The North Star
(ذِ نورْث اِستار)
ستارهی شمالی
Among the multitude of stars in the universe, there are a couple that are of great importance to people.
(اَمانگ ذِ مالتی تود آو اِستارز این ذی یونیوَرْس، ذِر آر اِ کاپُل ذَت آر آو گِرِیت ایمپورتَنس تو پیپَل)
در میان انبوه ستارهها در جهان، چند تا از آنها برای مردم اهمیت زیادی دارند.
The sun, of course, is one of them.
(ذِ سان، آو کورس، ایز وان آو دِم)
البته که خورشید یکی از آنهاست.
The other is known as Polaris, the North Star.
(ذی اَذَر ایز نون اَز پولاریس، ذِ نورْث اِستار)
دیگری به نام پولاریس، ستارهی شمالی، شناخته میشود.
Polaris is special because it is the only star that always appears to be in the same place in the sky.
(پولاریس ایز اِسپِشَل بیکاز ایت ایز ذِ اونلی اِستار ذَت اُلویز اَپیرز تو بی این ذِ سِیم پِلِیس این ذِ اِسکای)
پولاریس خاص است، زیرا تنها ستارهای است که گویی همیشه در یک مکان در آسمان قرار دارد.
Therefore, Polaris is a great compass.
(ذِرفور، پولاریس ایز اِ گِرِیت کامپَس)
بنابراین، پولاریس قطبنمایی عالی است.
When people in the northern hemisphere of Earth look toward Polaris, they can be certain that they are facing north.
(وِن پیپَل این ذِ نورذَرن هِمیسفیر آو ارث لوک تووْرد پولاریس، دِی کَن بی سِرْتِن ذَت دِی آر فِیسینگ نورْث)
وقتی مردم در نیمکرهی شمالی زمین به پولاریس نگاه میکنند، میتوانند مطمئن باشند که رو به شمال هستند.
The permanence of Polaris in the north sky has helped countless people find their destinations.
(ذِ پِرْمَنَنس آو پولاریس این ذِ نورْث اِسکای هَز هِلپْد کانْتْلِس پیپَل فایند دِر دِستینِیشِنز)
ماندگاری پولاریس در آسمان شمال به افراد بیشماری کمک کرده تا مقصد خود را پیدا کنند.
Before the invention of modern navigation tools, mariners relied on Polaris.
(بیفور ذی اینوِنشِن آو مادِرْن نَویگِیشِن تولز، مَرینِرز ریلایْد آن پولاریس)
قبل از اختراع ابزارهای مدرن ناوبری، دریانوردان به پولاریس اعتماد میکردند.
Their technique was to look for Polaris to figure out their place at sea.
(دِر تِکنیک واز تو لوک فُر پولاریس تو فیگِر اوت دِر پِلِیس اَت سی)
تکنیک آنها این بود که به دنبال پولاریس بگردند تا جایگاه خود را در دریا مشخص کنند.
They figured out the angle between the star and the horizon to determine their latitude.
(دِی فیگِرْد اوت ذی اَنگِل بیتوین ذِ اِستار اَند ذِ هُرایزِن تو دیتِرْمین دِر لَتیتود)
آنها زاویهی بین ستاره و افق را پیدا میکردند تا عرض جغرافیایی خود را تعیین کنند.
As long as the equations weren’t erroneous, the results were very reliable.
(اَز لانگ اَز ذی ایکْویِیشِنز وِرِنْت ایرونیَس، ذِ ریزالتس وِر وِری ریلایَبِل)
تا زمانی که معادلات اشتباه نبودند، نتایج بسیار قابل اعتماد بودند.
Polaris also let sailors determine North, South, East, and West.
(پولاریس اَلْسو لِت سِیلَرز دیتِرْمین نورْث، ساوت، ایست، اَند وِست)
پولاریس همچنین به دریانوردان اجازه میداد شمال، جنوب، شرق و غرب را تعیین کنند.
By knowing directions and their location, mariners could easily navigate their ships.
