Don’t wake up the neighbors!
(دونْت وَیْک آپ د نِیبِرز)
همسایهها را بیدار نکن!
I want to travel to another country
(آی وانت تو تْرَوِل تو اَنَذَر کانْتری)
میخواهم به یک کشور دیگر سفر کنم
Can you buy the ticket for me?
(کَن یو بای د تیکِت فور می)
آیا میتوانی بلیط را برایم بخری؟
You can put the tickets on my credit card
(یو کَن پوت د تیکِتس آن مای کْرِدیت کارد)
میتوانی بلیطها را روی کارت اعتباری من بگذاری
Can you get me a cup of coffee with milk?
(کَن یو گِت می ا کاپ آو کافی ویت میلک)
آیا میتوانی یک فنجان قهوه با شیر برایم بیاوری؟
We don’t have any milk
(وی دونْت هَو اِنی میلک)
هیچ شیری نداریم
Then can you get me a cup of tea?
(دِن کَن یو گِت می ا کاپ آو تی)
پس میتوانی یک فنجان چای برایم بیاوری؟
Can you get me a cup of tea then
(کَن یو گِت می ا کاپ آو تی دِن)
پس میتوانی یک فنجان چای برایم بیاوری؟
We don’t have tea either
(وی دونْت هَو تی ایذَر)
چای هم نداریم
I’ll ask the neighbors for some milk
(آیل آسک د نِیبِرز فور سَم میلک)
از همسایهها کمی شیر طلب میکنم
There’s a grocery store just around the corner
(دِرز ا گروسرِی استور جَست اَراوند د کورنِر)
یک خواربارفروشی درست دور و بر نبش هست
Where’s the car?
(وِرز د کار)
ماشین کجاست؟
It’s in the garage
(ایتس این د گَرِیج)
در گاراژ است
I think one of the neighbors has borrowed the car
(آی تینک وان آو د نِیبِرز هَز باروْد د کار)
فکر میکنم یکی از همسایهها ماشین را قرض گرفته است
Most of our neighbors aren’t home
(موسْت آو آوَر نِیبِرز آرنْت هوم)
اکثر همسایههایمان در خانه نیستند
Most of our neighbors travel a lot
(موسْت آو آوَر نِیبِرز تْرَوِل ا لات)
اکثر همسایههایمان زیاد سفر میکنند
They spend a lot of time and money on traveling
(دِی اسْپِنْد ا لات آو تایم اَند مانی آن تْرَوِلینگ)
آنها وقت و پول زیادی را صرف سفر میکنند
I don’t like to travel a lot
(آی دونْت لایک تو تْرَوِل ا لات)
از سفر کردن زیاد خوشم نمیآید
I don’t like traveling a lot
(آی دونْت لایک تْرَوِلینگ ا لات)
از سفر کردن زیاد خوشم نمیآید
I have to fix my car before we all go on a trip
(آی هَو تو فیکس مای کار بیفور وی آل گو آن ا تریپ)
باید ماشینم را قبل از اینکه همه با هم به سفر برویم، تعمیر کنم
I don’t have a lot of money right now
(آی دونْت هَو ا لات آو مانی رایت ناو)
الان پول زیادی ندارم
I have a lot of bills to pay
(آی هَو ا لات آو بیلز تو پِی)
قبضهای زیادی دارم که باید پرداخت کنم
I’d rather spend my money on a new house
(آید رادِر اسْپِنْد مای مانی آن ا نیو هاوس)
ترجیح میدهم پولم را صرف یک خانه جدید کنم
I’d like to get a car, too
(آید لایک تو گِت ا کار، تو)
دوست دارم یک ماشین هم داشته باشم
Insurance is expensive for new cars
(اینشورنس ایز اکسپِنسیو فور نیو کارز)
بیمه برای ماشینهای جدید گران است
I hope you have a lot of money
(آی هوپ یو هَو ا لات آو مانی)
امیدوارم پول زیادی داشته باشی
I’ve been working a lot
(آیْو بِین وُرْکینگ ا لات)
خیلی کار کردهام
And I think I should buy the car for myself
(اَند آی تینک آی شاد بای د کار فور مایسِلْف)
و فکر میکنم باید ماشین را برای خودم بخرم
I think I should buy myself a car
(آی تینک آی شاد بای مایسِلْف ا کار)
فکر میکنم باید برای خودم یک ماشین بخرم
It’s going to be at least five hundred dollars per month
(ایتس گویینگ تو بی ات لیست فایو هاندرِد دالِرز پِر مانْت)
حداقل ماهی پانصد دلار میشود
I have more money than that
(آی هَو مور مانی دَن دَت)
بیشتر از آن پول دارم
Yes, but you have to pay for other things, too
(یِس، بات یو هَو تو پِی فور اَدَر ثینگز، تو)
آره، اما باید برای چیزهای دیگر هم پول بدهی
Like what?
