Blackbeard
(بْلَکبیرْد)
ریشسیاه
A long time ago, Blackbeard was one of the most violent pirates ever.
(اِ لانگ تایم اَگو، بْلَکبیرْد واز وان آو ذِ موست وایَلَنت پایرِتس اِوِر)
مدتها پیش، ریشسیاه یکی از خشنترین دزدان دریایی تمام اعصار بود.
He was also an enormous man.
(هی واز اَلْسو اِنورْمَس مَن)
او همچنین مردی تنومند بود.
One day, there was a thick fog over the water.
(وان دی، ذِر واز اِ تیک فاگ اووِر ذِ واتَر)
یک روز، مه غلیظی روی آب بود.
Blackbeard did an extraordinary thing.
(بْلَکبیرْد دِید اَن اِکسترادِنِری تینگ)
ریشسیاه کار خارقالعادهای انجام داد.
With his sword in his belt, he attacked several giant ships near a town and took some of the town’s citizens.
(ویذ هیز سورد این هیز بِلْت، هِی اَتَکْت سِوِرال جایَنت شیپس نیر اِ تاؤن اَند توک سَم آو ذِ تاؤنز سیتیزِنز)
با شمشیری که در کمربندش داشت، به چند کشتی غولپیکر نزدیک یک شهر حمله کرد و تعدادی از شهروندان آن شهر را گروگان گرفت.
Then, he revealed his intentions.
(دِن، هِی ریوِیلْد هیز اینتِنشِنز)
سپس، نیت خود را آشکار کرد.
He declared, “You will give me medicine!”
(هی دِکلِیرْد، “یو ویل گیو می مِدسِن!”)
اعلام کرد: «شما به من دارو میدهید!»
Blackbeard wanted the medicine for some of the sick pirates on his ship.
(بْلَکبیرْد وانتِد ذِ مِدسِن فُر سَم آو ذِ سیک پایرِتس آن هیز شیپ)
ریشسیاه دارو را برای چند تن از دزدان دریایی بیمار کشتی خود میخواست.
The people had a bad impression of him.
(ذِ پیپَل هَد اِ بَد اِمپْرِشِن آو هیم)
مردم تصور بدی از او داشتند.
They were mad, and they resisted.
(دِی وِر مَد، اَند دِی ریزیسْتِد)
آنها عصبانی بودند و مقاومت کردند.
But they were trapped.
(بَت دِی وِر تْرَپْت)
اما به دام افتاده بودند.
They wanted to get rid of him.
(دِی وانتِد تو گِت رید آو هیم)
میخواستند از شر او خلاص شوند.
So the town’s council decided to give him the medicine.
(سو ذِ تاؤنز کانْسِل دِسایْدِد تو گیو هیم ذِ مِدسِن)
به همین دلیل، شورای شهر تصمیم گرفت دارو را به او بدهد.
After this, there was a reward for catching Blackbeard.
(آفتَر دِیس، ذِر واز اِ ریوارد فُر کَچینگ بْلَکبیرْد)
بعد از این، جایزهای برای دستگیری ریشسیاه تعیین شد.
If Blackbeard was caught, he would have a trial.
(اِف بْلَکبیرْد واز کات، هِی وود هَو اِ ترایَل)
اگر ریشسیاه دستگیر میشد، محاکمه میگردید.
He didn’t want to go to jail, so he quit being a pirate.
(هی دیدِنْت وانت تو گو تو جِیل، سو هی کویت بیهینگ اِ پایرِت)
او نمیخواست به زندان برود، بنابراین دست از دزدی دریایی کشید.
Blackbeard became a fisherman.
(بْلَکبیرْد بیکِیم اِ فیشِرْمَن)
ریشسیاه ماهیگیر شد.
But he ought to have stayed on land.
(بَت هِی اوت تو هَو اِستِید آن لَند)
اما بهتر بود در خشکی میماند.
The Royal Navy was still looking for him.
(ذِ رویال نِیوی واز استیل لوکینگ فُر هیم)
نیروی دریایی سلطنتی هنوز به دنبال او بود.
They attacked him while he was fishing on his boat.
(دِی اَتَکْت هیم وایل هِی واز فیشینگ آن هیز بوت)
آنها وقتی در قایقش مشغول ماهیگیری بود، به او حمله کردند.
Blackbeard fought as hard as he could, but finally, he was killed.
(بْلَکبیرْد فات اَز هارد اَز هِی کُود، بَت فاینَلی، هِی واز کیلْد)
ریشسیاه تا جایی که میتوانست جنگید، اما سرانجام کشته شد.
He didn’t even get a funeral.
(هی دیدِنْت ایوِن گِت اِ فیونِرَل)
حتی مراسم خاکسپاری هم نداشت.
But people still tell tales about him many years later.
(بَت پیپَل استیل تِل تِیلز اَباوت هیم مِنی ییرز لِیتِر)
اما مردم هنوز سالها بعد افسانههایی دربارهٔ او تعریف میکنند.