arm
بازو (آرم)
an arm is either one of the two long body parts that join the top of your body at the shoulder and that end at the hand or wrist
بازو یکی از دو قسمت بلند بدن است که بالای بدن را در شانه به هم متصل میکند و به دست یا مچ ختم میشود
(اَن آرْم ایز ایذر وان آو دِ تو لانگ بودی پارتس دَت جویین دِ تاپ آو یور بودی اَت دِ شولْدِر اَند دَت اِند اَت دِ هَند یا ریت)
chips
چیپس (چیپس)
chips are thin, hard, and usually salty pieces of food
چیپس تکههای نازک، سفت و معمولاً شور غذا هستند
(چیپس آر تین، هارد، اَند یوژوالی سالتی پیسیز آو فود)
crime
جنایت (کرایم)
a crime is an illegal act for which someone can be punished by the government
جنایت یک عمل غیرقانونی است که برای آن شخص میتواند توسط دولت مجازات شود
(اَ کرایم ایز اَن ایلِیگَل اَکت فور ویچ ساموان کَن بی پانیشْد بای دِ گاورنمنت)
fell
افتاد (فِل)
to fall means to come or go down suddenly from a standing position. the past tense is fell
افتادن یعنی ناگهان از حالت ایستاده به پایین آمدن. زمان گذشته آن fell است
(تو فال مینز تو کَم یا گو داون سادِنلی فرام اَ اِستَندینگ پوزیشِن. دِ پَست تِنس ایز فِل)
grabbing
گرفتن، کشیدن (گرَابینگ)
to grab means to quickly take and hold someone or something with your hand or arms. the gerund form is grabbing
گرفتن یعنی سریعاً کسی یا چیزی را با دست یا بازو برداشتن و نگه داشتن. شکل gerund آن grabbing است
(تو گرَاب مینز تو کوئیکلی تِیک اَند هولد ساموان یا سامسینگ ویث یور هَند یا آرْمز. دِ جِرَند فورم ایز گرَابینگ)
ground
زمین (گراوند)
ground is the soil that is on or under the surface of the earth
زمین خاکی است که روی یا زیر سطح زمین قرار دارد
(گراوند ایز دِ سویل دَت ایز آن یا اَندِر دِ سَرفِیس آو دِ ارت)
kicked off
اخراج کردن (کیکْت آف)
to kick off means to force someone to leave. the past tense is kicked off
اخراج کردن یعنی مجبور کردن کسی به ترک کردن. زمان گذشته آن kicked off است
(تو کیک آف مینز تو فورس ساموان تو لیو. دِ پَست تِنس ایز کیکْت آف)
lying
دراز کشیده (لایینگ)
to lie means to be in a flat position on a surface. the gerund is lying
دراز کشیدن یعنی در حالت صاف روی یک سطح بودن. شکل gerund آن lying است
(تو لای مینز تو بی این اَ فِلَت پوزیشِن آن اَ سَرفِیس. دِ جِرَند ایز لایینگ)
minding my own business
به کار خودم مشغول بودن (مایندینگ مای اون بیزْنِس)
minding my own business means doing what you normally do and not bothering anyone
به کار خودم مشغول بودن یعنی انجام کارهای معمولی خود و مزاحم کسی نشدن
(مایندینگ مای اون بیزْنِس مینز دوئینگ وات یو نرمَلی دو اَند نات باتِرینگ اِنیوان)
robber
دزد (رابِر)
a robber is a criminal who steals money or property or a thief who robs people
دزد یک مجرم است که پول یا اموال را میدزدد یا دزدی است که از مردم سرقت میکند
(اَ رابِر ایز اَ کریمِنَل هو استیلز مانی یا پراپِرتی یا اَ ثیف هو رابز پیپل)
snack
خوراکی کوچک، میانوعده (اِسنَک)
a snack is a small amount of food eaten between meals
میانوعده مقدار کمی غذا است که بین وعدههای غذایی خورده میشود
(اَ اِسنَک ایز اَ اسمال اَماونت آو فود ایتِن بیتوین میلز)
step
پا گذاشتن (اِستِپ)
to step means to put your foot down, usually used with in or on
پا گذاشتن یعنی پای خود را پایین گذاشتن، معمولاً با in یا on استفاده میشود
(تو اِستِپ مینز تو پوت یور فوت داون، یوژوالی یوزد ویث این یا آن)
stuck
گیر کرده (اِستاک)
stuck means difficult or impossible to move from a position
گیر کرده یعنی حرکت از یک موقعیت دشوار یا غیرممکن است
(اِستاک مینز دیفیکَلت یا ایمپاسِبِل تو موو فرام اَ پوزیشِن)
tripped
زمین خورد (تریپْت)
to trip means to fall or nearly fall by accidentally hitting your foot on something as you are walking or running. the past tense is tripped
زمین خوردن یعنی در حین راه رفتن یا دویدن، به طور تصادفی پایت به چیزی بخورد و بیفتی یا نزدیک به افتادن باشی. زمان گذشته آن tripped است
(تو تریپ مینز تو فال یا نیِرلی فال بای اَکسیدِنتلی هیتینگ یور فوت آن سامسینگ اَز یو آر واکینگ یا رانینگ. دِ پَست تِنس ایز تریپْت)
umbrella
چتر (اَمبِرِلَا)
an umbrella is a device that is used for protection from the rain and sun
چتر وسیلهای است که برای محافظت در برابر باران و آفتاب استفاده میشود
