bench
نیمکت (بِنچ)
bench means a long and usually hard seat for two or more people
نیمکت یعنی صندلی بلند و معمولاً سخت برای دو یا چند نفر (بِنچ مینز اَ لانگ اَند یوژوالی هارد سیت فور تو اور مور پیپل)
blue
آبی (بلو)
blue means having the color of the clear sky
آبی یعنی به رنگ آسمان صاف (بلو مینز هاوینگ دِ کالِر آو دِ کلیر اسکای)
brown
قهوهای (براون)
brown means having a color like coffee or chocolate
قهوهای یعنی به رنگ قهوه یا شکلات (براون مینز هاوینگ اَ کالِر لایک کافی اور چاکلِت)
curly
مجعد، فر (کرلی)
curly means formed into a round shape
مجعد یعنی به شکل گرد درآمده (کرلی مینز فورمْد اینتو اَ راوند شِیپ)
dark
تیره (دارک)
dark of a person’s hair, eyes, skin, etc: black or brown in color
تیره برای مو، چشم، پوست و غیره: به رنگ سیاه یا قهوهای (دارک آو اَ پرسنز هِر، آیز، اسکین، اِت سِترا: بِلَک اور براون این کالِر)
eyes
چشمها (آیز)
eyes are the part of the body that you see with
چشمها بخشی از بدن هستند که با آنها میبینی (آیز آر دِ پارت آو دِ بودی دَت یو سی ویث)
forget
فراموش کردن (فورگِت)
forget means to be unable to think of or remember (something)
فراموش کردن یعنی ناتوان بودن در فکر کردن یا به یاد آوردن چیزی (فورگِت مینز تو بی اَنِیبل تو تینک آو اور ریمِمبِر سامسینگ)
glasses
عینک (گِلاسیز)
glasses are a pair of glass or plastic lenses set into a frame and worn over the eyes to help a person see
عینک یک جفت عدسی شیشهای یا پلاستیکی است که در قابی قرار گرفته و روی چشمها زده میشود تا به دیدن کمک کند (گِلاسیز آر اَ پِر آو گِلاس اور پلَستیک لِنزیز سِت اینتو اَ فِرِیم اَند وُرْن اووِر دِ آیز تو هِلپ اَ پرسن سی)
hair
مو (هِر)
hair is a thin threadlike growth from the skin of a person or animal
مو رشدی نازک و نخمانند از پوست انسان یا حیوان است (هِر ایز اَ تین ثرِدلایک گروث فرام دِ اسکین آو اَ پرسن اور اَنیمَل)
hide
قایم کردن، پنهان کردن (هاید)
hide means to put (something) in a place where it cannot be seen or found
پنهان کردن یعنی چیزی را در جایی قرار دادن که دیده یا پیدا نشود (هاید مینز تو پوت سامسینگ این اَ پلیس وِر ایت کَنَت بی سین اور فایند)
join
ملحق شدن، پیوستن (جویین)
join means to come together with (something or someone)
پیوستن یعنی با چیزی یا کسی همراه شدن (جویین مینز تو کَم توجِدَر ویث سامسینگ اور ساموان)
light
روشن، روشنایی (لایت)
light means not dark or deep in color; pale
روشن یعنی تیره یا پررنگ نبودن در رنگ؛ مات (لایت مینز نات دارک اور دیپ این کالِر؛ پِیل)
like
مثل، شبیه (لایک)
like means to have an appearance that is very similar to (someone or something)
مثل یعنی ظاهری بسیار شبیه به کسی یا چیزی داشتن (لایک مینز تو هَو اَن اَپیرِنس دَت ایز وِری سیمیلِر تو ساموان اور سامسینگ)
people-watch
تماشای مردم (پیپل-واچ)
people-watch means to spend time idly observing people in a public place
تماشای مردم یعنی وقت را به تماشای بیهدف مردم در یک مکان عمومی گذراندن (پیپل-واچ مینز تو اسپِند تایم آیدلی اَبزِروینگ پیپل این اَ پابلیک پلیس)
seat
صندلی، جای نشستن (سیت)
seat something (such as a chair) that you sit on; a place for sitting
صندلی چیزی مثل یک صندلی که روی آن مینشینی؛ جایی برای نشستن (سیت سامسینگ ساچ اَز اَ چِر دَت یو سیت آن؛ اَ پلیس فور سیتینگ)
have a seat
بفرمایید بنشینید (هَو اَ سیت)
have a seat is a polite invitation to sit down
بفرمایید بنشینید یک دعوت مؤدبانه برای نشستن است (هَو اَ سیت ایز اَ پولایت اینویتِیشِن تو سیت داون)
short
کوتاه (شورت)
short means having little height; not tall
کوتاه یعنی ارتفاع کم داشتن؛ بلند نبودن (شورت مینز هاوینگ لیتل هایت؛ نات تال)
skin
پوست (اسکین)
skin is the natural outer layer of tissue that covers the body of a person or animal
پوست لایه بیرونی طبیعی بافتی است که بدن انسان یا حیوان را میپوشاند (اسکین ایز دِ نَچرَل اوتِر لِیِر آو تیشو دَت کاوِرز دِ بودی آو اَ پرسن اور اَنیمَل)
stick
چوب (اِستیک)
stick a cut or broken branch or twig
چوب یک شاخه بریده یا شکسته است (اِستیک اَ کات اور بروکِن بَرَنج اور تویگ)
straight
صاف (استریت)
straight not having curves, bends or angles
صاف یعنی بدون انحنا، خمیدگی یا زاویه (استریت نات هاوینگ کِروز، بِندز اور اَنگِلز)
tall
بلند (تال)
tall means greater in height than the average person
بلند یعنی بلندتر از قد متوسط یک فرد (تال مینز گریتِر این هایت دَن دِ اَورِج پرسن)
—
Showing Happiness Without Words – Lesson 15
ابراز خوشحالی بدون کلمات – درس ۱۵ (شوینگ هَپینِس ویثآوت وُردز – لِسِن فِیفْتین)
In English, speakers make sounds that express feeling or ideas
در انگلیسی، گویندگان صداهایی تولید میکنند که احساسات یا ایدهها را بیان میکنند (این اینگلیش، اسپیکِرز مِیک ساوندز دَت اِکسپِرِس فیلینگ یا آیدیا)
In the video, you hear Ashley and Anna make sounds that show they are happy
در ویدیو، میشنوی که اشلی و آنا صداهایی تولید میکنند که نشان میدهد آنها خوشحال هستند (این دِ ویدیو، یو هیر اشلی اَند آنا مِیک ساوندز دَت شو دی آر هَپی)
Yes, it is
بله، همینطور است (یس، ایت ایز)
Ahh
آآه (آه)
Ooh, we have to return to work
وای، باید به کار برگردیم (او، وی هَو تو ریتِرن تو وُرک)
Sure
حتماً (شُر)
Ahh
آآه (آه)
It’s a beautiful day, isn’t it
روز قشنگی است، اینطور نیست (ایتس اَ بیوتیفُل دی، ایزنت ایت)
Until next time
تا دفعه بعد (اَنتیل نِکس تایم)
Ahh
آه (آه)
Now you try it
حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)
English is easy now
انگلیسی الان آسان است (اینگلیش ایز ایزی ناو)
Ahh
آه (آه)