(لایک وات)
مثل چی؟
You have to pay for your apartment
(یو هَو تو پِی فور یور اپارْتْمِنْت)
باید برای آپارتمانت پول بدهی
And you have to pay for other things like food
(اَند یو هَو تو پِی فور اَدَر ثینگز لایک فود)
و باید برای چیزهای دیگر مثل غذا پول بدهی
I don’t eat a lot
(آی دونْت ایت ا لات)
زیاد نمیخورم
I don’t spend most of my money on food
(آی دونْت اسْپِنْد موسْت آو مای مانی آن فود)
اکثر پولم را صرف غذا نمیکنم
Food’s important
(فودز ایمپورْتَنْت)
غذا مهم است
You should eat enough food every day
(یو شاد ایت یناف فود اِوری دِی)
تو باید هر روز به اندازه کافی غذا بخوری
If you don’t, then you’ll feel tired
(ایف یو دونْت، دِن یول فیل تایِرد)
اگر این کار را نکنی، احساس خستگی میکنی
مکالمه (Dialogue) اول
A: Shadi, this is day ninety, and I’m happy I can speak English very well now.
(شادی، دیس ایز دِی ناینتی، اَند آیْم هَپی آی کَن اسپیک اینگلیش وری وِل ناو)
شادی، این روز نودم است و من خوشحالم که الان میتوانم خیلی خوب انگلیسی صحبت کنم.
B: I’m very happy for you. I’ve been doing the lessons for thirty days and I’m on lesson ninety, too. But I can’t speak very well. You speak much better than I do.
(آم وری هَپی فور یو. آیْو بِین دوینگ د لِسِنز فور ثِرتی دِیز اَند آیْم آن لِسِن ناینتی، تو. بات آی کَنت اسپیک وری وِل. یو اسپیک ماچ بِتَر دَن آی دو)
خیلی برایت خوشحالم. من درسها را به مدت سی روز انجام دادهام و من هم در درس نودم هستم. اما نمیتوانم خیلی خوب صحبت کنم. تو خیلی بهتر از من صحبت میکنی.
A: You’re on lesson ninety after only thirty days? That’s not right. That’s why you can’t speak English very well. Didn’t you know that you should only do one lesson a day and not more than one lesson in one day?
(یور آن لِسِن ناینتی آفتَر اونلی ثِرتی دِیز؟ دَتس نات رایت. دَتس وای یو کَنت اسپیک اینگلیش وری وِل. دیدنْت یو نو دَت یو شاد اونلی دو وان لِسِن ا دِی اَند نات مور دَن وان لِسِن این وان دِی)
تو بعد از فقط سی روز در درس نود هستی؟ این درست نیست. به همین خاطر است که نمیتوانی خیلی خوب انگلیسی صحبت کنی. آیا نمیدانستی که باید فقط روزی یک درس انجام بدهی و نه بیشتر از یک درس در یک روز؟
B: I didn’t know that. The lessons were easy and I had a lot of time, and I did three lessons in one day.
