Microchips
(مایکروچیپس)
ریزتراشهها
The bond between humans and computers is becoming more intimate than ever before.
(ذِ باند بیتوین هیومَنز اَند کامپیوتَرز ایز بیکامین مور اینتیمِیت دَن اِوِر بیفور)
پیوند بین انسان و کامپیوتر بیش از هر زمان دیگری صمیمیتر میشود.
Scientists are now even putting microchips inside people’s bodies.
(سایِنتیستس آر ناو ایوِن پوتینگ مایکروچیپس اینساید پیپَلز بادیز)
دانشمندان اکنون حتی ریزتراشههایی را درون بدن افراد قرار میدهند.
They are made up of compressed electrical circuits that can detect and record data about the body.
(دِی آر مِید آپ آو کَمپْرِسْت اِلِکتریکَل سِرکیتس ذَت کَن دیتِکت اَند ریکورد دِیتا اَباوت ذِ بادی)
آنها از مدارهای الکتریکی فشرده تشکیل شدهاند که میتوانند دادههای مربوط به بدن را شناسایی و ضبط کنند.
They are tiny, but they hold the equivalent amount of data as some computers.
(دِی آر تاینی، بَت دِی هُولْد ذی ایکویوَلَنت اَماونْت آو دِیتا اَز سام کامپیوتَرز)
آنها ریز هستند، اما مقدار دادهای معادل برخی از رایانهها را در خود دارند.
A microchip is put to use inside a person with a simple procedure.
(اِ مایکروچیپ ایز پوت تو یوز اینساید اِ پِرْسِن ویذ اِ سیمپِل پراسیجَر)
یک ریزتراشه با روشی ساده در داخل شخص مورد استفاده قرار میگیرد.
First, a doctor must put data about the patient onto a chip.
(فِیرست، اِ داکْتَر مَست پوت دِیتا اَباوت ذِ پِیشِنْت آنتو اِ چیپ)
ابتدا، پزشک باید اطلاعات مربوط به بیمار را روی تراشه قرار دهد.
Input about the person’s age, race, gender, and medical history is stored on the chip.
(اینپوت اَباوت ذِ پِرْسِنز اِیج، رِیس، جِندَر، اَند مِدیکَل هیستری ایز اِستورْد آن ذِ چیپ)
ورودی مربوط به سن، نژاد، جنسیت و سابقهی پزشکی فرد در تراشه ذخیره میشود.
The second phase of the process involves putting it in the person’s skin.
(ذِ سِکَند فِیز آو ذِ پراسِس اینوالْوْز پوتینگ ایت این ذِ پِرْسِنز اِسکین)
مرحلهی دوم فرایند شامل قرار دادن آن در پوست فرد است.
The doctor pinches a piece of skin and cuts a tiny hole with a tool shaped like a spiral.
(ذِ داکْتَر پینچیز اِ پیس آو اِسکین اَند کاتس اِ تاینی هول ویذ اِ تول شِیپْد لایک اِ اِسپایْرَل)
پزشک تکهای از پوست را نیشگون میگیرد و با ابزاری به شکل مارپیچ، سوراخ کوچکی ایجاد میکند.
The chip is inserted, and the skin is allowed to heal.
(ذِ چیپ ایز اینسَرْتِد، اَند ذِ اِسکین ایز اَلاؤْد تو هیل)
تراشه وارد میشود و پوست اجازه مییابد تا بهبود یابد.
Lastly, it begins sending data to the database.
(لَستلی، ایت بیگینز سِندینگ دِیتا تو ذِ دِیتابیس)
سرانجام، شروع به ارسال داده به پایگاه داده میکند.
Microchips scan the patient’s body to record what is happening on the quantum level.
(مایکروچیپس اِسکَن ذِ پِیشِنْتز بادی تو ریکورد وات ایز هَپِنینگ آن ذِ کوانتام لِوِل)
ریزتراشهها بدن بیمار را اسکن میکنند تا آنچه در سطح کوانتوم اتفاق میافتد را ثبت کنند.
