What is she studying?
(وات ایز شی استادیینگ)
او چه چیزی میخواند؟
Don’t worry
(دونْت وری)
نگران نباش
What kind of books?
(وات کایند آو بوکس)
چه نوع کتابهایی؟
Science books
(سایِنس بوکس)
کتابهای علمی
School teacher
(سکول تیچِر)
معلم مدرسه
Don’t forget to call Ali
(دونْت فورگِت تو کال علی)
یادت نرود به علی تلفن کنی
I forgot to call Ali
(آی فورگات تو کال علی)
یادم رفت به علی تلفن کنم
Sorry to bother you
(ساری تو باتَر یو)
متاسفم که مزاحمت میشوم
Do you know where the grocery store is?
(دو یو نو وِر د گروسرِی استور ایز)
آیا میدانی خواربارفروشی کجاست؟
Do you know where I can find a grocery store?
(دو یو نو وِر آی کَن فایند ا گروسرِی استور)
آیا میدانی کجا میتوانم یک خواربارفروشی پیدا کنم؟
Is there a grocery store around here?
(ایز دِر ا گروسرِی استور اَراوند هییر)
آیا خواربارفروشی در این اطراف هست؟
There’s one around the corner
(دِرز وان اَراوند د کورنِر)
یکی دور و بر نبش هست
Right around the corner
(رایت اَراوند د کورنِر)
درست دور و بر نبش
Right on the corner
(رایت آن د کورنِر)
درست سر نبش
But they told me it’s on Bundy Street
(بات دِی تولْد می ایتس آن باندی استریت)
اما آنها به من گفتند در خیابان باندی است
That’s a different grocery store
(دَتس ا دیفِرِنت گروسرِی استور)
آن یک خواربارفروشی متفاوت است
That’s on another street
(دَتس آن اَنَذَر استریت)
آن در یک خیابان دیگر است
That’s around the next corner
(دَتس اَراوند د نِکْسْت کورنِر)
آن دور و بر نبش بعدی است
Are you sure?
(آر یو شور)
مطمئنی؟
Yes, but you can ask that woman, too
(یِس، بات یو کَن آسک دَت وومن، تو)
آره، اما میتوانی از آن زن هم بپرسی
You can ask that lady
(یو کَن آسک دَت لِیدی)
میتوانی از آن خانم بپرسی
Lady
(لِیدی)
خانم
Have you invited your uncle for dinner?
(هَو یو اینوایتِد یور اَنْکِل فور دینِر)
آیا عمویت را برای شام دعوت کردهای؟
No, I haven’t
(نو، آی هَوِنْت)
نه
Don’t forget to call him
(دونْت فورگِت تو کال هیم)
یادت نرود به او تلفن کنی
I’ll never forget you
(آیل نِوِر فورگِت یو)
هیچ وقت تو را فراموش نخواهم کرد
Don’t forget to turn off the lights
(دونْت فورگِت تو تَرْن آف د لایتس)
یادت نرود چراغها را خاموش کنی
Can you take care of it for me?
(کَن یو تِیْک کِر آو ایت فور می)
آیا میتوانی ترتیب آن را برایم بدهی؟
I’m busy right now
(آم بیزی رایت ناو)
الان سرم شلوغ است
I want to invite my friend, too
(آی وانت تو اینوایت مای فِرِند، تو)
میخواهم دوستم را هم دعوت کنم
We have enough food for everybody
(وی هَو یناف فود فور اِوریبادی)
برای همه به اندازه کافی غذا داریم
We have too much food for two people
(وی هَو تو ماچ فود فور تو پیپل)
برای دو نفر غذای زیادی داریم
Can I invite your brother?
(کَن آی اینوایت یور بْرادَر)
آیا میتوانم برادرت را دعوت کنم؟
There isn’t enough food for my brother
(دِر ایزنَت یناف فود فور مای بْرادَر)
برای برادرم غذای کافی وجود ندارد
Why?
(وای)
چرا؟
Because when he’s hungry, he eats too much
(بیکاز وِن هیز هانْگری، هی ایتس تو ماچ)
چون وقتی گرسنه است، خیلی زیاد میخورد
Because when he’s hungry, he eats a lot
(بیکاز وِن هیز هانْگری، هی ایتس ا لات)
چون وقتی گرسنه است، زیاد میخورد
What time did you get here?