(آی دیدنْت نو دَت. د لِسِنز وَر ایزی اَند آی هَد ا لات آو تایم، اَند آی دِد ثری لِسِنز این وان دِی)
من این را نمیدانستم. درسها آسان بودند و وقت زیادی داشتم، و سه درس را در یک روز انجام دادم.
A: But you must do only one lesson a day. You shouldn’t just listen to the lessons. You should listen and repeat.
(بات یو مَست دو اونلی وان لِسِن ا دِی. یو شُدْنْت جَست لِسِن تو د لِسِنز. یو شاد لِسِن اَند رِپیت)
اما تو باید فقط یک درس در روز انجام بدهی. نباید فقط به درسها گوش بدهی. باید گوش بدهی و تکرار کنی.
B: Oh, what should I do now?
(اوه، وات شاد آی دو ناو)
اوه، حالا باید چه کار کنم؟
A: You should go back to lesson one, and do the lessons again. But this time, you should do it right.
(یو شاد گو بَک تو لِسِن وان، اَند دو د لِسِنز اِگِن. بات دیس تایم، یو شاد دو ایت رایت)
تو باید به درس اول برگردی و درسها را دوباره انجام بدهی. اما این بار، باید درست انجامش بدهی.
B: What should I do then if I have a lot of time?
(وات شاد آی دو دِن ایف آی هَو ا لات آو تایم)
پس اگر وقت زیادی دارم باید چه کار کنم؟
A: You should still do one lesson per day only.
(یو شاد استیل دو وان لِسِن پِر دِی اونلی)
تو باید باز هم فقط روزی یک درس انجام بدهی.
B: But I already told you that the lessons were easy. I thought I didn’t need to repeat them, and instead of doing what they told me to do, I did three lessons in a day, and I finished ninety lessons in thirty days. I thought that was a great idea, because I thought I could learn to speak much faster and sooner.
(بات آی آْلْرِدی تولْد یو دَت د لِسِنز وَر ایزی. آی تات آی دیدنْت نید تو رِپیت دِم، اَند اینْسْتِد آو دوینگ وات دِی تولْد می تو دو، آی دِد ثری لِسِنز این ا دِی، اَند آی فینیشْت ناینتی لِسِنز این ثِرتی دِیز. آی تات دَت واز ا گِرِیت آیدیا، بیکاز آی تات آی کُد لِرْن تو اسپیک ماچ فَستِر اَند سونِر)
اما قبلاً به تو گفتم که درسها آسان بودند. فکر کردم نیازی نیست آنها را تکرار کنم، و به جای اینکه کاری را که به من گفتند انجام دهم، سه درس را در یک روز انجام دادم، و نود درس را در سی روز تمام کردم. فکر کردم آن ایده عالی بود، زیرا فکر میکردم میتوانم خیلی سریعتر و زودتر صحبت کردن را یاد بگیرم.
A: Look! Remember this! Learning how to speak is different from learning how to write or read English.
(لوک! ریمِمْبِر دیس! لِرنینگ هاو تو اسپیک ایز دیفِرِنت فرام لِرنینگ هاو تو رایت اور رید اینگلیش)
ببین! این را یادت باشد! یادگیری نحوه صحبت کردن با یادگیری نحوه نوشتن یا خواندن انگلیسی متفاوت است.
B: Do you think that I could speak as well as you do after about three months?
(دو یو تینک دَت آی کُد اسپیک اَز وِل اَز یو دو آفتَر اَباوت ثری مانْتْس)
آیا فکر میکنی بعد از حدود سه ماه میتوانم مثل تو خوب صحبت کنم؟
A: I don’t just think so. I know so. I’ll see you in ninety days, and I hope you’ll do better then.
(آی دونْت جَست تینک سو. آی نو سو. آیل سی یو این ناینتی دِیز، اَند آی هوپ یول دو بِتَر دِن)
من فقط اینطور فکر نمیکنم. میدانم که اینطور است. نود روز دیگر تو را میبینم و امیدوارم آن موقع بهتر عمل کنی.
B: OK. I’ll do just like you told me to.
