The Senator and the Worm
(ذِ سِنِیتَر اَند ذِ وُرم)
سناتور و کرم
A rich senator lived in a big house.
(اِ ریچ سِنِیتَر لیوْد این اِ بیگ هاوس)
سناتور ثروتمندی در خانهی بزرگی زندگی میکرد.
He had more money than anyone in his district.
(هی هَد مور مَنی دَن اِنیوان این هیز دیستریکت)
او بیشتر از هر کسی در منطقهاش پول بیشتری داشت.
One day, he was sitting on a chair listening to a radio broadcast.
(وان دی، هِی واز سیتینگ آن اِ چِر لیسِنینگ تو اِ رِیدیو برادکَست)
روزی، او روی صندلی نشسته بود و به یک برنامهی رادیویی گوش میداد.
As he listened to the news bulletin, a worm crawled from underneath the chair and onto his head.
(اَز هِی لیسِنْد تو ذِ نیوز بُلِتین، اِ وُرم کرالْد فرام اَندَرنیت ذِ چِر اَند آنتو هیز هِد)
همان طور که او به بولتن خبری گوش میداد، کرمی از زیر صندلیاش بیرون آمد و روی سر او خزید.
His cook was in the kitchen stirring some spaghetti sauce.
(هیز کوک واز این ذِ کیچِن اِستِرینگ سام اِسپاگِتی ساس)
آشپز سناتور داخل آشپزخانه بود و داشت مقداری سس اسپاگتی هم میزد.
Suddenly, a cry from the senator alerted him.
(سادِنلی، اِ کِرای فرام ذِ سِنِیتَر اَلِرْتِد هیم)
ناگهان، فریادی از سناتور او را هوشیار کرد.
He ran to the rear of the house where the senator was sitting.
(هی رَن تو ذِ ریر آو ذِ هاوس وِر ذِ سِنِیتَر واز سیتینگ)
او بهسمت پشت خانه، جایی که سناتور نشسته بود، دوید.
The cook looked and saw the worm.
(ذِ کوک لوکْد اَند سات ذِ وُرم)
آشپز نگاه کرد و کرم را دید.
He tried to console the senator.
(هی ترایْد تو کانسول ذِ سِنِیتَر)
او سعی کرد سناتور را دلداری دهد.
“I’ll take it off right away,” he said.
(“آیل تِیک ایت آف رایت اَوِی،” هِی سِد)
او گفت: «فوری اون رو از شما جدا میکنم.»
“No!” shouted the senator.
(“نو!” شاوتِد ذِ سِنِیتَر)
سناتور فریاد زد: «نه!»
“I want you to kill it.”
(“آی وانت یو تو کیل ایت”)
«میخوام اون رو بکشی.»
“But it’s only a worm,” the cook said.
(“بَت ایتس اونلی اِ وُرم،” ذِ کوک سِد)
آشپز گفت: «ولی این فقط یه کرمه.»
“Why should we execute it? It hasn’t committed a crime.”
(“وای شود وی اِگزکیوت ایت؟ ایت هَزِنْت کِمیتِد اِ کرایم”)
«چرا باید اون رو بکشیم؟ جرمی انجام نداده.»
The senator could not endure the worm on his head.
(ذِ سِنِیتَر کُود نات اِندور ذِ وُرم آن هیز هِد)
سناتور نمیتوانست کرم را روی سرش تحمل کند.
“Hurry!” he shouted.
(“هاری!” هِی شاوتِد)
فریاد زد: «بجنب!»
The cook looked through several drawers, but found nothing.
(ذِ کوک لوکْد ترو سِوِرَل دْراوِرز، بَت فاوند ناتینگ)
آشپز چند تا کشو را گشت، ولی چیزی پیدا نکرد.
Then he ran to the closet and took out a pipe.
(دِن هِی رَن تو ذِ کلازِت اَند توک اوت اِ پایپ)
بعد بهسمت کمد دوید و لولهای را بیرون آورد.
He returned to the senator and lifted the pipe over his head.
(هی ریترْنْد تو ذِ سِنِیتَر اَند لِفتِد ذِ پایپ اووِر هیز هِد)
پیش سناتور برگشت و لوله را بالای سرش برد.
He knew he couldn’t just tap the worm.
(هی نیو هِی کُودنْت جاست تَپ ذِ وُرم)
او میدانست نمیتواند فقط ضربهی آرامی به کرم بزند.
He was going to hit it hard.
(هی واز گوئینگ تو هیت ایت هارد)
قصد داشت محکم به آن ضربه بزند.
He grasped the pipe tightly.
(هی گْرَاسْپْد ذِ پایپ تایتلی)
میله را محکم گرفت.
“What are you waiting for?” said the senator.
(“وات آر یو وِیتینگ فُر؟” سِد ذِ سِنِیتَر)
سناتور گفت: «منتظر چی هستی؟»
“Kill it!”
(“کیل ایت!”)
«بکشش!»
The cook swung the pipe at the senator’s head.
(ذِ کوک اِسْوَانگ ذِ پایپ اَت ذِ سِنِیتَرز هِد)
آشپز لوله را تاب داد و روی سر سناتور کوبید.
“Oh, no,” the worm said.
(“او، نو،” ذِ وُرم سِد)
کرم گفت: «وای، نه.»
“He’s going to chop me in half.”
(“هیز گوئینگ تو چاپ می این هَف”)
«الان نصفم میکنه.»
It jumped off the senator’s head.
(ایت جامپْت آف ذِ سِنِیتَرز هِد)
کرم از روی سر سناتور پایین پرید.
There was a tremendous noise.
(ذِر واز اِ تْرِمِندَس نویز)
صدای خیلی بلندی آمد.
“Owww!” cried the senator.
(“آووو!” کرایْد ذِ سِنِیتَر)
سناتور فریاد زد: «آآآآخ!»
A bump rose upon his skull.
(اِ بامپ رُوز اَپان هیز اِسکال)
روی جمجمهاش برآمدگیای بالا آمد.
Meanwhile, the worm crawled outside.
(مینوایل، ذِ وُرم کرالْد اوتساید)
در همین حین، کرم بیرون خزید.
“That was close,” said the worm.
(“ذَت واز کلوز،” سِد ذِ وُرم)
کرم گفت: «نزدیک بود.»
“Instead of being nice, he wanted to hurt me.
(“ایناستِد آو بیهینگ نایس، هِی وانتِد تو هَرت می)
«بهجای اینکه آدم خوبی باشه، خواست به من صدمه بزنه.
Now, that man has a big bump on his head.”
(ناو، ذَت مَن هَز اِ بیگ بامپ آن هیز هِد)
حالا، اون مرد یه برآمدگیِ بزرگ روی سرش داره.»