keys?
(هَو یو سین مای کار کیز)
آیا کلیدهای ماشینم را دیدهای؟
They were on the newspaper this morning
(دِی وَر آن د نیوزپِیپِر دیس مورنینگ)
امروز صبح روی روزنامه بودند
Look under the book
(لوک اَنْدَر د بوک)
زیر کتاب را نگاه کن
Look in my room
(لوک این مای روم)
در اتاق من را نگاه کن
You can use my car
(یو کَن یوز مای کار)
میتوانی از ماشین من استفاده کنی
Can I use your car?
(کَن آی یوز یور کار)
آیا میتوانم از ماشینت استفاده کنم؟
Yes, you can use it
(یِس، یو کَن یوز ایت)
آره، میتوانی از آن استفاده کنی
But first you have to find my car keys
(بات فِرست یو هَو تو فایند مای کار کیز)
اما اول باید کلیدهای ماشینم را پیدا کنی
مکالمه (Dialogue)
A: Ali, can you look for my car keys in your room?
(علی، کَن یو لوک فور مای کار کیز این یور روم)
علی، میتوانی دنبال کلیدهای ماشینم در اتاقت بگردی؟
B: Why in my room? You had your keys with you this morning.
(وای این مای روم؟ یو هَد یور کیز ویت یو دیس مورنینگ)
چرا در اتاق من؟ تو امروز صبح کلیدهایت را همراه خودت داشتی.
A: I don’t think so.
(آی دونْت تینک سو)
فکر نمیکنم.
B: I didn’t take it, but I’ll look in my room.
(آی دیدنْت تِیْک ایت، بات آیل لوک این مای روم)
من آن را برنداشتم، اما در اتاقم میگردم.
A: Did you find it?
(دید یو فایند ایت)
پیدایش کردی؟
B: No, I couldn’t find it. Why don’t you get up and look in the living room?
(نو، آی کُدْنْت فایند ایت. وای دونْت یو گِت آپ اَند لوک این د لیوینگ روم)
نه، نتوانستم پیدایش کنم. چرا بلند نمیشوی و در اتاق نشیمن نمیگردی؟
A: Oh, here it is.
(اوه، هیر ایت ایز)
اوه، ایناهاش.
B: Where was it?
(وِر واز ایت)
کجا بود؟
A: It was under my book.
(ایت واز اَنْدَر مای بوک)
زیر کتابم بود.
B: Where was your book?
(وِر واز یور بوک)
کتابت کجا بود؟
A: It was in the closet.
(ایت واز این د کلاوزیت)
در کمد بود.
B: Are you happy now?
(آر یو هَپی ناو)
الان خوشحالی؟
A: Yes, I couldn’t be happier.
(یِس، آی کُدْنْت بی هَپیِر)
آره، از این خوشحالتر نمیتوانستم باشم.
جملات نمونه (Sample Sentences)
Don’t close the window
(دونْت کلوْز د وینْدُو)
پنجره را نبند
Don’t open the door
(دونْت اوپِن د دور)
در را باز نکن
Don’t use my phone
(دونْت یوز مای فون)
از تلفنم استفاده نکن
Excuse me. Can I use the restroom?
(ایکسکیوز می. کَن آی یوز د رِستروم)
ببخشید. میتوانم از دستشویی استفاده کنم؟
Of course! It’s next to the living room
(آو کورس! ایتس نِکْسْت تو د لیوینگ روم)
البته! کنار اتاق نشیمن است
Let’s go inside
(لِتس گو اینساید)
بیا بریم داخل
Have you seen Mina’s house?
(هَو یو سین میناز هاوس)
آیا خانه مینا را دیدهای؟
I haven’t seen the inside
(آی هَوِنْت سین د اینساید)
داخل آن را ندیدهام
I haven’t seen the inside of her house
(آی هَوِنْت سین د اینساید آو هِر هاوس)
داخل خانه او را ندیدهام
I haven’t been inside yet
(آی هَوِنْت بِین اینساید یِت)
هنوز داخل نرفتهام
But I’ve seen it from the outside
(بات آیْو سین ایت فرام د اوتساید)
اما آن را از بیرون دیدهام
Outside
(اوتساید)
بیرون
Is it still raining?
(ایز ایت استیل رِینینگ)
آیا هنوز دارد باران میآید؟
No, it’s not
(نو، ایتس نات)
نه
Then let’s sit outside
(دِن لِتس سیت اوتساید)
پس بیا بیرون بنشینیم
Can I use your cell phone?
(کَن آی یوز یور سِل فون)
آیا میتوانم از موبایلت استفاده کنم؟
Of course. But you should go outside
(آو کورس. بات یو شاد گو اوتساید)
البته. اما بایستی بروی بیرون
It doesn’t work inside the house
(ایت دازنت وُرْک اینساید د هاوس)
داخل خانه کار نمیکند
Try it outside
(ترای ایت اوتساید)
بیرون امتحانش کن
If you need a shirt, there’s one in the closet
(ایف یو نید ا شِرْت، دِرز وان این د کلاوزیت)
اگر یک پیراهن نیاز داری، یکی در کمد است
واژهنامه (Vocabulary) پایانی
Closet
(کلاوزیت)
کمد
Under
(اَنْدَر)
زیر
Sit
(سیت)
نشستن
Seat
(سیت)
صندلی / جای نشستن
Use
(یوز)
استفاده کردن
Inside
(اینساید)
داخل
Outside
(اوتساید)
بیرون
I had one
(آی هَد وان)
یکی داشتم
I used to have one
(آی یوزد تو هَو وان)
قبلاً یکی داشتم
Why don’t you buy a new TV?
(وای دونْت یو بای ا نیو تی وی)
چرا یک تلویزیون جدید نمیخری؟
I don’t have any money
(آی دونْت هَو اِنی مانی)
هیچ پولی ندارم
Most of my money went for the new car
(موسْت آو مای مانی وِنْت فور د نیو کار)
بیشتر پولم صرف ماشین جدید شد
Manager
(مَنِجِر)
مدیر
The manager of our company
(د مَنِجِر آو آوَر کامپَنی)
مدیر شرکت ما
My brother is the manager of our company
(مای بْرادَر ایز د مَنِجِر آو آوَر کامپَنی)
برادرم مدیر شرکت ما است
And on weekends he teaches English
(اَند آن ویکاندز هی تیچیز اینگلیش)
و در آخر هفتهها انگلیسی درس میدهد
Say hi to him for me
(سِی های تو هیم فور می)
سلام مرا به او برسان
I haven’t seen him for a long time
(آی هَوِنْت سین هیم فور ا لانگ تایم)
مدت زیادی است او را ندیدهام
All right. Take care
(آل رایت. تِیْک کِر)
باشه. مراقب باش