(اوکی. آیل دو جَست لایک یو تولْد می تو)
اوکی. دقیقاً همان طور که به من گفتی انجام میدهم.
A: That’s great! See you in ninety days.
(دَتس گِرِیت! سی یو این ناینتی دِیز)
عالیه! نود روز دیگر میبینمت.
مکالمه (Dialogue)
A: Azar, do you remember about three months ago, I mean just ninety days ago, when I couldn’t speak English at all, I only knew a few words like: Hello, Yes, No and Okay.
(آذر، دو یو ریمِمْبِر اَباوت ثری مانْتْس اِگو، آی مین جَست ناینتی دِیز اِگو، وِن آی کُدْنْت اسپیک اینگلیش ات آلیک، آی اونلی نیو ا فیو وُردز لایک: هِلُو، یِس، نو اَند اوکی)
آذر، یادت میآید حدود سه ماه پیش، منظورم فقط نود روز پیش، وقتی که من اصلاً نمیتوانستم انگلیسی صحبت کنم، فقط چند کلمه بلد بودم مثل: سلام، بله، نه و اوکی؟
B: Yes, of course I remember, you wanted to maybe get a better job at a big company, or you were talking about going to another country like the US, England, Dubai, Sweden, or Canada.
(یِس، آو کورس آی ریمِمْبِر، یو وانتِد تو مِیبی گِت ا بِتَر جاب ات ا بیگ کامپَنی، اور یو وَر تالکینگ اَباوت گویینگ تو اَنَذَر کانْتری لایک د یو اس، اینگلَند، دوبای، سویدِن، اور کَنِدا)
بله، البته که یادم میآید، تو میخواستی شاید یک کار بهتر در یک شرکت بزرگ پیدا کنی، یا درباره رفتن به یک کشور دیگر مثل آمریکا، انگلیس، دبی، سوئد یا کانادا حرف میزدی.
A: Now I can look for a better job, I can travel to all the countries that I’ve been wanting to see for years.
(ناو آی کَن لوک فور ا بِتَر جاب، آی کَن تْرَوِل تو آل د کانْتریز دَت آیْو بِین وانتینگ تو سی فور ییرز)
الان میتوانم دنبال یک کار بهتر بگردم، میتوانم به همه کشورهایی که سالهاست آرزوی دیدنشان را دارم سفر کنم.
B: Maybe we can go together. I would like to go traveling to different countries, talking to different people and eating different foods.
(مِیبی وی کَن گو توگِدِر. آی وود لایک تو گو تْرَوِلینگ تو دیفِرِنت کانْتریز، تالکینگ تو دیفِرِنت پیپل اَند ایتینگ دیفِرِنت فودز)
شاید بتوانیم با هم برویم. من دوست دارم به کشورهای مختلف سفر کنم، با مردم مختلف صحبت کنم و غذاهای مختلف بخورم.
مکالمه (Dialogue) سوم
A: I just wanted to tell you that I’m taking a trip to England for a few days.
(آی جَست وانتِد تو تِل یو دَت آیْم تِیْکینگ ا تریپ تو اینگلَند فور ا فیو دِیز)
فقط میخواستم به تو بگویم که دارم یک سفر چند روزه به انگلستان میروم.
B: That’s great. I’m sure you’ll have a good time there, but I thought we were going together.
(دَتس گِرِیت. آیْم شور یول هَو ا گود تایم دِر، بات آی تات وی وَر گویینگ توگِدِر)
عالیه. مطمئنم آنجا وقت خوبی خواهی داشت، اما فکر میکردم با هم میرویم.
A: Well, it’s my first trip to a different country, I would rather go alone, I want to see if I can stay there without getting help from anybody.
(وِل، ایتس مای فِرست تریپ تو ا دیفِرِنت کانْتری، آی وود رادِر گو الون، آی وانت تو سی ایف آی کَن اِستِی دِر ویتآوت گِتینگ هِلپ فرام اِنیبادی)
خب، این اولین سفر من به یک کشور متفاوت است، ترجیح میدهم تنها بروم، میخواهم ببینم آیا میتوانم بدون کمک گرفتن از هیچ کسی در آنجا بمانم.