(اَن اَمبِرِلَا ایز اَ دیوایس دَت ایز یوزد فور پراکِشِن فرام دِ رِین اَند سان)
vending machine
دستگاه فروش خودکار (وِندینگ مَشین)
a vending machine is a machine that you put money into in order to buy food or drinks
دستگاه فروش خودکار دستگاهی است که برای خرید غذا یا نوشیدنی پول در آن میاندازی
(اَ وِندینگ مَشین ایز اَ مَشین دَت یو پوت مانی اینتو این اُردِر تو بای فود یا دِرینکس)
—
In this lesson you hear a new kind of pronoun
در این درس نوع جدیدی از ضمیر را میشنوی
(این دیس لِسِن یو هیر اَ نیو کایند آو پروناون)
Listen to the news reporter
به خبرنگار گوش بده
(لیسِن تو دِ نیوز رِپورْتِر)
It looks like she hurt herself when she was trying to stop the crime
به نظر میرسد که در حین تلاش برای متوقف کردن جنایت به خودش آسیب زده است
(ایت لوکس لایک شی هارت هِرزِلف وِن شی واز تِرایینگ تو استاپ دِ کرایم)
When the news reporter says, “It looks like she hurt herself,” he is using the reflexive pronoun “herself”
وقتی خبرنگار میگوید “به نظر میرسد به خودش آسیب زده است”، از ضمیر انعکاسی “herself” استفاده میکند
(وِن دِ نیوز رِپورْتِر سِیز، “ایت لوکس لایک شی هارت هِرزِلف،” هی ایز یوزینگ دِ ریفِلِکسیو پروناون “هِرزِلف”)
We use a reflexive pronoun when the same person is the subject and the object of the sentence
وقتی یک شخص هم فاعل و هم مفعول جمله باشد، از ضمیر انعکاسی استفاده میکنیم
(وی یوز اَ ریفِلِکسیو پروناون وِن دِ سِیم پرسن ایز دِ سابجِکت اَند دِ آبجِکت آو دِ سِنتِنس)
In the example that you just heard, the meaning is “It looks like Anna hurt Anna”
در مثالی که همین الان شنیدی، معنی این است که “به نظر میرسد آنا به آنا آسیب زده است”
(این دِ اِگزَمپل دَت یو جاست هِرد، دِ مینینگ ایز “ایت لوکس لایک آنا هارت آنا”)
Anna is the subject of the sentence and also the object, or the thing that receives the action of the verb
آنا هم فاعل جمله است و هم مفعول، یا چیزی که عمل فعل را دریافت میکند
(آنا ایز دِ سابجِکت آو دِ سِنتِنس اَند آلسو دِ آبجِکت، یا دِ تینگ دَت ریسِیوز دِ اَکشن آو دِ وُرب)
Listen to another example from this lesson
به مثال دیگری از این درس گوش بده
(لیسِن تو اَنَدر اِگزَمپل فرام دیس لِسِن)
Okay we have to find “ourselves” another story, guys
خب، باید داستان دیگری برای خودمان پیدا کنیم، بچهها
(اوکی وی هَو تو فایند “آسِلْوز” اَنَدر استوری، گایز)
In this sentence, Guy is saying that he and his crew have to find a more interesting news story
در این جمله، گای میگوید که او و تیمش باید یک داستان خبری جذابتر پیدا کنند
(این دیس سِنتِنس، گای ایز سِیینگ دَت هی اَند هیز کرو هَو تو فایند اَ مور اینترِستینگ نیوز استوری)
He uses the reflexive pronoun “ourselves”
او از ضمیر انعکاسی “ourselves” استفاده میکند
(هی یوزز دِ ریفِلِکسیو پروناون “آسِلْوز”)
Notice the spelling change: the letter “f” in self changes to “ves” when the word is plural
به تغییر املایی توجه کن: حرف “f” در self وقتی کلمه جمع است به “ves” تغییر میکند
(نوتیس دِ اسپِلینگ چِینج: دِ لِتِر “اف” این سِلف چِینجیز تو “وز” وِن دِ وُرد ایز پلورال)
Here is a chart that shows the pronouns we have learned in Let’s Learn English up to now
این نموداری است که ضمیرهایی را که تاکنون در Let’s Learn English یاد گرفتهایم نشان میدهد
(هیر ایز اَ چارت دَت شوز دِ پروناونز وی هَو لِرْنْد این لَتس لِرن اینگلیش آپ تو ناو)
Say the new ones with us
ضمیرهای جدید را با ما بگو
(سِی دِ نیو وانز ویث آس)
Notice the spelling changes in the plural forms
به تغییرات املایی در شکلهای جمع توجه کن
(نوتیس دِ اسپِلینگ چِینجیز این دِ پلورال فورمز)
myself, yourself, herself, himself, itself
خودم، خودت، خودش (مونث)، خودش (مذکر)، خودش (غیرجاندار)
(مایسِلف، یورسِلف، هِرزِلف، هیمزِلف، ایتزِلف)
ourselves, yourselves, themselves
خودمان، خودتان، خودشان
(آسِلْوز، یورسِلْوز، دِمزِلْوز)
now you try it
حالا تو امتحان کن
(ناو یو تِرای ایت)
Make a sentence with these two ideas
با این دو ایده یک جمله بساز
(مِیک اَ سِنتِنس ویث دیز تو آیدیا)
I made cookies
من کلوچه درست کردم
(آی مِید کوکیز)
The cookies are for me
کلوچهها برای من هستند
(دِ کوکیز آر فور می)
I made cookies for myself
من برای خودم کلوچه درست کردم
(آی مِید کوکیز فور مایسِلف)