(وات تایم دید یو گِت هییر)
ساعت چند به اینجا رسیدی؟
I got here about four o’clock
(آی گات هییر اَباوت فور اِکلاک)
حدود ساعت چهار به اینجا رسیدم
Did you send the letter to Ali?
(دید یو سِند د لِتَر تو علی)
آیا نامه را برای علی فرستادی؟
No, I forgot
(نو، آی فورگات)
نه، یادم رفت
I forgot to send the letter
(آی فورگات تو سِند د لِتَر)
یادم رفت نامه را بفرستم
We forgot to call Shima
(وی فورگات تو کال شیما)
یادمان رفت به شیما تلفن کنیم
Don’t forget to invite Roya, too
(دونْت فورگِت تو اینوایت رویا، تو)
یادت نرود رویا را هم دعوت کنی
Did anybody call for me?
(دید اِنیبادی کال فور می)
آیا کسی برای من تلفن کرد؟
Yes, a lady called about an hour ago
(یِس، ا لِیدی کالْد اَباوت اَن آوَر اِگو)
آره، یک خانمی حدود یک ساعت پیش تماس گرفت
Do you remember her name?
(دو یو ریمِمْبِر هِر نِیم)
آیا اسم او را به خاطر میآوری؟
No, I’m sorry, I forgot her name
(نو، آم ساری، آی فورگات هِر نِیم)
نه، متاسفم، اسمش را فراموش کردم
Have you called my sister to invite her for dinner?
(هَو یو کالْد مای سیسْتَر تو اینوایت هِر فور دینِر)
آیا با خواهرم تماس گرفتهای تا او را برای شام دعوت کنی؟
No, I haven’t called her yet
(نو، آی هَوِنْت کالْد هِر یِت)
نه، هنوز با او تماس نگرفتهام
Don’t forget to call her, please
(دونْت فورگِت تو کال هِر، پلیز)
لطفاً یادت نرود به او تلفن کنی
I was very busy. That’s why I forgot to call her
(آی واز وری بیزی. دَتس وای آی فورگات تو کال هِر)
خیلی سرم شلوغ بود. به همین خاطر یادم رفت به او تلفن کنم
I can call her if you’re too busy
(آی کَن کال هِر ایف یور تو بیزی)
اگر خیلی سرت شلوغ است، میتوانم به او تلفن کنم
What about your father? Can you call him, too?
(وات اَباوت یور فادِر؟ کَن یو کال هیم، تو)
پدرت چطور؟ میتوانی به او هم تلفن کنی؟
I don’t have his number. Where’s he staying?
(آی دونْت هَو هیز نَمْبِر. وِرز هی اِستِیینگ)
شماره او را ندارم. او کجا اقامت دارد؟
He’s staying here at the Hilton Hotel. You have to get the phone number. His room number is one hundred and twelve
(هیز اِستِیینگ هییر ات د هیلتون هوتِل. یو هَو تو گِت د فون نَمْبِر. هیز روم نَمْبِر ایز وان هاندرِد اَند توِلْو)
او اینجا در هتل هیلتون اقامت دارد. باید شماره تلفن را بگیری. شماره اتاقش صد و دوازده است
Okay. I’ll take care of that, too. Where’s the Hilton Hotel?
(اوکی. آیل تِیْک کِر آو دَت، تو. وِرز د هیلتون هوتِل)
اوکی. ترتیب آن را هم میدهم. هتل هیلتون کجاست؟
It’s around the corner. You can pick him up or he can walk here
(ایتس اَراوند د کورنِر. یو کَن پیک هیم آپ اور هی کَن واک هییر)
دور و بر نبش است. میتوانی او را برداری یا میتواند پیاده به اینجا بیاید
I’ll ask somebody to pick him up. I’ll call him right now, thanks
(آیل آسک سَمبادی تو پیک هیم آپ. آیل کال هیم رایت ناو، تَنگکْس)
از یک کسی میخواهم او را بردارد. همین الان به او تلفن میکنم، مرسی
Who else is coming?
(هو اِلْس ایز کامینگ)
دیگر چه کسی دارد میآید؟
Your cousin’s coming, too
(یور کَزِنز کامینگ، تو)
دخترخالهات هم دارد میآید
Your cousin goes to college, doesn’t she?
(یور کَزِن گوز تو کالِج، دازنت شی)
دخترخالهات به دانشگاه میرود، مگه نه؟
Yes, she does
(یِس، شی داز)
بله
What does your other cousin do?