B: Your English is much better now after these lessons, how long did it take you to learn to speak like this?
(یور اینگلیش ایز ماچ بِتَر ناو آفتَر دیس لِسِنز، هاو لانگ دید ایت تِیْک یو تو لِرْن تو اسپیک لایک دیس)
انگلیسی تو بعد از این درسها خیلی بهتر شده است، چقدر طول کشید تا اینطور صحبت کردن را یاد گرفتی؟
A: It took me only three months, but the key is to repeat everything. That’s the most important thing.
(ایت توک می اونلی ثری مانْتْس، بات د کی ایز تو رِپیت اِوریثینگ. دَتس د موسْت ایمپورْتَنْت ثینگ)
فقط سه ماه طول کشید، اما کلیدش تکرار کردن همه چیز است. این مهمترین چیز است.
B: That’s very interesting. I want my mother and my father to listen to these lessons.
(دَتس وری اینْترِستینگ. آی وانت مای مادِر اَند مای فادِر تو لِسِن تو دیس لِسِنز)
این خیلی جالب است. میخواهم پدر و مادرم به این درسها گوش بدهند.
A: Okay, but remember, just listening isn’t enough. You have to repeat everything. I have an uncle who bought the lessons too, but he just listened to them and he didn’t repeat. Now after a few months he can’t speak as well as I can.
(اوکی، بات ریمِمْبِر، جَست لِسِنینگ ایزنَت یناف. یو هَو تو رِپیت اِوریثینگ. آی هَو اَن اَنْکِل هو بات د لِسِنز تو، بات هی جَست لِسِنْد تو دِم اَند هی دیدنْت رِپیت. ناو آفتَر ا فیو مانْتْس هی کَنت اسپیک اَز وِل اَز آی کَن)
اوکی، اما یادت باشد، فقط گوش دادن کافی نیست. باید همه چیز را تکرار کنی. من یک عمو دارم که درسها را هم خریده، اما فقط به آنها گوش داده و تکرار نکرده است. حالا بعد از چند ماه نمیتواند مثل من خوب صحبت کند.
B: What is he going to do now?
(وات ایز هی گویینگ تو دو ناو)
حالا او میخواهد چه کار کند؟
A: Well, he has to go back to the first lesson and start again, but this time he has to repeat if he wants to speak well.
(وِل، هی هَز تو گو بَک تو د فِرست لِسِن اَند استارت اِگِن، بات دیس تایم هی هَز تو رِپیت ایف هی وانتس تو اسپیک وِل)
خب، او باید به درس اول برگردد و دوباره شروع کند، اما این بار اگر میخواهد خوب صحبت کند، باید تکرار کند.
مکالمه (Dialogue)
A: Are you back from your trip?
(آر یو بَک فرام یور تریپ)
آیا از سفرت برگشتی؟
B: Yes, I went to England for a few days, and now I’m back.
(یِس، آی وِنْت تو اینگلَند فور ا فیو دِیز، اَند ناو آیْم بَک)
بله، چند روز به انگلستان رفتم و الان برگشتم.
A: How was your trip?
(هاو واز یور تریپ)
سفرت چطور بود؟
B: It was great. The most important thing was that I could speak English very well. I could understand what people said and they could understand everything I said.
(ایت واز گِرِیت. د موسْت ایمپورْتَنْت ثینگ واز دَت آی کُد اسپیک اینگلیش وری وِل. آی کُد آندرستَند وات پیپل سِد اَند دِی کُد آندرستَند اِوریثینگ آی سِد)
عالی بود. مهمترین چیز این بود که میتوانستم خیلی خوب انگلیسی صحبت کنم. میتوانستم بفهمم مردم چه میگویند و آنها هم میتوانستند هر چیزی را که من گفتم بفهمند.
