• درس ۸۰ مهم و عمومی (روش حذف اضافه با متد رضا زمانی)

    I saw Sahar when I was at Mina’s house

    (آی سو سحر وِن آی واز ات میناز هاوس)

    وقتی در خانه مینا بودم، سحر را دیدم

    This is very important

    (دیس ایز وری ایمپورْتَنْت)

    این خیلی مهم است

    Did anybody else call?

    (دید اِنیبادی اِلْس کال)

    آیا کس دیگری تلفن کرد؟

    You can use a public phone

    (یو کَن یوز ا پابلیک فون)

    می‌توانی از یک تلفن عمومی استفاده کنی

    I always took the bus

    (آی الوِیز توک د باس)

    من همیشه اتوبوس می‌گرفتم

    I knew nobody there

    (آی نیو نوبادی دِر)

    من آنجا هیچ کسی را نمی‌شناختم

    We got here about two o’clock

    (وی گات هییر اَباوت تو اِکلاک)

    حدود ساعت دو به اینجا رسیدیم

    Everybody knows about that

    (اِوریبادی نوز اَباوت دَت)

    همه از آن جریان خبر دارند

    About half an hour ago

    (اَباوت هاف اَن آوَر اِگو)

    حدود نیم ساعت پیش

    I’ll call you back

    (آیل کال یو بَک)

    به تو تلفن خواهم کرد

    I took my sister to the airport

    (آی توک مای سیسْتَر تو د ایرپورت)

    خواهرم را به فرودگاه بردم

    Everyone knows my brother

    (اِوریوان نوز مای بْرادَر)

    همه برادرم را می‌شناسند

    Did Ali tell you that his sister’s coming?

    (دید علی تِل یو دَت هیز سیسْتَرز کامینگ)

    آیا علی به تو گفت که خواهرش دارد می‌آید؟

    Yes, he told me yesterday

    (یِس، هی تولْد می یِستِردِی)

    آره، دیروز به من گفت

    I knew that already

    (آی نیو دَت آْلْرِدی)

    از قبل این را می‌دانستم

    How did you know that?

    (هاو دید یو نو دَت)

    چطور آن را می‌دانستی؟

    Last week, when I was at Ali’s house

    (لَست ویک، وِن آی واز ات علیز هاوس)

    هفته پیش، وقتی در خانه علی بودم

    His sister called

    (هیز سیسْتَر کالْد)

    خواهرش زنگ زد

    She told Ali that she’s planning to come here

    (شی تولْد علی دَت شیز پْلَنینگ تو کَم هییر)

    او به علی گفت که برنامه دارد به اینجا بیاید

    Is she coming alone?

    (ایز شی کامینگ الون)

    آیا او تنها می‌آید؟

    No, her uncle’s coming, too

    (نو، هِر اَنْکِلز کامینگ، تو)

    نه، عمویش هم می‌آید

    Doesn’t her uncle live in France?

    (دازنْت هِر اَنْکِل لیو این فرانس)

    مگه عمویش در فرانسه زندگی نمی‌کند؟

    Yes, he does

    (یِس، هی داز)

    بله

    How will they be on the same flight?

    (هاو ویل دِی بی آن د سِیم فلایت)

    چطور آنها در یک پرواز خواهند بود؟

    Sahar’s flight is from Tehran to Paris

    (سحرز فلایت ایز فرام تهران تو پاریس)

    پرواز سحر از تهران به پاریس است

    Her uncle will be there when Sahar arrives in Paris

    (هِر اَنْکِل ویل بی دِر وِن سحر ارایوز این پاریس)

    عمویش وقتی سحر به پاریس می‌رسد، آنجا خواهد بود

    From there, they’ll be on the same flight to Los Angeles

    (فرام دِر، دِیل بی آن د سِیم فلایت تو لوس آنجلس)

    از آنجا، آنها در یک پرواز به لس آنجلس خواهند بود

    Have you seen my wallet?

    (هَو یو سین مای والِت)

    آیا کیف پولم را دیده‌ای؟

    No, why?

    (نو، وای)

    نه، چرا؟

    I can’t find it

    (آی کَنت فایند ایت)

    نمی‌توانم آن را پیدا کنم

    When was the last time you saw it?