(وات داز یور اَدَر کَزِن دو)
دخترخاله دیگرت چه کار میکند؟
She’s a teacher
(شیز ا تیچِر)
او معلم است
My other cousin is a teacher
(مای اَدَر کَزِن ایز ا تیچِر)
دخترخاله دیگرم معلم است
Did you invite her, too?
(دید یو اینوایت هِر، تو)
آیا او را هم دعوت کردی؟
No, I forgot to invite her
(نو، آی فورگات تو اینوایت هِر)
نه، یادم رفت او را دعوت کنم
Can you take care of it, please?
(کَن یو تِیْک کِر آو ایت، پلیز)
لطفاً میتوانی ترتیب آن را بدهی؟
But I don’t have her number anymore
(بات آی دونْت هَو هِر نَمْبِر اِنی مور)
اما دیگر شماره او را ندارم
Your cousin’s number
(یور کَزِنز نَمْبِر)
شماره دخترخالهات
I don’t have your cousin’s number
(آی دونْت هَو یور کَزِنز نَمْبِر)
شماره دخترخالهات را ندارم
I don’t remember her number
(آی دونْت ریمِمْبِر هِر نَمْبِر)
شماره او را به خاطر نمیآورم
Do you have any other cousins?
(دو یو هَو اِنی اَدَر کَزِنز)
آیا پسرعموهای دیگری داری؟
Yes, I have another cousin in Atlanta, too
(یِس، آی هَو اَنَذَر کَزِن این آتلانتا، تو)
آره، یک پسرعموی دیگر هم در آتلانتا دارم
What’s he studying?
(واتس هی استادیینگ)
او چه چیزی میخواند؟
He’s studying English
(هیز استادیینگ اینگلیش)
او انگلیسی میخواند
He teaches Persian on weekends
(هی تیچیز پرشن آن ویکاندز)
او آخر هفتهها فارسی درس میدهد
And he’s studying English
(اَند هیز استادیینگ اینگلیش)
و او انگلیسی میخواند
Have you invited him, too?
(هَو یو اینوایتِد هیم، تو)
آیا او را هم دعوت کردهای؟
No, I haven’t
(نو، آی هَوِنْت)
نه
Everybody
(اِوریبادی)
همه
Everything
(اِوریثینگ)
همه چیز
Did you take care of everything?
(دید یو تِیْک کِر آو اِوریثینگ)
آیا ترتیب همه چیز را دادی؟
Yes, I took care of everything yesterday
(یِس، آی توک کِر آو اِوریثینگ یِستِردِی)
آره، دیروز ترتیب همه چیز را دادم
I’ve taken care of everything already
(آیْو تِیْکِن کِر آو اِوریثینگ آْلْرِدی)
قبلاً ترتیب همه چیز را دادهام
I took care of everything before
(آی توک کِر آو اِوریثینگ بیفور)
قبل از این ترتیب همه چیز را دادم
Don’t worry, I took care of everything
(دونْت وری، آی توک کِر آو اِوریثینگ)
نگران نباش، من ترتیب همه چیز را دادم
You worry too much
(یو وری تو ماچ)
تو زیادی نگران هستی
You should invite your other cousins, too
(یو شاد اینوایت یور اَدَر کَزِنز، تو)
تو بایستی بقیه پسرعموهایت را هم دعوت کنی
I haven’t invited my brother yet
(آی هَوِنْت اینوایتِد مای بْرادَر یِت)
من هنوز برادرم را دعوت نکردهام
He has a job now. He writes books now
(هی هَز ا جاب ناو. هی رایتس بوکس ناو)
او الان یک شغل دارد. او الان کتاب مینویسد
What kind of books does he write?
(وات کایند آو بوکس داز هی رایت)
او چه نوع کتابهایی مینویسد؟
What kind of books do you usually read?
(وات کایند آو بوکس دو یو یوژوالی رید)
معمولاً چه نوع کتابهایی میخوانی؟
I usually read science books
(آی یوژوالی رید سایِنس بوکس)
من معمولاً کتابهای علمی میخوانم
Science teacher
(سایِنس تیچِر)
معلم علوم
I like science teachers
(آی لایک سایِنس تیچِرز)
من معلمهای علوم را دوست دارم
My cousin studied science
(مای کَزِن استادید سایِنس)
دخترخالهام علوم خوانده
What did she study?