A: I told you these lessons would really help you, that’s why I recommended them to you. Now you can speak English and if you don’t understand a few words, you can just ask somebody what they mean.
(آی تولْد یو دیس لِسِنز وود ریلی هِلپ یو، دَتس وای آی رِکِمِندِد دِم تو یو. ناو یو کَن اسپیک اینگلیش اَند ایف یو دونْت آندرستَند ا فیو وُردز، یو کَن جَست آسک سَمبادی وات دِی مین)
به تو گفتم این درسها واقعاً به تو کمک میکنند، به همین خاطر آنها را به تو توصیه کردم. حالا میتوانی انگلیسی صحبت کنی و اگر چند کلمه را نفهمیدی، میتوانی فقط از کسی بپرسی معنی آنها چیست.
B: I’d really like to be better in English, what do you think I should do?
(آید ریلی لایک تو بی بِتَر این اینگلیش، وات دو یو تینک آی شاد دو)
واقعاً دوست دارم در انگلیسی بهتر شوم، فکر میکنی باید چه کار کنم؟
A: Well, you can watch movies, that always helps. You can watch a lot of TV and listen to the radio when you’re in the car. But the most important thing is conversation. You have to start a conversation with anybody that speaks English.
(وِل، یو کَن واچ موویز، دَت الوِیز هِلپس. یو کَن واچ ا لات آو تی وی اَند لِسِن تو د رِیدیو وِن یور این د کار. بات د موسْت ایمپورْتَنْت ثینگ ایز کانْوِرْسِیشِن. یو هَو تو استارت ا کانْوِرْسِیشِن ویت اِنیبادی دَت اسپیکس اینگلیش)
خب، میتوانی فیلم تماشا کنی، این همیشه کمک میکند. میتوانی زیاد تلویزیون تماشا کنی و وقتی در ماشین هستی به رادیو گوش بدهی. اما مهمترین چیز مکالمه است. باید با هر کسی که انگلیسی صحبت میکند، یک مکالمه را شروع کنی.
مکالمه (Dialogue)
A: Hello, can I help you?
(هِلُو، کَن آی هِلپ یو)
سلام، میتوانم کمک کنم؟
B: Yes, I just bought this jacket a few days ago, and I would like to return it.
(یِس، آی جَست بات دیس جَکِت ا فیو دِیز اِگو، اَند آی وود لایک تو ریترن ایت)
بله، همین چند روز پیش این کت را خریدم، و دوست دارم آن را پس بدهم.
A: I’m sorry, but you can’t return this jacket.
(آم ساری، بات یو کَنت ریترن دیس جَکِت)
متاسفم، اما نمیتوانی این کت را پس بدهی.
B: Well, can I at least exchange it for a different size?
(وِل، کَن آی ات لیست ایکسچِینج ایت فور ا دیفِرِنت سایز)
خب، آیا حداقل میتوانم آن را با یک سایز دیگر عوض کنم؟
A: We don’t have any other sizes. But you can exchange it for a different color.
(وی دونْت هَو اِنی اَدَر سایزِز. بات یو کَن ایکسچِینج ایت فور ا دیفِرِنت کَلَر)
ما سایز دیگری نداریم. اما میتوانی آن را با یک رنگ دیگر عوض کنی.
B: Okay, that’s fine. Let me get this jacket in black or blue.
(اوکی، دَتس فاین. لِت می گِت دیس جَکِت این بَلَک اور بلو)
اوکی، خوب است. بگذار این کت را مشکی یا آبی بگیرم.
A: Let me see if we have any. I’m sorry, we only have it in white.
(لِت می سی ایف وی هَو اِنی. آم ساری، وی اونلی هَو ایت این وایت)
بگذار ببینم داریم یا نه. متاسفم، فقط سفیدش را داریم.
B: Then I don’t want this jacket. I paid a lot of money for it, and I want to have something that I like.
