• ریسک کردن (تمرین مکالمه)

    action movie
    فیلم اکشن (اَکشِن مووی)

    an action movie is a movie with events that happen quickly and that cause feelings of danger and excitement
    فیلم اکشن فیلمی است که در آن رویدادها به سرعت رخ می‌دهند و احساس خطر و هیجان ایجاد می‌کنند
    (اَن اَکشِن مووی ایز اَ مووی ویث ایوِنتس دَت هَپِن کوئیکلی اَند دَت کاز فیلینگز آو دِینجِر اَند اِکسایتِمِنت)

    bring to life
    زنده کردن (برینگ تو لایف)

    to bring to life means to make or become active, lively, or interesting
    زنده کردن یعنی فعال، پرجنب‌وجوش یا جالب کردن یا شدن
    (تو برینگ تو لایف مینز تو مِیک یا بیکام اَکتیو، لایولی، یا اینترِستینگ)

    career
    حرفه (کَریر)

    a career is a job or profession that someone does for a long time
    حرفه شغل یا حرفه‌ای است که شخص برای مدت طولانی انجام می‌دهد
    (اَ کَریر ایز اَ جاب یا پروفِشِن دَت سام‌وان داز فور اَ لانگ تایم)

    come back
    بازگشتن (کَم بَک)

    to come back means to return to a place
    بازگشتن یعنی به یک مکان برگشتن
    (تو کَم بَک مینز تو ریتِرن تو اَ پلیس)

    fail
    شکست خوردن (فِیل)

    to fail means to not succeed or to end without success
    شکست خوردن یعنی موفق نشدن یا بدون موفقیت به پایان رسیدن
    (تو فِیل مینز تو نات سَکْسید یا تو اِند ویثآوت سَکْسِس)

    find out
    متوجه شدن، فهمیدن (فایند اوت)

    to find out means to learn something by making an effort
    متوجه شدن یعنی با تلاش چیزی را یاد گرفتن
    (تو فایند اوت مینز تو لِرن سام‌سینگ بای مِیکینگ اَن اِفورت)

    get around
    رفت‌وآمد کردن، جابه‌جا شدن (گِت اَراوند)

    to get around means to go, walk, or travel to different places
    رفت‌وآمد کردن یعنی به مکان‌های مختلف رفتن، پیاده‌روی کردن یا سفر کردن
    (تو گِت اَراوند مینز تو گو، واک، یا تِراوِل تو دیفرِنت پلیسیز)

    prepare
    آماده شدن (پریپِر)

    to prepare means to make yourself ready for something that you will be doing or something that you expect to happen
    آماده شدن یعنی خود را برای کاری که می‌خواهی انجام دهی یا اتفاقی که انتظارش را داری آماده کردن
    (تو پریپِر مینز تو مِیک یورسِلف رِدی فور سام‌سینگ دَت یو ویل بی دوئینگ یا سام‌سینگ دَت یو اِکسپِکت تو هَپِن)

    proud
    مفتخر، افتخار (پراود)

    proud means very happy and pleased because of something you have done, something you own, or someone you know or are related to
    مفتخر یعنی بسیار خوشحال و راضی به خاطر کاری که انجام داده‌ای، چیزی که داری یا کسی که می‌شناسی یا به تو مربوط است
    (پراود مینز وِری هَپی اَند پلیزْد بیکاز آو سام‌سینگ یو هَو دَن، سام‌سینگ یو اون، یا سام‌وان یو نو یا آر ریلِیتِد تو)

    romantic comedy
    کمدی رمانتیک (رومَنتیک کامِدی)

    a romantic comedy is a movie or play that deals with love in a light, humorous way
    کمدی رمانتیک فیلم یا نمایشی است که به عشق به روشی سبک و طنزآمیز می‌پردازد
    (اَ رومَنتیک کامِدی ایز اَ مووی یا پلی دَت دیلز ویث لاو این اَ لایت، هیومرَس وَی)

    science fiction
    علمی-تخیلی (سایِنس فیکشِن)

    science fiction is a kind of story about how people and societies are affected by imaginary scientific developments in the future
    علمی-تخیلی نوعی داستان است درباره اینکه چگونه مردم و جوامع تحت تأثیر پیشرفت‌های علمی خیالی در آینده قرار می‌گیرند
    (سایِنس فیکشِن ایز اَ کایند آو استوری اَباوت هاو پیپل اَند سوسایِتیز آر اَفِکتِد بای ایمَجِنِری سایِنتیفیک دیوِلپمِنتس این دِ فیوچِر)

    share
    به اشتراک گذاشتن، گفتن (شِر)

    to share means to tell someone about your feelings, opinions, or thoughts
    به اشتراک گذاشتن یعنی احساسات، نظرات یا افکار خود را به کسی گفتن
    (تو شِر مینز تو تِل سام‌وان اَباوت یور فیلینگز، اَپینیَنز، یا تاتس)

    take chances
    ریسک کردن (تِیک چَنسیز)

    to take chances means to do things even though there could be good or bad results
    ریسک کردن یعنی کارهایی را انجام دادن حتی اگر نتایج خوب یا بد داشته باشند
    (تو تِیک چَنسیز مینز تو دو تینگز ایوِن دُو دِر کُد بی گود یا بَد ریزالتس)

    take off
    اوج گرفتن، پیشرفت سریع کردن (تِیک آف)

    to take off means to make great progress
    اوج گرفتن یعنی پیشرفت چشم‌گیری داشتن
    (تو تِیک آف مینز تو مِیک گریت پراگرِس)