(بای نویینگ دایرِکشِنز اَند دِر لوکِیشِن، مَرینِرز کُود ایزِلی نَویگِیت دِر شیپس)
با دانستن جهتها و موقعیت خود، دریانوردان میتوانستند به راحتی کشتیهای خود را هدایت کنند.
To those who sail at night, wild storms and dark clouds were more than nuisances.
(تو دُوز هو سِیل اَت نایت، وایلد اِستورمز اَند دارک کلاودز وِر مور دَن نیوسَنسِز)
برای کسانی که در شب سفر میکنند، توفانهای وحشی و ابرهای تیره فراتر از یک مزاحمت ساده بودند.
They could disrupt entire journeys by blocking the view of Polaris.
(دِی کُود دیسْرَپْت اِنتایَر جورْنیز بای بلاکینگ ذِ ویو آو پولاریس)
آنها میتوانستند با مسدود کردن دید پولاریس، کل سفرها را مختل کنند.
A captain could err and make an inadvertent turn, deviating from the correct course.
(اِ کَپْتِن کُود اِر اَند مِیک اَن اینَدوِرْتَنْت تِرْن، دیویِیتینگ فرام ذِ کِرِکت کورس)
کاپیتان میتوانست اشتباه کند و چرخشی سهوی انجام دهد و از مسیر صحیح منحرف شود.
The ship could become stranded at sea, and the frantic captain would have no way to improvise to get the ship back on the right course.
(ذِ شیپ کُود بیکام اِسْتْرَندِد اَت سی، اَند ذِ فْرَنتِک کَپْتِن وود هَو نو وَی تو اِمپروایز تو گِت ذِ شیپ بَک آن ذِ رایت کورس)
کشتی میتوانست در دریا سرگردان شود و ناخدای آشفته هیچ راهی برای بداههپردازی و بازگرداندن کشتی به مسیر درست نداشت.
The mariner’s fears wouldn’t be soothed until the clouds cleared and Polaris came back into view.
(ذِ مَرینَرز فیرز وودنْت بی سوتْد اَنتِل ذِ کلاودز کلیرْد اَند پولاریس کِیم بَک اینتو ویو)
ترس دریانورد آرام نمیگرفت تا اینکه ابرها کنار میرفتند و پولاریس دوباره نمایان میشد.
Even today, sailors sometimes choose to navigate by using Polaris on clear nights.
(ایوِن تودِی، سِیلَرز سامتایمز چوز تو نَویگِیت بای یوزینگ پولاریس آن کلیر نایتس)
حتی امروزه، گاهی دریانوردان در شبهای صاف ترجیح میدهند با استفاده از پولاریس مسیریابی کنند.
It’s not difficult to differentiate Polaris from other stars.
(ایتس نات دیفیکَلْت تو دیفرِنشِیت پولاریس فرام اَذَر اِستارز)
تشخیص پولاریس از ستارههای دیگر کار دشواری نیست.
The Big Dipper, which is well known in astrology, appears to revolve around Polaris.
(ذِ بیگ دیپَر، ویچ ایز وِل نون این اَسترالَژی، اَپیرز تو ریوَلْو اِرآوند پولاریس)
به نظر میرسد دب اکبر، که در اخترشناسی شناخته شده است، به دور پولاریس میچرخد.
The handle of the Big Dipper always points to the North Star.
(ذِ هَندِل آو ذِ بیگ دیپَر اُلویز پویْنتس تو ذِ نورْث اِستار)
دستهی دب اکبر همیشه به ستارهی شمالی اشاره دارد.
When people get lost, it’s comforting to know that their problems can be solved by looking at the sky.
(وِن پیپَل گِت لاست، ایتس کامفِرْتینگ تو نو ذَت دِر پرابْلَمز کَن بی سالْوْد بای لوکینگ اَت ذِ اِسکای)
وقتی افراد گم میشوند، این آرامشبخش است که بدانند مشکلاتشان با نگاه کردن به آسمان حل میشود.