(دِن آی دونْت وانت دیس جَکِت. آی پِید ا لات آو مانی فور ایت، اَند آی وانت تو هَو سامثینگ دَت آی لایک)
پس من این کت را نمیخواهم. پول زیادی برای آن دادم، و میخواهم چیزی داشته باشم که دوست دارم.
A: I understand, sir, but I can’t do anything. I’m sorry.
(آی آندرستَند، سِر، بات آی کَنت دو اِنیثینگ. آم ساری)
میفهمم، آقا، اما نمیتوانم کاری انجام دهم. متاسفم.
B: I’m going to return this jacket and I’m not taking no for an answer. Let me speak to your manager, please.
(آم گویینگ تو ریترن دیس جَکِت اَند آیْم نات تِیْکینگ نو فور اَن آنْسِر. لِت می اسپیک تو یور مَنِجِر، پلیز)
من این کت را پس میدهم و «نه» را قبول نمیکنم. لطفاً بگذار با مدیرت صحبت کنم.
A: Okay, wait here, please.
(اوکی، ویت هییر، پلیز)
اوکی، لطفاً همین جا صبر کن.
C: How can I help you, sir?
(هاو کَن آی هِلپ یو، سِر)
چگونه میتوانم به شما کمک کنم، آقا؟
B: Well, I just bought this jacket and I paid a lot of money for it. I don’t like the color and the size is too small for me. I’d like to return it or exchange it with a different one.
(وِل، آی جَست بات دیس جَکِت اَند آی پِید ا لات آو مانی فور ایت. آی دونْت لایک د کَلَر اَند د سایز ایز تو اسمال فور می. آید لایک تو ریترن ایت اور ایکسچِینج ایت ویت ا دیفِرِنت وان)
خب، من همین الان این کت را خریدم و پول زیادی برای آن دادم. از رنگش خوشم نمیآید و سایزش هم برای من زیادی کوچک است. دوست دارم آن را پس بدهم یا با یکی دیگر عوض کنم.
C: All right, sir, I can help you with that. Do you see anything else you would like?
(آل رایت، سِر، آی کَن هِلپ یو ویت دَت. دو یو سی اِنیثینگ اِلْس یو وود لایک)
بسیار خوب، آقا، میتوانم در این مورد به شما کمک کنم. آیا چیز دیگری میبینی که دوست داشته باشی؟
B: Not really, I’d rather return the jacket and get my money back.
(نات ریلی، آید رادِر ریترن د جَکِت اَند گِت مای مانی بَک)
نه واقعاً، ترجیح میدهم کت را پس بدهم و پولم را پس بگیرم.
C: Well, sir, I can’t do that, but I would be happy to exchange it for anything else that you like.
(وِل، سِر، آی کَنت دو دَت، بات آی وود بی هَپی تو ایکسچِینج ایت فور اِنیثینگ اِلْس دَت یو لایک)
خب، آقا، نمیتوانم آن کار را بکنم، اما خوشحال میشم که آن را با هر چیز دیگری که دوست داری عوض کنم.
B: Okay, then I’ll exchange it for the shirt.
(اوکی، دِن آیل ایکسچِینج ایت فور د شِرْت)
اوکی، پس آن را با پیراهن عوض میکنم.
C: Very good, sir.
(وری گود، سِر)
بسیار خوب، آقا.
B: Thanks a lot. Have a great day.
(تَنگکْس ا لات. هَو ا گِرِیت دِی)
خیلی ممنون. روز خوبی داشته باشی.
جملات نمونه (Sample Sentences)
Don’t wake up the neighbors
(دونْت وَیْک آپ د نِیبِرز)
همسایهها را بیدار نکن
I want to travel to another country
(آی وانت تو تْرَوِل تو اَنَذَر کانْتری)
میخواهم به یک کشور دیگر سفر کنم
Can you buy the ticket for me?
(کَن یو بای د تیکِت فور می)
میتوانی بلیط را برایم بخری؟
You can put the tickets on my credit card
(یو کَن پوت د تیکِتس آن مای کْرِدیت کارد)
میتوانی بلیطها را روی کارت اعتباری من بگذاری