• راهنمای تور خودت باش (تمرین مکالمه)

    Lesson 7 – Tip Your Tour Guide

    درس ۷ – به راهنمای تور خود انعام دهید

    Anna: Penelope, the Lincoln Memorial is coming up on your left

    آنا: پنلوپ، بنای یادبود لینکلن در سمت چپ شما در حال نمایان شدن است

    Boy: You’re going to love my Lincoln Memorial Fun Fact

    پسر: شما حقیقت جالب من درباره بنای یادبود لینکلن را دوست خواهید داشت

    Anna: Oh, please tell us

    آنا: اوه، لطفاً به ما بگو

    Boy: On a wall inside the memorial, the word “FUTURE” was carved wrong

    پسر: روی یک دیوار داخل بنا، کلمه “FUTURE” اشتباه حک شده است

    They carved “EUTURE”

    آنها “EUTURE” را حک کرده اند

    Anna: Well, we all make mistakes

    آنا: خب، همه ما اشتباه می‌کنیم

    Boy: Yeah, but this mistake was carved in stone

    پسر: آره، اما این اشتباه در سنگ حک شده است

    Anna: You’re right. That is pretty bad. Here’s another dollar

    آنا: حق با توست. این خیلی بد است. این هم یک دلار دیگر

    Penelope: More fun facts, please

    پنلوپ: حقایق جالب بیشتر، لطفاً

    (Crossing the river) I love riding over bridges

    (عبور از رودخانه) من عاشق سوار شدن بر روی پل‌ها هستم

    The water looks so pretty from here

    آب از اینجا بسیار زیبا به نظر می‌رسد

    Anna: Penelope, this is amazing

    آنا: پنلوپ، این شگفت‌انگیز است

    A minute ago, we were riding along the river, and now we’re riding in the river

    یک دقیقه پیش، در امتداد رودخانه حرکت می‌کردیم و حالا در رودخانه حرکت می‌کنیم

    Awesome

    عالی است

    Penelope: Hey, we’re passing by the Pentagon on our right

    پنلوپ: هی، ما در حال عبور از کنار پنتاگون در سمت راست خود هستیم

    Anna: Penelope, you love riding over the water on a bridge

    آنا: پنلوپ، تو عاشق سوار شدن بر روی آب روی پل هستی

    But I love riding under a bridge in a boat

    اما من عاشق سوار شدن در زیر یک پل با قایق هستم

    Penelope: Anna, look

    پنلوپ: آنا، نگاه کن

    An airplane is flying right over our heads

    یک هواپیما درست بالای سر ما در حال پرواز است

    Anna: Wow

    آنا: وای

    This is the closest I’ve ever been to an airplane in flight

    این نزدیک‌ترین فاصله‌ای است که تا به حال به یک هواپیما در حال پرواز بوده‌ام

    Well, I’ve been inside a flying airplane

    خب، من داخل یک هواپیما در حال پرواز بوده‌ام

    But not outside of an airplane as it flies over my head

    اما نه بیرون از یک هواپیما در حالی که بالای سرم پرواز می‌کند

    Penelope: And now we’re driving out of the water

    پنلوپ: و حالا ما از آب خارج می‌شویم

    I still can’t believe this thing drives and sails

    هنوز نمی‌توانم باور کنم که این چیز هم رانندگی می‌کند و هم قایقرانی

    Anna: I know. It’s amazing

    آنا: می‌دانم. شگفت‌انگیز است

    Boy: After we ride along these railroad tracks, you’ll see my favorite part of the tour

    پسر: بعد از اینکه در امتداد این ریل‌های قطار حرکت کردیم، قسمت مورد علاقه من از تور را خواهید دید

    The U.S. Treasury where they make money

    وزارت خزانه‌داری آمریکا جایی که پول درست می‌کنند

    Penelope: Look, the U.S. Capitol is coming up

    پنلوپ: نگاه کن، کنگره آمریکا در حال نمایان شدن است

    Boy: I have a great Fun Fact about the U.S. Capitol

    پسر: من یک حقیقت جالب عالی درباره کنگره آمریکا دارم

    Penelope: What is it

    پنلوپ: چیست

    Boy: There are tunnels under the Capitol

    پسر: تونل‌هایی در زیر کنگره وجود دارد

    They connect the Capitol and office buildings of lawmakers

    آنها کنگره و ساختمان‌های اداری قانون‌گذاران را به هم متصل می‌کنند

    Anna: I bet they built them years ago for secret reasons

    آنا: شرط می‌بندم سال‌ها پیش آنها را برای دلایل مخفی ساخته‌اند

    Boy: No

    پسر: نه

    The lawmakers did not want to walk around outside in bad weather

    قانون‌گذاران نمی‌خواستند در هوای بد در بیرون قدم بزنند

    Anna: Oh

    آنا: اوه

    Penelope: We’re back at Union Station

    پنلوپ: ما به ایستگاه یونیون برگشتیم

    Boy: Do you want to know a creepy Fun Fact about Union Station

    پسر: آیا می‌خواهید یک حقیقت جالب ترسناک درباره ایستگاه یونیون بدانید

    (he points to Union Station)

    (او به ایستگاه یونیون اشاره می‌کند)

    Penelope: The creepier the better

    پنلوپ: هر چه ترسناک‌تر بهتر

    Boy: Many years ago, inside Union Station, there was a funeral home

    پسر: سال‌ها پیش، داخل ایستگاه یونیون، یک خانه تشییع جنازه وجود داشت

    Anna: A funeral home

    آنا: خانه تشییع جنازه

    You mean, for dead people

    منظورت برای افراد مرده است

    Boy: Do you know another kind of funeral home

    پسر: آیا نوع دیگری از خانه تشییع جنازه می‌شناسی

    Anna: No

    آنا: نه

    Boy: Well, I’ve gotta run

    پسر: خب، باید بروم

    Anna: Thanks for giving us the great tour

    آنا: ممنون که تور عالی را به ما دادی

    Anna: Captain, that was awesome

    آنا: کاپیتان، این فوق‌العاده بود

    And your son is a great tour guide

    و پسرت راهنمای تور عالی است

    Captain: What son

    کاپیتان: چه پسری

    Anna: Him

    آنا: او

    Captain: I’ve never seen that boy in my life

    کاپیتان: من آن پسر را تا به حال در زندگی‌ام ندیده‌ام

    See ya, ladies

    خداحافظ، خانم‌ها

    Professor Bot: I learned many new Fun Facts in this lesson

    پروفسور بات: من در این درس حقایق جالب جدید زیادی یاد گرفتم

    Did you learn about prepositions

    آیا درباره حروف اضافه یاد گرفتی

    Here’s a list of all the prepositions used in this lesson

    این لیستی از تمام حروف اضافه استفاده شده در این درس است

    Wow

    وای

    That’s a lot

    این زیاد است

    I know, let’s not read them

    می‌دانم، بیایید آنها را نخوانیم

    Let’s sing them

    بیایید آنها را بخوانیم

    Hit it, boys

    بزنید، پسرها

    Take it away singers

    بخوانید، خواننده‌ها