    In this lesson Kelly and Anna use some new phrasal verbs
    در این درس، کلی و آنا از چند فعل چندکلمه‌ای جدید استفاده می‌کنند
    (این دیس لِسِن کلی اَند آنا یوز سام نیو فریزَل وُربز)

    A group of two or three words that work as verbs are called phrasal verbs
    گروهی از دو یا سه کلمه که به عنوان فعل کار می‌کنند، افعال چندکلمه‌ای نامیده می‌شوند
    (اَ گروپ آو تو یا تری وُردز دَت وُرک اَز وُربز آر کالْد فریزَل وُربز)

    They are made up of a verb and a preposition, an adverb, or both
    آنها از یک فعل و یک حرف اضافه، یک قید یا هر دو ساخته شده‌اند
    (دی آر مِید آپ آو اَ وُرب اَند اَ پِرپوزیشِن، اَن اَدوِرب، یا باث)

    The problem with phrasal verbs in English is that you may know the words, but still may not understand the meaning of the phrasal verb
    مشکل افعال چندکلمه‌ای در انگلیسی این است که ممکن است کلمات را بدانی، اما همچنان معنی فعل چندکلمه‌ای را نفهمی
    (دِ پرابلم ویث فریزَل وُربز این اینگلیش ایز دَت یو مِی نو دِ وُردز، بات استیل مِی نات اَندِرستَند دِ مینینگ آو دِ فریزَل وُرب)

    For example, one meaning of the phrasal verb “take off” is to make quick progress
    به عنوان مثال، یکی از معانی فعل چندکلمه‌ای “take off” پیشرفت سریع کردن است
    (فور اِگزَمپل، وان مینینگ آو دِ فریزَل وُرب “تِیک آف” ایز تو مِیک کوئیک پراگرِس)

    But knowing the meanings of “take” and “off” does not help you to understand this phrasal verb
    اما دانستن معانی “take” و “off” به تو برای فهمیدن این فعل چندکلمه‌ای کمک نمی‌کند
    (بات نویینگ دِ مینینگز آو “تِیک” اَند “آف” داز نات هِلپ یو تو اَندِرستَند دیس فریزَل وُرب)

    Kelly uses the phrasal verb “take off” to talk about Anna’s career
    کلی از فعل چندکلمه‌ای “take off” برای صحبت درباره حرفه آنا استفاده می‌کند
    (کلی یوزز دِ فریزَل وُرب “تِیک آف” تو تالک اَباوت آنا کَریر)

    Well, today we will meet a woman and her acting career has really taken off
    خب، امروز با زنی آشنا می‌شویم و حرفه بازیگری او واقعاً اوج گرفته است
    (وِل، تودی وی ویل میت اَ وومن اَند هِر اَکتینگ کَریر هَز ریلی تِیکِن آف)

    The best way to learn phrasal verbs in English is to begin to notice them in sentences you hear or see
    بهترین راه برای یادگیری افعال چندکلمه‌ای در انگلیسی این است که شروع به توجه به آنها در جملاتی که می‌شنوی یا می‌بینی کنی
    (دِ بِست وَی تو لِرن فریزَل وُربز این اینگلیش ایز تو بیکین تو نوتیس دِم این سِنتِنسز یو هیر یا سی)

    First try to guess their meaning, then check the meaning by asking the teacher or using an online dictionary
    ابتدا سعی کن معنی آنها را حدس بزنی، سپس معنی را با پرسیدن از معلم یا استفاده از دیکشنری آنلاین بررسی کن
    (فِرست تِرای تو گِس دِر مینینگ، دِن چِک دِ مینینگ بای اَسکینگ دِ تیچِر یا یوزینگ اَن آنلاین دیکشِنِری)

    Keep a list of the ones you want to remember and use them often when you write or speak English
    لیستی از آنهایی که می‌خواهی به خاطر بسپاری تهیه کن و هنگام نوشتن یا صحبت کردن به انگلیسی اغلب از آنها استفاده کن
    (کیپ اَ لِست آو دِ وانز یو وانت تو ریمِمبِر اَند یوز دِم آفِن وِن یو رایت یا اسپیک اینگلیش)

    Soon you will feel comfortable using them
    به زودی در استفاده از آنها احساس راحتی خواهی کرد
    (سون یو ویل فیل کامفِرتِبِل یوزینگ دِم)

    now you try it
    حالا تو امتحان کن
    (ناو یو تِرای ایت)

    Use a phrasal verb from this lesson that means “return to a place” to complete this sentence
    از یک فعل چندکلمه‌ای از این درس که به معنای “بازگشت به یک مکان” است برای کامل کردن این جمله استفاده کن
    (یوز اَ فریزَل وُرب فرام دیس لِسِن دَت مینز “ریتِرن تو اَ پلیس” تو کامپلیت دیس سِنتِنس)

    After Anna goes to Hollywood, she will come back to Washington, D.C
    بعد از اینکه آنا به هالیوود می‌رود، به واشنگتن دی‌سی بازخواهد گشت
    (آفتر آنا گوز تو هالیوود، شی ویل کَم بَک تو واشینگتن دی سی)