(وات دید شی استادی)
او چه خواند؟
She studied science
(شی استادید سایِنس)
او علوم خواند
What kind of job does she want to have?
(وات کایند آو جاب داز شی وانت تو هَو)
او چه نوع شغلی میخواهد داشته باشد؟
She’ll take any job
(شیل تِیْک اِنی جاب)
او هر کاری را انجام میدهد
Nobody can find a job right now
(نوبادی کَن فایند ا جاب رایت ناو)
هیچ کس نمیتواند در حال حاضر شغلی پیدا کند
What’s Ali’s job?
(واتس علیز جاب)
شغل علی چیست؟
He’s a school teacher
(هیز ا سکول تیچِر)
او یک معلم مدرسه است
Our school science teacher
(آوَر سکول سایِنس تیچِر)
معلم علوم مدرسه ما
She’s a school science teacher
(شیز ا سکول سایِنس تیچِر)
او یک معلم علوم مدرسه است
She’s taking care of everything
(شیز تِیْکینگ کِر آو اِوریثینگ)
او دارد ترتیب همه چیز را میدهد
She took care of everything last year
(شی توک کِر آو اِوریثینگ لَست ییر)
او پارسال ترتیب همه چیز را داد
She lives around here now
(شی لیوز اَراوند هییر ناو)
او الان در این اطراف زندگی میکند
Somebody told me that she’s moving to Iran
(سَمبادی تولْد می دَت شیز مووینگ تو ایران)
یک کسی به من گفت که او به ایران نقل مکان میکند
But not until next year
(بات نات آنتایل نِکْسْت ییر)
اما نه تا سال آینده
مکالمه (Dialogue)
A: Did anybody call for me?
(دید اِنیبادی کال فور می)
آیا کسی برای من تلفن کرده؟
B: Yes, a lady called about an hour ago.
(یِس، ا لِیدی کالْد اَباوت اَن آوَر اِگو)
آره، یک خانمی حدود یک ساعت پیش تماس گرفت.
A: Do you remember her name?
(دو یو ریمِمْبِر هِر نِیم)
آیا اسمش را به خاطر میآوری؟
B: No, I’m sorry, I forgot her name.
(نو، آم ساری، آی فورگات هِر نِیم)
نه، متاسفم، اسمش را فراموش کردم.
A: Have you called my sister to invite her for dinner?
(هَو یو کالْد مای سیسْتَر تو اینوایت هِر فور دینِر)
آیا با خواهرم تماس گرفتهای تا او را برای شام دعوت کنی؟
B: No, I haven’t called her yet.
(نو، آی هَوِنْت کالْد هِر یِت)
نه، هنوز با او تماس نگرفتهام.
A: Don’t forget to call her, please.
(دونْت فورگِت تو کال هِر، پلیز)
لطفاً یادت نرود به او تلفن کنی.
B: I was very busy. That’s why I forgot to call her.
(آی واز وری بیزی. دَتس وای آی فورگات تو کال هِر)
خیلی سرم شلوغ بود. به همین خاطر یادم رفت به او تلفن کنم.
A: I can call her if you’re too busy.
(آی کَن کال هِر ایف یور تو بیزی)
اگر خیلی سرت شلوغ است، میتوانم به او تلفن کنم.
B: What about your father? Can you call him, too?
(وات اَباوت یور فادِر؟ کَن یو کال هیم، تو)
پدرت چطور؟ میتوانی به او هم تلفن کنی؟
A: I don’t have his number. Where’s he staying?
(آی دونْت هَو هیز نَمْبِر. وِرز هی اِستِیینگ)
شماره او را ندارم. او کجا اقامت دارد؟
B: He’s staying here at the Hilton Hotel. You have to get the phone number. His room number is one hundred and twelve.
(هیز اِستِیینگ هییر ات د هیلتون هوتِل. یو هَو تو گِت د فون نَمْبِر. هیز روم نَمْبِر ایز وان هاندرِد اَند توِلْو)
او اینجا در هتل هیلتون اقامت دارد. باید شماره تلفن را بگیری. شماره اتاقش صد و دوازده است.
A: Okay. I’ll take care of that, too. Where’s the Hilton Hotel?
(اوکی. آیل تِیْک کِر آو دَت، تو. وِرز د هیلتون هوتِل)
اوکی. ترتیب آن را هم میدهم. هتل هیلتون کجاست؟
B: It’s around the corner. You can pick him up or he can walk here.