    (وِن واز د لَست تایم یو سو ایت)

    آخرین باری که آن را دیدی کی بود؟

    When I went to the mall yesterday

    (وِن آی وِنْت تو د مال یِستِردِی)

    وقتی دیروز به پاساژ رفتم

    I remember that I still had it

    (آی ریمِمْبِر دَت آی استیل هَد ایت)

    یادم می‌آید که هنوز آن را داشتم

    But since yesterday, I haven’t seen it anymore

    (بات سینس یِستِردِی، آی هَوِنْت سین ایت اِنی مور)

    اما از دیروز، دیگر آن را ندیده‌ام

    I was thirty years old when we came to Tehran

    (آی واز ثِرتی ییرز اولْد وِن وی کِیم تو تهران)

    وقتی به تهران آمدیم، سی ساله بودم

    Tehran was different at that time

    (تهران واز دیفِرِنت ات دَت تایم)

    تهران در آن زمان متفاوت بود

    We didn’t have a car

    (وی دیدنْت هَو ا کار)

    ما ماشین نداشتیم

    Nobody came to visit me when I was sick

    (نوبادی کِیم تو ویزیت می وِن آی واز سیک)

    هیچ کس به دیدن من نیامد وقتی مریض بودم

    You have an important call

    (یو هَو اَن ایمپورْتَنْت کال)

    یک تلفن مهم داری

    Don’t you want to answer it?

    (دونْت یو وانت تو آنْسِر ایت)

    مگه نمی‌خواهی جوابش را بدهی؟

    It’s your friend James, the same James that called a few days ago

    (ایتس یور فِرِند جیمز، د سِیم جیمز دَت کالْد ا فیو دِیز اِگو)

    دوستت جیمز است، همان جیمزی که چند روز پیش تلفن کرد

    Let me talk to him

    (لِت می تالک تو هیم)

    بگذار با او حرف بزنم

    Take his message

    (تَیْک هیز مِسِج)

    پیغامش را بگیر

    Did you take his message?

    (دید یو تَیْک هیز مِسِج)

    آیا پیغامش را گرفتی؟

    Yes, I took his message

    (یِس، آی توک هیز مِسِج)

    آره، پیغامش را گرفتم

    Mina took your car

    (مینا توک یور کار)

    مینا ماشینت را برداشت

    It took me two hours to get here

    (ایت توک می تو آوَرز تو گِت هییر)

    رسیدن به اینجا دو ساعت طول کشید

    What time did you get here?

    (وات تایم دید یو گِت هییر)

    ساعت چند به اینجا رسیدی؟

    Ali and Mina don’t live together anymore

    (علی اَند مینا دونْت لیو توگِدِر اِنی مور)

    علی و مینا دیگر با هم زندگی نمی‌کنند

    Does anybody else know about that?

    (داز اِنیبادی اِلْس نو اَباوت دَت)

    آیا کس دیگری از آن جریان خبر دارد؟

    No, nobody else knows about that

    (نو، نوبادی اِلْس نوز اَباوت دَت)

    نه، هیچ کس دیگری از آن خبر ندارد

    Yes, everybody knows about that

    (یِس، اِوریبادی نوز اَباوت دَت)

    آره، همه از آن خبر دارند

    That’s not important

    (دَتس نات ایمپورْتَنْت)

    آن مهم نیست

    I think we should do something

    (آی تینک وی شاد دو سامثینگ)

    فکر می‌کنم بایستی کاری انجام دهیم

    They’re both nice people

    (دِر بوث نایس پیپل)

    آنها هر دو آدمهای خوبی هستند

    How did you know about that?

    (هاو دید یو نو اَباوت دَت)

    چطور از آن جریان خبر داشتی؟

    Sahar called me

    (سحر کالْد می)

    سحر با من تماس گرفت

    She told me

    (شی تولْد می)

    او به من گفت

    When?