They can find problems with the person’s metabolism and organs.
(دِی کَن فایند پرابْلَمز ویذ ذِ پِرْسِنز مِتابولیزَم اَند اُرگَنز)
آنها میتوانند مشکلات متابولیسم و اندامهای فرد را پیدا کنند.
They can also detect viral infections.
(دِی کَن اَلْسو دیتِکت وایْرَل اینفِکشِنز)
آنها همچنین میتوانند عفونتهای ویروسی را تشخیص دهند.
They can find the aggregate number of immune and infected cells and present the results in a ratio.
(دِی کَن فایند ذی اَگریگِیت نامبِر آو ایمیون اَند اینفِکتِد سِلز اَند پْرِزِنت ذِ ریزالتس این اِ رِیشیو)
آنها میتوانند تعداد کل سلولهای ایمنی و آلوده را پیدا کرده و نتایج را به صورت نسبت ارائه دهند.
They can even tell doctors what type of antibiotic to give to the patient!
(دِی کَن ایوِن تِل داکْتَرز وات تایپ آو آنتیبایآتیک تو گیو تو ذِ پِیشِنْت!)
حتی میتوانند به پزشکان بگویند چه نوع آنتیبیوتیکی به بیمار بدهند!
To recover the chip’s data, the doctor uses a special magnet that copies it.
(تو ریکاوِر ذِ چیپْز دِیتا، ذِ داکْتَر یوزیز اِ اِسپِشَل مَگنِت ذَت کاپیز ایت)
برای بازیابی اطلاعات تراشه، پزشک از آهنربای ویژهای استفاده میکند که آن را کپی میکند.
This way, the doctor can put the information from the chip onto a computer.
(دِیس وَی، ذِ داکْتَر کَن پوت ذی اینفورمِیشِن فرام ذِ چیپ آنتو اِ کامپیوتَر)
به این ترتیب، پزشک میتواند اطلاعات تراشه را روی رایانه قرار دهد.
Then they can find out exactly what is wrong with the person.
(دِن دِی کَن فایند اوت اِگزَکْتلی وات ایز رانگ ویذ ذِ پِرْسِن)
سپس آنها میتوانند دقیقاً بفهمند مشکل فرد چیست.
The idea of putting chips in people is still very new.
(ذی آیدیا آو پوتینگ چیپس این پیپَل ایز اِستیل وِری نیو)
ایدهی قرار دادن تراشه در افراد هنوز بسیار جدید است.
However, it is now becoming more prevalent.
(هاوِوِر، ایت ایز ناو بیکامین مور پِرِوَلَنت)
با این حال، اکنون در حال رایجتر شدن است.
Scientists and doctors are hopeful about the future uses of microchips.
(سایِنتیستس اَند داکْتَرز آر هوپفُل اَباوت ذِ فیوچَر یوزیز آو مایکروچیپس)
دانشمندان و پزشکان دربارهی کاربردهای آیندهی ریزتراشهها امیدوار هستند.
Someday, all new babies might get a microchip soon after they are born.
(سامدِی، آل نیو بِیبیز مایت گِت اِ مایکروچیپ سون آفتَر دِی آر بورْن)
روزی ممکن است تمام نوزادان تازهبهدنیا آمده، بهزودی پس از تولد یک ریزتراشه دریافت کنند.
Doctors will be able to know about any problems from the very beginning.
(داکْتَرز ویل بی اِیبِل تو نو اَباوت اِنی پرابْلَمز فرام ذِ وِری بیگینینگ)
پزشکان از همان ابتدا میتوانند از هر مشکلی مطلع شوند.
It is obvious that medicine and computers complement each other well.
(ایت ایز اَبویَس ذَت مِدسِن اَند کامپیوتَرز کامپلیمَنت ایچ اَذَر وِل)
بدیهی است که پزشکی و کامپیوتر بهخوبی مکمل یکدیگر هستند.