(ایتس اَراوند د کورنِر. یو کَن پیک هیم آپ اور هی کَن واک هییر)
دور و بر نبش است. میتوانی او را برداری یا میتواند پیاده به اینجا بیاید.
A: I’ll ask somebody to pick him up. I’ll call him right now, thanks.
(آیل آسک سَمبادی تو پیک هیم آپ. آیل کال هیم رایت ناو، تَنگکْس)
از یک کسی میخواهم او را بردارد. همین الان به او تلفن میکنم، مرسی.
جملات نمونه (Sample Sentences)
Study
(استادی)
مطالعه کردن / درس خواندن
Science
(سایِنس)
علم
Worry
(وری)
نگران شدن
Don’t worry
(دونْت وری)
نگران نباش
School
(سکول)
مدرسه
School teacher
(سکول تیچِر)
معلم مدرسه
Forget
(فورگِت)
فراموش کردن
Forgot
(فورگات)
فراموش کرد (گذشته)
I’m sorry
(آم ساری)
متاسفم
I forgot to call you back
(آی فورگات تو کال یو بَک)
یادم رفت به تو تلفن کنم
I’m a little hungry
(آم ا لیتِل هانْگری)
کمی گرسنه هستم
You should go to the coffee shop around the corner
(یو شاد گو تو د کافی شاپ اَراوند د کورنِر)
تو بایستی به کافیشاپ دور و بر نبش بروی
They have great food
(دِی هَو گِرِیت فود)
آنها غذای عالی دارند
Coffee shops don’t usually have food
(کافی شاپس دونْت یوژوالی هَو فود)
کافیشاپها معمولاً غذا ندارند
I still have our pictures together
(آی استیل هَو آوَر پیکچَرز توگِدِر)
من هنوز عکسهایمان را با هم دارم
We went to school together
(وی وِنْت تو سکول توگِدِر)
ما با هم به مدرسه رفتیم
We had the same teachers
(وی هَد د سِیم تیچِرز)
ما معلمهای یکسانی داشتیم
We studied science together
(وی استادید سایِنس توگِدِر)
ما با هم علوم خواندیم
We went to college together
(وی وِنْت تو کالِج توگِدِر)
ما با هم به دانشگاه رفتیم
But most of them live in Iran now
(بات موسْت آو دِم لیو این ایران ناو)
اما اکثر آنها الان در ایران زندگی میکنند
We have different jobs
(وی هَو دیفِرِنت جابز)
ما شغلهای متفاوتی داریم
What kind of jobs do they have?
(وات کایند آو جابز دو دِی هَو)
آنها چه نوع شغلهایی دارند؟
Most of them are engineers
(موسْت آو دِم آر اِنْجینِیرز)
اکثر آنها مهندس هستند
I thought they studied science
(آی تات دِی استادید سایِنس)
فکر کردم آنها علوم خواندند
My cousin’s a teacher
(مای کَزِنز ا تیچِر)
دخترخالهام معلم است
She teaches at a school
(شی تیچیز ات ا سکول)
او در یک مدرسه درس میدهد
Have you invited her for dinner?
(هَو یو اینوایتِد هِر فور دینِر)
آیا او را برای شام دعوت کردهای؟
Yes, I have
(یِس، آی هَو)
بله
I took care of everything
(آی توک کِر آو اِوریثینگ)
ترتیب همه چیز را دادم
I’ll take care of everything
(آیل تِیْک کِر آو اِوریثینگ)
ترتیب همه چیز را خواهم داد
Take care
(تِیْک کِر)
مراقب باش
I forgot to buy milk
(آی فورگات تو بای میلک)
یادم رفت شیر بخرم
How could you forget it?
(هاو کُد یو فورگِت ایت)
چطور توانستی آن را فراموش کنی؟
I don’t know
(آی دونْت نو)
نمیدانم
Don’t worry
(دونْت وری)
نگران نباش
I’m going to the supermarket now
(آم گویینگ تو د سوپرمارکت ناو)
الان دارم به سوپرمارکت میروم
This time
(دیس تایم)
این بار
I won’t forget to buy milk
(آی وونْت فورگِت تو بای میلک)
یادم نخواهد رفت شیر بخرم
We’ll see
(ویل سی)
خواهیم دید