    (وِن)

    کی؟

    About half an hour ago

    (اَباوت هاف اَن آوَر اِگو)

    حدود نیم ساعت پیش

    Half

    (هاف)

    نیم / نصف

    Two and a half

    (تو اَند ا هاف)

    دو و نیم

    Two and a half hours

    (تو اَند ا هاف آوَرز)

    دو ساعت و نیم

    It took three and a half hours to fix your car

    (ایت توک ثری اَند ا هاف آوَرز تو فیکس یور کار)

    درست کردن ماشینت سه ساعت و نیم طول کشید

    Half an hour ago

    (هاف اَن آوَر اِگو)

    نیم ساعت پیش

    Call me at work tomorrow

    (کال می ات وُرْک تومارو)

    فردا سر کار به من تلفن کن

    You’re not in your office most of the time

    (یور نات این یور آفِس موسْت آو د تایم)

    تو اکثر اوقات در دفترت نیستی

    I have an answering machine in my office

    (آی هَو اَن آنْسِرینگ مَشین این مای آفِس)

    من یک پیام‌گیر در دفترم دارم

    You can leave a message, and I’ll call you back

    (یو کَن لیو ا مِسِج، اَند آیل کال یو بَک)

    می‌توانی یک پیام بگذاری، و من به تو تلفن خواهم کرد

    مکالمه (Dialogue) اول

    A: Hello.

    (هِلُو)

    سلام.

    B: Yes, can I speak to Mina, please?

    (یِس، کَن آی اسپیک تو مینا، پلیز)

    بله، می‌توانم با مینا صحبت کنم، لطفاً؟

    A: Mina’s speaking.

    (میناز اسپیکینگ)

    مینا صحبت می‌کند.

    B: Hello, Mina.

    (هِلُو، مینا)

    سلام، مینا.

    A: Hi, can I ask who’s calling?

    (های، کَن آی آسک هوز کالینگ)

    سلام، می‌توانم بپرسم چه کسی تماس گرفته است؟

    B: My name is John Smith. Are you missing your wallet, Mina?

    (مای نِیم ایز جان اسمیت. آر یو مِسینگ یور والِت، مینا)

    اسم من جان اسمیت است. آیا کیف پولت را گم کرده‌ای، مینا؟

    A: Yes. How do you know that?

    (یِس. هاو دو یو نو دَت)

    آره. چطور می‌دانی؟

    B: I work at the mall. I think after you had your dinner last night, you left your wallet here. We opened it today, and saw your phone number. That’s why I’m calling you.

    (آی وُرْک ات د مال. آی تینک آفتَر یو هَد یور دینِر لَست نایت، یو لِفت یور والِت هییر. وی اوپِنْد ایت تودی، اَند سو یور فون نَمْبِر. دَتس وای آیْم کالینگ یو)

    من در پاساژ کار می‌کنم. فکر می‌کنم بعد از اینکه دیشب شامت را خوردی، کیف پولت را اینجا جا گذاشتی. امروز آن را باز کردیم و شماره تلفنت را دیدیم. به همین خاطر به تو تلفن می‌کنم.

    A: Oh, thank you very much, sir. I was just talking to my husband about it. I really don’t know how to thank you.

    (اوه، تَنگک یو وری ماچ، سِر. آی واز جَست تالکینگ تو مای هازبَند اَباوت ایت. آی ریلی دونْت نو هاو تو تَنگک یو)

    اوه، خیلی ممنونم، آقا. من همین الان داشتم با شوهرم درباره آن حرف می‌زدم. واقعاً نمی‌دانم چطور از شما تشکر کنم.

    B: That’s all right. Do you want to pick it up now?

    (دَتس آل رایت. دو یو وانت تو پیک ایت آپ ناو)

    اشکال ندارد. می‌خواهی الان آن را برداری؟

    A: Yes, please. I’ll be there in a few minutes.

    (یِس، پلیز. آیل بی دِر این ا فیو مینیتس)

    بله، لطفاً. من چند دقیقه دیگر آنجا خواهم بود.

    B: Great.

    (گِرِیت)

    عالیه.

    مکالمه (Dialogue) دوم

    A: Hi, Jim. I called you yesterday, and I left a message. Did you get my message?

    (های، جیم. آی کالْد یو یِستِردِی، اَند آی لِفت ا مِسِج. دید یو گِت مای مِسِج)

    سلام، جیم. دیروز به تو تلفن کردم و یک پیام گذاشتم. پیامم را گرفتی؟

    B: Yes, I got your message. I’m sorry I didn’t call you back.

    (یِس، آی گات یور مِسِج. آم ساری آی دیدنْت کال یو بَک)

    آره، پیامت را گرفتم. ببخشید که به تو تلفن نکردم.

    A: That’s okay. I wanted to know if you know anybody who’s going to Iran soon.

    (دَتس اوکی. آی وانتِد تو نو ایف یو نو اِنیبادی هوز گویینگ تو ایران سون)

    اشکال ندارد. می‌خواستم بدانم آیا کسی را می‌شناسی که به زودی به ایران برود؟

    B: My daughter’s going there.

    (مای داتِرز گویینگ دِر)

    دخترم به آنجا می‌رود.

    A: Really? When’s she going?

    (ریلی؟ وِنز شی گویینگ)

    واقعاً؟ کی می‌رود؟

    B: She’s planning to go in a few weeks.

    (شیز پْلَنینگ تو گو این ا فیو ویکس)

    او برنامه دارد ظرف چند هفته برود.

    A: I can’t wait that long. I have an important letter that should go to Iran. Don’t you know anybody else who’s going to Iran?

    (آی کَنت ویت دَت لانگ. آی هَو اَن ایمپورْتَنْت لِتَر دَت شاد گو تو ایران. دونْت یو نو اِنیبادی اِلْس هوز گویینگ تو ایران)

    نمی‌توانم آن قدر صبر کنم. یک نامه مهم دارم که باید به ایران برود. کس دیگری را نمی‌شناسی که به ایران برود؟

    B: Wait! I think the parents of my son’s friend are going to Iran this weekend.

    (ویت! آی تینک د پِرِنتس آو مای سَنز فِرِند آر گویینگ تو ایران دیس ویک‌اند)

    صبر کن! فکر می‌کنم پدر و مادر دوست پسرم این آخر هفته به ایران می‌روند.

    A: Do you know them?

    (دو یو نو دِم)

    آیا آنها را می‌شناسی؟

    B: I’ve seen them, but I don’t know them well. I think they can take your letter to Iran. I remember last year when they were here visiting their son, my wife had a letter for her parents, and they took it to Iran.

    (آیْو سین دِم، بات آی دونْت نو دِم وِل. آی تینک دِی کَن تَیْک یور لِتَر تو ایران. آی ریمِمْبِر لَست ییر وِن دِی وَر هییر ویزیتینگ دِر سَن، مای وایف هَد ا لِتَر فور هِر پِرِنتس، اَند دِی توک ایت تو ایران)

    آنها را دیده‌ام، اما خوب نمی‌شناسمشان. فکر می‌کنم آنها می‌توانند نامه تو را به ایران ببرند. یادم می‌آید پارسال وقتی اینجا بودند به دیدار پسرشان، همسرم یک نامه برای پدر و مادرش داشت، و آنها آن را به ایران بردند.

    A: That’s great, Jim. I’ll be there in half an hour.

    (دَتس گِرِیت، جیم. آیل بی دِر این هاف اَن آوَر)

    عالیه، جیم. من نیم ساعت دیگر آنجا خواهم بود.

    B: Okay. See you soon.

    (اوکی. سی یو سون)

    اوکی. به زودی می‌بینمت.

    A: Goodbye.

    (گودبای)

    خداحافظ.

    جملات نمونه (Sample Sentences)

    Ali left a message for you

    (علی لِفت ا مِسِج فور یو)

    علی یک پیغام برای تو گذاشت

    Ali left you a message

    (علی لِفت یو ا مِسِج)

    علی برای تو یک پیغام گذاشت

    Did anybody else call?

    (دید اِنیبادی اِلْس کال)

    آیا کس دیگری تلفن کرد؟

    Yes, your sister called

    (یِس، یور سیسْتَر کالْد)

    آره، خواهرت زنگ زد

    She wanted you to call her back

    (شی وانتِد یو تو کال هِر بَک)

    او می‌خواست به او تلفن کنی

    I have an important meeting

    (آی هَو اَن ایمپورْتَنْت میتینگ)

    یک جلسه مهم دارم

    In half an hour

    (این هاف اَن آوَر)

    در نیم ساعت

    Everybody in this room is from Iran

    (اِوریبادی این دیس روم ایز فرام ایران)

    همه در این اتاق اهل ایران هستند

    Everyone in this room is from Iran

    (اِوریوان این دیس روم ایز فرام ایران)

    همه در این اتاق اهل ایران هستند

    The door was open when I got here

    (د دور واز اوپِن وِن آی گات هییر)

    وقتی به اینجا رسیدم، در باز بود

    Please answer my letter when you have time

    (پلیز آنْسِر مای لِتَر وِن یو هَو تایم)

    لطفاً وقتی وقت داشتی به نامه من جواب بده